رشید در مقابل عادل

دوشنبه این هفته برنامه نود ناگهانی قطع شد. این چیز عجیبی نیست و قبلا هم از این برنامه‌ها داشتیم. در هفته‌های گذشته فردوسی‌‌پور روی موضوع‌های حساسی مانند دلالی فوتبال دست گذاشته و همان طور هم که انتظار می‌رود دلال‌ها انقدر قدرت دارند که چو بیاندازند خود فردوسی‌پور درآمد میلیاردی دارد. عادل فردوسی‌پور استاد دانشگاه ما بود. شاید استاد متمایزی در شریف نبود اما احتمالا پرطرفدارترین استاد دانشگاه بین دانشجویان بود. با این که فقط زبان صنایع درس می‌داد اما خیلی‌ها به عشق عادل دور و بر کلاس‌های او می‌پلکیدند. هرچند که خیلی خود عادل مایل نبود کسانی که با او کلاس ندارند در کلاس حاضر شوند. گاهی پیش می‌آمد فوتبال بود و او هم در بوفه دانشگاه همراه بچه‌ها فوتبالی می‌دید و چای و نسکافه‌ای می‌خورد. در این میان و در طول فوتبال بارها و بارها با خبرنگارانش تماس می‌گرفت و آنها را هدایت می‌کرد. در همان حال به پرسش‌های بچه‌ها هم جواب می‌داد. پیش می‌آمد که در مسابقه‌های جام رمضان حضور پیدا می‌کرد. گزارش می‌کرد بازی بچه‌ها را. یا یک برنامه‌ای سه روزه در شریف گذاشته بودند که علی دایی را آوردند و خیلی چهره‌های دیگر فوتبال را. در یکی از روزها عادل هم مجری برنامه بچه‌ها بود. عادل فردوسی‌پور چهره مردمی در دانشگاه بود همان طور که در کشور هم مردم او را دوست دارند. به همان اندازه ستاره‌های فوتبالی و گاهی حتی بیشتر. فردوسی‌پور خودش به تنهایی یک رسانه است. از نظر رسانه‌ای و آن چیزی که در کتاب‌های رسانه نوشتند فردوسی پور خیلی با استانداردها فاصله دارد. اشتباهات رسانه‌ای او مطابق کتاب‌های مرجع رسانه‌ای کم نیست. اما او پرطرفدارترین برنامه رسانه‌ای ایران را ساخته است. منطقی نیست به نوشته‌های کتاب‌ها شک کنیم؟

او ویژگی‌های یک مجری ایده‌آل را ندارد. لازم هم نیست داشته باشد. چون او کسی است که خودش مصدر امور است و استاندارد را تعریف می‌کند. چیزی که باعث شد راجع به او بنویسم این خبر بود:

به گزارش جام نیوز به نقل از عصر ایران، رضا رشیدپور، مجری برنامه «شب بخیر شما» در شبکه ماهواره‌ای «ایرانیان»، تلویحاً عادل فردوسی‌پور را به دروغگویی متهم کرد.

رشیدپور در برنامه خودش، در حالی که عکس فردوسی‌پور را بر روی جلد مجله «زندگی ایده آل» به بینندگان نشان می‌داد، درباره حرف‌های فردوسی‌پور درباره دستمزدش در برنامه نود صحبت کرد.

وی با اشاره به حرف‌های فردوسی‌پور در برنامه نود دو هفته قبل که گفته بود درآمدش یک و نیم میلیون تومان در ماه است گفت: «این حرف عادل هم از آن حرفهاست! عادل فردوسی‌پور یک و نیم میلیون درآمد دارد؟ اگر قرار باشد آن طور که عادل حساب کرده حساب کنیم در آمد من می‌شود ۵۰۰ هزار تومان. و حتی بدهکار هم هستم. نه به آن شایعه درآمد میلیاردی او و نه به درآمد یک و نیم میلیونی‌اش.»

رشیدپور در حالی اطلاع رسانی فردوسی‌پور درباره درآمدش از برنامه نود را زیر سئوال برد که هیچ توضیحی درباره درآمد خودش از برنامه «شب بخیر شما» نداد تا بینندگان با مقایسه درآمد او به عنوان مجری‌ای رده پایین، در قیاس با فردوسی‌پور، بتوانند درباره درآمد فردوسی‌پور گمانه زنی کنند.

رضا رشیدپور جزو باهوش‌ترین مجری‌های رسانه‌ای ایران است. انتظار شنیدن این حرف را از او نداشتم. موضوع این نیست که فردوسی‌پور چقدر می‌گیرد که من یکی حرف او را قبول می‌کنم. موضوع این است که در شرایطی که عادل روی مسائل حساسی دست گذاشته همه ما می‌دانیم که در دنیای کثیف این روزهای ما باید انتظار تخریب شخصیت عادل را داشته باشیم. او هم به شکل درستی از خودش دفاع کرده. حرف‌های رضا رشید‌پور هیچ لزومی هم نداشته. اگر قرار بر انتخاب هم باشد من انتخاب خودم را کردم.

اگر انتخاب‌های آدم درست باشند جایی به هم می‌رسند. حالا که دو تا انتخاب من این جور مقابل هم قرار گرفتند احتمالا یکی را درست انتخاب نکردم. من انتخاب خودم را کردم.

سهم من از فروردین ۹۰

همیشه عاشق ترین‌ها بودم. انتخاب را دوست دارم و به همین خاطر از اولین ماه سال ۹۰ دست به انتخاب بهترین تجربه‌هایم در ماهی که گذشت می‌زنم. با این کار بخشی از خودم را به اشتراک می‌گذارم. این انتخاب‌ها احساسی است و امکان دارد دلیل و منطق خاصی نداشته باشد. پس؛ خانم‌ها و آقایان! این شما و این انتخاب‌های من از فروردین ۹۰.

————

بهترین فیلم ایرانی: بی برو برگرد جدایی نادر از سیمین به خاطر نمایش دقیق و پر جزئیات زندگی معمولی به شیوه‌ای جذاب و در یک کلیت باورپذیر.

بهترین کشف ماه: منطقه کوهستانی و جنگلی خرما یا به نظر من بهشت گمشده گیلان.

بهترین برنامه تلویزیونی: برنامه فرزاد حسنی قبل تحویل سال و حضور رضا یزدانی در تلویزیون. نه به خاطر رضا یزدانی و فرزاد حسنی بلکه به دلیل این که در نیمه های شب چهره هایی از آن ور خط قرمز آمدند این ور و آب از آب تکان نخورد. در تلویزیون نوای راک پخش شد و پشت بندش گفته نشد که این موزیک متعلق به شیطان پرست‌هاست. البته بعضی‌ها ناراحت شدند.

بهترین محصول سینمای خانگی: جنگ نوروز ۹۰ و اجرای رضا رشید پور. نه به خاطر رضا رشید پور بلکه به این خاطر که سینمای خانگی راه جدیدی برای پول در آوردن شده است.

بهترین سریال ماه: با احترام به مختارنامه، بگذاریم فعلا قهوه تلخ بهترین انتخاب من باشد. البته احتمالا دیگر این سریال را نخواهم دید

بهترین دیالوگ: این سنگ در تمام زندگی من منتظرم بوده. دیالوگ ۱۲۷ ساعت؛ شاهکاری است. باید ببنید.

بدترین حرکت زشت: تواما به جنگ نوروز ۹۰ و قهوه تلخ. بر روی بسته DVD جنگ نوروز ۹۰ تصویر و نام خواننده هایی بود که داخل بسته خبری از آنها نبود. همین طور قهوه تلخ که به انتخاب مشتری احترام نگذاشت و پشت صحنه سریال را نه به اختیار مخاطب بلکه به زور و همراه سریال فروخت.

بهترین فیلم خارجی: با احترام به جاده، استخوان زمستانی، داستان اسباب بازی ۳، تلقین، جزیره شاتر، شهامت، سخنرانی پادشاه،در یک دنیای بهتر، مری و مکس…

سهم من می‌رسد به ۱۲۷ ساعت. چون ارزش زندگی و لذت بردن در جمع را به من یادآوری کرد.

بهترین کتاب: اینجا هت تریک شد!

مطالعات انتقادی، استعمار مجازی آمریکا، قدرت نرم و امپراتوری‌های مجازی سید سعید رضا عاملی، استاد گروه ارتباطات دانشگاه تهران

نفحات نفت، رضا امیر خانی

روابط عمومی، زمینه‌ها و ابزارها

بهترین مقاله: جدیدتر از رسانه های جدید پل لوینسون

بهترین ترانه: با احترام به ترانه معروف بهار بهار؛ سهم من می‌رسد به من مست و تو دیوانه بنیامین. منتظر آلبوم سومش هستم.

بهترین بازی ماه: میر مهنا. نه به خاطر خود بازی. به خاطر این که موتورهایمان دارد روشن می‌شود. هر چند شخصا معتقد نیستم که باید سراغ تولید بازی برویم اما به این تلاش احترام می‌گذارم و به احترام این بچه‌ها از جایم بلند می‌شوم.

بهترین خبر فناوری: پرداخت‌های مالی از طریق NFC در المپیک لندن با همکاری ویزا و سامسونگ.

جذاب‌ترین حادثه ورزشی: دقیقه ۹۰ به بعد بازی استیل آذین و پرسپولیس.

پ.ن. این همه سهم من فروردین نبود. بخشی را گفتم تا موتور کار روشن شود. تا ببینم سهم من از اردیبهشت ۹۰ چیست.