اینترنت چیست؟

این نوشته برگرفته از بخشی از پایان‌نامه کارشناسی ارشدم است و بعد از خواندن این نوشته علیرضا مجیدی (نه! فناوری نه مجرم است، نه منجی!) تشویق شدم که اینجا منتشر کنم.

Brain-Internet

در جامعه اطلاعاتی یا معرفتی امروز، اینترنت ابزاری قدرتمند برای خلق مدل‌های جدید کسب و کار و برگ برنده سازمان‌ها در فضای فشرده رقابتی است. جفری اشتیبل می‌گوید اینترنت بیش از یک سری شبکه‌های کامپیوتری به هم پیوسته است . او می‌گوید اینترنت تکرار مغز انسان در خارج از بدن آدمی است. سازمان‌ها تنها زمانی می‌توانند به مزیت رقابتی پایدار دست یابند که مشابهت مبانی، ساختارها و کارکردهای اینترنت با مغز انسان را درک کنند. مانوئل کستلز زمانی درباره اینترنت گفته بود که اینترنت در کلیت و اجزا مانند مغز انسان عمل می‌کند، اما شاید درست‌تر آن باشد که بگوئیم اینترنت یک مغز است، نه این که اینترنت مانند یک مغز است. این نکته تفاوت اینترنت و کامپیوتر است.

کامپیوتر تقلیدی از برخی کارکردهای مغز آدمی است و تلاش می‌کند شبیه مغز باشد، در حالی که اینترنت خود مغز است. چرا؟ چون اینترنت دارای روحی فراتر از خود است که بر فعالیت‌ها و رفتارهای خودش نظارت می‌کند، دقیقا مانند مغز که علاوه بر نظارت بر باقی بدن بر خودش هم نظارت دارد. مغز انسان گنگ است و این گنگی دلیل تیز و زیرک بودن آن هم هست. اینترنت برخلاف ابرکامپیوتر‌های قدرتمند دارای نقاط ضعفی مشابه مغز انسان است و البته به صورتی مشابه هم هوشمند است. بنابراین تفکر انسانی از طریق ساخت ابرکامپیوتر‌های قدرتمند محقق نخواهد شد؛ بلکه نتیجه یک رویکرد شبکه‌ای است که نقاط ضعف تفکر انسانی را هم تقلید کند. در این دیدگاه، هوش یک پدیده تظاهری است که برای هوشمند بودن باید تظاهر به هوشمندی کرد؛ این تظاهر در همه ابعاد حتی در ضعف‌ها هم دیده شود. ادامه خواندن “اینترنت چیست؟”

درباره وب ۲.۰ [کارگاه آموزشی روابط عمومی الکترونیک]

دوشنبه این هفته و در روز سوم کارگاه روابط عمومی الکترونیک در سازمان انتقال خون مباحثی در زمینه وب ۲.۰ و کاربردهای آن در روابط عمومی را ارائه کردم. روز اول این کارگاه امیر لعلی و روز دوم آن امیرعباس تقی‌پور ارائه داشتند. مخاطبان این کارگاه مدیران روابط عمومی پایگاه‌های انتقال خون سراسر کشور بودند. این کارگاه فرصتی بود برای آشنایی با دوستان خوبی که در روابط عمومی‌های سازمان انتقال خون کار می‌کنند. آن طور که دوستان روابط عمومی من گفتند از مطالب طرح شده هم راضی بودند. تلاش من این بود که مستقیم سراغ اصل جنس بروم و مطالب کاربردی را با توجه به مفاهیم ارائه کنم.

فایل ارائه این کارگاه را هم می‌توانید از اینجا دانلود کنید.

در ادامه هم خبری مربوط به این کارگاه را مطالعه می‌کنید. 

مدیرعامل سازمان انتقال خون ایران در جمع مدیران روابط عمومی:

 روش های جدید ارتباطی مؤثرتر و بهتر عمل می‌کنند

به دنبال برگزاری کارگاه آموزشی «روابط عمومی الکترونیک» در سازمان انتقال خون ایران، دکتر غلامرضا توگه در جمع مدیران روابط عمومی انتقال خون استان‌های کشورحضور یافت و در خصوص بهره گیری از روش‌های نوین ارتباطی در کنار روش‌های سنتی سخن گفت.

مدیرعامل سازمان انتقال خون ایران با اشاره به روز وحدت حوزه و دانشگاه است گفت: از این مناسبت استفاده می‌کنم و دو نکته را درباره روابط عمومی‌ها و سازمان انتقال خون خاطرنشان می‌کنم؛ وقتی عناوینی را که برای آموزش در این کارگاه آموزشی در نظر گرفته شده، دیدم به نظرم بسیار لازم آمد که این‌ها آموزش داده شود چرا که همه این تکنولوژی‌ها برای کارکردن در فضای فعلی دنیا لازم و شایسته است.

وی افزود: امکانات و روش‌های نوین همانگونه که می‌دانید در دنیای کنونی بسیار تأثیرگذارند و خیلی از پدیده‌های اجتماعی را تحت تأثیر قرار می‌دهند. مثلاً در کنفرانس کشورهای صنعتی که دو سال پیش بود می‌دیدم که مهمان‌های ویژه‌ای در آنجا حضور دارند که فعالیت‌هایشان باعث ایجاد تحولات جدی اقتصادی در جهان می‌شود. این افراد مسئولان شبکه‌های اجتماعی بودند.

دکتر توگه سپس افزود: حتی می‌بینیم که در انقلابهای کشورهای عربی و تحولاتی که در یکسال اخیر رخ داد تا چه اندازه این شبکه‌های اجتماعی مؤثر بودند و این نشانگر قدرت نفوذ فضاهای مجازی است.

مدیرعامل سازمان انتقال خون با تأکید بر این مسأله که در کنار روشهای نوینی که استفاده از آن‌ها متداول شده نباید از روش‌های سنتی و کلاسیک در روابط عمومی‌ها غافل شد گفت: این روش‌ها همچنان کارکرد خود را دارند و باید بدانیم که اگر همه چیز مجازی شود خطرات و تهدیدات خود را هم دارد. لذا در کنار شناخت روشهای جدید از روشهای سنتی نباید چشم پوشی کنیم. کشورهایی مثل ما همیشه در تهدید هستند واگر صد در صد بخواهیم به فناوری‌های نوین ارتباطی تکیه کنیم برای ما خطرآفرین است.

دکتر توگه با توصیه همکاران روابط عمومی استان‌ها، به استفاده از روش‌های سنتی مانند ارتباط چهره به چهره و مصاحبه‌ها افزود: در عین حال باید آن توانمندی ذاتی برای بهره گیری مناسب از روش‌های جدید ارتباطی که مؤثر‌تر و بهتر عمل می‌کنند نیز حاصل شود و این گونه آموزش‌ها در جهت تحقق همین هدف است.

دکتر توگه اضافه کرد: سازمان انتقال خون بهر حال یک سازمان مردمی، دولتی و عام المنفعه است و به دور از شائبه‌های تجاری فعالیت می‌کند. همین باعث می‌شود که روابط عمومی‌ها بتوانند با مردم که سرمایه اصلی این سازمان هستند ارتباط خوبی برقرار کنند. خوشبختانه مسئولان در حمایت از این سازمان جدی و متفق القول هستند و این امر موقعیت بسیار خوبی برای سازمان فراهم می‌کند.

مدیرعامل سازمان در ادامه سخنان خود گفت: بازهم از مناسبت امروز استفاده و تأکید می‌کنم که دانشگاه مهد علم جدید و پیشرفت‌ها و تکنولوژی در عرصه‌های مختلف است و حوزه نگاه سنتی به تعلیم و تربیت دارد. جامعه به هر دو این‌ها نیاز دارد. در ایران دانشگاه شاید قدمتی در حدود صد سال داشته باشد اما حوزه‌های علمیه نزدیک به هزارسال پیشینه دارند و در امر تعلیم و تربیت تجربه بسیاری اندوخته‌اند. ما برای تعلیم تعلم و هدایت آحاد جامعه در عرصه‌های مختلف به هر دو نیازمندیم.

ایشان در پایان با تشکر از حضور فعالانه مدیران روابط عمومی استان‌ها در کارگاه آموزشی گفت: امیدوارم بتوانید از تجربیات و امکانات جدید به خوبی استفاده کنید و بتوانید در شناساندن جایگاه شایسته سازمان و فعالیت‌های آن بیش از پیش موفق باشید و در این راستا همگی بتوانیم اهداکنندگان بیشتری جذب و فرهنگ اهدای خون را در جامعه ترویج و نهادینه کنیم.

گفتنی است کارگاه یاد شده از ۲۵ تا ۲۷ آذرماه جاری در سازمان انتقال خون ایران برگزار شد. امیر عباس تقی‌پور، امیر لعلی و رضا قربانی مدرسان این کارگاه سه روزه بودند.

رسانه‌ها در ۲۰ روز اول سال ۹۰

پیش از این در مدیر رسانه، ستون سهم من، اعلام سهم من بود از ماهی که گذشت. من، یکی از هزارانِ عاشق رسانه، دنیا را از دریچه رسانه‌ها می‌دیدم و می‌بینم. در این دنیای معمولی، رسانه‌ها سهم من بودند و هستند و در ستون سهم من بهترین تجربه‌های رسانه‌ای خودم را در ماهی که گذشت اعلام می‌کردم. در سهم من همه چیز در سه دسته قرار می‌گرفت: رسانه‌ها؛ پیام‌ها و از چیزهای دیگر.

حالا ادامه سهم من ۹۰ با کمی تغییرات. این بار سعی می‌کنم این ستون را هر هفته منتشر کنم و در مورد طیف بیشتری بنویسم و ستون را محدود به تجربه‌های محدود خودم نکنم. هر چند که شخصا دوست دارم پا روی شن‌های نرم ساحل بگذارم و بعد از نرمی شن‌ها بنویسم. این شما و این رسانه‌ها در ۲۰ روزی که از سال ۹۰ گذشته است.

رسانه‌ها

سواد رسانه‌ای

دو تا خبر می‌دهم و قضاوت با خود خواننده خبر:

آلمان پرس تی‌وی را از ماهواره اس‌ای‌اس آسترا حذف کرد: با حکم دفتر نظارت بر رسانه‌های آلمان پخش برنامه‌های شبکه انگلیسی زبان ایران، پرس تی‌وی، از ماهواره «اس‌ای‌اس آسترا» متوقف شد. چند ماه پیش آفکام، نهاد ناظر بر رسانه‌های بریتانیا، نیز پروانه کار این شبکه را لغو کرد. ‌‌

گزارشگران بدون مرز لغو مجوز فعالیت رویترز در ایران را محکوم کرد: گزارشگران بدون مرز طی بیانیه‌ای سخت‌گیری جمهوری اسلامی علیه رسانه‌های خارجی حاضر در ایران را محکوم کرده است. در این بیانیه آمده است که «رژیم ایران تمامی خروجی‌های اطلاع‌‌رسانی به سوی خارج از کشور را کنترل می‌کند و گزارشگران خارجی نیز همچون همکاران‌شان در داخل ایران تحت کنترل و فشار و ممنوعیت برای اطلاع‌رسانی از موضوع‌های حساس هستند».

کتاب

کتاب تشخیص دروغ در کمتر از پنج دقیقه پیشنهاد مناسبی برای تمامی فعالان رسانه‌ای است. خودم هنوز کتاب را نخواندم اما مروری بر این کتاب را می‌توانید در یک پزشک مطالعه کنید.

روزنامه

چرا روزنامه‌های ما برخلاف کشورهای توسعه‌یافته دنیا در روزهای تعطیل منتشر نمی‌شوند؟

مجله

ویژه‌نامه‌های آخر سال بیشتر روزنامه‌ها و نشریه‌های کشور را دیدم و می‌توانم بگویم که بعد از چند سال دوباره سنت ویژه‌نامه پایان سال پر محتوی و مفید احیا شده است.

موسیقی و ‌صدا

در روزهای پیش رو خبرهای بهتری خواهیم داشت.

فیلم

عاشق این جمله تیم برتون هستم:

من به عقب بر نمی‌گردم، به پیش می‌روم حتی فیلم‌هایم را به خاطر نمی‌سپارم. گاهی با خودم می‌گفتم که طرح‌های من را به حال خود‌‌ رها کنید. ان‌ها همه جا پخش و پلا هستند و برخی از آن‌ها در کشوهای کمد‌هایم مدفون شده‌اند.

متن کامل مصاحبه در سینمای ما

به جانی دپ حسودی‌ام می‌شود؛ به این خاطر که می‌تواند روی صندلی بنشیند و رو به دوربین نگاه کند و بگوید آره درسته. این خود تیمه. تیم همیشه این طور بوده. به این حسودی‌ام می‌شود که من باید او را آقای برتون صدا کند و جانی او را تیم.

راستی چقدر فیلم خوب در دنیا تولید می‌شود این روزها و ما چقدر فاصله داریم که بتوانیم مدام فیلم‌های خوب تولید کنیم. چند تا از همین فیلم‌های خوبی که این چند وقت دیدم:

Super 8

Rise of the Planet of the Apes

My Week with Marilyn

The Girl with the Dragon Tattoo

War Horse

The Descendants

Extremely Loud & Incredibly Close

رادیو

به خدا رادیوی ما قدر خودش را نمی‌داند و هر روز دارد بدتر می‌شود.

تلویزیون

کلاه قرمزی که تنها شاهکار تلویزیون در روزهای عید بود و می‌شود راجع به آن رساله دکتری هم نوشت. خوشحالم که هنوز سلیقه‌ام به سلیقه مردم نزدیک است و چیزهایی را دوست دارم که مردم دوست دارند. چک برگشتی را هم دیر کشف کردم اما ارزش دیدن داشت این کار سیروس مقدم. فارغ از این دو کار که وصله ناجور صدا و سیما بودند، همه کارهای صدا و سیما را یک سره می‌شود ندید گرفت. یعنی بود و نبودشان فرقی ندارد و این البته زحمات همکاران و دوستان رسانه‌ای را ندید گرفتن نیست. مشکل از پیراهنی است که دوستان دارند می‌دوزند، وگرنه هر کس تکه خودش را درست می‌دوزد!

اما هر چقدر که پارسال از حضور فرزاد حسنی و ستاره‌های موسیقی در لحظه‌های تحویل سال در تلویزیون خوشحال شدم باید بگویم که امسال این برنامه‌ها بیشتر شبیه یک کابوس بود. آدم‌هایی که هیچ ربطی به صدا و سیما و مرامش ندارند و فقط و فقط نشانگر اعتمادی است که مدیران رسانه قدرش را ندانستند و از بین رفته و حالا به هر آب و آتشی می‌زنند و آویزان مجری اخراجی می‌شوند و خواننده (یا بهتر است بگوییم خواننده‌های) سابقا آن ور آبی. البته واضح و مبرهن است که من مشکلی با حضور این عزیزان ندارم. مشکل من آن است که نمی‌دانم قسم حضرت عباس ضرغامی را باور کنم یا دم خروس از زیر کت بیرون زده او را.

اینترنت

خبر را باید در کوچه و خیابان جست و جو کرد. این روزها البته با کمی ارفاق می‌توان در شبکه‌های اجتماعی خبرها را پیدا کرد. نمونه‌اش حرف‌های پرستو صالحی در فیس‌بوک در مورد فساد و خانم‌بازی در سینمای ایران و تبدیل شدن همین جمله‌ها به بمب خبری. جناب آقای سلحشور هم پیش از این خب همین‌ها را گفته بودند خب. حالا چون طرف بند می‌ندازه رو صورتش و ریش نداره، حرفش هم ملیح‌تره؟ تا دیروز که سلحشور از فساد می‌نالید ایی بود! امروز کجایند آنها که بگویند این سینما ایراد ندارد؟

پیام‌ها

خبر

خبر انتقال دانشگاه صنعتی شریف به بیابان‌های شمال غرب تهران! نمی‌دانم بخندم یا گریه کنم!

روابط عمومی

بی‌صبرانه منتظر برگزاری هفتمین همایش روابط عمومی الکترونیک هستم.

تبلیغات

تبلیغ جدید بانک ملت و شباهت بسیار زیادش به یکی از کلیپ‌های خانم جی لو هم نقل محافل شده است. این یادداشت بانک نوشت را ببینید و اگر خواستید می‌توانید فیلم را هم دانلود کنید.

تفریحات

تحقیقات رسانه‌ای

از چیزهای دیگر

میزان مصرف رسانه‌ها در نسل‌های مختلف / اینفوگرافی

میزان مصرف رسانه‌ها یا media consumption از آن متغیرهایی است که اطلاعات فراوانی را در مورد آدم‌ها به ما می‌دهد. حتی برخی بر مبنای همین آمارها صحبت از نسل‌های رسانه‌ای می‌کنند. این که چه رسانه‌ای در چه گروهی بیشتر استفاده می‌شود می‌تواند آن گروه را منتسب به آن رسانه کند. مثلا مردم ما به نظر می‌رسد بیشتر تلویزیونی هستند تا روزنامه‌ای. اما کشوری مانند ژاپن بیشتر روزنامه‌ای هستند تا تلویزیونی. البته این دو جمله آخر من مبتنی بر آمار نبود. دسترسی به آمار در زمینه مصرف رسانه‌ها هم چندان آسان نیست. هم این که این کار نیاز به تحقیقات عریض و طویل دارد و هم این که پروژه‌های نان و آب دارتر هم همیشه هست که محققان وقتی برای این کارها نگذارند. در بلاد فرنگ گویا به این مسائل اهمیت می‌دهند و تحقیقات خوبی در زمینه میزان مصرف رسانه‌ها انجام می‌دهند. در اینفوگرافی ادامه این متن می‌توانید میزان مصرف رسانه‌ها در نسل‌های مختلف و در ساعت‌های مختلف روز را ببینید.

Media Consumption - 2011

Created by: MBA Online

با اینترنت نجنگیم

حتی نمی‌دانم اولین بار این جمله را کجا شنیدم. اما همان اولین باری که شنیدم عاشقش شدم: سه تا کلمه ساده و یک دنیا حرف. اصلا نمی‌دانم این ترکیب را اولین بار چه کسی و با چه هدف احتمالی ساخته است، اما مناسب حال و روز این روزهای ماست و خیلی هم روزمره نیست. شاید چند سال دیگر هم معنای خودش را داشته باشد اما به نظر همیشه تازه می‌آید. از ۶ ماه پیش که بلاگ درون سازمانی یکی از شرکت‌های خصوصی را شروع کردم تا به امروز این جمله سردر بلاگ بوده است. روز اول برنامه خاصی برای این جمله نداشتم، اما به مرور که تجربه رسانه‌های اجتماعی را در یک محیط کوچک پیدا کردم، آرام آرام دستگیرم شد که چرا مردم با اینترنت می‌جنگند. بله. دقیقا اینترنت منظورم است. ببینید هیچ وقت دیده و شنیده نشده که طرفداران محیط زیست به جنگ اتوموبیل‌ها بروند. اما اینترنت پدیده غریبی است. اینترنت خود شیطان است. قدرتی در اینترنت وجود دارد که تاکنون در تاریخ بشری سابقه نداشته است. البته همین قدرت روی دیگری هم دارد و آن بی‌قدرتی محض است. اینترنت همان قدر که مهم است همان قدر هم بی‌ارزش است.

این روزها اگر در خیابان‌های این شهر دودگرفته پرترافیک قدم بزنید حتما چشمتان به حرکت پرشتاب ساخت و سازها خواهد افتاد. گویی کارگران ساختمانی و آق مهندس‌های سبیلوی سیگاری شکم‌دار پرادو مشکی سوار یک‌هو از زیر زمین سبز شدند آمدند افتادند به جان این ساختمان‌های قدیمی و دارند تند و تند برای خدمت به خلق خانه می‌سازند. این روزها از کنار این ساختمان‌هایی که با شتاب هر چه بیشتر خراب می‌شوند و جایشان ساختمان‌هایی بلند مرتبه سبز می‌شوند که رد می‌شوم فکر می‌کنم اینترنت چقدر برای این آق مهندس‌ها اهمیت دارد؟ ته ته‌اش احتمالا یک سر زدن به مثقال دات آی آر فیلتر شده و نهایتا هم سری به نیک صالحی و دیدن آخرین تصاویر سحر قریشی و دوستان!

آمارهای مرکز آمار می‌گوید از هر ۱۰ تا ایرانی ۷ تاشان سال تا سال دست به کی‌بورد نمی‌شوند که چیزی در اینترنت ببینند. حالا تولید بین آن سه نفر باقی‌مانده هم که جای خود دارد. آن وقت چرا این روزها اینترنت جبهه جنگ جدید است؟ جبهه جنگ که نه خود جنگ است.

این روزها با بچه‌ها دلمان خوش است و فکر می‌کنیم می‌توانیم رسانه‌هایمان را تکانی بدهیم. لااقل ما هم زنبیل گذاشتیم و در صف خواستگارها ایستاده‌ایم. با خودمان فکر می‎کنیم می‌توانیم طرحی نو دراندازیم. پرونده صنعت کتاب در می‌آوریم و از قول مدیر سه‌لتی اعلام می‌کنیم که پول باید کتاب خودش را در بیاورد … ببخشید … کتاب باید پول خودش را دربیاورد. پرونده صنعت سینما درآوردیم و می‌گوییم چطور می‌توان کاری کرد که این سینما روی پای خودش بایستد. آن وقت خبر می‌رسد چشمه تعطیل شده است. نه این که برویچ چشمه پسرعمه‌ها و یا پسر عموهای من باشند و یا این که سر یک سفره‌ای باهاشان نشسته‌  بودم و الان اشک می‌ریزیم بر این تعطیلی. نه. خداییش ناراحت هم نشدم. همان حسی را داشتم که به دوستی گفتم ساراماگو مرد و گفت مگر زنده بود! یعنی من حس آن دوستم را داشتم که متعجب شده بود؛ نه از خبر مردن ژوزه بلکه از شنیدن خبر زنده بودنش تا همین چند روز پیش. حالا من هم تعجب می‌کنم که مگر ما انتشاراتی فعالی داشتیم و صنعت کتابی که حالا تعطیل شده. آن طرف‌تر خانه سینما خراب می‌کنند و جایش یک ارگان سه‌لتی دیگر به پا می‌کنند و مدیر سه‌لتی فکر می‌کند سینما کارخانه کنسرو سازی لوبیا است و از فردا می‌تواند حرف‌های گنده‌ای را که سی و سه سال است مانده تو گلویش بریزد توی قوطی بدهد دست خلق‌ا… مصرف کنند و همراه شوند عزیز! آن وقت مردم هم به‌به و چه‌چه که چه لوبیای حکیمانه‌ای.

آن وقت کسی هم به روی خودش نمی‌آورد که برنامه محبوب قلب‌های این روزهای مردم بفرمائید شام است که باید ببینی تا بدانی دارد چه می‌کند با ما مردم. آن وقت کارگردان و الگوی بچه‌گی ما می‌رود از روی دست این‌ها برنامه می‌سازد و حتی نامش را هم تغییر نمی‌دهد که خدای نکرده کسی فکر نکند این برنامه دیگری است. نه! این همان برنامه است: همون! اما نسخه سوپرمارکتی‌اش. از آن طرف می‌رویم پیش استاد گرانمایه و از او در مورد چهره رسانه در سال ۹۰ می‌پرسیم و استاد بزرگوار بی‌سوادی خودش و عدم اطلاعش از جریان‌های روز رسانه را چماغی می‌کند بر سر ما که جمع کنید این بساط را. از آن طرف دخترکی همیشه منتقد می‌گوید جمع کنید بسا‌ط‌تان را. خانه سینما و نشر چشمه تعطیل می‌کنند و شما اندرخم این هستید که صنعت کتاب و سینما چند من است؟

شعری بود که قدیم‌تر‌ها دوستش می‌داشتم و خواننده‌ای هم آن را به ترانه تبدیل کرده بود. البته من نمی‌دانم اول شعر را خواندم یا اول ترانه را شنیدم اما این طور شروع می‌شد: روزگار غریبی است نازنین. بعدا انقدر جاهای باربط و بی‌ربط این شعر را دیدم و شنیدم که دیگر حالم ازش به هم می‌خورد. جوجه تازه رسیدن و در آستانه مرغ شدن و از خانه قهر کرده می‌رفت گندم شاپ و با خروس بی‌حیا می‌نشست و سرش را بین پرهایش می‌گرفت و می‌گفت روزگار غریبی است نازنین و خرس یا همان خروس در فکر …

همیشه گفتم و هنوز هم می‌گویم که شنیدن کلمه نمی‌شود و نمی‌گذارند و نمی‌شه مال هنرمند جماعت نیست. هنرمند نمی‌شه و نمی‌گذارند و نمی‌شود را دستمایه هنرش می‌کند و بعد می‌گوید کردیم و شد. همان‌طور که خواننده این سطور می‌بیند فرق است از نظر نگارنده بین هنرمند و فیلمساز و نقاش و رقاص و … با هنرمند!

به قولی هنر آن است که خود ببوید نه آن که دیگری بگوید.

همه این‌ها را گفتم و همه بهانه برای این همه گفتن هم همین یک خط بود:

دوست من

بیا

با اینترنت نجنگیم

پ.ن. این را نوشتم و داشتم می‌فرستادم میدان مین که دستم به حافط و دلم سوی شوق گوگل کردم و دیدم گوگل به جای با اینترنت نجنگیم پیشنهاد می‌دهد با اینترنت بجنگیم! بابا دمت گرم!

حالا که جشنواره تمام شده و برگشتیم به زندگی معمولی لاک‌پشتی

جشنواره فجر تمام شد و سیمرغ هم در آشیانه خود ماند تا شاید سال دیگر صحنه را به آتش بکشد. اما امسال به قول پدر اکبر عبدی به همان شوشه‌ها قناعت کردند و زیادی از طلای خزانه خرج هنرمندان نکردند. باشد که باقیات صالحات باشد. اما در روزهایی این جشنواره تمام شد که به قول احمد توکلی شاهد فیلترینگ مردم‌آزارانه بودیم. این مردم آزاری تا به این حد بود که دوستان عمو فیلتر باف به ما یادآوری کردند که ارتباطات‌مان چقدر شکننده است و هیچ نباید به خودمان غره شویم که ما توانسته‌ایم مرزها را در نوردیم و قله‌های افتخار عنقریب فتح شدن هستند.

یادمان دادند که باید جنگید و تلاش کرد و مانند سیمین فرار را بر قرار ترجیح نداد. باید شاهد نارنجی‌پوشی باشیم که قرار را بر فرار ترجیح می‌دهد. باید ماند و هرچند با بی‌حوصلگی حرف‌ها را زد و تلاش کرد. باید به قول یکی از دوستان به کمک دود مطالب را برسانیم دفتر نشریه. باید یاد گرفت به کمک دود مطالب را ویرایش کرد تا بشود آن چیزی که می‌خواهیم. تا شاید دود سفید از بالای سقف نشریه برود بالا به نشانه آماده شدن یک بسته مناسب. واقعا نباید گله کرد از این مردم‌آزاری. آن هم در روزهایی که همه ما در روزهای جشن‌های ۳۳ هستیم. یادمان دادند که مرد آن است که از پس همه موانع خودساخته و گل‌های مسیر به سلامت عبور کنیم. یادمان دادند که به پیامک‌های مشکوک‌الهویه توجه نکنیم. یادمان دادند که حالا که داریم یاد می‌گیریم با هم حرف بزنیم و به هم کمک کنیم حواسمان باشد که رئیس کیست و چیست.

یادمان دادند که آنهایی که چهره ندارند هنوز می‌توانند پا بگذارند روی رگ‌های ارتباطی و گند بزنند به اعتماد. یادمان دادند که باید سرمان را پایین بیندازیم و بگوییم حق با شماست. ما کی باشیم. یادمان دادند که پرسیدن حق مردن نیست. یادمان دادند که اگر یک گام آمدیم جلو جواب‌مان تودهنی است. یادمان دادند که همراهی ارزشی ندارد و یادمان دادند که که چیزی یاد نگیریم.

بیایید دعا کنیم برای همدیگر و این که فقط و فقط یک چیز را یاد بگیریم. این که همدیگر را تحمل کنیم. این که انقدر سریع عصبانی نشویم. این که ما همه بچه‌های ایران هستیم و دلمان برای این کشور می‌تپد. این که ایران و ایرانی را دوست داریم و همه زندگی ما همین جاست. یاد بگیریم راه سختی نیست این که یاد بگیریم همدیگر را دوست داشته باشیم و با نظر هم مخالف باشیم. یادمان باشد ما از موافق‌مان چیزی نمی‌آموزیم و هر چه آموختیم از مخالف بوده است.

من عاشق این ۳ هزار میلیون شدم!

جمعه همین چند هفته پیش بود؛ در یکی از همین جمعه‌های دلگیر که جهرمی خبرنگارها را جمع کرده بود تا حرف مهمی بزند.حرف بزند تا از خودش دفاع کند و گناه اتفاقاتی که افتاده را بیندازد گردن دیگران. او از خودش دفاع کرد و طلب جایزه، ولی مردم از خودشان می‌پرسیدند چه شده که او از خودش دفاع می‌کند. مردم تازه بعد از صحبت‌های جهرمی بود که فهمیدند چه خبر است. کار به جایی رسید که به سرعت در شهر پیچید که بزرگترین تخلف مالی تاریخ ایران (و حتی جهان) در بانک صادرات انجام شده است. آن هم در کشور ما. آن هم در دورانی که عدالت‌خواهی و عدالت‌طلبی نماد آن معرفی می‌شود. هنوز هم ابعاد مختلف ماجرا گنگ بود تا همین دیروز که بالاخره اژه‌ای آمد و ۱۰ گناه متخلفان را مشخص کرد. در مورد عدد تخلف، اختلاس، جعل و هر چیز دیگری که آن را بنامیم هم هنوز توافق وجود ندارد. برخی می‌گویند ۲ هزار و ۸۰۰ میلیارد، برخی می‌گویند هزار و ۸۰۰ میلیارد. اما آن چیزی که بیشتر در ذهن مردم مانده تخلف ۳ هزار میلیارد تومانی است. فارغ از این که این عدد درست باشد و غلط، قبول کنیم که این طوری راحت‌تر می‌توان این تخلف تاریخی را به یاد سپرد. حالا چند روزی می‌شود که سایتی درست شده با نام ۳۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ دات آی آر. یعنی عالی است ایده این سایت. این سایت قرار است همه خبرهای مربوط به این ماجرا را یک جا معرفی کند. در ۵ روز گذشته این سایت حدود ۲۶ هزار تا بازدید داشته است. چند تا سایت ایرانی می‌شناسید که در ۵ روز اول خودشان به این بازدید رسیده باشند. این یعنی اگر ما هم کمی هوشمندتر رفتار کنیم و ایده‌ها را در زمان مناسب و محل مناسب به عمل تبدیل کنیم برنده خواهیم بود. البته سایت از روز یکشنبه تا الان به روز نشده. امیدوارم این سایت لااقل تا پایان ماجرای تخلف دوام داشته باشد. فکر کنم تا مدت‌ها در دیالوگ‌های ما مردم معمولی از این کلمه ۳ هزار میلیارد به کرات استفاده شود. باید ماند و دید این ماجرا بالاخره به کجا می‌رسد.

سایت را می‌توانید از اینجا ببینید.

مرگ تلویزیون: آیا تلویزیون رسانه اول است؟

امروز ما باید مفهومی به نام مخاطب رسانه را کنار بگذاریم و بیشتر بر روی دو مفهوم کاربر یا مفهوم مصرف کننده تاکید کنیم. مفهوم کاربر را بیشتر کسانی به کار می‌برند که فکر می‌کنند با معجزه رسانه‌های اجتماعی دیگر با مخاطب بدبخت منفعل طرف نیستیم و هر مخاطب خودش می‌تواند یک فرستنده بالقوه باشد. آنها می‌گویند مخاطبان کاربر رسانه‌اند و آنها هستند که به رسانه‌ها ارزش می‌دهند. در دیدگاه دیگر که کمی زمینی‌تر هم هست مخاطب همان مصرف کننده است. همان طور که قدیم‌ترها که هنوز یارانه‌ها را هدفمند نکرده بودند و ما از نان سنگگی محل نان سنگگ می‌گرفتیم مصرف‌کنندگان رسانه هم کالاهایی را از طریق رسانه مصرف می‌کنند. در این دیدگاه با علم اقتصاد می‌توان مقدار مصرف را هم اندازه گرفت. متاسفانه این دیدگاه دوم به نظر نزدیک‌تر به واقعیت می‌آید و مخاطب دیروز به مصرف‌کننده امروز تبدیل شده است.

روی همین حساب هر سال تو آمریکا مقدار مصرف رسانه‌ها را اندازه می‌گیرند. چند ماه پیش آماری منتشر شده بود که نشان می‌داد برای اولین بار مصرف اینترنت و تلویزیون به یک اندازه شده است. در این سال‌ها رشد مصرف تلویزیون بسیار کم و در مقابل رشد مصرف اینترنت بسیار بالا بوده است. باقی رسانه‌ها مانند رادیو، روزنامه و مجله‌های چاپی با کاهش مصرف مواجه بودند.

این آمار را در این تصویر می‌توانید ببیند:

حالا این برای آمریکا بود. به قول تیتر آن قدیم‌های شهروند ما را چه به چه؟ رو همین حساب ما را چه به شیطان بزرگ. متاسفانه باید عرض کنم هر چند آماری برای ایران نداریم اما این یک روند جهانی است و به قولی دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد.

حالا چه شد که این طور شد؟

دلیل اقبال به اینترنت و روگردانی از تلویزیون را باید در نوع کاربری اینترنت جست و جو کرد. شبکه‌های اجتماعی باعث شدند مردم گمان کنند که نقش فعال‌تری دارند. تلویزیون و رسانه‌های دیگر توان مشارکت‌گیری پائینی دارند اما اینترنت به کمک معجزه رسانه‌های اجتماعی ادعای مشارکت مخاطبان را دارد. دقت کنید که از دیدگاه دوم وارد ماجرا شدیم و هنوز هم در واقع مخاطب مصرف‌کننده پیام‌های رسانه است. یعنی داریم با دیده شک و تردید به جایگاه مخاطب نگاه می‌کنیم.

حال برسیم به سوال این متن! به نظر می‌رسد دنیای وب رسانه اول دنیا باشد. به نظر می‌رسد زمان ترک‌تازی تلویزیون به پایان رسیده باشد و آرام آرام نقشش را به فضای وب می‌دهد. اما مساله به همین سادگی نیست. یعنی هدف من از این نوشته این نیست که بگویم بله باید اینترنت و قدرت آن را جدی گرفت. به نظرم اینترنت قدرتمند است و همین طور هم دارد قوی‌تر می‌شود. اما یک جای کار می‌لنگد و آن این است که هنوز رسانه‌هایی مانند تلویزیون و رادیو جذابیت بیشتری برای مخاطبان دارند. درست است که در اینترنت همه چیز در حال تغییر است و مخاطبان جایگاه بالایی پیدا می‌کنند اما هنوز قدرت تلویزیون بالاتر است. یک جورهایی می‌خواهم بگویم که درست است که مصرف اینترنت و تلویزیون لب به لب شده اما یک ساعت تلویزیون قابل مقایسه با رسانه‌های دیگر نیست. کمی گنگ شد. می‌خواهم بگویم رسانه‌های دیگر هر چقدر هم که زمان بیشتری مصرف شوند اما کیفیت مصرف تلویریون بالاتر است. چرا؟ چون تلویزیون با مخاطب تعطیل موجه است. مخاطب تلویزیون نه نیازی به فکر کردن دارد نه اصلا فکر می‌کند. بنابراین اگر پیامی از اینترنت به مخاطب برسد به دلیل فعال بودن مخاطب به آسانی مورد توجه مخاطب واقع نمی‌شود و ممکن است در او تاثیر نگذارد. اما تلویزیون با مخاطب خلع سلاح شده مواجه است.

این هم دلیل این که چرا مدام از کیفیت پائین برنامه‌های تلویزیون نالانیم اما باز هم تلویزیون نگاه می‌کنیم.

حالا یک مساله دیگر؛ به نظر من تلویزیون رسانه اول نخواهد ماند. چرا؟ چون تلویزیون رسانه محبوب اکثریت خاموش است. اما اقلیت هوشیار تمایل دارند بخوانند و در صورت لزوم ببینند. مسیرهای کنونی و آینده جهان را اقلیت هوشیار رقم می‌زنند. نزد این گروه تلویزیون رسانه اول نیست. حالا با توجه به اصل تکامل به نظر می‌رسد به مرور نسل انسان‌هایی که کم‌هوش‌تر هستند دوام کمتری بیابد و با انقراض این نسل و گسترش نسل هوشمند دیگر تلویزیون‌‌خورهای کمتری داشته باشیم.

بعد از این که تلویزیون رسانه فراگیری شد روزنامه‌ها تاکید خود را از خبر به تفسیر منتقل کردند. مجله‌ها تخصص شدند. رادیو هم برنامه‌های کوتاه و زنجیره‌ای تولید کرد. سینما به نمایش جذابیت‌های جنسی و خشونت رو آورد. داستان‌های تخیلی و فضایی و صحنه‌های پرتحرک سینما را نجات دادند. اما آیا اینترنت می‌تواند شرایط خود را بر تلویزیون تحمیل کند؟

به نظر من بله. جواب در رسانه‌ای جدیدی در خود اینترنت به نام تلویزیون‌های اینترنتی است. در تلویزیون‌های اینترنتی ما با تلویزیون روبه‌رو نیستیم بلکه با رسانه جدیدی مواجه هستیم که اینترنت است نه تلویزیون.

شما چه فکر می‌کنید؟

روزنامه آیپد، روزنامه‌ای مدرنتر از مدرن

بالاخره با بهره گیری از ۱۰۰ خبرنگار حرفه‌ای THE DAILY یکی از جالب‌ترین اپلیکیشن‌های آی‌پد هم آمد. استیو جابز و رابرت مورداک به کمک هم روزنامه آی‌پد را منتشر می‌کنند. اینجا و در این نقطه این دو غول دو صنعت متفاوت دنیا به هم رسیده‌اند. استیو جابز، مدیر ارشد اجرایی شرکت اپل و رابرت مورداک، سها‌م‌دار اصلی شرکت نیوزکورپوریشن است. کمتر کسی پیدا می‌شود که اندک آشنایی با دنیای IT و رسانه‌ها داشته باشد و این دو نفر را نشناسد. این همکاری یک پیام هم دارد. در زمانی هستیم که غول‌ها بی توجه به این که در کجا هستند دست در دست هم می‌دهند تا یکه تاز میدان باشند. نیوزکورپوریشن یکی از بزرگترین‌های رسانه‌ای دنیاست و برای این که آینده را بسازد به سراغ یکی از نمادهای دنیای مدرن امروز رفته و برای اولین بار روزنامه‌ای طراحی کرده که فقط بر روی این ابزار خوانده می‌شود. این یعنی خداحافظی با تصوری که ما از روزنامه‌ها داریم. روزنامه‌هایی که روی کاغذ هستند و ممکن است از طریق صفحه مانیتور هم خوانده شوند. البته هنوز زود است قضاوت در مورد این که دنیای آینده روزنامه‌ها چه شکلی خواهد بود. اما تاثیری که آی‌پد بر بسیاری از صنایع گذاشته را نمی‌توان نادیده گرفت.

هرچند ممکن است حتی تصور همکاری این دو نفر- که تاثیرگذارترین مدیران جهان در دو تجارت کاملا متفاوت هستند- خنده‌دار به‌نظر برسد. ولی در هر حال خبرنگاران مطرحی از فاکس، نیویورک‌تایمز و وال استریت ژورنال این روزنامه را تولید می‌کنند. همه این رسانه‌هایی هم که اسمشان آمد متعلق به مورداک هستند.

صفحه THE DAILY

این عطش لعنتی دانلود

از ۲۶ درصد اپلیکیشن‌های موبایل فقط یک بار استفاده می‌شود. این به نظر من یعنی عطش سیری ناپذیر برای جمع‌کردن و به دست آوردن و عدم تمایل به استفاده. ما بیش از آن که استفاده می‌کنیم اپلیکیشن داریم و عطش سیری‌ناپذیری هم به جمع‌آوری اپلیکیشن‌های جدید. یکی از نظریه‌های مهم ارتباطات نظریه استفاده و رضامندی (خشنودی) است. طبق این نظریه فرایند ارتباط از گیرنده شروع می‌شود و گیرنده انتخاب می‌کند که کدام فرستنده را انتخاب کند. این را در اختیاری که آدم‌ها برای انتخاب اپلیکیشن‌های متفاوت دارند می‌توان مشاهده کرد.

این پدیده را به دو شکل می‌توان تحلیل کرد:

۱. انسان این عصر سرسری است و سرگشته. دانلود می‌کنیم بدون این که بخواهیم و بتوانیم درست استفاده کنیم.

۲. انسان این عصر آگاه و هوشیار است و انتخاب می‌کند. انسان این عصر هوشمندانه بررسی می‌کند و اگر یک اپلیکیشن در اولین فرصتی که دارد نتواند رضایت مصرف‌کننده را به دست آورد برای همیشه فراموش می‌شود.

هر کدام را که در نظر بگیریم و حتی اگر به صورتی طیفی بین این دو قطب نگاه کنیم؛ این آمارها اهمیت کیفیت را می‌رسانند. این که باید هوشمندانه کار کرد و هوشمندانه تولید کرد تا محصولی هوشمند در اختیار مشتری بگذاریم.

حالا در عالم رسانه و روابط عمومی هم همین موضوع حاکم است. اگر خبری کیفیت نداشته باشد خوانده و دیده و شنیده نمی‌شود و محکوم به فناست. اگر روابط عمومی به صورت یک متخصص کار نکند و همان روال‌ها و کارهای تکراری را تکرار کند به مرور مخاطبانش ریزش می‌کنند.

البته این موضوع در شرایطی حاکم است که مخاطب قدرت و اختیار انتخاب داشته باشد. وگرنه در برخی کشورهایی که هیچ ارتباطی هم با ما ندارند، رسانه‌هایی وجود دارند که اصلا و ابدا محصول با کیفیت تولید نمی‌کنند اما مخاطب آنها چاره‌ای ندارد که آنها را انتخاب کند. چون گزینه دیگری ندارد. بنابراین یک راه دومی هم وجود دارد و آن گرفتن قدرت انتخاب است. جدی گفتم این را؛ احساس می‌کنم جدی نمی‌گیرید!

منبع

بررسی ابعاد رسانه‌ای‌ و سیاسی ویکی‌لیکس

امروز در نشست بررسی ابعاد رسانه‌ای‌ و سیاسی ویکی‌لیکس در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام حضور داشتم. در این گردهمایی جمع زیادی از اساتید حضور داشتند و مطالبی که در سه ساعت و نیم جلسه مطرح شد بسیار آموزنده بود. به نظر من یکی که این جلسه انقدر پویا بود که گذر زمان را متوجه نشدم.

بر مبنای یادداشت‌هایم در این جلسه برداشت‌هایم از مطالب این جلسه را به زودی منتشر می‌کنم. در سایت این مرکز هم در مورد این جلسه نوشته شده بود:

هدف اعلام شده ویکی‌لیکس به ادعای گردانندگان آن، افشای پرونده‌های فساد مالی و ظلم در سراسر جهان است. با درز بیش از ۹۰ هزار مدرک سری ارتش آمریکا از طریق ویکی لیکس، ماجرای ویکی لیکس رسانه‌ای شد. اسناد یاد شده از ژانویه ۲۰۰۴ تا دسامبر ۲۰۰۹ را در بر می‌گرفت و شامل گزارش‌های منتشر نشده از کشته شدن غیرنظامیان و نیز عملیات پنهان کماندوهای آمریکایی علیه رهبران طالبان بود. انتشار این مدارک، توسط ویکی لیکس- که به دلیل انتشار اسناد و مدارک حساس درباره دولت‌ها و سازمان‌های سرشناس، شهرتی جهانی پیدا کرده- تازه‌ترین مورد از مجموعه افشاگری‌هایی است که تاکنون توسط این سایت منتشر شده است. لذا نظر به اهمیت اسناد منتشر شده توسط این سایت در روزهای اخیر و موضع‌گیری‌های مختلف در این خصوص، نشست تخصصی در سالن نشست‌های تخصصی مرکز تحقیقات استراتژیک برگزار می گردد.

مواردی که قرار بود در جلسه مطرح شود در ادامه آمده که البته بیشتر از این‌ها مطرح شد.

  • واکاوی ابعاد سیاسی افشاگری ویکی‌لیکس / دکتر ناصر هادیان
  • سناریوهای محتمل در موضوع ویکی‌لیکس / دکتر محمد سلطانی‌فر
  • شیوه‌های دسترسی و نشر اطلاعات توسط ویکی‌لیکس / دکتر حمید ضیایی‌پرور
  • بررسی کرونولوژی ویکی‌لیکس / سیاوش صلواتیان
  • بررسی اهمیت اسناد منتشر شده توسط ویکی‌لیکس / افسانه احدی

گزارش کامل همایش را در اینجا ببینید.

ویکی لیکس شیوه‌ای جدید در جنبش اعتراضی

امروز، سه شنبه ۲۳ آذر ماه، جلسه برررسی ابعاد سیاسی و رسانه‌ای ویکی‌لیکس در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شد. هدف این جلسه دو چیز بود:

  • ریشه‌یابی این قصه؛
  • این که ایران کجای این موضوع قرار دارد.

در ادامه این مطلب برداشت های شخص خودم از مطالب مطرح شده در این جلسه را نوشتم. حرف هایی که در این جلسه ردو بدل شده دستاویز برای من بوده تا اندیشه های متفاوت در مورد ویکی لیکس را بیاورم و گرنه این مطلب گزارش واو به واو این جلسه نیست.

سناریو‌های محتمل و اصلی که در مورد ویکی لیکس در این جلسه بررسی شد این سه سناریو بود:

  1. ویکی لیکس توطئه آمریکایی‌هاست. (اکثر سخنرانان جلسه این فرضیه را رد کردند)
  2. چون سندی در مورد اسرائیل در این سایت نیست پس کار کار خود اسرائیلی‌هاست. (خیلی طرفدار نداشت اما بالاخره مطرح است)
  3. این کار توسط گروهی ناشناخته انجام شده است. شناخت این گروه به اندازه تغییراتی که در جهان ایجاد کرده اند اهمیت ندارد.

تاریخچه ویکی لیکس

سیاوش صلواتیان (استاد دانشگاه صدا و سیما) به کمک prezi ارائه‌ای به شکل فلش آماده کرده بود؛ با عنوان a short choronology of wikileaks. جذاب بودن این فلش و اطلاعات صلواتیان باعث شد زمان ۱۰ دقیقه‌ای ارائه او تا نیم ساعت تمدید شود.

یک نکته در میان حرف‌های صلواتیان این بود که بعد از سال ۲۰۱۰ که ویکی لیکس بعد از ۳ ماه تعطیلی راه‌اندازی شد دیگر مبتنی بر وب ۲.۰ نبود. ویکی لیکس برخلاف سابق دیگر ویکی نیست.

سناریوهای محتمل در موضوع ویکی لیکس

دکتر سلطانی فر (رییس گروه رسانه‌ای مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام) روش استفاده شده در ویکی لیکس را نشت هدایت شده اخبار خواند. در تاکتیک نشت هدایت‌شده اخبار اولاً افشاگری صورت می‌گیرد، ثانیاً بازخورد مطالب از جامعه مخاطب اخذ می‌شود. ثالثاً با استفاده از روش زمان‌بندی قسمت‌های بعدی با استفاده از بازخورد قسمت‌های قبل در زمان مناسب بعدی افشاگری می‌شود.

سلطانی فر گفت که ویکی لیکس شرایطی ایجاد می‌کند که Democracy به Emocracy تبدیل می‌شود. اکنون سیاست دیپلماسی د در جهان تغییر کرده و نگاه و تئوری post-CNN توسط ویکی لیکس محقق شده است. این یعنی تاثیر رسانه‌ها بر دیپلمات‌ها و دیپلماسی.

دکتر سلطانی فر سناریوهای مطرح در مورد ویکی لیکس را این گونه خلاصه کرد:

  1. نگاه خوش‌بینانه: با استفاده از فضای وب ۲.۰ و با استفاده از قوانین سوئد افشاگری و نشت اخبار و اطلاعات انجام شده است. ویکی‌لیکس در یک نگاه خوش‌بینانه، سایتی است که با استفاده از فضای وب ۲.۰ و استفاده از فضای آزاد رسانه‌ای در کشوری مثل سوئد که طبق قوانین آن افشاگری حداکثری را حمایت می‌کند و با استفاده از اطلاعات محرمانه از کانال‌های مختلف قصد افشا و بر هم زدن فضای قدرت در صحنه دیپلماسی جهانی را داشته و مردم را نیز تشویق به نشت  اطلاعات کشورهای خود می‌کند.
  2. توهم توطئه: قدرت‌های بزرگ غربی مقدار کمی از اطلاعاتشان را منتشر کردند تا در ادامه و به شکل رایگان افرادی در دیگر کشورها برای آنها جاسوسی کنند. در واقع ابتدا نوعی خودزنی کردند اما چون سیستم آنها مقاوم‌تر از بسیاری کشورهای شکننده جهان است انتشار اطلاعات این چنینی باعث تضعیف بسیاری از کشورها می‌شود. در یک نگاه بدبینانه و بر اساس تئوری توهم توطئه می‌توان اظهار نمود که این سایت توسط قدرت‌های بزرگ غربی ایجاد شده تا اطلاعات کشورهای مختلف را که در گذشته از طریق جاسوس‌ها و عوامل اطلاعاتی کسب می‌نمود را جاسوسی و افشا کند. با این نگاه این سایت یک شبکه جاسوسی اینترنتی مجانی برای غربی‌هاست که برای پنهان کردن خود در ابتدا کمی هم اطلاعات خود را افشاگری کردند تا صحنه افکار عمومی به ابعاد پشت پرده آنها پی نبرد.
  3. جهت کم کردن رد پای غرب در بسیاری از مسائل جهان است. در همین راستا، افشای ۴۰۰ هزار سند فوق محرمانه و ۹۱ هزار صفحه از اطلاعات سری عراق و افغانستان تنها به جهت کم کردن رد پای غرب از این صحنه است. (کمتر کسی قبول می‌کند مسیر این اطلاعات آن‌قدر باز باشد که یک سرباز ۲۳ ساله به جهت ضبط موسیقی به آنها دسترسی پیدا کند)
  4. جایگزینی بحران‌ها: قرار است جایگزین بحران‌های شود. در واقع بحران ویکی لیکس باعث دور شدن توجه‌ها از مشکلات اقتصادی می‌شود. جایگزینی بحرانی با بحران دیگر. از یک نگاه دیگر سناریویی است که در آن غرب می‌خواهد برای نجات از مهلکه اقتصادی با یک‌سری بحران‌های سیاسی آن را تغیر داده تا در یک فضای آرام اقتصادی به بازسازی شرایط خود بپردازد.
  5. بر هم زدن فضای سیاسی کشورهای جهان سوم برای برهم زدن نظم این کشورها. سناریوی افشاگری در کشورهای جهان سوم پس از افشاگری غربی‌ها حرکتی است که در آینده دامنگیر این کشورها می‌شود. غرب بخوبی می‌تواند در فضای رسانه‌ای و غیرسیاسی مردم خود از این مهلکه فرار کند ولیکن کشورهای جهان سوم که طاقت این‌نوع افشاگری‌ها را ندارند با افشای سندی قصد بر هم زدن ساختار سیاسی خود را مطالبه می‌کنند (با این نگاه ویکی‌لیکس مسیری را برای بر هم زدن فضای سیاسی کشورهای جهان سوم دنبال خواهد کرد)

اما ما چه نباید بکنیم؟

  1. توهم توطئه
  2. بزرگ‌نمایی آن اسنادی که موافق ماست و عکس آن.
  3. مردم به لایه‌های سطحی ویکی‌ لیکس نپردازند. بایستی سواد رسانه‌ای مردم را افزایش دهیم تا در برابر این اطلاعات مقاوم باشند.

بررسی فنی سایت ویکی لیکس

دکتر ضیایی پرور (کارشناس رسانه‌) در صحبت هایش به ۱۰ سوال پرداخت:

  • گردانندگان و حامیان بین المللی ویکی لیکس چه کسانی هستند؟
  • منابع اطلاعاتی ویکی لیکس چیست؟
  • برادلی مننینگ چه نقشی در انتقال اطلاعات به ویکی لیکس داشته است؟
  • فرآیند کسب و تایید اطلاعات توسط ویکی لیکس چگونه است؟
  • روش های ارسال اطلاعات به ویکی لیکس چگونه است؟
  • شبکه سیپرنت چیست؟ چه کسانی به آن دسترسی دارند؟
  • سرور اصلی سایت ویکی لیکس در کجاست و چه مشخصاتی دارد؟
  • چه حجم اطلاعات در ویکی لیکس منتشر شده است؟
  • سایتهای آیینه ای ویکی لیکس کدامند؟
  • چه حملات اینترنتی به ویکی لیکس انجام شده است؟
  • چه حملات اینترنتی به دفاع از ویکی لیکس انجام شده است؟
  • چرا ویکی لیکس همچنان به حیات خود ادامه می دهد؟

خود سایت هم منابع اطلاعاتی‌اش را نمی‌شناسد. در این سایت با روش‌های پیچیده به جمع‌‌آوری اطلاعات می‌پردازند و بررسی صحت و سقم آنها توسط برخی از روزنامه‌نگاران و توسط همان روش‌های سنتی روزنامه‌نگاری تحقیقی است.

شبکه سایپر نت منبع اصلی این اطلاعات است.

سرورهای اصلی این سایت در سوئد قرار دارد و در دیگر نقاط دنیا هم سرورهای پشتیبان دارد.

با توجه به بسته شدن دامین ویکی‌ لیکس سایت‌های آئینه‌ای به بازانتشار دوباره اطلاعات آن دست می‌زنند. مثلا این سایت ایرانی.

چه تاثیری در سیاست می گذارد؟

خانم افسانه احدی (کارشناس مسائل سیاسی) هم در مورد اهمیت پدیده ویکی‌لیکس در عصر جدید صحبت کرد. از این جا به بعد بار سیاسی ویکی لیکس بررسی شد. تا این جا بار رسانه ای ویکی لیکس بررسی شده بود.

بعد از ۱۱ سپتامبر ۲۲ نهاد اطلاعاتی آمریکایی از نظر اطلاعاتی یکپارچه شدند و این دسترسی به اطلاعات را برای نفوذگران آسانتر ساخت.

سایت ویکی لیکس از نظر تبعات منفی بی‌اعتمادی در دیپلماسی به وجود خواهد آورد.

دکتر هادیان (استاد دانشگاه) هم نظارت اطلاعات و یا حفاظت اطلاعات را مطرح کرد.

هادیان گفت که با توجه به ابهام در ماجرا تکثر در مفهوم بندی وجود دارد و هر کسی داستان خودش را دارد.

این سایت سیاست خاصی را دنبال می‌کند. اما چه سیاستی؟

باید تکیه را بر روی اطلاعات منتشر شده نهاد و میزان و وزن‌دهی هر کدام را مشخص کرد. سندها سند است و شکی در انها نیست اما خب که چی؟ هر سندی آیا ارزش خوانده شدن دارد؟ نمی‌توان زیاد بر روی این سندها تکیه کرد. این سندها ممکن است برمبنای برداشت ناقص یک فرد باشد. تئوری توطئه علی‌رغم این که سعی می‌کند توصیح ساده‌ای بدهد و برای ذهن‌های ساده هم بسیار خوشایند است اما رد آن هم چندان ساده نیست. ویکی لیکس توطئه نیست. آمریکا ضررکننده اصلی این ماجراست و مدیریت انتشار این اسناد توسط یک دولت کار آسانی نیست و کنترل ان هم ممکن نیست.

اما درس‌های ویکی لیکس برای ما:

  • تمایل به پنهانکاری در آینده ضررهای فراوانی برای ما خواهد داشت.
  • دید واقعی و روشنی نسبت به همسایه‌هایمان داشته باشیم.
  • از طریق این اسناد دید دیپلمات‌های آمریکایی مشخص می‌شود.
  • در آینده از اطلاعات ویکی لیکس در دعواهای جناحی استفاده نکنیم.

آصفی سخنگوی پر تکذیب هم در جلسه حضور داشت و حضور این آدم بار شوخی‌های دیپلماتیک را در جلسه بالا برد. اما تحلیل آصفی چه بود؟

  • کار کار آمریکاست؟ نه. با هادیان موافق بود و معتقد بود دولت آمریکا پشت این ماجرا نیست.
  • هکرهای یک لاقبای پاپتی (خود آصفی همین جور گفت). به نظر نمی‌آید. نه.
  • یک گروه خاص. چه کسی کمترین ضرر را از ویکی لیکس دیده؟ اسرائیل. باید بیشتر به این فرضیه فکر کرد. هر چند ممکن است این گروه خاص به یک گروه خود سر اشاره داشته باشد. خب همه جا گروه‌های خود سر حضور دارند.

اما نکته مهم این که ویکی لیکس در سطح عموم مردم مطرح نبوده است.

پس چه باید کرد؟

در سطح کلی رسانه‌ای ما بایستی با بی‌اعتنایی با ویکی لیکس برخورد کنیم. یعنی عدم موضع‌گیری و بی‌اعتنایی کامل. خب نظر بنده هم با نظر آقای آصفی نزدیک است.

آصفی البته گفت که از این به بعد احتیاط و محافظه کاری در ادبیات دیپلماتیک حاکم می‌شود.

دکتر عادلی معاون پیشین اقتصادی وزارت امور خارجه هم در جلسه بود.

در پاسخ به آقای سلطانی‌فر گفت که پشت ماجرای ویکی لیکس از نظر اقتصادی چیزی نیست. چون منحنی بحران اقتصادی دنیا برگشته است و دیگر نیازی به ایجاد بحران برای کم‌اهمیت جلوه دادن بحران دیگر نیست.

تئوری توطئه ساده‌تر و قابل فهم‌تر است.

اما مهم این است که ویکی لیکس یک شیوه جدید در جنبش اعتراضی است

در گذشته جنبش‌های اعتراضی مسلحانه و مخفیانه بود.

بعد از دهه ۷۰ میلادی جنبش‌های مسالمت آمیزی مانند تظاهرات شیوه غالب بود.

به عنوان نمونه اعتراض دو خبرنگار از لوموند و گاردین به اجلاس جهانی داووس. در فضای مجازی افراد خودشان هستند و به نظر می‌رسد این ویژگی باعث شکل‌گیری این جنبش شود. البته که ممکن است این جنبش جهت‌گیری سیاسی خاصی هم داشته باشد که بر ما مکشوف نیست. جالب است که دیپلماسی ایران معمولا همراهی با جنبش‌های اعتراضی است بدون این که بداند این گروه‌ها چه می‌خواهند. مثلا ما ابتدا از مخالفان داووس حمایت کردیم بعد که آنها ما را سنگ روی یخ کردند شل شدیم.

درست است که در ویکی لیکس چیز جدیدی نگفتند اما چیز جدیدی بود که شنیدیم کشورهای همسایه خواهان حمله به ایران نبودند. بعد افشای این اختلافات فضای دیپلماسی جدید تغییر می‌کند.

دکتر موسوی (معاون بین‌الملل دانشگاه تهران) هم در جلسه حضو ر داشت و صحبت کرد.

در نظام امروز نباید مسائل را خطی دید. آمریکا بیشترین ضربه را خورده است اما مدیریت بحران می‌کند.

هیچ مقام آمریکایی نگفت که این اسناد دروغ است اما آن را تائید هم نکرد. این‌ها سیستم آمریکا را پایدارتر می‌کند. هیچ کدام از این اسنادی که منتشر شده امنیت ملی آمریکا را به خطر نمی‌اندازد. ممکن است دولت آمریکا با ویکی لیکس تعامل داشته باشد. در کوتاه مدت امریکا بازنده ویکی لیکس بود اما در بلند مدت این موضوع به نفع آمریکا خواهد بود.

اما دوران بعد از ویکی لیکس چگونه خواهد بود؟

بازگشت دوباره بازیگران غیر دولتی، بازیگر جدیدی به نام بازیگر آزاد وارد شده است..

ایران به سرعت اسناد ویکی لیکس را تکذیب کرد که کار اشتباهی بود. عمق این اسناد بسیار کمتر از تصویر وحشتناکی است که از ایران در دنیا ساخته شده است. ایران باید از تغییر بازی بترسد. بازیگران آزاد در حال تغییر بازی هستند و تعامل دولت ایران با مردم باید تغییر کند.

صادقی هم در جلسه حضور داشت و ویکی لیکس را نقطه عطفی در تحولات آینده دانست. روندهای مهم در جهان از این قرار بودند:

  1. بحران‌های جهانی
  2. فروپاشی شوروی
  3. جهانی شدن
  4. ۱۱ سپتامبر
  5. بحران اقتصادی
  6. و اکنون نشت اطلاعات طبقه‌بندی شده.

۷ فرض در مورد ویکی لیکس:

  1. یک ماجراجویی سیاسی بوده است.
  2. ابتکار عملی که منجر به شکل دهی یک سازمان جهانی می‌شود.
  3. قدرت‌های بزرگ پشت آن هستند و علت آن ایجاد یک بحران برای پوشش بحرانی دیگر است.
  4. انهدام و تغییر در خاورمیانه
  5. گرفتن ابتکار جهانی توسط آمریکا؛ در این میان کشوری که قدرت زایش و خودترمیمی داشته باشد مدیر جهان خواهد بود.
  6. نقش اسرائیل در خراب کردن چهره اوباما. مانند ماجرای مونیکا در مورد کلینتون.
  7. تفکر پست مدرنی که شکل گرفته و از همه این‌ها مهم‌تر است. اطلاعات به صورت آزاد و بدون طبقه‌بندی گردش کند. دیگر کسی نخواهد توانست از تمامیت‌خواهی اطلاعاتی استفاده کند.

به تقسیم‌بندی نظارت و حفاظت اطلاعات دکتر هادیان باید پخش اطلاعات را هم اضافه کرد. اطلاعاتِ

  1. خصوصی
  2. عمومی
  3. ملی
  4. بین‌المللی

اگر آمریکایی‌ها بتوانند مدیریت جهان را به عهده بگیرند آنگاه امنیت یک اصل می‌شود و تعریف جدیدی را مطرح خواهند کرد. نظام جهانی به سمت جدیدی با تدوین قوانینی برای نشت اطلاعات خواهد رفت که بتواند قانونا با آن برخورد کند.

مهندس قویدل هم در جلسه حضور داشت.

  1. دفاع از توهم توطئه: این همه سرور پشتیبان ویکی لیکس چگونه به وجود آمده است؟
  2. جریان آزاد اطلاعات را از طریق فیلترینگ نمی‌توان محدود کرد.
  3. جهانی شدن: یک استرالیایی در سرورهای سوئدی و ساکن انگلیس با حساب‌های بانکی در سوئیس.

این مطالب بسیار پراکنده بود. اما ماده خامی برای تحقیقات بعدی در مورد ویکی لیکس است. به زودی فایل های صوتی این جلسه را هم منتشر خواهم کرد.

مطالب مرتبط:

صلواتیان: بیشترین اسناد ویکی‌لیکس درباره عراق، ترکیه و ایران است

رییس گروه رسانه‌یی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص: دوران محرمانگی در جهان به پایان رسیده است

ضیایی‌پرور: ویکی لیکس یک بمب دیجیتالی است

احدی: وجهه دولت اوباما در داخل و خارج صدمه دیده است

هادیان: اسناد ادعایی ویکی‌لیکس نشان‌دهنده نگاه در خفای آمریکا به سایر کشورهاست

آصفی: وجود لابی صهیونیست در پشت ماجرای ویکی‌لیکس ممکن است

اختتامیه جشنواره بلاگهای بانکی

دیروز به اختتامیه جشنواره وبلاگ‌های بانکی رفتم و این فرصتی بود برای دیدار دوباره با اساتیدی مانند دکتر سلطانی‌فر، دکتر نمکدوست، دکتر ضیایی پرور و مهندس قویدل عزیز.

دکتر سلطانی فر در مورد نقش وبلاگ‌ها در اطلاع‌رسانی صحبت کردند. ایشان معمولا با سرعت بالایی صحبت می‌کنند و دنبال کردن کلام ایشان بعضی وقت‌ها کمی مشکل می‌شود. دکتر بر برون‌سپاری تاکید داشتند. اشاره به مطالبی از کتاب جهان مسطح است میلتون فریدمن داشتند و این که بسیاری از کارهای سازمان‌ها از جمله روابط عمومی را می‌توان برونسپاری کرد. تازه بسیاری از سازمان‌ها پا را از برون سپاری در داخل مرزهای یک کشور فراتر گذاشتند و به سراغ برون سپاری برون مرزی رفته‌اند. البته برون سپاری در مورد فعالیت‌هایی که قابل دیجیتالی شدن هستند امکانپذیر است. دکتر می‌گفت تا ۸۰ درصد کارهای روابط عمومی امکان برون‌سپاری دارند. این یعنی

  1. وقت بیشتر و آزادتر برای کارشناسان روابط عمومی
  2. رسیدن به امور مهم‌تر
  3. کوچک شدن سازمان‌ها
  4. رشد خلاقیت و نوآوری
  5. افزایش مشارکت مردمی

بعد صحبت‌ها دکتر سلطانی فر پنلی با حضور ایشان و دکتر ضیایی پرور، مهندس قویدل، دکتر بوترابی و دکتر نمکدوست برگزار شد.

دکتر ضیایی پرور مانند همیشه از وبلاگ‌ها و قدرت آنها گفت و این که زبان فارسی جزو ۱۰ زبان اول در حوزه بلاگ نویسی است. گفت که امروز وبلاگ در خدمت روابط عمومی است. امروز وبلاگ‌ها دماسنح اجتماعی هستند و با تحلیل محتوی آنها می‌توان دیدگاه‌های مردم را فهمید. روابط عمومی سازمان‌های بزرگ به طور مرتب تصویر سازمان را در وب بررسی می‌کنند. بلاگ‌ها شاخه اصلی فعالیت روابط عمومی‌ها هستند. قدرت اصلی بلاگ‌ها هم در کندوسازی است. پیشنهادات دکتر هم تشویق و هدایت جریان بلاگ‌نویسی سالم، نگاه به بلاگ‌ها به عنوان فرصت و تشویق تولید محتوی تخصصی در بلاگ‌ها توسط دولت بود.

دکتر نمکدوست هم بعد این حرف گفت که استدعا می‌کنم دولت محترم دخالتی در کار بلاگ‌نویس‌ها نکنند که با تشویق وبلاگ‌نویسان بانکی همراهی شد.

دکتر بوترابی مدیر عامل پرشین بلاگ هم می‌گفت به جای تاکید بر روی وبلاگ‌ها بایستی بر روی یادداشت و وبلاگ‌نویس تاکید داشته باشیم.

امیر رضا قویدل هم خودش را این طوری معرفی کرد: اولین بلاگ نویس ایرانی در دبی است، دومی در اوین و سومی هم که من هستم و در خدمت شما.

بعد این صحبت‌ها که من از خیر آنها می‌گذرم بخش پرسش و پاسخ بود. من در مورد اقتصاد بلاگ‌ها پرسیدم و این که چگونه و چه زمانی ما بلاگ‌نویسان فراوانی خواهیم داشت که به صورت تمام وقت و حرفه‌ای به کار بلاگ‌نویسی مشغول باشند. چگونه می‌توان از بلاگ نویسی آماتوری به بلاگ‌نویسی حرفه‌ای رسید. آقای بوترابی گفتند که ما همین الان هم از بلاگ‌ها پول درمی‌آوریم دیگر. از طرح‌های آینده پرشین بلاگ هم گفتند که به زودی طرح‌هایی پیاده می‌کنند تا بخشی از درآمد آگهی بلاگ را با نویسندگان بلاگ‌ها تقسیم کنند.

بوترابی همچنین گفت که در سرمایه‌گذاری برای بازاریابی اینترنتی باید به بازار مخاطب توجه شود. البته به نظر می‌رسد ما در حال رسیدن به آن هستیم.

پتانسیل بالایی در زمینه درآمدزایی از بلاگ‌ها در ایران وجود دارد.

مهندس قویدل هم از بلاگ یک وجب خاک اینترنتی مثال زدند و گفتند که درآمد این بلاگ از بسیاری از کارکنان بانک هم بیشتر است.

دکتر نمکدوست هم در پاسخ به این پرسش گفتند که از طریق بلاگ‌ها چند مهارت ساده برای زندگی را فرا می‌گیریم. مانند ابراز خود و ارتباط با دیگران. حرفه‌ای‌ترین روزنامه‌نگارهای جهان هم بلاگ دارند. از طریق بلاگ‌ها مهارت‌ها انتقاد شدن و انتقاد کردن را کسب می‌کنیم.

مطالب مرتبط

یادداشت دکتر ضیایی‌پرور در مورد برنامه

یادداشت آقای قویدل در مورد برنامه

یک سوال در مورد wikileaks

احتمالا آوازه رسواگری‌های سایت Wikileaks را شنیدید. من کاری به جزئیات افشاگری‌ها ندارم. در مورد فرم این کار سوالات زیادی در ذهنم وجود دارد. این روزها اهمیت ویکی‌لیکس برای ما فقط انتشار اسناد علیه حاکمان آمریکا نیست. بلکه در بسیاری از این اسناد از ایران هم نام برده شده. مقامات رسمی ایران این را به یک شوخی تعبیر کردند.

چرا wikileaks  تا الان هر چقدر که از نظام سرمایه داری سند و مدرک رو کرده بود پایه های نظام آنها سست نشده بود اما تا وقتی گردونه به ما رسید wikileaks بد شد. چرا تا دیروز افشاگرهایش را با آب و تاب از خبر سرارسری تلویزیون جوری بخش می کردیم که گویی سند رسوایی غرب به امضا و تائید دادگاه های رسمی رسیده است.
ویکی‌لیکس تا زمانی که اسنادی علیه آمریکا منتشر می کرد حتر در خبر سراسری تلویزیون هم محبوب بود و دوست ما. حالا احتمالا فیلتر خواهد شد و می شود دشمن. چه باریک است مرز دوستی  تا دشمنی با ما با ما. مشکل اینجاست که ما خودمان را مرکز دنیا می بینیم. ما گمان می کنیم همه چیز ارتباطی با ما دارد. همه علم و دانششان را از دانشمندان ما وام گرفته اند. همه تمام اختراعاتشان را از ما گرفتند. اصلا بقیه یک مشت بربر لخت عور بودند که وقتی دانش ما را به غارت بردند شدند این چیزی که هستند.

از روز اولی که wikieaks خبرساز شد برای من این سوال بود که عکس العمل دولت های غربی چه خواهد بود؟ با خودم فکر می کردم آیا در این آسیاب نوبت ما هم خواهد شد؟ آن روز ما چه خواهیم کرد؟

ما هنوز فلسفه چنین شبکه هایی را درک نکردیم. هنوز اگر کسی از غرب و نظام سرمایه داری انتقاد کند به سرعت به دوست و برادر ما تبدیل می شود. هنوز هم داشتن دشمن مشترک برای ما به منزله هدف مشترک است. در حالی که ما فرسنگ ها با این آدم ها فاصله داریم. ما به چیزی و ارزش هایی اعتقاد داریم که به موقع همین آدم‌ها پنبه آن را هم می‌زنند. ما با کسانی در یک صف قرار می‌گیریم که آنها را نمی شناسیم. متاسفانه ما حتی دشمن را هم نمی شناسیم.

حالا یک سوال دیگر؛ اگر این سط یک کسی یک سند جعلی درست کرد و فرستاد روی این سایت تکلیف چه می شود؟ آیا اصلا می توان به چنین سایتی با چنین مدیریتی اعتماد کرد؟ آیا چنین آبروی مردم را ریختن باعث بی ارزش شدن آبرو نمی‌شود؟ آیا  این چنین به دنبال مطالب و موضوعات محرمانه بودن بنیان های زندگی را به هم نمی‌ریزد؟ آیا اگر دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات وارد دعوایی با هم شدند ما هم حتما باید در سر یا ته پیاز جایی برای خودمان دست و پا کنیم؟

همه این‌ها سوال است و باید روی آنها خوب فکر کنیم. وگرنه زمانی می رسد که دیگر دیر شده.

خلاصه این که می‌خواهم بپرسم چقدر باید به چنین افسارگسیختگی‌هایی بها داد؟ آیا دموکراسی با این ابزارها خودش به بزرگترین دشمن دموکراسی تبدیل نمی‌شود؟

وقتی از رسانه‌های اجتماعی حرف می‌زنیم از چه چیزی حرف می‌زنیم؛ شماره ۲

فهرست این مجموعه مطالب را از اینجا ببینید.

فیلم آخر دیوید فینچر، کارگردان هفت، باشگاه مشت‌زنی و مورد عجیب بنجامین باتن اکران شده است. هنوز فیلم را ندیده‌ام و نمی‌توانم در مورد آن قضاوت کنم. البته که اینجا هم قصد نداریم در مورد فیلم حرف بزنیم. چیزی که باعث شده پای فینچر به این ستون کشیده شود نام و موضوع فیلم است: شبکه‌های اجتماعی. داستان این فیلم در مورد مارک زاکربرگ پایه‌گذار فیس‌بوک و جوانترین میلیاردر دنیاست. مارک زمانی که دانش‌جوی هاروارد بود به این ایده فکر کرد که ابزاری طراحی کند که با دوستانش پیوسته در ارتباط باشد. این ایده در اتاق او در خوابگاه تبدیل شد به فیس‌بوک. بعد از حدود ۷ سال علاوه بر دوستان زاکربرگ ۵۰۰ میلیون نفر دیگر عضو این شبکه اجتماعی هستند. اما وقتی داریم از شبکه‌های و رسانه‌های اجتماعی حرف می‌زنیم دقیقا از چی صحبت می‌کنیم؟

ابزارها و تکنولوژی‌ رسانه‌های اجتماعی که شیوه یادگیری ما را تغییر داده و بهره‌وری ما در کار کردن را بیشتر کرده‌اند چیستند؟

در این چند سال تکنولوژی‌های اجتماعی یا رسانه‌های اجتماعی تاثیرات عمیقی بر شیوه زندگی ما گذاشته‌اند. همه این‌ها باعث شده که زندگی، کارکردن، یادگرفتن و بازی کردن ما تغییر کنند. اما شاید بگویید عمر وب که بیش‌تر از این چند سال گذشته است. پس در این چند سال چه تغییری در وب رخ داده که آن را اینقدر متفاوت و جذاب کرده است؟ در این جدول تفاوت دو نسل وب را می‌بینید:

وب ۱.۰ وب ۲.۰
فقط خواندنی قابل خواندن و نوشتن
محتوی، جمع‌آوری شده توسط استفاده‌کنندگان انتشار محتوی توسط حرفه‌ای‌ها
نرم‌افزارهای اجتماعی ———–

در وب ۱.۰ محتوی توسط افراد حرفه‌ای تولید و منتشر می‌شد و مصرف‌کننده هم محتوی را مصرف می‌کرد. اگر وب ۱.۰ مانند CDهایی باشد که فقط می‌شود یک بار روی آنها رایت کرد، وب ۲.۰ مانند CD هایی است که بارها و بارها قابل نوشتن و پاک کردن و دوباره نوشتن هستند. در وب ۲.۰ هر کسی می‌تواند در تولید محتوی، اصلاح و انتشار آن مشارکت داشته باشد. کافی است یک خط اینترنت داشته باشید. با استفاده از تکنولوژی‌های مانند بلاگ‌ها، ویکی‌ها و پادکست‌ها دیگر فقط متخصصان نیستند که می‌توانند بنویسند. بلکه همه می‌توانند در این فضا حضور داشته باشند. حالا با یک گوشی ساده موبایل و یا یک رکوردر صدا می‌توانید صدا و تصویر تولید و آن را در غالب پادکست و یا وادکست منتشر کنید.

برای ادامه بحث و گفت و گو در مورد تکنولوژی‌های رسانه‌های اجتماعی بگذارید یک دسته‌بندی از تمام آن چیزهایی بدهیم که ما به آنها می‌گوئیم رسانه‌های اجتماعی. این جوری بهتر می‌فهیم در مورد چه جیزی حرف می‌زنیم.

شبکه‌های اجتماعی: گاهی اوقات شبکه‌های اجتماعی را با رسانه‌های اجتماعی اشتباه می‌گیرند که در شماره‌های بعد در مورد تفاوت این دو گپ می‌زنیم. اما فعلا همین قدر بدانید که ساختن روابط آنلاین با دیگران و انجام فعالیت در ارتباط با دیگران در فضای وب را شبکه‌های اجتماعی می‌نامند.

میکروبلاگینگ: ارسال، دریافت و پاسخ دادن به پیام‌های کوتاه دیگران در فضای وب. یک جورهایی مانند ارسال پیامک می‌ماند، منتها در بستر وب و به تعداد بی‌شماری آدم که شما را دنبال می‌کنند. از این راه شما و کسانی که می‌خواهید همیشه در ارتباط با هم باشید مدام از وضعیت همدیگر باخبر خواهید بود.

بوک‌مارکینگ: مرتب کردن و اشتراک لینک‌های مفید اینترنت با همدیگر.

اشتراک فایل: ایجاد، ذخیره و اشتراک فایل‌هایی در تمام فرمت‌های ممکن مانند تصاویر، فیلم، ارائه پاورپوینت، اسناد و …

ابزارهای ارتباطی: ارتباط برقرار کردن از طریق ارسال پیام‌های فوری، چت، ملاقات‌های تحت وب.

ابزارهای همکاری (ویکی‌ها): کار همزمان و یا غیرهمزمان با دیگر افراد برای اصلاح اسناد، ارائه‌ها، نقشه‌های ذهنی و …

وبلاگ‌نویسی: خواندن، نوشتن و کامنت گذاشتن بر روی نوشته‌های وبلاگ‌های مختلف.

پادکست: ایجاد و گوش دادن به محتوی صوتی در قالب فایل‌های MP3.

RSS یا پیوند واقعا ساده: مشترک وبلاگ‌ها شدن برای این که وقتی وبلاگی به روز شد بلافاصله باخبر شوید و آن را مطلب را با فاصله کمی بعد از انتشار بخوانید

پلاتفورم‌های اجتماعی و همکاری: ارائه تمام امکانات گفته شده برای یک سازمان به صورت یکپارچه و در یک پلاتفورم.

بنا بر آمارها تعداد کسانی که از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند روز به روز افزایش می‌یابد. این یعنی رسانه‌های اجتماعی انقلابی در دنیا به پا کرده‌اند. یک بار دیگر ببینیم رسانه‌های اجتماعی چگونه شیوه یادگیری ما را متحول کردند:

وب ۱.۰ وب ۲.۰
انتشار محتوی اشتراک اطلاعات و دانش
مطالعه محتوی همکاری در کار و یادگیری
تعامل اندک با محتوی یادگیری مداوم
محتوی مردم

اگر بخواهیم با یک کلمه وب ۱.۰ و وب ۲.۰ را تعریف کنیم باید بگوئیم که در وب ۱.۰ محتوی حرف اول را می‌زد اما در وب ۲.۰ این مردم هستند که حرف اول را می‌زنند.

در شماره‌های بعدی مفصل‌تر در مورد هر کدام از این‌ها حرف می‌زنیم.

آشنایی با کاربردهای رسانه‌های اجتماعی؛ مقدمه؛ شماره ۱

بی‌مقدمه برویم سر اصل مطلب؛ فضای مجازی چاقوی دولبه‌ای است. همان طور که می‌تواند سبب خیر شود، آثار سویی هم دارد. البته مهم است که با نگاهی انتقادی برای استفاده مطلوب از امکانات آن اقدام کنیم. فضای مجازی عمری در حدود حداکثر ۵۰ تا ۶۰ سال دارد. هر چند که شاید عمر همه‌گیر شدنش به زحمت به ۲۰ سال برسد، اما در همین زمان اندک تاکنون دو نسل مختلف فضای مجازی را تجربه کرده‌ایم. نسل اول و یا چیزی که به آن می‌گوییم وب استاتیک از اوایل این قرن کم‌کم جای خودش را به نسلی داد که به آن می‌گوئیم وب ۲.۰. نسل اول وب بر پایه ارتباط یک‌طرفه بنا شده بود و فرستنده‌های اطلاعات از طریق سایت‌های اینترنتی اقدام به انتشار محتوی و مطالبی می‌کردند که گیرنده‌های اطلاعات آن را همان‌طوری که فرستنده می‌خواست دریافت می‌کردند. اما این شیوه ارتباط که موسوم به ارتباط یک‌سویه است همیشه مطلوب نبوده و مردم تمایل به تعامل و ارتباط دوسویه دارند. انسان‌ها تمایل دارند در لحظه دریافت پیام بازخورد و یا فیدبک خود از پیامی که دریافت کرده‌اند را به فرستنده اعلام کنند. این چیزی بود که نسل دوم وب موسوم به وب ۲.۰ برای ما به ارمغان آورد. اشتباه نکنید! وب ۲.۰ یک ابزار و یا یک زبان جدید برنامه‌نویسی نبود. وب ۲.۰ حاصل نوع نگاه و تفکر جدیدی بود که به مرور بر فضای مجازی حاکم شد و در این فضای جدید بود که فرستندگان پیام از برج عاجی که بر بالای آن نشسته بودند پائین آمدند و همسطح گیرنده پیام شدند. در فضای وب ۲.۰ فضای مجازی به سمت ایجاد انواع مختلف شبکه‌های اجتماعی موسوم به شبکه‌های مجازی رفت. در این فضا گیرنده پیام همانقدر فرستنده بود که فرستنده پیام گیرنده! در فضای جدید ارسال یک طرفه پیام بی‌معنا به نظر می‌رسید و حالا فرصتی پیش آمده بود تا آنهایی که تا دیروز فقط شاهد و بیننده و شنونده پیام‌های رسانه‌ای بودند خود در شکل‌گیری و انتشار پیام‌ها دخالت کنند. اکنون هر شخصی که حرفی برای گفتن داشته باشد به راحتی می‌تواند از طریق ابزارهای فضای مجازی به یک فرستنده تبدیل شود و از سرتاسر دنیا بینندگان و شنوندگانی برای خودش داشته باشد. به این ترتیب شبکه‌هایی مانند یوتیوب و انواع مختلف آن شکل گرفتند. افرادی که تا دیروز بایستی برنامه‌های گرانقیمت تولید شده توسط شبکه‌های محدود تلویزیونی دنیا را می‌دیدند برای خودشان شبکه‌های تلویزیونی خانگی راه انداختند. در این برنامه‌های ارزانقیمت تلویزیونی بر بستر فضای مجازی از هر قلم جنسی پیدا می‌شود. مثلا ممکن است کسی که متخصص پزشکی است تجربه‌هایش در مورد یک بیماری خاص را از طریق یک دوربین معمولی ضبط و در فضای مجازی منتشر کند.

گفتیم که وب ۲.۰ قبل از این که ابزار باشد یک نگاه است. شاید مردم گمان کنند وب ۲.۰ خلاصه شده در یوتیوب، فیس‌بوک، لینکداین، توئیتر و سایت‌هایی مانند آن است؛ اما من می‌خواهم بگویم این طور نیست. هر جایی که بتوان در مورد مطالب یک وب‌سایت نظر داد و آن نظر در کنار مطلب اصلی منتشر شود، و یا مطلب را به دوستان توصیه کرد و هر امکانی که تعامل انسانی درفضای مجازی را فراهم کند، یکی از مصادیق وب ۲.۰ است. در فضای مجازی تعاملی، ارتباطات انسانی بسط داده می‌شود و شما با دوستانی که آنها را از نزدیک می‌شناسید و یا شاید نمی‌شناسید به اشتراک‌گذاری تجربیاتتان می‌پردازید. این مفهوم بزرگی است که نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت.

واقعیتی که آرام آرام در حال اتفاق افتادن در صدا و سیمای خودمان است. مدتی می‌شود که شاهد پخش و بازانتشار محتوی تولید شده در شبکه‌های تلویزیونی در وب‌سایت صدا و سیما هستیم. این روزها شما می‌توانید مطالب مورد نظر خودتان که از شبکه‌های تلویزیونی پخش شده را به صورت زنده و یا بعد از ساعت پخش از طریق سایت دنبال کنید.

در این ستون قرار است در مورد ابعاد مختلف شبکه‌های اجتماعی در فضای مجازی با هم گپ بزنیم و به مرور ابعاد مختلف وب ۲.۰ را بشناسیم. به صورت خاص هم در مورد صدا و تصویر در فضای مجازی و تاثیری که بر تلویزیون گذاشته‌اند حرف خواهیم زد. در مورد جنبه‌های فنی بیشتر گپ می‌زنیم و آمارهایی ارائه خواهیم داد.

مطالب به اشتراک دانش در این زمینه بپردازیم و گامی در جهت تولید مستندات فارسی درباره رسانه‌های اجتماعی برداریم.

فهرست مطالب را هم از اینجا ببینید.

آشنایی با Dropbox

اخیرا از سرویسی برای اشتراک و آپلود فایل هایم استفاده می کنم به نام DropBox. پیشنهاد می کنم یک بار امتحان کنید. البته برای لذت بردن از آن اینترنت لاک پشتی خیلی دلچسب نخواهد بود. سایت DropBox ویدیویی کوتاه و آموزشی در مورد این سرویس اشتراک فایل دارد.

ممکن است بپرسید سرویس های زیادی هستند که برای آپلود فایل استفاده می شوند. باید بگویم این سرویس اشتراک فایل کمی با سرویس های دیگری مانند megaupload فرق دارد. برای فهمیدن فرق و مزیت این سرویس نسبت به سرویس های دیگر اینجا را ببینید.

اگر می خواهید همه چیز را در مورد این سرویس بدانید حتما این لینک را ببینید:

The Ultimate Dropbox Toolkit & Guide

چند مطلب آموزشی در مورد DropBox:

دسترسی سریع به Dropbox از طریق جستوجوگر کروم

راهنمای به اشتراک گذاردن پوشه ها در Dropbox

اضافه کردن Dropbox به منوی استارت ویندوز ۷

دسترسی به فایل ها Dropbox از کروم

تبادل اطلاعات پروفایل  Pidgin  شما از طریق چند رایانه

فیلم ها و مطالب رایگان دروس دانشگاهی شریف

مطلبی در اینترنت دست به دست گشته بود که چند سایت مهم که می شد از آنها فیلمهای دروس دانشگاهی را دنبال کرد معرفی کرده بود. (اینجا)  این موضوع در ایران خیلی جا نیفتاده. به دو دلیل: یکی از نظر تکنیکی که شاید برطرف کردن این مشکل خیلی سخت نباشد و یکی هم از نظر نوع نگاه به دانش. هنوز در بین دانشگاهیان ما جا نیفتاده که دانش وقتی دانش است که منتشر شود. کتاب یکی از این راه هاست. اینترنت بستر بسیار عظیمی برای نشر و اصلاح دانش است. شریف در این زمینه یکی از دانشگاه های پیشرو ایران است. بد نیست لینک زیر را شخم بزنید. احتمالا چیزهای جالبی خواهید یافت. هر چند جای تاسف دارد که چرا مثل دیگر نقاط دنیا این مطالب منظم و شکیل ارائه نشده. کمی به هم ریخته است. اما مطالب مفیدی آنجا منتظر شماست.

دروس اینترنتی شریف

۷ سایت برای استفاده رایگان از درس‌های دانشگاهی

یک دوجین از محل هایی که آموزش آنلاین می دهند

بررسی چند وبلاگ و وبسایت سازمانی ایرانی

آقایان و خانم های متخصص روابط عمومی!

این چند وبلاگ و وبسایت سازمانی را ببینید. اینها نمونه هایی از وبلاگ ها و بلاگهای موفق سازمانی در ایران هستند. ایراداتی هم دارند که در مقابل خوبی های فراوان آنها از آن می گذریم. وقت بگذارید و این ها را برای خودتان تحلیل کنید.

وب سایت آتیه داده پرداز

وبلاگ بهساد

وبلاگ رادمان