دسته‌ها
رسانه‌ مدیریت رسانه یادداشت‌

زادگاه فساد نبود شفافیت است

هفته‌نامه آسمان در شماره ۱۶ اردیبهشت خود گفت و گویی با فرشاد مومنی در باره اقتصاد سیاسی فساد انجام داده است. بخش‌هایی از گفت و گو را انتخاب کردم و اینجا نوشتم. این‌ها را اول از همه به خودم می‌گویم بعد به مدیران در تمامی سطوح و رده‌ها، چه دولتی چه خصوصی:

یک دولت ضعیف معمولا در تنظیم رابطه خود با مردم نسبت به آزادی‌های مدنی حساسیت‌های غیرمتعارف نشان می‌دهد.

دسته‌ها
رسانه‌ مدیریت رسانه یادداشت‌

نقد بد است!

‎نقد کردن سخت است. چرا؟ چون باید تحمل نقد متقابل را داشته باشی. با نقد سره از ناسره بیخته می‌شود. نقد در جایی معنی دارد که شفافیت اصل است. ابزارهای شفافیت هم وجود دارد. نقد جدا از این که به شفافیت نیاز دارد شفافیت را هم تقویت می‌کند. در علم ارتباطات گفته می‌شود اگر تمامی راه‌های کسب اطلاعات را بر کسی ببندیم و هیچ اطلاعاتی از هیچ راهی غیر از آن کانالی که ما می‌خواهیم دریافت نکند می‌توان آن شخص را شست و شوی مغزی داد. انسان برای تحلیل نیاز به اطلاعات دارد و وقتی اطلاعات از یک کانال به انسان می‌رسد می‌توان او را کانالیزه کرد. می‌توان به او جهت داد. اما اگر کوچترین روزنه‌ای برای کسب اطلاعات غیر از کانال اصلی وجود داشته باشد دیگر به راحتی نمی‌توان انسان‌ها را کانالیزه رد. چون اطلاعات اضافی هر چند اندک در حکم اختلال برای اطلاعات کانال اصلی است و باعث می‌شود تصویر تشکیل شده در ذهن انسان دچار اعوجاج شود. شنیدید می‌گویند ما که ماهواره نداریم اما موج ماهواره همسایه می‌افتد روی تلویزیون ما! داستان همین است. بنابراین برای این که دنیای بهتری داشته باشیم یا باید در بی‌اطلاعی محض به سر ببریم یا به اندازه کافی به منابع اطلاعاتی دسترسی داشته باشیم. نمونه بی‌اطلاعی محض کره شمالی است. از دوستانم شنیدم مردم این کشور گمان می‌کنند قوی‌ترین، بزرگ‌ترین و مهم‌ترین کشور دنیا هستند. در این کشور تنها یک کانال ارتباطی با جهان بیرون وجود دارد و آن هم از مسیر دولت کره می‌گذرد. اما در آن سر طیف جوامعی هستند که شبکه‌ها و رسانه‌های اجتماعی و انواع رسانه‌ها در آن کشورها رشد کردند و مردم در شفافیت کامل زندگی می‌کنند. رسانه‌ها در دنیای امروز به جایی رسیدند که همه مرزها را پشت سر گذاشته‌اند و به همه جا وارد شده‌اند: حتی سازمان‌ها. امروز دیگر رسانه‌ها وارد دنیای سازمان‌ها شدند. مفاهیمی مانند رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی دیگر فقط برای ارتباط با دوستان و وقت‌گذرانی نیستند. امروز رسانه‌های اجتماعی به کمک کسب و  کارها آمده‌اند. زمانی بود که در سازمان‌ها فقط بهره‌وری هدف بود. به مرور فهمیدند که حتی برای رسیدن به بهره‌وری بالا هم باید به منابع انسانی توجه کنند. باز به مرور دریافتند رسیدن به بهره‌وری فقط در بستر توجه به منابع انسانی قابل دستیابی نیست و برای آن باید به سیستم‌ها هم توجه کرد. امروز در آستانه دورانی هستیم که گمان می‌کنیم به این سه باید یک عامل دیگر هم اضافه کنیم و آن شفافیت رسانه‌ای است. شفافیت یک چاقوی دو لبه است که بسیاری از ابعاد آن برای روشن شدن هنوز نیاز به تحقیقات فراوان دارد. باید دید که افزایش شفافیت در سازمان ما به توسعه سازمان کمک خواهد کرد؟ این تحلیل نیاز به بررسی بیشتر در سه بعد بین‌المللی، ملی و محلی دارد. شما چه فکر می‌کنید؟

‎توضیح: این یادداشت اولین بار در نشریه شماره ۱۹ ترانش (نشریه داخلی شرکت توسن) چاپ شده است.

دسته‌ها
رسانه‌ یادداشت‌

اختلاس و گردشگری و مشایی و چسب و این حرف‌‌ها: فارس خنگ یا کلک‌باز!

۱. بنده از همین تریبون اعلام می‌کنم که هیچ گونه ارتباطی با هیچ کدام از عوامل اختلاس اخیر، گذشته و احتمالا آینده ندارم و شدیدا هم اعلام برائت می‌کنم از این اختلاس‌گران بد. یک نگاهی به سردر دکان بانک گردشگری در این فضای مجازی بکنید (از اینجا)؛ همین‌ها را نوشتند دیگر. این جوری که هر کی به هر کی داره تهمت می‌زنه بعید نیست که به زودی جزو شرایط تائید صلاحیت شورای نگهبان اعلام برائت از اختلاس را هم اضافه کنند.

۲. بانک مرکزی یک ضوابطی دارد برای خودش. طبق این ضوابط مدیر عامل و رئیس هیات مدیره باید یک چند سالی سابقه بانکی داشته باشند. حالا گویا مدیر عامل و رئیس هیات مدیره گردشگری نداشتند این شرط‌ها را. از بانک فخیمه مرکزی نامه زدند که این دو نفر را بردارید. آن هم در روزهایی که اگر مشدی حسن بقال را هم یک‌هو بردارند از جایش ممکن است متهم به دست داشتن در اختلاس ۳ هزار تایی شود؛ آن وقت روابط عمومی باهوش بانک مرکزی خبری می‌گذارد که نیاز به کشف رمز دارد. (اینجا) بلافاصله رسانه‌ها نتیجه می‌گیرند بانک گردشگری هم دستی در آتش داشته. چرا؟ چون مدیرانش را بانک مرکزی برکنار کرده. چند ساعت بعد روابط عمومی باهوش بانک مرکزی دوباره می‌آید و یک خبر دیگر می‌گذارد که مدیران بانک گردشگری ضوابط بانک مرکزی را رعایت نکردند. (اینجا) بانک گردشگری که حالا آماج حمله‌ها قرار گرفته می‌گوید که ارتباطی با اختلاس نداشته و اخباری که در رسانه‌ها منتشر شده اشتباه است. (اینجا) آن وقت خبرنگار باهوش فارس از این برداشت می‌کند که گردشگری نمی‌خواهد مدیرانش را برکنار کند. (اینجا) آن وقت الف با چوب می‌زند بر سر مشایی که تو پشت این بانکی که این جوری الُدُرم بلدُرم می‌کنند. زود باش راستشو بگو. (اینجا) من نه می‌خواهم از گردشگری دفاع کنم، نه از مشایی، نه از بانک مرکزی، نه از نیروهای زبده رسانه‌ای و ارتباطی و روابط عموی. خواستم یادآوری کنم بعضی وقت‌ها به خود حرف‌ها دقت کنیم و نه گوینده آن. بعضی وقت‌ها پیش‌فرض‌هایمان را کنار بگذاریم و بی‌طرف گوش کنیم فقط.

۳. خیلی از خبرهای مرتبط با این پرونده را می‌توانید از اینجا ببینید. اما فارغ از همه این‌ها یک چیزی که کمتر دیدم مورد توجه قرار بگیرد ابعاد فنی ماجرا بود. چند جایی دیدم متن‌های خوبی نوشتند که این اختلاس چگونه اتفاق افتاده است. اما باز حاشیه‌ها بر اصل غلبه کردند.

۴. شفافیت چیزی است که در این روزها به فراموشی سپرده شده. اگر مشایی صاحاب گردشگری است و اگر مشایی مشکل‌دار است خب بگوئید چه مشکلی دارد؟ خب چرا گذاشتید در راس بماند؟ چرا انقدر نفوذ دارد که می‌تواند بانک بزند.

۵. طرف داشت یکی را زیر مشت و لگد له می‌کرد بعد داد می‌زد کمک کمک. یکی گفت تو که داری می‌زنیش چرا کمک می‌خوای؟ گفت گفته اگه پاشم می‌کشمت. حالا داستان ماست.

۶. عمیقا و شدیدا معتقدم نظام بانکی ما ریشه همه گرفتاری‌ها و همین طور توسعه و پیشرفت ماست. اگر نظام بانکی ما سالم باشد، مطمئنا شاهد پیشرفت در بخش‌های دیگر خواهیم بود. البته این رابطه اصلا یک طرفه نیست و نظام بانکی سالم را باید در جایی جست و جو کرد که سالم است. اگر در کشوری فقر بیداد کند و آنگاه در خیابان‌های پورشه‌هایی ویراژ بدهند که حدود ۴۵۰ میلیون تومان پولشان باشد چه انتظاری می‌توان داشت. منظورم این نیست که ثرتمندان دزدند اما برخی از آدم‌های ثروتمند مثل یک علامت سوال متحرکند. آدم دوست دارد بداند این افراد چه ارزشی ایجاد کرده‌اند که امروز حق دارند ماشین نیم میلیار تومانی سوار شوند؟

۷. در این روزها خیلی‌ها گفتند که باید سامانه‌های نظارت توسعه یابد. از بانکداری متمرکز و بانکداری الکترونیک و ابزارهای هوش تجاری و چی و چی گفتند. اما یک چیز مهمی که خیلی‌ها هم به آن اشاره کردند این بود که تا زمانی که دولت بخواهد در بازار مالی ( و البته هر بازار دیگری) دخالت کند وضع همین خواهد بود. تا زمانی که دولت به خودش حق می‌دهد مدیران را جابجا کند و برکنار کند و دوباره جای دیگری بنشاند، و اصلا هم عذرخواهی نکند، همین آش خواهد بود و همین کاسه. تا زمانی که دولت این وسط میان داری می‌کند باید شاهد اختلاس‌های بعدی هم باشیم. شاید اختلاس‌های بعدی رسانه‌ای نشود، شاید. اما واقعیت‌ها در دنیای بدون رسانه هم بالاخره وجود دارد.

۸. همه این‌ها اندیشه‌های پراکنده من بود. به قول رضا رشید‌پور شما را به خدا یک وقت ما را به این اختلاس نچسبانیدها. فعلا منتظریم تا داربی اختلاس را ببینیم که هفته آینده چه خواهد شد: نفت خوزستان و داماش گیلان. یکی نیست بگوید بین این همه تیم تو رفتی طرفدار داماش گیلان شدیم.

پ.ن. این نوشته را نوشته بودم و هنوز دو دل بودم برای نشر آن که دیدم بانک گردشگری اطلاعیه جدیدی منتشر کرد:

همانگونه که در توضیح مورخ ۹۰/۷/۱۱ روابط عمومی بانک مرکزی نیز تصریح شده موضوع تغییرات در بانک گردشگری در جهت رعایت دستورالعمل های بانک مرکزی می باشد که بانک گردشگری نیز مانند سایر بانک های خصوصی کشور خود را ملزم به اجرای قوانین می‌داند. بانک گردشگری ضمن دادن اطمینان خاطر به کارکنان، مشتریان و سهامداران فهیم خود، بار دیگر تصریح می‌نماید که این بانک هیچ گونه ارتباط و پرونده‌ای در خصوص پرونده اختلاس اخیر ندارد و همزمانی اعلام تغییرات مدیریتی بانک با اخبار مربوط به اختلاس اخیر کاملا اتفاقی و سوء استفاده از این همزمانی توسط برخی رسانه‌های گروهی، غیرحرفه‌ای است.

طول می‌کشد تا یاد بگیریم شفاف حرف بزنیم. طول می‌کشد. شاید به اندازه زمانی که طول می‌کشد تا خاوری بیاید. فعلا دعا کنیم خاوری بیاید تا همه وصله‌ پینه‌ها به او نچسبد.