۶ چیز مهمی که دانشگاه به من یاد نداد

تیتر نوشته این است: ۶ چیز مهمی که دانشگاه به من یاد نداد. کامل‌ترش این است که «۶ چیز مهمی که دانشگاه به من یاد نداد و من با هزینه بسیار زیاد آنها را یاد گرفتم». دانشگاه‌های ایران، بیشتر از این که دانشجو را آماده کار و زندگی کنند، از آنها دانشمند و پژوهشگر می‌سازند. به همین دلیل ساده و ابتدایی، از دل دانشگاه‌های ما نوابغی بیرون می‌آیند که ظرفیت استفاده از آنها هم وجود ندارد و رهسپار دیار فرنگ می‌شوند؛ کمتر کسی پیدا می‌شود که از دانشگاه چیزهایی آموخته باشد و بگوید آنها را در محیط کار و زندگی به کار بسته است. باور کنید که اگر در دانشگاه‌های ما فنون آبیاری گیاهان آپارتمانی آموزش می‌دادند، کاربرد بیشتری نسبت به بسیاری از مباحث مطرح شده در دانشگاه‌ها داشت؛ اما دانشگاه‌های ما چه چیزی یاد نمی‌دهند که ما باید با هزینه زیاد آنها را یاد بگیریم. ادامه خواندن “۶ چیز مهمی که دانشگاه به من یاد نداد”

دفاع از پایان‌نامه کارشناسی ارشد

فردا، دوشنبه ۱۵ مهر ماه، از پایان‌نامه‌ام دفاع خواهم کرد. البته بنده حقیر به پیروی از یکی از دوستان نازنین معتقدم نباید دفاع کرد و باید حمله کرد. چون بهترین دفاع حمله است. با این حال همیشه دعا می‌کنیم که کاش جلسه‌های دفاع گزینه‌ای داشت مانند این که بنده هیچ دفاعی ندارم و از داوران عزیز طلب عفو و بخشش دارم. حالا که نه می‌شود حمله کرد و نه می‌شود طلب بخشش کرد، این بنده حقیر فردا باید از پایان‌نامه‌ای دفاع کنم با عنوان «تاثیر فناوری‌های وب ۲.۰ بر ارتباطات سازمانی». این دفاع مذبوحانه در اتاق ۳۰۱ دانشکده مدیریت تهران و ساعت ۴ و نیم خواهد بود. دانشکده مدیریت تهران هم روبه‌روی تعویض‌روغنی زیر پل گیشاست. اگر قدم رنجه فرمودید جلوی در بفرمایید به جلسه دفاع رضا قربانی می‌روم. این را که بگویید حتما از ورود شما جلوگیری خواهند کرد 🙂 دوست دارم ببینم‌تان.

چرا مدیران رسانه مدیریت رسانه نمی‌‌خوانند؟

معروف‌ترین معلم و محقق استراتژی رسانه در جهان از فاصله علم و عمل مدیریت رسانه می‌گوید

چرا مدیران رسانه علاقه‌ای به مدیریت رسانه ندارند و در این رابطه چه می‌توان کرد؟

لوسی کونگ

مدرسه بازرگانی بین المللی یونکوپینگ، سوئد

مترجم: طیبه خداوردی

Taybe. khodaverdi@gmail. com

یک مثل قدیمی می‌گوید: «مراقب آنچه آرزو می‌کنید باشید، چون ممکن است دقیقاً‌‌ همان را دریافت کنید.» بر اساس آنچه که مدت‌ها گفته شده، ماموریت رشته ما (مدیریت رسانه) باید ساختن پلی میان تئوری و عمل باشد، پس طی ۱۸ ماه گذشته دقیقاً همین کار را باید انجام می‌دادم و این خود تجربه‌ای تأمل‌برانگیز بود.

اگرچه نخستین شغل حرفه‌ای من در انتشار کتاب بود، جایی که با تلاش بسیار درجات شغلی را از دستیار ویراستار به مدیر چاپ طی کردم، در میانه راه مسیرم را عوض کرده و «به سوی» حیطه آکادمیک قدم نهادم، جایی که با تلاش بسیار PhD و کسب قابلیت‌ها را پشت سر گذاشتم. طی این روند، تا حد زیادی ابزارهای غیر رسمی مدیریتی را که در انتشارات «رندوم‌هاوس» (که تا اندازه‌ای ابداع خودم و تا اندازه‌ای هم از کتاب‌های کسب ‌و کار ربوده بودم)‌‌ رها کرده و مفاهیم پیچیده‌تری را برای مدیریت در رسانه اتخاذ کرده بودم.

تن‌ها طی ۱۸ ماه گذشته جزئی از هیأت نظارت بر خدمات عمومی رادیو تلویزیون سوئیس شدم، نقشی نیمه وقت که با این وجود مسئولیت سنگین حقوقی توسعه استراتژی را برعهده داشتم. چند ماه بعد، از من خواسته شد تا در طراحی و اجرای یک دوره پیشرفته رهبری برای بخش خلاقیت در انگلستان همکاری کنم. بنابراین تا اندازه‌ای به «آن سوی قبلی» بازگشتم.

به نظرم هر دو این ابداعات بر اساس کارهای آکادمیک‌ام صورت گرفته است. هرچند، زمانی‌که به آن سوی قبلی بازگشتم، تقریبا خیلی سریع برایم روشن شد که دانش آکادمیک مشابه، در حقیقت خیلی با موضوع مرتبط نبوده -قطعاً این امر بدون یک بازسازی کامل صورت نمی‌گرفت؛ کاری که درست مانند اقتباس تمام مولفه‌هایی بود که آن را به عنوان یک بورسیه آکادمیک «آبرومند»

می‌ساخت.

مواد آکادمیک بیش از اندازه انتزاعی و مبهم به نظر می‌رسند، تا بتوان آن‌ها را در عمل مورد استفاده قرار داد، و پر از واژگان غیر قابل نفوذند.

لوسی کونگ در ادامه می‌گوید:

بنابراین با استفاده از فرصتی که برای ارتقای حوزه‌ کاری‌ام ایجاد شد، اینجا در «کلام کارگزار» نتایج کلیدی که در دوران خودم جهت ایجاد پل میان جهان‌های تئوری و عمل بدان رسیده‌ام را ارائه می‌کنم.

متن کامل این یادداشت خواندنی را در شماره ۳۱ ماهنامه مدیریت ارتباطات بخوانید.

چرا باید درس خواند؟

متاسفانه بسیاری از کسانی که یا نتوانسته‌اند درس بخوانند یا تنبلی مانع آنها شده در رسانه‌ها دور برداشته‌اند که درس بخوانیم که چه بشود؟ درس بخوانیم که علم و دانش‌مان زیاد شود؟ خب حالا درس نخوانیم و شیفته دانش نباشیم مگر چی می‌شود؟ یا این که شما که فلان درس را خواندی و داری فلان کار را می‌کنی چه می‌گویی؟ آدم درس می‌خواند که کار کند، با این حساب همان لیسانس هم کفایت می‌کند!
متاسفانه روزنامه‌نگارهای ما درس‌خوانده روزنامه‌نگاری نیستند و روزنامه‌نگار خوانده‌های ما هم مرد روزنامه‌نگاری نیستند. پیش از این یک پرونده مفصل در مدیریت ارتباطات کار کردیم و از فاصله علم و عمل روزنامه‌نگاری گفتیم. به نظرم هر روز این فاصله بیشتر و بیشتر می‌‌شود. می‌گویند حدود ۹۵ درصد روزنامه‌نگاران ما کسانی هستند که در رشته‌ای غیر از روزنامه‌نگاری درس خوانده‌اند. این یعنی از همه روزنامه‌نگاران کشور ما فقط ۵ درصد آنها مدرک روزنامه‌نگاری دارند. بنابراین طبیعی است که ۹۵ درصد کسانی که در این کشور می‌نویسند به عارضه گروه‌اندیشی دچار شوند.
عارضه گروه‌اندیشی چیست؟ این عارضه در گروه‌های نسبتا یک‌دست رخ می‌دهد. بر اثر این عارضه افرادی که در یک گروه هستند و با یکدیگر اشتراکات بالایی دارند به مرور به درجه‌ای از تشابه فکری می‌رسند که دیگر کسی از گروه جرئت فکر کردن به گونه‌ای متفاوت از کل گروه را نخواهد داشت. همه اعضای گروه به چنان اعتمادی از گروه می‌رسند که هرگز به گروه شک نمی‌کنند. به مرور که همه مثل هم می‌شوند، کسی جرئت متفاوت فکر کردن را هم نخواهد داشت. به آرامی افکاری در گروه جا می‌افتد که کسی نمی‌تواند خلاف آنها فکر کند. یکی‌اش همین فکر درس بخوانیم که چه بشود در میان روزنامه‌نگار جماعت. بله! ۹۵ درصد روزنامه‌نگارهای ما یا مهندسی خوانده‌اند یا پزشکی یا رشته‌های دیگر. بنابراین طبیعی است که با خودشان بگویند ما این همه درس خواندیم، چه شد که حالا بخواهیم فوق لیسانس و دکتری هم بخوانیم. نکته همین جاست. معضل فاصله علم و عمل در روزنامه‌نگاران ما، بیشتر از بسیاری از مشاغل دیگر است. مطمئنا کسانی که کار مهندسی می‌کنند یا پزشکی، حتما مدرک تحصیلی این کار را دارند. شما هرگز نمی‌توانید پزشکی پیدا کنید که پزشکی نخوانده باشد. بنابراین برای پزشک‌ها بسیار طبیعی است که مدارک دانشگاهی را یکی پس از دیگری بگیرند. چون تاثیر آن را بلافاصله در کار خودشان می‌بینند. یا مهندسان. اما ۹۵ درصد روزنامه‌نگاران ما از آن چیزی که در دانشگاه آموختند کمترین استفاده را می‌کنند. بنابراین یک تحلیل هزینه فایده ساده آنها را به این نتیجه می‌رساند که درس خواندن فایده‌ای ندارد. این تصمیم شاید در مورد خودشان درست باشد اما زمانی که بی‌توجه به محیط‌شان به اظهارنظر می‌پردازند و سعی می‌کنند این مدل ذهنی را جا بیندازند که حالا شما هم درس نخواندید اشکالی ندارد دچار خطای وحشتناکی می‌شوند.
حالا چرا دچار این خطا می‌شوند؟ چون درس این کار را نخوانده‌اند. اگر درس روزنامه‌نگاری خوانده بودند می‌دانستند که روزنامه‌نگاری بازی با کلمات نیست. شما در روزنامه‌نگاری به کمک رسانه قرار است پیامی را منتقل کنید که باید درباره اعتماد و اعتبار آن مطمئن شده باشید.
متاسفانه روزنامه‌نگاری ما هر روز تنک‌تر می‌شود.

پ.ن. در این نوشته تازه در مورد رشته‌هایی مانند مدیریت اجرایی، mba  و مدیریت رسانه که فقط کارشناسی ارشد و دکتری دارند هم صحبت نکردیم.

تقدیر از دکتر محسنیان راد، استاد ارتباطات

آشنایی من با دکتر مهدی محسنیان راد مانند بسیاری دیگر به کتاب ارتباط شناسی بازنمی‌گردد. آشنایی من به برنامه‌ای بازمی‌گردد که دوست دوران مدرسه او یعنی اسمعیل میرفخرایی برای شبکه چهار تلویزیون ساخت و اگر اشتباه نکنم در ۱۰ قسمت عصر جمعه‌های چند سال پیش از تلویزیون پخش شد. این برنامه اولین برخورد من با دکتر محسنیان راد بود. نام برنامه هم ارتباطات ایرانی. از اینجا به بعد بود که بیشتر و بیشتر به سراغ خواندن متن‌های ارتباطاتی رفتم و یکی از مهم‌ترین آنها ارتباط شناسی محسنیان راد بود. بعدا در چند همایش او را دیدم و با او گپ زدم و گفتم که چقدر دوست دارم در دوره دکتری شاگرد او باشم. احتمالا مانند بسیاری دیگر از جوانک‌هایی که هر روز آرزویی می‌کنند من را دیده باشد و در ذهن او جایی نداشته باشم. هنوز شاگرد او نبوده‌ام اما از نوشته‌هایش بسیار یاد گرفته‌ام. امروز این متن استاد گرامی‌ام دکتر ساروخانی را دیدم. دکتر ساروخانی زمانی استاد محسنیان راد بوده است و اکنون در این متن از او تعریف کرده است. توصیه می‌کنم متن را حتما بخوانید و اگر علاقمند بودید دوشنبه آینده در مراسم تجلیل از دکتر محسنیان راد شرکت کنید.

دکتر باقر ساروخانی: دکتر محسنیان راد شایسته‌ همهٔ تقدیرهاست

در پی انتشار خبر برگزاری مراسم تجلیل از خدمات علمی دکتر مهدی محسنیان راد به تعمیق و گسترش دانش ارتباطات، دکتر باقر ساروخانی استاد دانشگاه تهران و پدر جامعه‌شناسی نوین پیام تبریکی صادر کرد.

متن کامل این پیام که در اختیار دبیرخانه دائمی همایش روابط عمومی الکترونیک قرار گرفته، بدین شرح است:

به نام خدای خرد آفرین، خرد آفرین را هزار آفرین

سی و هشت سال پیش بعنوان مسؤول سمیناری در باب رسانه‌ها و فرهنگ در دانشگاه تهران با جوانی آشنا شدم که خود از شرکت کنندگان برجستهٔ آن سمینار بود. او به همراه دکتر کاظم معتمد‌نژاد و صدرالدین الهی، مقاله‌ای ارائه نمودند با عنوان «بررسی محتوای برنامه‌های رادیو ایران»؛ نام او مهدی محسنیان راد بود.

در آن سخنرانی آوردند: «سست شدن معتقدان دیرین سنت‌ها و مبانی کهن در جامعه‌ای چون ایران که از چند دههٔ پیش به مرحلهٔ توسعه گام نهاده، مجالی گسترده برای تأثیر وسایل ارتباط جمعی بین گروههای مختلف جامعه بوجود آورده است. امروزه نمی‌توان بدون اینکه ابتدا سهم عظیم رادیو، تلویزیون و حتی فیلمهای کارتونی را درنظرگرفت به سنجش تأثیرات محیط و خانواده به کودک پرداخت، زیرا پس از زبان هر ملت، گیرندگی پیامهای مشترک رادیویی و تلویزیونی مهم‌ترین وجه اشتراک ملت‌هاست».

این سخنان را در مقدمهٔ کتاب اندیشه‌های بنیادین در علم ارتباطات آوردم و تصور می‌کنم در زمرهٔ نخستین اندیشه‌ها در باب دگرگونی‌های اجتماعی و عوامل موثر برآن در جامعه ایران بود. از این پس در هر دگرگونی بزرگ یا کوچک می‌بایست سهم رسانه‌ها را دید. به بیان دیگر، هرگز هیچ پدیدهٔ اجتماعی را نمی‌توان بخوبی تبیین کرد اگر رسانه‌ها و نقش و جایگاه آنانرا در آن ارزیابی ننموده باشیم. بدرستی آغاز راه بود و در آن، مشعلداری جوان، رهبری می‌نمود.

پس از آن نوبت کلاس‌های درس بود. در درس روش‌شناسی جوانی در کلاس سمینار داد که کلام گرمش مرا جذب نمود. در خلال ۵۴ سال خدمت معلمی بسیاری از دانشجویان در کلاس‌ها سمینار داده بودند و این سمینار در زمره موفق‌ترین آنان بود. نام این دانشجو نیز مهدی محسنیان‌راد بود.

در مرحلهٔ بعد رسالهٔ دکترایی شرکت داشتم که انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی را با هم مقایسه می‌نمود. موضوع جذاب بود. کار بدرستی، با دقت و تمام نیرو فراهم آمده بود و سرانجام نیز با امتیاز بالایی دفاع شد، نام این جوان دکتر مهدی محسنیان راد بود.

در همه مراحل شاهد رشد انسانی بودم که شایستهٔ همهٔ تقدیرهاست. انسانی برومند، اندیشمند، کوشا و بسیار پویا. بالا‌تر از همه، مالامال ازاحساس و عواطف انسانی.

او هرگز به آثار علمی ارزشمندش ننازید و او هرگز شور انسانی خود را از دست نداد.

لافارگ، منتقد تیز بین رئالیست‌های فرانسوی در باب روش تحصیلی یکی از نوابغ رئالیست آلمانی ‌نوشته:

«او تنها به پژوهش قشری اکتفا نکرد، بلکه در عمق فرو رفت، اجزاء ترکیب کننده را در دایره تأثیرات متقابل شناخت. او هرگز در تحقیقات خود یک پدیده را به عنوان امری منفرد ننگریست بلکه دستگاه بغرنج دنیایی را که جاودانه در حال گردش است، در بوتهٔ آزمایش نهاد».

دکتر مهدی محسنیان‌راد را چنین دیدم، او هرگز مخاطبان رسانه‌ای را انسانهایی منفعل نیافت، بلکه در هر آن تلاش ‌کرد تا ذهن پویای آنانرا به عرصهٔ شناخت رساند. او هرگز رسانه‌ها را در انتزاع ندید بلکه کوشید تا آنرا در گردونهٔ دنیای پیچیده و هرروز در گردش جامعه بازیابی کند.

دکتر مهدی محسنیان‌راد را در زمرهٔ یادگارهای عمر خود می‌دانم و به او و تلاش و توانش افتخار می‌کنم؛ این بیت خواجه‌ی شیراز را تقدیم به دوست بزرگوارم دکتر مهدی محسنیان‌راد می‌نمایم.

من ترک عشق شاهد و ساغر نمی‌کنم

صد بار توبه کردم و دیگر نمی‌کنم

باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور

با خاک کوی دوست برابر نمی‌کنم

باقر ساروخانی

تهران، اردیبهشت نود و یک

مدیریت رسانه چیست؟

داستان مدیریت رسانه در ایران داستان آن مصرع از ابیات ابتدایی مثنوی است: هر کسی از ظن خود شد یار من. واقعیت این است با وجود این که ۱۰ سالی از راه‌اندازی این رشته در دکتری و ۳ سالی در کارشناسی ارشد می‌گذرد هنوز هم که هنوز است ما نمی‌دانیم مدیریت رسانه چی هست و هر کسی برداشتی از این رشته برای خودش دارد. ارتباطاتی‌ها معمولا از زاویه ارتباطات به مدیریت رسانه نگاه می‌کنند و آن را صرفا مدیریت محتوی می‌دانند. مدیریتی‌ها اما این رشته را مدیریت می‌دانند و اضافه رسانه بر آن را نوعی گرایش می‌دانند؛ مثل مدیریت بازاریابی. البته چند سال پیش دکتر روشندل همه این دیدگاه‌ها را در یک مقاله جمع کرده بود که با یک جست و جو در اینترنت آن را پیدا خواهید کرد.

این روزها سرکار خام فاطمه پورمعصوم دست به قلم برده و در رابطه با چیستی مدیریت رسانه در بلاگشان می‌نویسند. تا امروز ایشان در سه مطلب جدا به بررسی رشته مدیریت رسانه پرداخته‌اند که پیشنهاد می‌کنم مطالعه کنید.

مقدمه

آیا فعالیت‌های رسانه‌ای قابلیت کسب و کار شدن را دارا هستند؟ آیا سرمایه‌گذاری بر رسانه‌ها می‌تواند نتیجه مثبت اقتصادی داشته باشد؟

مدیریت رسانه در سایه‌سار مدیریت فرهنگی

مدیریت رسانه در عمل

مجله دانشمند در سال‌های دور

نمی‌دانم این پرونده مجله دانشمند را که مرکز آموزش و پژوهش موسسه همشهری منتشر کرده دیدید یا نه. پیشنهاد می‌کنم ببینید. یک مصاحبه هست در این پرونده با یکی از سردبیران قدیم مجله دانشمند: علی میرزایی که در دهه ۶۰ سردبیر این مجله دوست‌داشتنی بوده و در این گفت و گو از شیوه کارش در آن سال‌ها می‌گوید. این پرونده بسیار خواندنی است اما چیزی که باعث شد این یادداشت را بنویسم زیبایی و جذابیت پرونده نبود. علت یادداشت این است که این پرونده یادم انداخت که ما در دانشگاه در حال سیر در وادی اشتباهی هستیم.

این روزها در دانشگاه‌های ما درس‌ها و سیلابس‌هایی برای مدیریت رسانه به ما عرضه می‌شود که باید آنها را در کوزه گذاشت و آبش را خورد. درس‌هایی که معلوم نیست برای چی ارائه می‌شوند. و دانشحویانی که نمی‌دانند برای چی سر کلاس‌های درس مدیریت رسانه می‌نشینند و مدیرانی که مرد میدان هستند و حتی گوشه چشمی هم به این بچه‌ها ندارند. می‌دانید، حس می‌کنم این روزها بزرگترین دستاورد رشته ما تحویل یک مشت استاد مدیریت رسانه دیگر به جامعه است. نهایت چیزی که می‌شود تصور کرد این است که بعد خواندن این درس‌ها ما هم استاد درس‌هایی می‌شویم که فقط برای ارائه در دانشگاه هستند و بس. درس‌هایی که بیرون در دانشگاه نه کسی تره‌ای برای آنها خرد می‌کند و نه باری را برمی‌دارند. البته برخی دوستان ممکن است ایراد بگیرند که کی گفته درس و مشق و مدرسه برای پول درآوردن و تبدیل شدن به عمل است. پاسخم این است که چه کسی نگفته؟ اصلا برای چی مدیریت رسانه. دوستانی که به کار فکر نمی‌کنند بهتر نبود می‌رفتند و فلسفه هنر می‌خواندند. آخر چیزی که مثل مدیریت رسانه دارد روی کف خیابان لیز می‌خورد و می‌رود جلو چرا در دانشگاه باید اینقدر از واقعیت دور باشد.

خلاصه این که بیش از گذشته خودم را محتاج تجربه‌هایی مانند تجربه دانشمند می‌دانم. تجربه‌هایی که از کف خیابان می‌آیند و برای عمل هستند نه برای حرف و وقت تلف کردن.

چهارمین کتاب فارسی در زمینه مدیریت رسانه و همین طور اقتصاد رسانه

چهارمین کتاب در زمینه اقتصاد رسانه

امروز از دو کتاب جدید در زمینه مدیریت و اقتصاد رسانه در نمایشگاه مطبوعات رونمایی می‌شود.  یکی کتاب آشنایی یا اقتصاد رسانه که ترجمه است و دیگری کتاب مدیریت رسانه که تالیف است. مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها این خبر را منتشر کرده بود:

کتاب «آشنایی با اقتصاد و رسانه» نوشته «گیلیان دویله» و با ترجمه محمد نعمتی و روح‌الله کهن هوش‌نژاد از سوی دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها منتشر شد.

نام کتاب: آشنایی با اقتصاد رسانه/ نویسنده: گیلیان دویله/ مترجمان محمد نعمتی و روح‌الله کهن هوش‌نژاد/ قطع: رقعی / شمارگان: ۱۵۰۰ نسخه/ تعداد صفحات: ۳۲۸ صفحه/ قیمت ۴۰۰۰ تومان/ چاپ اول: ۱۳۹۰/ ناشر: دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها

به گزارش روابط عمومی دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها، «اقتصاد و رسانه مفهومی است که با ادغام چارچوب نظری رسانه با تفکر اقتصادی، برای مطالعات اقتصادی یک واحد رسانه‌ای به کار برده می‌شود. در این حوزه مطالعاتی، عوامل تأثیرگذار اقتصادی و مالی بر فعالیت‌های ارتباطی بنگاه‌های رسانه‌ای و صنایع ارتباطات بررسی می‌شود و جریان عرضه و تقاضا در بازار تولید و پخش محتوای رسانه‌ای با کمک الگو‌ها و ابزارهای تجزیه و تحلیل اقتصادی مورد توجه قرار می‌گیرد.

کتاب حاضر تلاش دارد برخی از مهم‌ترین مفاهیم اقتصادی تأثیرگذار بر رسانه را تببین و تشریح نماید. سهولت و بیان روان مفاهیم تخصصی در این کتاب به گونه‌ای است که مطالعه آن را برای خوانندگانی که حتی با علم اقتصاد آشنایی تخصصی ندارند ساده می‌سازد و به سؤالات آنان در ارتباط با تعامل اقتصاد و رسانه پاسخ می‌دهد.

دو فصل نخست کتاب به توضیح تعدادی از مفاهیم گسترده و بنیادین مرتبط با مطالعه اقتصاد می‌پردازد که به عنوان علمی تأثیرگذار بر حوزه رسانه به شمار می‌رود.

هر یک از شش فصل بعدی نیز به بررسی بخش خاصی از فعالیت‌های رسانه‌ای مانند تلویزیون، رسانه مکتوب یا رسانه جدید می‌پردازد.

البته این فصل‌ها به بررسی کامل اقتصاد هر یک از این رسانه‌ها نمی‌پردازند، اما چارچوبی ارائه می‌دهند که در آن دو یا سه مفهوم اصلی اقتصادی یا سؤالات مرتبط با آن بخش صنعتی مورد بررسی دقیق قرار می‌گیرند.

فصل آخر نیز به بررسی نقش اقتصاد رسانه در اطلاع‌رسانی در خصوص مسائل سیاست عمومی اختصاص دارد.

فهرست مطالب کتاب عبارتند از:

– یادداشت ناشر

– مقدمه‌ای بر اقتصاد رسانه

– استراتژی‌های شرکتی

– اقتصاد تبلیغات

– بخش تلویزیونی

– تولید تلویزیونی

– صنعت بین‌المللی فیلم‌سازی

– رسانه چاپ

– رسانه جدید

– اقتصاد رسانه و سیاست عمومی

– منابع

من این کتاب را از غرفه دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها در هجدهمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها تهیه کردم. اما امروز کتاب دیگری در زمینه مدیریت رسانه رونمایی می‌شود که در مورد آن فقط این را می‌دانم که وحید خاشعی نویسنده آن است.

بگو یکی آونگ دانشکده فیزیک را تکان بدهد

در دانشگاه شریف آونگی هست که گفته می‌شود هیچ وقت از حرکت نمی‌ایستد. اگر اشتباه نکنم این آونگ از سقف طبقه پنجم ساختمان دانشکده فیزیک آویزان است و تا نزدیکی‌های طبقه همکف آمده . این آونگ جزو مکان‌های دیدنی‌ دانشگاه است و در ویژه‌نامه‌های ورودی جدید دانشگاه معمولا به آن اشاره می‌شود. مهر ماه هم که خیل دانش‌آموزان تازه دانشجو شده مثل کریستف کلمب با تعجب مشغول کشف سوراخ سمبه‌های شریف هستند، می‌توان چشم‌های متعجبی را دید که برای اولین بار با این آونگ روبه‌رو می‌شوند. این آونگ جزو مایملک بچه‌های دانشکده فیزیک بود و زمانی برایشان مهم بود که این آونگ هیچ وقت از حرکت نمی‌ایستد..

توسنی‌هایی که کارشناسی را در شریف بودند یادشان هست که در قسمت شمالی این دانشکده چهار پنج سوله بسیار بزرگ بود. داخل این سوله‌ها پر از دستگاه‌ها و ابزارهای مختلف بود. جایی که به آن‌ها می‌گفتیم کارگاه. البته شنیدم دیگر کلاس‌های کارگاه اینجا تشکیل نمی‌شود و در ادامه طرح‌های توسعه‌ای دانشگاه، در بخش غربی دانشگاه کارگاه‌های جدیدی برپا کردند که ترگل ورگل‌تر از این کارگاه‌های قدیمی هستند. خوشبختانه هنوز ساختمان کارگاه‌ها سرجایش هست و مثل زمین چمن دانشگاه زیر دست بولدوزرها نیفتاده است.

چهارشنبه‌ای سری زدم به این کارگاه‌ها. البته نه برای زنده کردن خاطره‌های قدیمی، بلکه برای حضور در نمایشگاه کار در شریف. توسن هم در این نمایشگاه بود. حدود سی شرکت دیگر هم بودند. از حوزه‌های مختلف. آنهایی که شبیه‌تر به ما بودند همکاران سیستم بود و خدمات انفورماتیک.

با یک دور در نمایشگاه خیلی چیزها دست آدم می‌آمد. مثلا ساختار دولتی خدمات را از ظاهر غرفه عظیم‌شان هم می‌شد تشخیص داد. یا مثلا شکیل بودن غرفه قرمز رنگ همکاران که نشان از توجه آنها به ظاهر داشت. در مورد غرفه ما از من نپرسید و خودتان در عکس‌ها ببینید.

این نمایشگاه قرار بود محلی باشد برای عرضه فرصت‌های شغلی در شرکت‌ها و دانشجویانی که قرار بود توانایی‌های خودشان را عرضه کنند. چون سال‌ها سمت دیگر ماجرا بودم و دست‌اندرکار نزدیکی دانشگاه و صنعت از سمت دانشگاه، شخصا به چنین طرح‌هایی خوشبین نیستم و آنها را برنامه‌هایی برای بیلان مدیران دانشگاهی می‌دانم.

در مدت کوتاهی که در غرفه بودم چند نفری از دوستان قدیم را دیدم. اما جالب‌ترین آدم‌هایی که دیدم دو دانشجوی ۸۵ای برق و مکانیک بود. دانشجویی که برق خوانده بود می‌گفت بر روی مقایسه بانکداری الکترونیک در ایران و جهان کار کرده و شدیدا معتقد بود که ما در ایران هیچ کاری نکردیم. ما افتضاحیم و فلان و بهمان. حرف‌هایش که تمام شد گفتم ببین تو مهندسی و من هم مهندس. باید برای حرف‌هایی که می‌زنیم شاخص داشته باشیم. مطابق چه شاخص‌هایی داری این حرف‌ها را می‌زنی؟ اتفاقا من می‌خواهم بگویم خیلی کار کردیم در این زمینه و ….

صحبت ما طولانی شد. از پشت میز غرفه رفتم آن ور. به من می‌گفت به فکر رفتن است. دارد کارهایش را می‌کند که برود. می‌گفت اگر بمانیم نمی‌توانیم کاری بکنیم. اگر هم بمانیم باید برویم برای فلان نهاد کار کنیم و فلان و بهمان.

برایش از توسن گفتم. از کسانی که ماندند و اینجا را ساختند. کسانی که می‌توانستند بروند اما جنگ برای ساختن را انتخاب کردند. باورش برایش سخت بود. باور نمی‌کرد که ممکن است کسی برای ساختن وطن قید تحصیل در خارج را بزند. خودش مهم‌ترین موضوع خودش بود. مدام می‌گفت این مملکت هیچ چی برای من ندارد. کسی اینجا من را درک نمی‌کند. اینجا پیشرفت نمی‌کنم و …

یک بار نگفت من چه می‌توانم بکنم. وقتی هم آمد جلوی غرفه نپرسید من برای توسن چه می‌توانم بکنم. گفت توسن برای من چه دارد؟ او در سالی وارد شریف شد که من سردبیر روزنامه دانشگاه بودم. ویژه‌نامه مفصلی هم که روز اول برای آشنایی با دانشگاه به آنها داده بودند را من جمع کرده بودم. سعی می‌کنم یادم بیاید روزی که این مجموعه را جمع می‌کردم چقدر به این فکر می‌کردم که این بچه‌هایی که تا دیروز دانش‌آموز بودند و امروز دانشجو شدند چند سال دیگر از رفتن می‌گویند.

شنیده‌ام آونگ دانشکده فیزیک هم این روزها حال حرکت ندارد و مدت زیادی است که از حرکت ایستاده است. لطفا بگو یکی آونگ دانشکده فیزیک را تکان بدهد.

توضیح: این یادداشت را برای بلاگ داخلی شرکت توسن نوشته بودم و اولین بار آنجا منتشر شده بود.

کتاب دیگری درباره اقتصاد رسانه منتشر شد

با خبر شدم کتاب دیگری در زمینه اقتصاد رسانه منتشر شده است. تا جایی که من می‌دانم این سومین کتابی است که در زمینه اقتصاد رسانه منتشر می‌شود. پیش از تنها کتاب فارسی کتاب اقتصاد رسانه پیکارد بود. چند هفته پیش هم کتاب اقتصاد و رسانه منتشر شد و اکنون هم اقتصاد رسانه‌ها.

کتاب اقتصاد رسانه‏‌ها نوشته دکتر میثم موسایی از سوی سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت) در ۲۱۵ صفحه منتشر شده است.

دکتر موسایی درس اقتصاد ارتباطات و رسانه‏‌ها را در علامه تدریس می‌کند.  اقتصاد فرهنگ و اقتصاد رسانه‏‌ها هم از زمینه‌های مورد علاقه اوست. مطالب کتاب بر اساس سرفصل‌های تنظیمی شورای انقلاب فرهنگی تهیه و برای تدریس اقتصاد ارتباطات یا اقتصاد رسانه‏‌ها تنظیم شده است.

تا جایی که من می‌دانم رسانه‌ها موضوع مطالعه علومی مانند جامعه‌شناسی، سیاست، روانشناسی، مدیریت، مطالعات فرهنگی و اقتصاد هستند. در اقتصاد رسانه رسانه مانند یک بنگاه اقتصادی تجزیه و تحلیل می‌شود. تفاوتی که رسانه‌ها با دیگر بنگاه‌ها دارند در نوع تولیدات آنهاست: پیام. پیام باعث می‌شود تا بررسی و تجزیه و تحلیل اقتصادی رسانه‌ها متفاوت از دیگر بنگاه‌ها باشد.

کتاب در ۹ فصل ارائه شده که مقدم‌ه‏ای بر اقتصاد رسانه‏‌ها، تقاضای محصولات رسانه‌‏ای، مقدم‌ه‏ای در عرضه محصولات رسانه‌‏ای، عرضه محصولات رسانه‌‏ای، رفتار بنگاه‌ها و منطق اقتصادی قبول کپی رایت، تعادل در بازار رسانه‌‏ای و عوامل مؤثر بر آن، دولت و یارانه مطبوعات، دولت و یارانه کتاب، دولت، یارانه‏‌ها و اقتصاد سینما به ترتیب فصل‌های ۹ گانه این کتاب را تشکیل می‌‏دهند.

عمومی بودن محصولات رسانه‏‌ای، کپی رایت، بنگاه‌های رسانه‏‌ای، محدودیت درآمد و وقت، تقاضا برای محصولات رسانه‏‌ای در ایران، اهداف بنگاه‌های رسانه‏‌ای، اهداف غیراقتصادی، رقابت انحصاری، انحصار چندجانبه، انواع بنگاه‌های رسانه‏‌ای و محصولات آن‌ها، تابع تولید و هزینه‏‌های تولید، نقش هزینه‏‌ها بر تصمیمات بنگاه رسانه‏‌ای، کاربرد تئوری عرضه برای بنگاه‌های رسانه‏‌ای، تغییر قیمت محصول رسانه‏‌ای، تغییر درآمد مخاطبان، نیز از جمله مباحث مطرح شده در فصول این کتاب هستند.

پ.ن. در تهیه این متن از متن خبرگزاری مهر هم استفاده کردم.

مدیریت رسانه چیست و با تحصیل در دوره مدیریت رسانه به کجا می‌رسیم؟

اولین بار تجربه‌هایم در مورد کنکور مدیریت رسانه را در وبلاگ شهر خدا منتشر کردم. از آن طریق دوستان زیادی علاقمند این رشته شدند و از من در مورد این رشته می‌پرسیدند. آخرین آنها همین چند روز پیش بود که یکی از خوانندگان بلاگ به من لطف داشته و گفته بود:

برام توضیح بدین کلیت رشته مدیریت رسانه چیه؟ تو دوره‌ی ارشد بچه‌ها چی می‌خونن و به چی می‌رسن؟

بسیاری از دوستان لطف داشتند و از من می‌خواستند که خلاصه‌های درسی را منتشر کنم تا همه استفاده کنند. من فکر می‌کنم آنهایی که چیزی یاد می‌گیرند وظیفه دارند آن را در اختیار دیگران هم بگذارند. از امروز طی یک سری نوشته مطالبی در مورد مدیریت رسانه منتشر خواهم کرد. این نوشته‌ها در چهار دسته قرار می‌گیرند:

  • درس‌هایی که برای مدیریت رسانه خواندم
  • کنکور مدیریت رسانه یا چگونه رتبه یک کنکور مدیریت رسانه شوید
  • کتاب‌هایی که پیش از ورود به مدیریت رسانه باید بخوانید
  • درس‌هایی که در مدیریت رسانه خواندم

عدم پذیرش دانشجو در سال تحصیلی جدید در رشته روابط عمومی دانشگاه علامه طباطبایی!

آقای امیر عباس تقی‌ پور دبیر انجمن روابط عمومی ایران ایمیلی فرستاده و خبری حیرت آور برای جامعه روابط عمومی را اطلاع‌رسانی کرده است. به دلیل اهمیت موضوع متن نامه را اینجا ذکر می‌کنم.

دو ساعتی است که دائماْ با موبایل دکتر علی اصغر کیا مدیر محترم گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی تماس می‌گیرم تا جزئیات بیشتری در مورد خبر عدم پذیرش دانشجو در سال تحصیلی جدید در رشته روابط‌عمومی دانشگاه علامه‌طباطبایی که امروز صبح در روزنامه اعتماد درج شده است را به اطلاع برسانم که نشد. یعنی موبایل دکتر خاموش است و این، نگرانی ها را از بابت صحت موضوع بیشتر می کند!

حدود بیست روز پیش بود که سایت پیام روابط‌عمومی از اظهار امیدواری وی برای راه اندازی دوره‌های کارشناسی ارشد روابط‌عمومی و پذیرش دانشجو از نیم سال دوم امسال خبر داده بود. او همچنین در پاسخ به این پرسش که «گویی موضوع ایجاد دکترای روابط‌عمومی هم مطرح شده بود، این کار در چه مرحله‌ای است؟ »گفته بود:«ما در رشته ارتباطات در مقطع دکترا گرایشی نداریم و تنها در رشته علوم ارتباطات که به صورتی عمومی به موضوع ارتباطات می پردازد هر دو سال یکبار پذیرش دانشجو داریم. به این جهت ضروری است که به سمت تخصصی کردن گرایش ها در مقطع دکترا برویم. زمانی که کارشناسی ارشد روابط‌عمومی برنامه ریزی شد برای ادامه این تخصصی شدن موضوع دکترای روابط‌عمومی نیز مورد بررسی قرار گرفت. در آخرین جلسه ای که در این زمینه داشتیم تصویب شد کمیته ای درون گروه تشکیل شود تا سرفصل های دروس دکترا را بازنگری و تدوین کند و این مقداری زمان بر است.»

تمام کسانی که اخبار روابط عمومی را دنبال می کنند می دانند که یکی از انتظارات سال های اخیر فعالان روابط عمومی از وزارت علوم و مشخصاْ دانشگاه علامه طباطبایی بدلیل پیشگام بودن آن در این حوزه و بهره مندی از دانش اساتید مسلم و شناخته شده٬ راه‌اندازی دوره‌های کارشناسی ارشد و دکترای این رشته بوده است. تلاش‌های خوبی هم انجام شده که دکتر کیا در مصاحبه اخیر خود٬ نتایج این تلاش ها را اعلام و امیدهای فراوانی را در دل خانواده روابط عمومی ایجاد کرد.

بدون تردید خبر حذف رشته روابط‌عمومی از فهرست رشته‌‌های دانشگاه علامه٬ خبری حیرت آور برای جامعه روابط‌عمومی است. امیدواریم همین امروز شاهد توضیح و تشریح دلایل این اقدام از سوی مدیران دانشگاه و دانشکده باشیم.

نقش تاریخی اما فراموش شده دستشویی در مدیریت راهبردی

واقعیت ماجرا به روزی برمی‌گردد که برای بخشی از یک دوره آموزشی ۱۰ روزه مدرسی کارآفرینی چند روزی در دانشکده عظیم‌الشان علوم اجتماعی تهران نزول اجلال کردیم. به هر حال حق بدهید که حدود ۱۰ ساعت در جایی بودن آدمی را که اسیر طبیعت خود است نیازمند موال می‌کند. البته بنده خودم به کلمه توالت یا دستشویی اعتقاد دارم و نمی‌گویم موال. دوستی دارم که بس این کلمه را گفته ناخودآگاه این کلمه در ذهنمان نقش می‌بندد. اصلا خیلی هم مهم نیست. مهم این است که شما منظور بنده را گرفتید. علی ای‌الحال در اولین برخورد ما با توالت‌های این دانشکده فخیم، شد آن چه که شد. باورتان نمی‌شود. درب‌های موال مذکور فاقد کلید بود و از امکانات معمول یک دستشویی بی‌بهره بود. ما که در ربع قرن زندگی خجالتی بودن شغل دوممان بوده، پا در هوا مانده بودیم که چه کنیم. شما تصور کن که یک دست‌مان به در و دست دیگر در جستجوی آفتابه. به قول شاعر رقصی چنین میانه میدانم آرزوست. سرتان را درد آوردم. خلاصه این که ما در برخورد با این پدیده مافوق بشری چنان حالتی به‌مان دست داد که گویی اشتر به حالت شعر است و طرب. همان جا بود که این ایده در ذهنمان نضج گرفت که برویم و رابطه بین کیفیت توالت‌ها و کیفیت مدیریت سازمان‌ها را بررسی کنیم. به نظرمان رسید احتمالا از طریق دیدن وضعیت دستشویی‌های یک سازمان می‌توان به عمق مدیریت آن سازمان پی برد. حالا این که یک توالت در چه وضعیت‌هایی می‌تواند باشد و هر وضعیتی نماینده چه نوع مدیریتی است خودش موضوع یک پایان نامه دکتری است. عرصه را برای اهل فن باقی می‌گذاریم. اما به صورت سرانگشتی می‌توان دید که اگر دستشویی یک سازمان مرتب و تمیز باشد احتمالا افراد با علاقه در آن سازمان کار می‌کنند. حالا اگر دستشویی خیلی تمیز نبود نشان دهنده این است که یک اشکالی وجود دارد. حالا نه این که این وحی منزل باشد و لاغیر. نه ممکن است در زمان بازدید و سفر توالتی ما و بر حسب تصادف محل مزبور دچار مشکلاتی باشد. اما اگر قدم در عرصه‌ای نهادیم که عرب در آن محل نی می‌زند باید پای صحبت نی نشست که صدایی خوشتر از صدای نی ندیدم آن وقت است که می‌گویم:

بشنو از نی چون حکایت می‌کند

از جدایی‌ها شکایت می‌کند

این قاعده سرانگشتی بود و همین جا اعلام می‌کنم که هیچ مدرکی دال بر تائید این مدعا وجود ندارد و این حرف صرفا در حد یک فرضیه است. اما اگر قدم در راهی نهادید که دیدید محل مزبور تمیز و برازنده نیست ولی محل مورد نظر اختصاصی مدیریت جدای از دیگران است و این محل چنان زیباست که تو دانی و این حرف‌ها، آن وقت باز به صورت سرانگشتی می‌توان پی به مدیریت دولتی و آمرانه محل برد.

پ.ن. دوست داشتم تحقیقی در سطح دانشگاه‌های تهران کار کنم با این موضوع: تحلیل محتوی دستشویی‌نوشته‌ها. احتمالا حجم نوشته‌ها و اندیشه پشت آنها انقدر نیست که کار به تحلیل گفتمان کشیده شود و شاید همین تحلیل محتوی هم جواب ما را بدهد. من که تجربه موال‌های شریف و تهران را داشته‌ام بسیاری از اخبار مهم را از روی در و دیوار همین دستشویی‌ها گرفتم. خدا خیرشان دهاد. هم این وری‌ها را و هم آن وری‌ها را که از زمان‌شان به بهترین نحو ممکن استفاده می‌کنند؛ حتی در دارالفکر هم بی‌کار نیستند بنده خداها. اگر یکی همین شماره‌های ثبت شده در داخل این دستشویی‌ها را جمع کند و با این بندگان خدا تماس بگیرد خودش می‌تواند سوژه یک دوجین فیلم مستند باشد.

فیلم ها و مطالب رایگان دروس دانشگاهی شریف

مطلبی در اینترنت دست به دست گشته بود که چند سایت مهم که می شد از آنها فیلمهای دروس دانشگاهی را دنبال کرد معرفی کرده بود. (اینجا)  این موضوع در ایران خیلی جا نیفتاده. به دو دلیل: یکی از نظر تکنیکی که شاید برطرف کردن این مشکل خیلی سخت نباشد و یکی هم از نظر نوع نگاه به دانش. هنوز در بین دانشگاهیان ما جا نیفتاده که دانش وقتی دانش است که منتشر شود. کتاب یکی از این راه هاست. اینترنت بستر بسیار عظیمی برای نشر و اصلاح دانش است. شریف در این زمینه یکی از دانشگاه های پیشرو ایران است. بد نیست لینک زیر را شخم بزنید. احتمالا چیزهای جالبی خواهید یافت. هر چند جای تاسف دارد که چرا مثل دیگر نقاط دنیا این مطالب منظم و شکیل ارائه نشده. کمی به هم ریخته است. اما مطالب مفیدی آنجا منتظر شماست.

دروس اینترنتی شریف

۷ سایت برای استفاده رایگان از درس‌های دانشگاهی

یک دوجین از محل هایی که آموزش آنلاین می دهند

از آب حوض کشیدن تا دانشگاه تعطیل کردن

از واقعیت ماجرای تعطیلی ناگهانی دانشگاه ایران به دستور وزیر بهداشت چیز زیادی نمی‌دانم و بنابراین نمی‌توانم در مورد آن اظهارنظر کنم. اما خود خبر برایم جالب است. تلویزیون را باز می‌کنی ناگهان می‌گوید فلان نهاد به دستور فلان خانم تعطیل شده رفته پی کارش. اصلا از اول هم بی‌خودی بود این نهاد! عاشق هیجانم من و این هیجان‌ها حسابی کیفورم می‌کند. فکرش را بکن تلویزیون را باز کنی بگوید از فردا دانشگاه محل تحصیل شما تعطیل می‌باشد. کارکنان محترم هم تا اطلاع ثانوی تشریف ببرید دانشگاه ممدینا. وسایلتون هم بدین اکبرینا. اون آزمایشگاهه بود… همون باحاله… همه وسایلش را بدید مامانمینا.

دانش‌جوها را هم بگذارید سر چهار راه برای فروش. به عنوان برده پول خوبی می‌دهند.

ای بابا…

بگذریم.

اولین فارغ التحصیلان شریف الان کجا هستند و چه می کنند؟

این روزها اول هفته ها را در دانشکده مدیریت تهران هستم و وسط و آخر هفته ها را هم توسن. کمی عادت کردن به وضعیت دانشجویی برایم زمانبر است. محیط آکادمیک و محیط بیزینس تفاوت فراوانی با هم دارند. سعی می کنم بین این دو هماهنگی ایجاد کنم. جدای از این، آخر هفته را در جشن چهلمین سال فارغ التحصیلی دانش آموختگان دوره اول شریف بودم. کاری به محتوی برنامه و ضعف های مختلف آن ندارم. فرصتی شد برای تجدید دیدار با برخی از رفقا.

اما چند آمار جالب در مورد اولین فارغ التحصیلان شریف. در دوره اول شریف یعنی سال ۱۳۴۴ تعداد ۴۱۲ دانشجو پذیرش می شود که از این تعداد ۳۸۴ نفر فارغ التحصیل می شوند. این یعنی شریف از همان اول هم بپیچون داشته! از این تعدادی که فارغ شدند ۳۰ نفر دار فانی را وداع گفتند و خبری هم از ۸۳ تا آنها در دست نیست. می ماند ۲۷۱ نفر که از این تعداد، ۱۸۶ نفر مقیم ایران و ۸۵ نفر مقیم فرنگ هستند. آنهایی که ایران هستند ۱۴۵ نفر مقیم تهران، ۱۷ نفر اصفهان، ۶ نفر مشهد و ۱۸ نفر در باقی شهرهای ایران هستند. از این ۸۵ نفر خارج نشین هم ۵۲ نفر ساکن آمریکا، ۱۶ نفر کانادا و ۱۵ نفر بقیه در این کشورها هستند: انگلستان، سوئد، آلمان، سوئیس، استرالیا، ژاپن، امارات متحده و ترینیداد.

دانشگاه شریف در سال ۱۳۴۴ به دستور محمدرضاپهلوی و با نام آریامهر و به دست دکتر مجتهدی ایجاد شد.