دسته‌ها
یادداشت‌

بسته پیشنهادی برای افزایش تولید و اشتغال (از دنیای اقتصاد)

با تحلیل وضع اقتصاد ایران پس از هدفمندی یارانه‌‌ها از سوی دکتر بهکیش ارائه شد: بسته پیشنهادی برای افزایش تولید و اشتغال.

دنیای اقتصاد – دکتر محمدمهدی بهکیش، اقتصاددان برجسته ایرانی در تحلیلی با عنوان «بسته پیشنهادی برای افزایش تولید و اشتغال» با اشاره به اینکه خصوصی‌سازی بدون ایجاد «بستر رقابتی» موجب افزایش بهره‌وری نمی‌شود و بخش خصوصی واقعی «فضای رقابتی» را بر «اقتصاد متمرکز» ترجیح می‌دهد، تاکید کرد که برای افزایش تولید و اشتغال، ضروری است همراه با خصوصی‌سازی فضای رقابتی ایجاد شود.

این اقتصاددان در این یادداشت برای ایجاد تعادل پیشنهاد کرده است که فضای کسب‌وکاری برای بنگاه‌ها به وجود آید که هزینه‌‌های غیرمستقیم تحمیلی بر آنان کاهش یابد و به گفته وی این امر جز از طریق فراهم آوردن شرایط مناسب برای رشد بهره‌وری – یعنی ایجاد فضای رقابتی سالم –امکان‌پذیر نیست.

دکتر بهکیش در این یادداشت ضمن ارائه پیشنهاد‌هایی اظهار امیدواری کرده که طرح مجموعه سیاست‌‌های پیشنهادی وسیله‌ای برای شروع بحث و گفت‌وگو در محافل مختلف کارشناسی، اجرایی و تقنینی کشور شود و در نهایت به یک بسته پیشنهادی جدی تبدیل شود که برنامه‌نویسان آن را به برنامه تبدیل کنند تا شاید ما را از تله تمرکز اقتصادی درآورد و به فضای اقتصادی رقابتی رهنمون شود.

وی در این یادداشت هفت عامل مهم اقتصادی از جمله قیمت‌‌ها، نرخ بهره‌، نرخ ارز و… را به عنوان عواملی که در تغییرات ساختاری به منظور ایجاد اقتصاد رقابتی باید مورد توجه قرار بگیرد، مورد بررسی قرار داده است.

پیشنهاد می‌کنم این یادداشت را از اینجا بخوانید.

دسته‌ها
رسانه‌ یادداشت‌

چیزی که ما را نکشد قوی‌ترمان می‌کند

دیروز دم غروبی رفتم نون بربری بگیرم تا شب یک تخم مرغ سلطانی بزنیم و لذتش را ببریم. نونوایی خلوت بود. یعنی فقط من بودم و آقای نانوا. نان هم بود. آقای نونوای عزیز مشغول گپ زدن با رفیق شفیق‌اش بود و ومن هم منتظر ایشان تا گپ‌شان تمام شود و یادی از ما بکنند. گفتم صبر کنم تا صحبت‌شان تمام شود و ببینم چه می‌شود. ۵ دقیقه منتظر ماندم و ایشان سلانه سلانه تشریف آوردند و …

در همین داستان ساده اوضاع ما را می‌شود دید. درست است که نان‌ها گران شده و قرار است گران‌تر هم شود و دلخوشک ما این بوده که با واقعی شدن قیمت‌ها کیفیت افزایش می‌یابد؛ اما نشد که بشه. قیمت‌ها بالا می‌روند اما این به معنای آزاد سازی نیست. هنوز هم نانوای محترم به من به عنوان مشتری احتیاجی ندارد و در واقع این من هستم که محتاج اویم. این منم که انتخاب‌های محدودی دارم. اگر نانوای عزیز با یک حساب سرانگشتی می‌دید ۲ هزار مشتری بالقوه دارد که اگر هوای آنها را نداشته باشد، می‌پرند می‌روند آن وقت یک شربتی هم به من می‌داد تا من به او وفادار شوم. چون اگر من بروم یکی از این ۲۰۰۰ تا کم شده و اگر همین روند را ادامه می‌داد آن وقت دیر زمانی نبود که باید در نانوایی را تخته می‌کرد و می‌رفت پی کارش. مشکل ماجرا همین جاست. او نیازی به من ندارد. این استدلال را در مورد وضع موجود بسیاری از صنایع می‌توان دید. مثلا رسانه‌ها. وضعیت جوری است که خودت بهتر از من می‌دانی. رسانه مورد نظر ما چون رقیب ندارد خیلی حواسش به من مخاطب نیست. یعنی تو هر کاری هم بکنی همین آش است و همین کاسه.

نکته اعجاب برانگیز ماجرا این است که رقابت علی رغم چهره ترسناکی که دارد باعث رشد ما می‌شود. اگر به رقابت به صورت صفر و یکی نگاه کنیم نمی‌توانیم برنده باشیم؛ به قول نیچه چیزی که ما را نکشد قوی‌ترمان می‌کند.