آیا فضای مجازی قانون‌پذیر است؟

دوستانم در ماهنامه خوب مدیریت ارتباطات از من خواسته‌اند که دراین‌باره بنویسم که آیا فضای مجازی قانون‌پذیر است یا نه؟ مطابق معمول روزنامه‌نگاری در ایران وقت زیادی را صرف تنبلی و از زیر کار در رفتن کرده‌ام و در انتها بعد از پیگیری‌های فراوان دبیر تحریریه محترم ماهنامه به این نتیجه رسیدم که تنبلی بس است و باید کاری کرد. اجازه دهید بدون رودربایستی‌های معمول و مرسوم جامعه علمی ارتباطات در ایران همین اول کار حرف آخر را بزنم. در این سال‌ها روزنامه‌نگارانی مانند من، دانشجویان و با عرض پوزش اساتید بزرگوار بنا را بر تنبلی گذاشته‌اند و کاری نکردن. به همین دلیل سؤال‌های بی‌پاسخ فراوانی وجود دارد که جامعه علمی با روش علمی به سراغ آن‌ها نرفته است. وقتی صحبت از جامعه علمی می‌کنم طبیعی است که نظر به مجموع فعالیت‌ها دارم وگرنه در این سال‌ها تک‌وتوک فعالیت‌های جدی انجام شده که نمی‌توان از کنار آن‌ها به‌آسانی گذشت. آن چیزی که این میان اهمیت دارد این است که این تنبلی به‌زودی کار دسته همه ما خواهد داد؛ چون کار کمی کرده‌ایم و دانش کمی تولید کرده‌ایم و در آینده نزدیک روندها ما را با خودشان خواهند برد. امروز فضای رسانه‌ای ایران به‌شدت واکنشی شده و کمتر زمانی پیش می‌آید که فضای رسانه‌ای حرفه‌ای ایران منشأ تأثیر و جریان سازی باشد. امروز کسانی به کمک ابزارهای نوین ارتباطی توانسته‌اند تأثیرگذار باشند که ظرفیت‌های رسانه را نمی‌شناسند؛ اخلاق رسانه‌ای برایشان اهمیتی ندارد؛ مسئولیت اجتماعی ندارند و صرفاً به دنبال کلیک بیشتر و بیشتر و بیشتر هستند. برخی به این افراد می‌گویند اینفلوئنسر. تجارت کلیک هم این روزها در ایران مانند جهان به عرصه جذابی تبدیل‌شده و کسب‌وکارهای مختلفی در ایران رشدِ کرده‌اند که تخصصشان این است که کلیک‌های مردم در فضای مجازی را هدایت می‌کنند. رسانه‌های رسمی از صداوسیما گرفته تا روزنامه‌ها و نشریه‌های چاپی هم سراسیمه به دوروبرشان نگاه می‌کنند و تصویری از آینده ندارند.

 

وقتی تنبلی کار دست ما می‌دهد

متأسفانه در این سال‌ها تنبلی ذاتی اهالی رسانه ما را به این سمت برده که به‌صورت دربست پذیرای آن چیزی باشیم که در حال رخ دادن است. چه چیزی رخ‌داده است؟ صنعت رسانه در ایران شکل نگرفته در حال از بین رفتن است و جای رسانه‌های با هویت شاهد شکل گرفتن میمون‌های تایپیست بدون هویتی هستیم که در حال هدایت افکار عمومی‌اند. در سال‌های گذشته فضای رسمی و رسانه‌ای سعی کرده است روش انکار را در پیش بگیرد. بعدازاین‌که این روش جواب نداده حالا شاهد ادابازی در رسانه‌های رسمی مانند صداوسیما هستیم و این در حالی است کهشان و جایگاه رسانه‌های رسمی بالاتر از ادابازی است. به دلیل همین سراسیمگی است که اکنون خبرنگار صداوسیما موبایلش را به دست می‌گیرد و پشت کامیون با دوربین جلوی موبایل صحبت می‌کند و تصورش این است که این راهی است برای ارتباط اثربخش با مخاطب دنیای جدید؛ غافل از این‌که این ره به ترکستان می‌رسد.

 

چگونه یوتیوب در حال دگرگون کردن تلویزیون است

در سال‌های گذشته پدیده‌های زیادی در فضای مجازی رشد و نمو کرده‌اند و موفقیت‌های آن‌ها فعالان تنبل رسانه‌ای را به این فکر انداخته که راه رفتن خودشان را کنار بگذارند و شیوه جدید در پیش گیرند. بگذارید مثالی بزنم. کیسی نیستات کارشناس رسانه نیست. روزنامه‌نگاری نخوانده. در هیچ رسانه حرفه‌ای کارآموزی نکرده. یکی دو تجربه ناموفق با چند شرکت رسانه‌ای داشته و امروز نماد تغییر دنیای رسانه شده است. او جزو کسانی است که به آن‌ها می‌گویند ویلاگر. ویلاگرها همان یوتیوبرهایی هستند که هر روز ویدیویی در یوتیوب منتشر می‌کنند. من را ببخشید که مجبور شدم واژه‌های بیگانه استفاده کنم چون چاره دیگری نبود. با رشد یوتیوب افرادی شروع به تولید برنامه‌های ویدیویی در یوتیوب کردند. به آن‌ها می‌گویند یوتیوبر. بعداً و با رشد دسترسی کسانی هر روز ویدیو تولید کردند و مانند وبلاگ‌نویس‌ها یا همان بلاگرها کسانی هم به‌عنوان ویلاگر شناخته شدند. در ایران چه اتفاقی افتاده است؟ بلاگرها با گسترش ابزارهای نوین حذف شدند و به تاریخ پیوستند و کمتر بلاگر شناخته‌شده‌ای داریم. دقت کنید که به مسائل سیاسی کار ندارم. در حوزه‌های غیرسیاسی هم بلاگرهای حرفه‌ای نداریم. در دنیا چه شد؟ بسیاری از این بلاگرها جذب رسانه‌های حرفه‌ای شدند. در ایران چه کسانی میدان را دست گرفتند؟ آن‌ها که ادابازی می‌کنند. کیسی نیستات ادابازی و بامزه‌بازی در نمی‌آورد. او اولین بار با ویدیویی انتقادی نسبت به پلیس نیویورک شناخته شد. آن هم زمانی که هنوز یوتیوب وجود نداشت. نیستات اخیراً روی جلد مجله پاپیولار مکانیکس رفته. پاپیولار ساینس و پاپیولار مکانیکس رسانه‌هایی بودند که سعی کردند علم و فناوری را به میان مردم بیاورند. امثال نیستات هم این سال‌ها تولید محتوای رسانه‌ای را به میان مردم آوردند. بد نیست بدانید که نیستات استارت‌آپی دارد که سی‌ان‌ان آن را خریده است.

وقتی پاپیولار مکانیکس از او درباره تغییر در دنیای خبر می‌پرسد خیلی ساده جواب می‌دهد که «من واقعاً معنی محصول خبری را نمی‌دانم چراکه من یک فرد معمولی هستم که دوران دبیرستان از مدرسه اخراج شد؛ اما مشکلی که در حال حاضر به دنبال حل آن هستیم این است که جمعیت حال حاضر دنیا در حال استفاده از رسانه در بالاترین حد خود در تاریخ است و در طرف دیگر همین جمعیت به دلیل حجم بالای اخبار، رسانه‌ها و سیاست‌های مختلفی که بر دنیای اطرافشان تأثیر می‌گذارد، از حق طبیعی خود یعنی تنوع و انتخاب محروم شده‌اند. به همین دلیل بیشتر به فضای اینترنت روی می‌آورند و کمتر سراغ مشاهده اخبار از طریق رسانه‌های تلویزیونی می‌روند.»

 

قانون‌پذیر هست یا نیست؟

برگردم به سؤال مطرح شده در ابتدای این متن. منتها پیش از آن باید تأکید کنم که لازم است تفاوت بین وب، موبایل، اپلیکیشن، فضای مجازی و فضای سایبری، وبلاگ و وب‌سایت و خیلی چیزهای دیگر را در نظر بگیریم و تصویر روشنی از چیزی داشته باشیم که به آن می‌گوییم فضای مجازی. در بیشتر مواقع منظورمان فضای سایبری است. بااین‌حال چون برخی جاها تفاوت‌ها کم شده و شباهت‌ها بیشتر گشته خیلی روی این موضوع تمرکز نمی‌کنم. فقط حواسمان باشد که آن‌طور که مجریان خوب صداوسیما اصرار دارند فضای مجازی همان تلگرام نیست و تلگرام یک اپلیکیشن پیام‌رسان و بخش بسیار کوچکی از این فضا است.

سؤال چیست؟ فضای مجازی قانون‌پذیر است یا باید قانون‌پذیر شود؟ فضای سایبری مانند انقلاب در دنیای واقعی می‌ماند و دوران پس از انقلاب دوران آشوب و به هم ریختن نظم کهنه است. تا شکل گرفتن نظم نوین آشوب یک پدیده طبیعی است. نظم یعنی هر چیزی سرجای خودش باشد و آشوب بی‌نظمی ایجاد می‌کند و در دوران آشوب تقریباً هیچ چیزی سر جای خودش قرار ندارد. حاکمان و ناظمان دوست دارند و می‌خواهند همه چیز منظم باشد و چه می‌توان کرد وقتی این‌گونه نیست! دوره گذار ویژگی‌هایی دارد. هنوز ادب و آدابی شکل نگرفته و به‌مرور شاهد شکل گرفتن دنیای جدید خواهیم بود؛ بنابراین پاسخ صریح این است که فضای مجازی در این سال‌ها قانون‌پذیر نیست و در سال‌های آینده هم کسانی قوانین را می‌نویسند که بتوانند بر این فضا مسلط شوند؛ و چقدر بد خواهد شد اگر متخصصان رسانه تنبلی کنند و ادابازها فضا را دست بگیرند.

مدیر رسانه در نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال چه می‌کند

از فردا نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال شروع می‌شود و تا ۱۰ روز ایران در حال و هوای رسانه‌های دیجیتال خواهد بود. امسال هم‌زمان با برگزاری این نمایشگاه دو کارگاه خواهم داشت. با دوستانم در نشستی تخصصی در مورد صنعت نشر حضور پیدا می‌کنم. هم‌چنین فصلنامه علمی تحلیلی کتاب مهر هم منتشر خواهد شد. پرونده ویژه ما درباره رسانه‌های دیجیتال هم پیش از این در ماه‌نامه مدیریت ارتباطات منتشر شده بود. اما جزئیات بیشتر:

سازمان ۲.۰

کارگاه آموزشی سازمان ۲.۰: دوشنبه آینده (۱۷ مهر ماه)، کارگاه سازمان ۲.۰ در نمایشگاه برگزار می‌کنم. در این کارگاه‌ دو ساعته در مورد مفاهیم و اصول اولیه سازمان ۲.۰ خواهم گفت. برای این کارگاه مطالب جدیدی نسبت به گذشته آماده کرده‌ام. با کمک رسول، برادرم، یک متن کاربردی از aiim را برای اولین بار به فارسی ترجمه کردیم. در این کارگاه نقشه راه ایجاد سازمان ۲.۰ را شرح خواهم داد.

جزئیات بیشتری در مورد این کارگاه را می‌توانید از اینجا ببینید.

برای ثبت‌نام هم می‌توانید اینجا را مشاهده کنید.

کارگاه آموزشی استفاده از ابزارهای چند رسانه ای در تولید محتوای خبری: این کارگاه در دو روز شنبه و یکشنبه آینده برگزار می‌شود. در این کارگاه از مفاهیم جدید روزنامه‌نگاری خواهم گفت. چیزی که علی قنواتی تحت عنوان روزنامه‌نگاری سبک جامع از آن یاد کرده. چیزی که من دوست دارم بگویم رسانه‌نگاری سبک جامع. مخاطبان این کارگاه با اصول اساسی تولید محتوای چند رسانه‌ای خبری آشنا خواهند شد.

جزئیات بیشتری در مورد این کارگاه را به زودی در مدیر رسانه منتشر می‌کنم.

برای ثبت‌نام هم می‌توانید اینجا را مشاهده کنید.

نشست تخصصی بررسی فرصت‌ها و چالش‌های نشر دیجیتال در ایران:  اساتید و کارشناسان و فعالان این حوزه جهت بررسی و عارضه یابی معضلات و فرصت‌های تولید کتاب و محتوای دیجیتال در کشور در این نشست حضور دارند. چهارشنبه آینده ( ۱۹ مهرماه ۱۳۹۱ ساعت ۷ تا ۹ عصر در محل برگزاری نشست‌ها در همایش بین‌المللی رسانه‌های دیجیتال خواهد بود. تا جایی که من می‌دانم دوستان من در نشر سوره مهر برای این نشست خیلی کار کرده‌اند و مطمئنا اتفاق خوبی خواهد بود.

 

انتشار فصلنامه کتاب سوره مهر: این شماره این فصلنامه به صنعت نشر دیجیتال اختصاص دارد. چند مقاله خواندنی در این شماره هست که بسیار جذاب و هیجان انگیز است. در این شماره به همراه دوستانم سعی کردیم ابعاد مختلف صنعت نشر دیجیتال را بررسی کنیم. خودم هم موضوع مورد علاقه‌ام یعنی مدل‌های کسب و کار جدید را کار کرده‌ام. فاطمه پورمعصوم، مینا والی، منصوره عزت‌زاده، رسول قربانی و … همکاران من در این شماره از فصلنامه بودند.

فهرست مطالب این فصلنامه را از اینجا دانلود کنید.

انتشار پرونده رسانه‌های دیجیتال در مدیریت ارتباطات:

در شماره آخر مدیریت ارتباطات با دوستانم رسانه‌های دیجیتال در ایران را بررسی کردیم.

مطالبی که در این پرونده منتشر شده است:

چگونه منطق دنیای رسانه‌های دیجتیال را درک کنیم؟ نوشته رضا قربانی،

بررسی الگوی کارآفرینی در رسانه‌های دیجیتال، رسانه دیجیتال باید پول خودش را در بیاورد نوشته مینا والی،

نگاهی به مدل کسب‌وکار ۲ سایت خبری برتر ایران از نظر الکسا، چه چیزی سایت‌های خبری ایرانی را متفاوت می‌کند؟ نوشته مریم بورقانی فراهانی،

وب‌لیبرتی‌ها (آدم معروف‌های اینترنت) چه کسانی هستند و چه ویژگی‌هایی دارند؟ و آیا اینترنت ملی ایران می‌تواند تحولی بزرگ در فضای رسانه‌های دیجیتال ایجاد کند؟ نوشته مریم فراهانی،

کارآفرینی در رسانه‌های دیجیتال؛ فرصت‌ها و چالش‌های پیش‌رو در کشور، آیا کارآفرینی در رسانه‌های دیجیتال ایران امکان‌پذیر است؟ چگونه؟ نوشته سید محمد مقیمی و عباس نیک نژاد،

آیا رسانه‌های دیجیتال آینده روزنامه‌ها را تغییر می‌دهند؟ نگاهی به The Daily ، چه کسی پادشاه دنیای قشنگ نو می‌شود؟ و آیا سی‌دی عمو پورنگ هم یک رسانه دیجیتال است؟ نوشته فاطمه پورمعصوم،

تلویزیون یا اینترنت؛ رقابت بر سر اول بودن، برگ برنده همچنان در دست تلویزیون است نوشته قاسم سرافرازی

و بررسی عوامل موفقیت وب‌سایت ورزش۳، ورزش۳؛ طوفان فضای مجازی نوشته محمدجواد هنرمندساری

در روزهای آینده این مطالب در کافه مدیا هم بازنشر خواهند شد.

پرداخت الکترونیک:
در این نمایشگاه راه پرداخت هم حضور خواهد داشت. در این نمایشگاه و با فضایی که با کمک تعدادی از دوستان فراهم شده قصد داریم به آموزش خرید الکترونیک کتاب بپردازیم. توسعه پرداخت الکترونیک در فضای فرهنگی یکی از دغدغه‌های من است. دوست دارم زمانی برسد که خرید و تهیه محصولات الکترونیک به سادگی امکان‌پذیر باشد. دوست دارم روزی برسد که مردم ایران در هر نقطه‌ای که هستند بدون دغدغه محصولات فرهنگی مورد نیازشان را تهیه کنند. فعلا با این رویا خیلی فاصله داریم. هنوز مردم ما پرداخت الکترونیک را جدی نگرفته‌اند و هنوز محصولات فرهنگی در سید خانواده‌های ما جای زیادی ندارد.

جابز برای رسانه‌ها چه کرد؟ (امروز یک ماه از رفتن جابز گذشت)

استیو جابز
این معروف‌ترین تصویرسازی برای مرگ استیو جابز است

پیش از شروع این متن نوشته جادی در اعتماد را بخوانید. بین همه نوشته‌های کپی پیستی که در چند هفته گذشته در مورد جابز منتشر شد جادی یک جورهایی حرف دل ما را زد. هر چند در برخی جاها با او موافق نیستم و با خواندن این نوشته بیشتر دست‌تان می‌آید که کجاها را می‌گویم.

شنیده‌ام او می‌گفت جوری زندگی می‌کند که گویی آخرین روز زندگی‌اش است. بالاخره این روز در سیزدهمین روز مهر ماه سال ۹۰ فرارسید و او آخرین روز زندگی‌اش را هم زندگی کرد. بارها گفته‌ام که او متعلق به رویای آمریکایی است. (مثلا اینجا) احتمالا مرور کارنامه مدیریتی او چیز زیادی برای ما ایرانی‌ها نداشته باشد. با این حال مرور دستاوردهای او شاید کم کم این را داشته باشد که بدانیم او برای رویای آمریکایی چه کرد. این روزها هر کسی از دری وارد دنیای جابز می‌شود. من تلاش کردم از دنیای رسانه وارد دنیای جابز شوم. او در زندگی حرفه‌ای خود رسانه‌ها، ارتباطات و تفریحات الکترونیک را از این رو به آن رو کرد.

برند و برندسازی: او به اپل هویت بخشید. آنهایی که این شرکت را می‌شناسند اپل را فقط یک شرکت تولید سخت‌افزار و نرم‌افزار نمی‌دانند. ما با محصولات اپل موسیقی گوش نمی‌کنیم، یا اینترنت‌گردی و مکالمه و ارسال پیامک. ما با اپل زندگی می‌کنیم. اپل فراتر از دانش به معنای دانستن یک چیز رفته است. اپل به باورهای انسان‌ها وارد شده و در مرحله‌ای بالاتر تجربه‌ای جدید در اختیار مردم گذاشته است. زمانی بود که مارکس مناسبات جهان را بر مبنای تولید می‌چید. جابز این مناسبات را روی نوع ارائه چید. این جابز بود که نشان داد این که چگونه تولید می‌کنید در درجه دوم اهمیت است. مهم‌تر از آن این است که چگونه یک محصول را عرضه کنید.

پیکسار و داستان اسبا‌ب‌بازی: او دنیای انیمیشن را از این رو به آن رو کرد. هنوز یادم نرفته زمانی که برای اولین بار با این انیمیشن داستان اسباب‌بازی روبه‌رو شدم. دنیایی جدید که بسیار با دنیای کارتون‌های تلخ دوبعدی کاغذی فرق داشت. پر از هیجان بود و رنگ. این جابز بود که دنیای انیمیشن را وارد مسیری جدید کرد.

فروشگاه آی‌تیونز: او به کمک این فروشگاه نحوه دسترسی به موسیقی و محصولات چندرسانه‌ای را متحول کرد. این شیوه جدید خرید کردن تجربه‌ای جدید بود. پرداخت الکترونیک و خرید ترک موسیقی به جای خریدن سی دی. این که دنیای مجازی جایی مطمئن برای نگهداری فایل‌های ماست. این که می‌توان از هر جایی به موزیک‌هایی که خریده‌ایم دسترسی داشته باشیم.

مک‌بوک: آنها که مدعی‌اند کاری که جابز کرد فقط مختص یک عده محدود طرفداران اپل است یادشان نمی‌آید. بسیاری از فناوری‌هایی که امروز در لپ‌تاپ‌ها استفاده می‌شود اولین بار در مک‌بوک به کار رفته است. تا به حال یک مک‌بوک ایر را از نزدیک دیدید؟ دقت کردید که چقدر دیگر کمپانی‌ها از این لپ‌تاپ تقلید می‌کنند؟ دقت کردید که لپ‌تاپ‌های دیگر چقدر تلاش می‌کنند هر چه بیشتر شبیه مک‌بوک باشند. به هر حال نگاهی در مک‌بوک هست که این نگاه دوست داشتنی‌ است. این که مک‌بوک شما رسانه‌ای است برای ارتباط با جهان.

آی مک: این محصول خیلی چیزها را تغییر داد. یکی از جالب‌ترین آنها نشر رومیزی است. اگر امروز خیلی‌ها به میمنت کوارک و این‌دیزاین به کمک یک PC معمولی مجله‌ها و روزنامه‌ها را صفحه‌آرایی می‌کنند. اما آیا می‌دانید اولین بار چه کسی مفهوم نشر رومیزی را مطرح کرد؟ بله! این استیو جابز بود و شرکت اپل در حدود ۳۰ سال پیش.

آی‌فون: آنهایی که می‌گویند استیو جابز اگر بود و نبود فرق زیادی هم در دنیا نبود یادشان رفته که این استیو جابز و اپل بودند که برای اولین بار نگاه ما را به تلفن همراه تغییر دادند. این روزها همه تلاش می‌کنند تا شبیه آی‌فون باشند. این گوشی فقط یک گوشی نیست. یک دستیار همه کاره است. البته من شخصا اعتقاد زیادی به گوشی‌های هوشمند ندارم و تصورم این است که گوشی که فقط زنگ بخورد و بتوان با ان پیامک زد کار من را راه می‌اندازد. اما به عنوان یک رسانه‌نگار هرگز نمی‌توان این رسانه‌های همراه را نادیده بگیرم.

آی‌پاد: اگر آی‌پاد فقط یک چیز به دنیای رسانه‌ها اضافه کرده باشد آن پادکست است. آی‌پاد زمانی تولید و عرضه شد که دیگران دستگاه‌های پخش mp3  را مثل نقل و نبات می‌فروختند. اما آی‌پاد کاری کرد که هر انسان به یک رسانه تبدیل شود. بین همه رسانه‌ها هم دوست‌داشتنی‌ترین رسانه برای من پادکست است. تابحال آن را تجربه کردید؟

آی‌پد: این روزها آمارهایی منتشر می‌شود که مردم از آی‌پد بیشتر برای خواندن خبر استفاده می‌کنند. آی‌پد تجربه ما از خبر را متفاوت کرد. محصولات و اپلیکیش‌های فراوانی هم که برای خواندن خبر برای آی‌پد ارائه شده حکایت از این ارزش و اهمیت آی‌پد دارد. آنهایی که هنوز آی‌پد را با سنگ مقایسه می‌کنند کافی است به همین یک کاربرد آی‌پد بیشتر دقت کنند. این که چطور یک وسیله رفتار مردم را در مصرف رسانه‌ها تغییر داده است. تازه من از خیل عظیم اپلیکیشن‌های رسانه‌ای آی‌پد هنوز حرفی نزدم.

خلاصه این که ….

اگر بخواهم او را در یک کلمه وصف کنم باید بگویم او فیلسوف دنیای قشنگ فناوری بود. او هنرمندانه این دنیا را می‌دید و به صورتی خلاقانه آن را تغییر داد.

مساله‌ای که جابز را انقدر بزرگ کرد شم تجاری صرف او نبود. او به ماجرا مانند یک فیلسوف نگاه می‌کرد. هنر برایش اهمیت داشت و چیزی هم که اپل را متفاوت کرد همین نگاه متفاوت به همه چیز بود. همین که او توانسته به کمک رسانه‌ها چهره خوبی برای خودش بسازد نشان از هوش رسانه‌ای او دارد.

پاسخم به ادعای جادی این است که متاسفانه یا خوشبختانه تاریخ را فاتحان می‌نویسند و استبو جابز یکی از بزرگ‌ترین فاتحان قلب‌های ما انسان‌‌ها بود.

پ.ن. برادرم رسول هم پیش از این در مورد کارهایی که جابز برای عالم بانکداری و پرداخت الکترونیک کرده بود چیزی اینجا نوشته بود که پیشنهاد می‌کنم بخوانید.

رسانه‌های جدیدتر از جدید

مجله جهانی رسانه اخیرا منتشر شده است. پیشنهاد می‌کنم حتما آن را ببینید. اما پیشنهاد من سرآشپز یک مقاله بسیار جالب است با عنوان رسانه‌های جدیدتر از جدید. خلاصه آن در ادامه آمده است و متن کامل را هم می‌توانید از اینجا بخوانید.

من در این مقاله به شکل گیری رسانه های جدیدتر از جدید می پردازم تا فرآیند تحولات ارتباطات نوین را پی گیری کنم. تعداد کاربران و میزان نفوذ “ رسانه‌های جدیدتراز جدید ” ـ یعنی رسانه‌های جدیدتر از رسانه‌های جدید، مانند توییتر، فیس‌بوک و یوتیوب هستند که مصرف‌کنندگان را به تولیدکنندگان تبدیل می‌کنند، و آثارشان به‌طور رایگان در دسترس همه قرار می گیرد. این فرآیندی است که در اواخر سال ۲۰۰۹ و در سال۲۰۱۰ به رشد خود ادامه داده و کماکان ادامه می دهد. برخی از پیامدهای این رشد عبارتند از: تیراژ روزنامه‌های کاغذی، درآمد تبلیغاتی و تعداد صفحات آنها به‌طور بارزی کاهش یافته است.

از سوی دیگر تعداد بینندگان شبکه‌های خبری و سرگرمی تلویزیون کاهش یافته‌اند. یوتیوب و فیس‌بوک ستارگان جدیدی، چون سوزان بویل، آفریده‌اند و زندگی حرفه‌ای ستارگان سنتی‌ای، چون بتی وایت را در جهان غرب رونق بخشیده‌اند. پس از زلزله ویرانگر هاییتی، فیس‌بوک و توییتر، کمک فراوانی به کسب اطلاعات مهم درباره پیامدهای آن کردند. ولی رسانه‌های جدید جدید، نه تنها به‌مثابه یاری‌رسان انسان‌های رنج‌دیده استفاده شده‌اند، بلکه به وسیله فرقه‌های سیاسی (مانند کانال طالبان) نیز به‌‌مثابه ابزار برای پروپاگاندا بر روی یوتیوب مورد استفاده قرار گرفته‌اند،. رسانه‌های سنتی نیز به تلاش خود برای عرضه جایگزین‌هایی برای رسانه‌های جدید جدید ادامه می‌دهند. هم‌اکنون انتشارات دانشگاه آکسفورد، کتابشناسی‌های آن‌لاینی که به‌وسیله پژوهشگران حرفه‌ای گردآوری شده‌ را عرضه می‌کند. برخلاف صفحات ویکی‌پدیا که هرکسی روی وب می‌تواند در آن بنویسد یا آن را ویرایش کند. اما ویکی پدیا همچنان در حال جذب میلیون‌ها خواننده است که هریک از آنها می‌تواند یک نویسنده و یا یک ویراستار آنی باشد. از این نظر، تاثیر رسانه‌های جدید جدید همچنان در حال افزایش است و روی محتوای رسانه‌های قدیمی‌تر تاثیر می‌گذارند. در سال ۲۰۱۰، در یک برنامه تلویزیونی یک تصویر متحرک از موفقیتهای ایجاد فیس‌بوک و نیز موفقیتهای یک شبکه تلویزیونی بزرگ در ایالات متحده (سی‌ بی اس) پخش شد که براساس توییت‌های یک فرد تهیه شده بود. کتابخانه کنگره در ایالات متحده آمریکا، هم اکنون در حال آرشیو کردن همه توییت‌هاست. این کار نشان می‌دهد که توییت ـ به‌مثابه محصول رسانه‌های جدید جدید ـ اهمیت فراوانی در کار، سرگرمی و زندگی‌های ما دارد. افزایش توییت‌ها در سال گذشته، بی‌ شک، آغاز نقشی است که آنها در سال‌های پیش‌رو، در جهان خواهند داشت.

کلید واژه ها :بتی وایت، فیس‌بوک، رسانه‌های جدید، رسانه های جدید جدید، روزنامه‌ها، سوزان بویل، طالبان، تلویزیون، توییتر، ویکی‌پدیا، یوتیوب.