هنر عشق ورزیدن: همه گمان می‌کنند بلدند!

بیشتر مردم تصور می‌کنند عاشق شدن همان عاشق ماندن است. خیلی از ما در این خیال هستیم که عشق یا امری انتزاعی و خارج از چارچوب‌ زندگی است و بیشتر به درد افراد بی‌کار و جوان و خیره‌سر می‌خورد. یا در نهایت فکر می‌کنیم آن هم دوره‌ای دارد و سرشان به سنگ می‌خورد و این […]

مرنج و مرنجان

بزرگی به بزرگی دیگر می‌رسد و از او تقاضای نصیحت و موعظه می‌کند. می‌فرماید: مرنج و مرنجان. می‌فرماید: مرنجان را می‌فهمیم و می‌توانیم کاری کنیم که مردم از ما رنجش و آزرده خاطر نشوند، ولی درمورد مرنج، این کار خیلی مشکل است، چطور می‌شود وقتی کسی که اهانت کرد، یا اسباب ناراحتی به وجود آورد، […]

ناخدا خورشید و یک درس برای ما: همون که یک دست داره!

دیالوگ ماندگاری هست در فیلمی از ناصر تقوایی به نام ناخدا خورشید. جایی از فیلم کسی به دنبال ناخدا خورشید می‌گردد و می‌گوید: ناخدا خورشید؟ همون که یه دست نداره. یکی هم می‌گوید: ناخدا خورشید! همون که یه دست داره. می‌گویند ناصر تقوایی استاد فیلمنامه‌نویسی است. حیف که سال‌هاست نمی‌نویسد. حیف که گردش روزگار او […]