دسته‌ها
یادداشت‌

۶ چیز مهمی که دانشگاه به من یاد نداد

تیتر نوشته این است: ۶ چیز مهمی که دانشگاه به من یاد نداد. کامل‌ترش این است که «۶ چیز مهمی که دانشگاه به من یاد نداد و من با هزینه بسیار زیاد آنها را یاد گرفتم». دانشگاه‌های ایران، بیشتر از این که دانشجو را آماده کار و زندگی کنند، از آنها دانشمند و پژوهشگر می‌سازند. به همین دلیل ساده و ابتدایی، از دل دانشگاه‌های ما نوابغی بیرون می‌آیند که ظرفیت استفاده از آنها هم وجود ندارد و رهسپار دیار فرنگ می‌شوند؛ کمتر کسی پیدا می‌شود که از دانشگاه چیزهایی آموخته باشد و بگوید آنها را در محیط کار و زندگی به کار بسته است. باور کنید که اگر در دانشگاه‌های ما فنون آبیاری گیاهان آپارتمانی آموزش می‌دادند، کاربرد بیشتری نسبت به بسیاری از مباحث مطرح شده در دانشگاه‌ها داشت؛ اما دانشگاه‌های ما چه چیزی یاد نمی‌دهند که ما باید با هزینه زیاد آنها را یاد بگیریم.

دسته‌ها
رسانه‌ مدیریت رسانه یادداشت‌

آسوده بخوابید که قلندر بیدار است

یادم هست زمانی بود که رسانه‌های چاپی این کشور تصمیم گرفته بودند حتی در روزهای تعطیل هم منتشر شوند. تازه پر و پیمان‌تر مانند خارج از کشور. اما ببین به کجا رسیدیم که امروز که بین‌التعطیلن است از بین ۴۵ روزنامه فعال کشور فقط ۱۳ تا به زیور طبع آراسته شدند. البته رسانه‌های ما هم حق دارند خب.

دسته‌ها
رسانه‌ یادداشت‌

دو گفت و گوی دوست‌داشتنی

دیروز و امروز دو گفت و گوی دوست‌داشتنی با دو انسان دوست‌داشتنی داشتم. معمولا رسانه‌نگارها در طول روز با آدم‌های زیادی گفت و گو می‌کنند و رودررو می‌شوند که بیشتر آنها هم دوست‌داشتنی هستند. لااقل در حوزه بانکداری و پرداخت الکترونیک و رسانه که من کار می‌کنم این گونه است. دیروز مهمان آقای مهدی فیروزان مدیر عامل موسسه شهر کتاب در شهر کتاب مرکزی بودم. گفت و گوی ما با او برای نشریه مدیریت ارتباطات و به عنوان بخشی از پرونده اقتصاد کتاب انجام شده است. از همین جا توصیه می‌کنم شماره بعد مدیریت ارتباطات را حتما حتما بخوانید. بچه‌ها دارند از جان و دل مایه می‌گذارند و یک پرونده درباره اقتصاد کتاب جمع می‌کنند. همیشه کتاب را از نظر محتوایی که در آن است برررسی کردند و کمتر به بسترهای رساندن کتاب به دست مخاطب توجه شده است. کاری که ما کردیم این است که زنجیره ارزش کتاب را گذاشتیم جلوی خودمان و روی همین زنجیره ارزش رفتیم جلو. سعی کردیم نمونه‌های موفق وطنی و جهانی را هم بررسی کنیم. انتهای زنجیره ارزش کتاب خرده‌فروشی کتاب قرار دارد. تا همین چند سال پیش خرده‌فروشی کتاب معادل بود با کتابفروشی‌های انقلاب. معمولا خرید از این فروشگاه‌ها هم یک تجربه جالب نیست. بلکه شما صرفا به انقلاب می‌‌‌روید و کتاب می‌خرید و می‌روید دنبال باقی زندگی‌تان. اما شهر کتاب مرکزی این موضوع را تغییر داده و خرید کتاب را به یک تجربه تبدیل کرده است. آقای فیروزان اصطلاحی دارد به نام سوپر مارکت فرهنگی. من خیلی این مفهوم را پسندیدم و از آن خوشم آمد. دیدگاه‌های او هم بسیار به دیدگاه‌های من نزدیک بود. گفت و گوی ما با مدیر عامل شهر کتاب را در مورد تجربه شهر کتاب در شماره آینده مدیریت ارتباطات بخوانید.

اما امروز و برای نشریه داخلی شرکت توسن گفت و گویی داشتم با دکتر محمدرضا جمالی. او مدیر عامل شرکت نبض‌افزار رایان اندیش است و استاد دانشگاه. دکتر جمالی با این که در حوزه‌های فنی و مهندسی تحصیل کرده اما فردی خودساخته در زمینه‌های علوم انسانی است و از بسیاری از دانش‌آموختگان علوم انسانی مسلط‌تر به مباحث است. ویژگی او این است که پایش روی زمین است و نه مانند بسیاری از دوستان سرشان روی زمین و پایشان در هوا. دکتر با طراحی شاخص‌هایی به بررسی عملکرد سامانه‌های بانکی می‌پردازد. رفته بودیم پیش او تا از مبانی این شاخص‌ها و اندازه‌گیری عملکرد سیستم‌ها بپرسیم. دکتر اصطلاحی را زیاد به کار می‌برد و آن پدیده‌های تظاهری است. این مفهوم را خیلی دوست دارم و در منابع فارسی موجود در فضای وب هم جست و جو کردم و چیزی ندیدم. امیدوارم بتوانیم به زودی متن مفیدی در این زمینه منتشر کنم.