دسته‌ها
رسانه‌ یادداشت‌

چرا بفرمائید شام ایرانی یک کپی‌کاری اشتباهی است؟

بالاخره بیژن بیرنگ کار خودش را کرد و بفرمائید شام ایرانی‌اش را روانه سوپرمارکت‌ها کرد. حالا باید ماند و دید که این محصول چقدر در جذب مخاطبان موفق خواهد شد. مخاطبانی که بدون پرداخت هزینه و فقط با صرف وقت گرانقدرشان مشتری پر و پا قرص بفرمائید شام اصلی (یا احتمالا غیر ایرانی) هستند. البته همین لطفظ ایرانی هم خودش حسابی جای بحث دارد که اگر نظر من را بخواهید فکر می‌کنم آن یکی ایرانی‌تر هم هست! آن یکی ریزه‌کاری‌ها و زشتی‌های فرهنگ ما را هم دارد. هر چند که کنار آن به خوبی سعی در القا برخی مفاهیم متفاوت با فرهنگ ما هم دارد.

اما چرا این محصول موفق نخواهد بود؟

۱. رنگ و لعاب آن یکی بی‌تاثیر در جذب مخاطب نبوده که این یکی به گرد پای آن یکی هم نمی‌رسد.

۲. بفرمائید شام بیرنگ بیشتر به یک فیلم مستند کارگردانی شده شبیه می‌ماند و روی جنبه‌های ستارگی آدم معروف‌ها تاکید کرده در حالی که آن یکی طوری ساخته شده که مردم با آن هم‌ذات پنداری خواهند کرد. یعنی متعلق به ژانر تلویزیون واقع‌نماست نه مستند. مردم در آینه بفرمائید شام من و تو خودشان را می‌بینند. اما این یکی نهایتا بتواند حس سرک کشیدن در زندگی آدم معروف‌ها را تحریک کند.

۳. مردم جنس اصل و کپی را راحت تشخیص می‌دهند و امروز روز جنس کپی کار شده خریداری ندارد.

۴. کپی مستقیم از یک ایده کار اشتباهی است. دیدی آزاده نامداری و برخی مرجی‌های دیگر رادیو و تلویزیون را که می‌خواهند از عادل فردوسی‌پور کپی کنند اما به یک کمدی تراژدی تبدیل می‌شوند. عادل ساختاری درونی خودش دارد که مخصوص خودش است. وقتی عادل با پشت صحنه صحبت می‌کند و مشغول مدیریت می‌شود و یادش می‌رود که روی آنتن است و صحنه‌های خنده‌داری را به وجود می‌آورد این جزو برنامه نیست. عادل دارد کارش را می‌کند و ناخودآگاه چنین است. حال اگر شما این امر را بخواهید به صورت خودآگاه تکرار کنید بیشتر به یک طنز می‌ماند. برای موفقیت باید ارجینال بود: ارژینال اصل!

۵. قبلا با محمدان (یعنی دو محمد) معماریان و هنرمند یک مقاله (شاید هم ایسی!) نوشته بودیم که در آن گفته بودیم این بفرمائید شام متعلق به گونه یا ژانر تلویزیون واقع‌نما است. همان زمان هم اعلام کرده بودیم که این ژانر پتانسیل بالایی در جذب مخاطبان دارد و رسانه‌ای‌ها باید قابلیت‌های ژانر را دریابند. رسانه‌ای‌ها اهمیتی به این حرف‌ها نمی‌دهند و کار خودشان را می‌کنند. باز دم بیرنگ گرم که یک تکانی خورد و یک تفلیدی کرد. اما اگر فردا برنامه‌ی دیگری در این ژانر پرطرفدار شد چه؟ آیا باز هم تقلید؟ باید مصدر امور بود. از بیرنگ تعجب می‌کنم. او را متخصص رسانه می‌دانم.

۶. بگذارید با خودمان روراست باشیم. شوخی‌های ج ن س ی بفرمائید شام غیر ایرانی یکی از عوامل جذب مخاطبان ایرانی است. متاسفانه برنامه‌هایی که نمایش صحنه‌های تحریک‌کننده و یا خشونت آمیز یا حتی ترکیب این دو را دارند بین مخاطبان ایرانی طرفداران زیادی دارند. حال چطور می‌خواهیم از یک برنامه تقلید کنیم اما مهم‌ترین عوامل ایجاد جذابیت‌اش را از بین ببریم؟

۷. نکته آخر هم این که باورم نمی‌شود مردم برای چیزی که می‌توانند با جذابیت‌های بیشتر از تلویزیون (البته به کمک ماهواره همساده) نگاه کنند پول بپردازند! امیدوارم اشتباه کنم!

دسته‌ها
رسانه‌ مدیریت رسانه یادداشت‌

چه می‌کند من و تو!

هنوز یادم هست روزی را که برای اولین بار در وبلاگ دکتر ضیایی‌پرور در مورد شبکه من و تو خواندم. زیاد دور نیست. به سال هم نمی‌رسد. هنوز بحث ویکی‌لیکس مثل الان سرد نشده بود. هنوز بحث فارسی وان داغ بود و سریال‌هایش و آخر عاقبت ویکتوریا که مادربزرگ من در یکی از دهات‌های شمال بیشتر از حال زمین کشاورزی یا به قول ما شمالی‌ها بیجارسرش نگران آن بود. ناراحت می‌شد از این که نتوانسته سریال را دنبال کند. همان زمان‌ها بود که مثل قارچ یک مشت شبکه سرگرمی اعلام وجود کردند و یکی پس از دیگری به خانه‌های ما آمدند. در بین این شبکه‌ها من و تو یک چیز دیگر بود. من و تو با ظاهر حرفه‌ای خودش و سادگی برنامه‌ها یک برگ برنده داشت: برای درک برنامه‌های من و تو نیاز نبود فشار زیادی به ذهن وارد کرد. این برنامه‌ها حرفه‌ای‌گری را در ظاهر غیرحرفه‌ای خودشان دنبال می‌کردند. جوری برنامه ارائه می‌کردند که برای ما خیلی سابقه نداشت. خبر را جوری می‌گفتند که گویی در حال گپ زدن با هم هستند و ما هم در حال شنیدن صحبت‌های یک جمع صمیمی. راجع به من و تو خیلی زیاد می‌شود کار کرد. من و دوستانم به صورت متمرکز بر روی برنامه بفرمائید شام کار کردیم. این برنامه تاثیر بیشتری از باقی برنامه‌های این شبکه بر مردم گذاشته. به عنوان نمونه در روزنامه‌های دنیای اقتصاد، همشهری، البرز و سایت‌های مختلف تیترهای مختلفی زدند که با بفرمائید شروع می‌شد و با کلمه‌ای مانند جنوب شهر یا فوتبال ناب تمام می‌شد. معمولا رسانه‌نگارهایی که حواسشان به محیط‌شان هست برای تیتر زدن از عنوان کتاب‌ها یا سریال‌ها و فیلم‌هایی که گل کرده‌اند استفاده می‌کنند. این استفاده فراوان از ترکیب‌های مختلف بفرمائید همه نشان از جا افتادن این برنامه در میان مردم دارد. شنیدم دارند بفرمائید شام ایرانی می‌سازند. (راستی مگر بفرمائید شام من و تو کجایی است که این یکی ایرانی است؟!) بیرنگ هم گویی پشت ماجراست. خودش گفته تقلید نمی‌کنم. عنوان برنامه هم بفرمائید شام ایرانی است. (فکر کن ایرانی در مقابل من و تو!) در آن هنرمندان عرض اندام می‌کنند. این کمی دست و دلم را می‌لرزاند. شاید موفق شوند؛ شاید. اما ما که روی تلویزیون واقع‌نما (reality tv) کار کردیم گفتیم که این برنامه یک جور استفاده از ژانر واقع‌نمایی است و اشتباه است که از یک برنامه موفق الگو برداریم. بهتر است که ژانر را بشناسیم و از قابلیت‌های آن استفاده کنیم. همان جا هم گفتیم که این مهم دست نخواهد داد مگر این که رقابت به وجود بیاید. رقابت درون سازمانی هم از اساس چیز مسخره‌ای است. این تصور که در درون خود تلویزیون رقابت داشته باشیم دور از ذهن است. اینجا همه با هم رفیق‌‌اند و رقابتی در کار نیست هر چی هست رفاقت است. حالا کی دست بدهد که در مقابل تلویزیون رقیبی وجود داشته باشد خدا می‌داند. ولی آن روز همه چیز به نفع همه خواهد شد و مهم‌تر از همه برای خود تلویزیون خوب می‌شود.

پ.ن. بهانه این نوشته نه کار تحقیقاتی روی بفرمائید شام که این تصویری بود که در آخرین سفرم در جاده عباس آباد گرفتم. تصویر خود گویاست.

بفرمائید شام!
بفرمائید شام!