عبور از گردنه حیران در شب تاریک مه‌آلود

شماره پیشین ماهنامه عصر تراکنش تحت تأثیر کرونا بود؛ گفتیم که بحران اعتماد بحران جدی این روزهای ایران است و در صورتی که با صراحت با این پدیده روبه‌رو نشویم، باید منتظر چالش‌ها و مشکلات بیشتری باشیم. در این شماره اما با یک راه‌حل آمده‌ایم؛ ولی راه‌حل ما از جنس نوشدارو نیست که دوای همه دردها باشد؛ ولی در صورت توجه کسب‌وکارها و مدیران دولتی به این موضوع به‌صورت درست، شاید راه نجات خوبی باشد. ما تصور می‌کنیم جامعه ایران برای توسعه محتاج توسعه کسب‌وکارهاست و در صورت عدم توسعه کسب‌وکارهای مفید برای جامعه شکاف اعتماد بزرگ‌تر می‌شود.

کسب‌وکارها هم هرگز نمی‌توانند برای مردم مفید باشند؛ مگر اینکه پیوسته متوجه مسئولیت اجتماعی خود باشند. متاسفانه در سال‌های گذشته کلمه «مسئولیت اجتماعی» آن‌قدر بی‌منطق استفاده شده که در این روزهای کرونایی هم باید بااحتیاط به این واژه نزدیک شد. متاسفانه به قول یکی از دوستانی که در همین شماره هم طرف گفت‌وگویمان بوده، ما به ناموس واژه‌ها تجاوز می‌کنیم! این تجاوز در نهایت منجر به این شده که واژه‌ها از معنا تهی شوند و اگر رسانه‌ای مانند «عصر تراکنش» به سراغ موضوع مسئولیت اجتماعی کسب‌وکارها برود، بسیاری انتظار دارند از کمک‌های انسان‌دوستانه بگوید؛ چیزی که در این سال‌ها از منظر بسیاری معادل مسئولیت اجتماعی شده است؛ ولی مسئولیت اجتماعی فراتر از کمک‌های خیریه است.

ادامه…

برای کسب‌وکارهای نوین کرونا فقط فرصت نیست

توضیح: این یادداشت را اولین بار برای هفته‌نامه تجارت فردا نوشتم؛ اینجا سعی کردم توضیح دهم که برخلاف تصور رایج کرونا فقط فرصت نیست؛ برخی تصور می‌کنند کرونا باعث می‌شود کسب‌وکارهای نوین راه صد ساله را یک شبه بروند. اما این راه پرتگاه‌های زیادی دارد.

رضا قربانی / تحلیلگر کسب‌وکارهای فناوری / کرونا در ماه‌های اخیر بحران‌های گسترده‌ای را در جهان ایجاد کرده است؛ بیکاری، افزایش ملی‌گرایی، رکود تولید و مهم‌تر از همه تردید به اصول محکم فلسفی که جهان امروز ما بر پایه آنها ساخته شده است. کرونا باعث شد شکاف‌های موجود در جهان پررنگ‌تر شود. 

راه‌حل‌های موقتی مانند فاصله‌گذاری اجتماعی هم باعث شد کسب‌وکارهایی که مبتنی بر حضور در یک مکان فیزیکی بودند به شدت دچار مشکل شوند؛ از آن سو اقبال به کسب‌وکارهایی که برای بهره‌مندی از خدمات آنها نیازی به حضور فیزیکی نبود بیش‌تر از گذشته در کانون توجه قرار گرفتند. در این بین کسب‌وکارهای نوین که بیشتر آنها مبتنی بر فناوری‌های دیجیتال هستند خوش درخشیدند.

به عنوان نمونه کمپانی‌های پرداختی که تراکنش‌های کارتی در فروشگاه‌ها بخش عمده تراکنش‌های آنها است، مانند ویزا و مستر کارت دچار افت قیمت سهام شدند؛ در عوض کمپانی‌هایی مانند استرایپ و پی‌پال که تراکنش‌های آنلاین را پردازش می‌کنند با اقبال سرمایه‌گذارن مواجه شدند.

این اقبال و توجه باعث شد برخی تصور کنند رونق دیجیتالی‌ها فرا رسیده و اکنون دور دور آنهاست؛ نکته‌ای که بسیاری توجه نمی‌کنند این است که در صورت ادامه وضعیت فعلی جهان وارد دوره رکود خطرناکی می‌شود که در نتیجه آن تر و خشک با هم می‌سوزند و نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که بخشی از اقتصاد نابود شود اما بخش دیگری رونق یابد.

نه فقط در ایران بلکه این روزها بحران اعتماد به بحران جدی تبدیل گشته و در صورتی که با صراحت با این پدیده روبه‌رو نشویم، باید منتظر چالش‌ها و مشکلات بیشتری باشیم.راه حل چیست؟ راه‌حل این است که کسب‌وکارهای کوچک و متوسط را نجات دهیم و یادمان باشد که پایه‌های امروز جوامع مبتنی بر توسعه کسب‌وکارهای کوچک و متوسط است؛ همان‌هایی که در بحران‌ها فراموش می‌شوند. در صورت عدم توسعه کسب‌وکارهای کوچک و متوسط شکاف اعتماد بزرگ‌تر می‌شود.

ادامه…

آیا کسب و کارها هم شب یلدا دارند؟

بله. هر کسب و کاری شب یلدایی دارد. شب یلدای کسب و کارها دقیقا زمانی است که مشکلات به اوج خودش می‌رسد. همه چیز تیره و تار می‌شود. کسی که رویش حساب کرده‌اید غزل خداحافظی می‌خواند. یکی از بهترین نیروهای‌تان محیط کاری را دوست ندارد و شما دقیقا  در این زمان به او احتیاج فراوانی دارید و او دیگر دل به کار نمی‌دهد. دوره وصول مطالبات‌تان بیشتر و بیشتر می‌شود. حقوق‌ها را نمی‌توانید سر وقت پرداخت کنید و فشار کارها بیشتر و بیشتر می‌گردد و حتی مجبورید از همکاران خود بخواهید که پنج‌شنبه و جمعه هم به سر کار بیایند. قراردادهای جدید هنوز امضا نشده و دقیقا به هر چیزی که دست می‌زنید بدتر می‌شود. عصبانی هستید و فشار کاری عصبانیت شما را هم بیشتر می‌کند. در خانواده هم نگران که چرا این قدر کار می‌کنید. کسب و کارها در این نقطه تکلیف خودشان را معلوم می‌کنند.  یا از  شب یلدا به سلامت نمی‌گذرند و در ادامه بیشتر و بیشتر در تاریکی فرو می‌روند. یا از این شب عبور می‌کنند و از فردای هر روز حداقل به اندازه یک دقیقه هم که شده از سیاهی بیرون می‌آیند. کسب و کارها از شب یلدا که می‌گذرند چند ماهی طول می‌کشد و وقتی به خودشان می‌آیند می‌بینند فصل تغییر کرده و بهار از راه رسیده است. و بهار ارزانی کسانی است که سختی‌ها را تحمل کردند. کسانی که فقط سوز سرما را هدف گرفتند و همه تمرکزشان به روی سوز سرما  بود، حواس‌شان نبود که این آخرین تلاش‌هایی است برای بازنگه داشتن آنها از ادامه طی طریق. یلدا آخرین ضربه شب است بر پیکره روز و آخرین ضربه محکم‌ترین ضربه است. ضربه‌های بعدی هر کدام در حکم تلاش ناامیدانه شب هستند برای غلبه بر روز. و زمانی که شب کوتاه و کوتاه‌تر می‌شود عید فرا می‌رسد و از آن به بعد این روز است که قوی‌تر می‌شود. و البته این دور کماکان ادامه دارد. کسب و کارها گاهی در روزهای بهاری خود هستند و گاهی در روزهای زمستانی. یک کسب و کار خوب نه در روزهای بهاری بیش از حد شیفته خود می‌شود و نه در روزهای زمستانی ناامید و خسته می‌گردد.

کسب و کارهای خوب آهسته و پیوسته ادامه می‌دهند.