به‌جای دنبال کردن لحظه‌به‌لحظه قیمت بیت‌کوین سعی کنید فناوری پشت بیت‌کوین را درک کنید

روی آموزش خودتان سرمایه‌گذاری کنید نه حدس و گمان

 

 

در ارتباط با بیت‌کوین این روزها آدم‌ها سه دسته‌اند: آن‌ها که «سمپات» بیت‌کوین هستند و تصور می‌کنند چاه نفت کشف کرده‌اند؛ آن‌ها که علیه بیت‌کوین هستند و ایمان راسخ دارند بیت‌کوین حبابی بیش نیست و دیر یا زود زمین می‌خورد؛ دسته اندکی هم هستند که نه له بیت‌کوین‌اند نه علیه آن. این دسته سعی می‌کنند فناوری و کسب‌وکار پشت بیت‌کوین را درک کنند. این دسته مثل دیوانه‌های سفته‌باز مدام خبرهای بالا رفتن قیمت را مرور نمی‌کنند و ترس پایین آمدن قیمت هم ندارند. این دسته روی خودشان سرمایه‌گذاری می‌کنند و روی آموزش خودشان؛ دقیقاً مانند کسانی که در نیمه اول دهه نود میلادی سعی کردند توسعه وب را یاد بگیرند. این‌ها کسانی بودند که بعداً به بزرگ‌ترین کارآفرین‌های دنیای دیجیتال تبدیل شدند.

بیت‌کوین هم‌ چنین وضعیتی دارد و احتمالاً در سال‌های آینده ابعاد بیشتری از این دستاورد فناوری را درک خواهیم کرد. منتها الان چه‌کار باید کرد؟ باید بنشینیم و ادای سفته‌بازها و دلال‌ها را درآوریم و به این فکر کنیم که برویم در بیت‌کوین سرمایه‌گذاری کنیم یا نکنیم؟ این به نظرم دم‌دستی‌ترین انتخاب در برابر یکی از مهم‌ترین روندهای فناوری چند سال اخیر است. عاقلانه‌ترین کار این است که زمان بگذاریم و روی آموزش خودمان سرمایه‌گذاری کنیم. دیدن بیت‌کوین به عنوان یک ابزار سرمایه، سرمایه‌گذاری بر روی حدس و گمان است. ممکن است سود خوبی کنیم و ممکن است ضررهای بدی نصیب ما شود. منتها اگر روی آموزش خودمان سرمایه‌گذاری کنیم این سرمایه‌گذاری از دست رفتنی نیست. در این یادداشت سعی می‌کنم به این موضوع بپردازم که وقتی درباره بیت‌کوین صحبت می‌کنیم داریم درباره چه چیزی حرف می‌زنیم.

 

بیت‌کوین به‌عنوان پروتکل

پروتکل یعنی این‌که چگونه یک دیتابیس توزیع‌شده (زنجیره بلوک) بسازیم، چگونه آن را تجزیه‌وتحلیل کنیم، چگونه تراکنش‌ها در کنار هم قرار می‌گیرند و یک تراکنش موفق از چه چیزهایی ساخته می‌شود و مواردی مثل این. شاید شنیده باشید که قلب تپنده بیت‌کوین زنجیره بلوک است. فناوری زنجیره بلوک یک پایگاه داده توزیع‌شده مبتنی بر اجماع است و اطلاعات به‌صورت تغییرناپذیر بر روی شبکه‌ای همتا به همتا و به شکلی امن ذخیره می‌شود. مبنای این فناوری سه فناوری دیگر است که پیش‌ازاین هم وجود داشته‌اند اما ترکیب هوشمندانه آنها زنجیره بلوک را خلق کرده است. این سه فناوری عبارت‌اند از: شبکه همتا به همتا؛ رمزنگاری و پلتفرم نرم‌افزاری. این روزها بسیاری از دانشگاه‌های معتبر جهان، بانک‌های مرکزی، دولت‌ها و کسب‌وکارهای پیشرو در حال کار بر روی زنجیره بلوک هستند. کتاب‌های خوبی در این زمینه منتشر شده است و در کنار روندهای مهم فناوری معمولاً از زنجیره بلوک هم نام برده می‌شود.

 

بیت‌کوین به‌عنوان شبکه

بیت‌کوین یک شبکه همتا به همتا است که در آن «نودها» بدون استفاده از یک سرور مرکزی به هم متصل می‌شوند. نودها در این شبکه همتا به همتا پیام‌هایی را با هم ردوبدل می‌کنند که در نهایت بلوک‌های جدیدی ساخته می‌شود که به زنجیره بلوک موجود اضافه می‌شود. درواقع تراکنش‌های بیت‌کوینی در این شبکه قابل‌مشاهده است و همه‌چیز به‌صورت شفاف قابل‌ردیابی است. همین الان می‌توانید به وب‌سایت Blockchain.info  بروید و تراکنش‌های بیت‌کوین را ببینید. آنجا کاملا شفاف مشخص است که چقدر پول جابجا می‌شود.

 

بیت‌کوین به‌عنوان ارز رمزنگاری‌شده

در موارد قبلی بیت‌کوین را Bitcoin می‌نویسیم اما در این مورد بیت‌کوین را bitcoin می‌نویسیم. وقتی به‌جای B از b استفاده می‌کنیم یعنی داریم درباره ارز بیت‌کوین صحبت می‌کنیم؛ همین چیزی که این روزها این‌همه سروصدا کرده و همه را به دنبال خودش کشانده است. درمجموع حداکثر ۲۱ میلیون بیت‌کوین در دنیا وجود خواهد داشت که اکنون کمتر از ۱۷ میلیون بیت‌کوین آن استخراج شده است. بیت‌کوین واحد اندازه‌گیری است و مانند پول می‌ماند؛ با این تفاوت که هیچ دولت و بانک مرکزی از آن پشتیبانی نمی‌کند. هر بیت‌کوین به ۱۰۰ میلیون قطعه تقسیم می‌شود که به هرکدام از آنها یک ساتوشی گفته می‌شود. شاید نام «تریدر» را شنیده باشید. تریدرها یا معامله‌گرها کسانی هستند که به بیت‌کوین به‌عنوان یک سرمایه‌گذاری نگاه می‌کنند؛ برخی کوتاه‌مدت و برخی بلندمدت. این افراد سعی می‌کنند با خریدوفروش بیت‌کوین کسب سود کنند. این روزها تب معامله‌گری بالا گرفته و خیلی‌ها تصور می‌کنند که می‌توانند از طریق خریدن و بعد فروختن بیت‌کوین پول‌دار شوند.

 

بیت‌کوین به‌عنوان یک پروژه منبع باز

پیاده‌سازی پروتکل بیت‌کوین از طریق یک پروژه منبع باز است که با زبان C++ نوشته‌شده است. برای این‌که این پروژه با مفاهیم قبلی که گفته شد اشتباه گرفته نشود نام آن را گذاشته‌اند هسته بیت‌کوین. شما همین‌الان می‌توانید از طریق جاهای مثل «گیت‌هاب» یا خود وب‌سایت بیت‌کوین کل پروژه را دانلود کنید و خط‌به‌خط آن را مطالعه کنید. تقریباً بیشتر ارزهای رمزنگاری‌شده دیگری هم که خلق شده‌اند کدهای بیت‌کوین را گذاشته‌اند پیش روی خودشان و با تغییراتی در آن یک ارز جدید خلق کرده‌اند. البته برخی از این ارزها مانند اتریوم نوآوری‌هایی داشته‌اند که بسیار مورد توجه قرار گرفته‌اند. منتها همین‌الان هم اگر به وب‌سایت coinmarketcap بروید می‌بینید که ۱۳۴۰ ارز رمزنگاری‌شده خلق شده که بیشتر آنها ارزش کمی دارند یا اصلا هیچ ارزشی ندارند. بگذارید ساده‌تر بگویم. ایجاد یک ارز رمزنگاری‌شده کار نسبتاً آسانی است. شما می‌توانید هسته بیت‌کوین را دانلود کنید و با تغییرات یا حتی بدون تغییرات، ارزی به نام خود‌تان منتشر کند. فقط می‌ماند بخش سخت ماجرا که بتوانید آدم‌ها را جذب این دستاوردتان کنید! با دانلود هسته بیت‌کوین شما به دو چیز دسترسی دارید: یک کیف پول بیت‌کوینی و نرم‌افزاری برای تبدیل کامپیوترتان به سرور بیت‌کوین. شاید نام «ماینر» به گوشتان خورده باشد. ماینر، یا معدنچی کسانی هستند که سخت‌افزارهایشان را در اختیار شبکه بیت‌کوین قرار می‌دهند که تراکنش‌های بیت‌کوین در آن شبکه انجام شود. این روزها خیلی‌ها هم به تکاپو افتاده‌اند با خریدن ابزارهایی به دنبال استخراج بیت‌کوین بروند. واقعیت این است که اکنون این کسب‌وکار چندان سودده نیست؛ البته برای فروشندگان ابزارهای استخراج این هجوم برای خریدن ابزارها سود خوبی دارد.

 

ما درباره بیت‌کوین صحبت می‌کنیم نه بیت‌کوین! شما کجا ایستاده‌اید؟

همان‌طور که دیدید بیت‌کوین معنای وسیعی دارد و هرکسی از زاویه دیدی به ماجرا نگاه می‌کند. برخی به دنبال خریدوفروش هستند. برخی سخت‌افزار تهیه می‌کنند که از طریق فعالیت برای شبکه بیت‌کوین پول به دست آوردند. تعدادی هم بر روی برنامه‌نویسی کار می‌کنند و برخی هم سعی می‌کنند روی فناوری بیت‌کوین مطالعه کنند. بهترین انتخاب در رابطه با بیت‌کوین این است که تلاش کنید دانشتان درزمینهٔ فناوری بیت‌کوین را بیشتر و بیشتر کنید. این دانش هنوز جوان است ولی بااین‌حال دانشگاه‌های آمریکایی و اروپایی به‌خوبی شروع به فعالیت کرده‌اند و دستاوردهای خوبی هم داشته‌اند. با یک جست‌وجوی ساده حجم زیادی از اطلاعات در دسترس شما قرار می‌گیرد که می‌توانید از نتایج کارهای آنها استفاده کنید. فرصت را از دست ندهید.

حرف‌هایی که شنیده نمی‌شود

۱. من دوستانی دارم و دوستانم هم دوستانی دارند. این واقعیت ظاهراً ساده اساس کسب‌وکاری است که در ۷ سال گذشته آن را از هیچ ساخته ام. در این ۷ سال همه‌چیز ساده هم پیش نرفته است. در این مسیر شاهد انواع چوب لای چرخ گذاشتن ها بوده‌ام. به‌عنوان مدیر یک کسب‌وکار کوچک انواع چالش‌ها را با بخش‌های مختلف داشته‌ام. به همین دلیل همیشه سعی کردم از دولت و دولتی‌ها فاصله بگیریم و به آنهایی که ادعاهایی بزرگ بادکنکی دارند بااحتیاط نزدیک شوم. از آن‌طرف درزمینهٔ منابع انسانی انبوه مشکلات بیداد می‌کند. ازیک‌طرف می‌گویند در کشور بی‌کاری است و از طرف دیگر نمی‌توان نیرویی پیدا کرد که حداقل‌ها را برای کار کردن داشته باشد. بازار کار پرشده از افراد پرادعایی که تلاش زیادی برای آموزش خودشان نمی‌کنند. حرف من هم دقیقاً اینجاست: آموزش.

۲. ما تصور می‌کنیم اگر کتاب نخوانیم و اگر ویدیوهای آموزشی نبینیم و اگر پادکست‌های آموزشی را گوش نکنیم می‌توانیم حرفه‌ای شویم. از آن‌طرف برخی از ما با خرده‌دانشی سریع ادعای استادی می‌کنیم. مثلاً درباره بیت‌کوین و زنجیره بلوک؛ کسی که تا دیروز هیچ‌چیزی درباره این مفهوم نمی‌دانسته اکنون با چند جست‌وجوی ساده و خواندن چند متن پراکنده، شروع می‌کند به خیال خودش آموزش دادن این موضوع. بعد هم گله می‌کند که در این کشور هیچ متن درست‌وحسابی دراین‌باره وجود ندارد. من و دوستانم در راه پرداخت به کنار، همین صفحه فین‌تک شنبه به کنار، همه این بچه‌هایی که آمدند در این یکی دو سال به زبان فارسی درباره بیت‌کوین و زنجیره بلوک نوشته‌اند را ندیده‌اید؟ ما نه می‌خوانیم و نه آن چیزی که دیگران نوشته‌اند را می‌بینیم. فقط خودمان را قبول داریم و بس.

۳. همین الان که دارید این یادداشت را می‌خوانید باید بدانید که جانت یلن آخرین روزهای ریاستش بر فدرال رزرو را می‌گذارند او درباره ارزهای رمزنگاری‌شده صحبت کرده است. او گفته که باید بین ارز دیجیتال و ارز رمزنگاری‌شده تفاوت قائل شد و بااین‌حال گفته که برنامه جدی برای ورود به حوزه ارزهای رمزنگاری‌شده ندارند؛ هرچند در حال تحقیقات بر روی این موضوع هستند. او محافظه‌کارانه درباره موضوع صحبت کرده. نه آن را رد کرده و نه آن را تائید کرده. از آن طرف این روزها بیت‌کوین همین‌طور گران‌تر و گران‌تر می‌شود و گاهی هم ارزان می‌شود ولی دوباره گران می‌شود. آن‌هایی که دوست دارند خیلی سریع پولدار شوند دوست ندارند از فرصت بیت‌کوین بگذرند. از طرفی خیلی‌ها نگران این هستند که اگر در بیت‌کوین سرمایه‌گذاری کنند سرمایه‌شان را از دست بدهند. چه باید کرد؟ پاسخ‌های تحلیلگران هم کمک زیادی نمی‌کند. از آن‌طرف خبرهایی درباره ارزهای رمزنگاری‌شده دیگر که به آلت‌کوین‌ها معروف هستند می‌رسد. بعد از بیت‌کوین حالا نوبت ریپل است. ریپل نام یک پول دیجیتال (XRP) و یک شبکهٔ پرداخت آزاد است که این پول در آن معامله می‌شود. این شبکه درواقع یک سیستم پرداخت توزیع‌شده و متن‌باز است که هنوز نسخهٔ بتای خود را تجربه می‌کند. این ارز در هفته گذشته رکورد زده است.

۴. اینجا فقط سه نمونه از میان انبوه خبرها را ذکر کردم. راستی چه شد که یکی از جنبه‌های فین‌تک این همه موردتوجه قرار گرفت؟ چه شد که یکی از جنبه‌های فین‌تک این‌چنین همه توجه‌ها را به خودش جلب کرد.

۵. چند هفته پیش گفت‌وگویی در شبکه خبر تلویزیون درباره بیت‌کوین بود که خلاف عادت صداوسیما کارشناس‌هایی به برنامه آمده بودند که بدون اطلاعات و یک‌طرف به قاضی نرفتند. یکی از این کارشناسان از فرصت‌هایی گفت که وجود دارد. وقتی مجری از این دو نفر پرسید که چرا قیمت بیت‌کوین مدام بالا می‌رود یکی گفت که فقط عرضه و تقاضا این وضعیت را ایجاد کرده است. به عبارتی چون عرضه کم است و تقاضا همین‌طور زیادتر می‌شود درنتیجه قیمت بالا می‌رود. منتها این برداشت از ماجرا کامل نیست و فرد دوم به‌خوبی به این اشاره کرد که هزینه‌هایی که برای استخراج بیت‌کوین می‌شود و انرژی که صرف این کار می‌شود در افزایش قیمت بیت‌کوین تأثیر دارد. در هفته‌نامه شنبه، وب‌سایت راه پرداخت و ماهنامه عصر تراکنش بارها به یکی از جنبه‌های منفی بیت‌کوین یعنی مسائل زیست‌محیطی آن پرداخته‌ایم.

۶. هفت سال است که با دوستانم و دوستان دوستانم داریم درباره چیزهایی حرف می‌زنیم که خیلی‌ها دوست ندارند بشنوند. منتها این نشنیدن‌ها باعث نشده که این چیزهایی که ما از آنها صحبت می‌کنیم در پستو پنهان بمانند. پیشنهاد من به همه کسانی که این یادداشت را می‌خوانند این است که تا دیر نشده شروع کنند به آموزش و یادگیری در زمینه فناوری، کسب‌وکار و آینده زنجیره بلوک. بیت‌کوین فعلا مهم‌ترین دستاورد زنجیره بلوک است و نمی‌توان آسان از کنار آن گذشت.

جابز برای رسانه‌ها چه کرد؟ (امروز یک ماه از رفتن جابز گذشت)

استیو جابز
این معروف‌ترین تصویرسازی برای مرگ استیو جابز است

پیش از شروع این متن نوشته جادی در اعتماد را بخوانید. بین همه نوشته‌های کپی پیستی که در چند هفته گذشته در مورد جابز منتشر شد جادی یک جورهایی حرف دل ما را زد. هر چند در برخی جاها با او موافق نیستم و با خواندن این نوشته بیشتر دست‌تان می‌آید که کجاها را می‌گویم.

شنیده‌ام او می‌گفت جوری زندگی می‌کند که گویی آخرین روز زندگی‌اش است. بالاخره این روز در سیزدهمین روز مهر ماه سال ۹۰ فرارسید و او آخرین روز زندگی‌اش را هم زندگی کرد. بارها گفته‌ام که او متعلق به رویای آمریکایی است. (مثلا اینجا) احتمالا مرور کارنامه مدیریتی او چیز زیادی برای ما ایرانی‌ها نداشته باشد. با این حال مرور دستاوردهای او شاید کم کم این را داشته باشد که بدانیم او برای رویای آمریکایی چه کرد. این روزها هر کسی از دری وارد دنیای جابز می‌شود. من تلاش کردم از دنیای رسانه وارد دنیای جابز شوم. او در زندگی حرفه‌ای خود رسانه‌ها، ارتباطات و تفریحات الکترونیک را از این رو به آن رو کرد.

برند و برندسازی: او به اپل هویت بخشید. آنهایی که این شرکت را می‌شناسند اپل را فقط یک شرکت تولید سخت‌افزار و نرم‌افزار نمی‌دانند. ما با محصولات اپل موسیقی گوش نمی‌کنیم، یا اینترنت‌گردی و مکالمه و ارسال پیامک. ما با اپل زندگی می‌کنیم. اپل فراتر از دانش به معنای دانستن یک چیز رفته است. اپل به باورهای انسان‌ها وارد شده و در مرحله‌ای بالاتر تجربه‌ای جدید در اختیار مردم گذاشته است. زمانی بود که مارکس مناسبات جهان را بر مبنای تولید می‌چید. جابز این مناسبات را روی نوع ارائه چید. این جابز بود که نشان داد این که چگونه تولید می‌کنید در درجه دوم اهمیت است. مهم‌تر از آن این است که چگونه یک محصول را عرضه کنید.

پیکسار و داستان اسبا‌ب‌بازی: او دنیای انیمیشن را از این رو به آن رو کرد. هنوز یادم نرفته زمانی که برای اولین بار با این انیمیشن داستان اسباب‌بازی روبه‌رو شدم. دنیایی جدید که بسیار با دنیای کارتون‌های تلخ دوبعدی کاغذی فرق داشت. پر از هیجان بود و رنگ. این جابز بود که دنیای انیمیشن را وارد مسیری جدید کرد.

فروشگاه آی‌تیونز: او به کمک این فروشگاه نحوه دسترسی به موسیقی و محصولات چندرسانه‌ای را متحول کرد. این شیوه جدید خرید کردن تجربه‌ای جدید بود. پرداخت الکترونیک و خرید ترک موسیقی به جای خریدن سی دی. این که دنیای مجازی جایی مطمئن برای نگهداری فایل‌های ماست. این که می‌توان از هر جایی به موزیک‌هایی که خریده‌ایم دسترسی داشته باشیم.

مک‌بوک: آنها که مدعی‌اند کاری که جابز کرد فقط مختص یک عده محدود طرفداران اپل است یادشان نمی‌آید. بسیاری از فناوری‌هایی که امروز در لپ‌تاپ‌ها استفاده می‌شود اولین بار در مک‌بوک به کار رفته است. تا به حال یک مک‌بوک ایر را از نزدیک دیدید؟ دقت کردید که چقدر دیگر کمپانی‌ها از این لپ‌تاپ تقلید می‌کنند؟ دقت کردید که لپ‌تاپ‌های دیگر چقدر تلاش می‌کنند هر چه بیشتر شبیه مک‌بوک باشند. به هر حال نگاهی در مک‌بوک هست که این نگاه دوست داشتنی‌ است. این که مک‌بوک شما رسانه‌ای است برای ارتباط با جهان.

آی مک: این محصول خیلی چیزها را تغییر داد. یکی از جالب‌ترین آنها نشر رومیزی است. اگر امروز خیلی‌ها به میمنت کوارک و این‌دیزاین به کمک یک PC معمولی مجله‌ها و روزنامه‌ها را صفحه‌آرایی می‌کنند. اما آیا می‌دانید اولین بار چه کسی مفهوم نشر رومیزی را مطرح کرد؟ بله! این استیو جابز بود و شرکت اپل در حدود ۳۰ سال پیش.

آی‌فون: آنهایی که می‌گویند استیو جابز اگر بود و نبود فرق زیادی هم در دنیا نبود یادشان رفته که این استیو جابز و اپل بودند که برای اولین بار نگاه ما را به تلفن همراه تغییر دادند. این روزها همه تلاش می‌کنند تا شبیه آی‌فون باشند. این گوشی فقط یک گوشی نیست. یک دستیار همه کاره است. البته من شخصا اعتقاد زیادی به گوشی‌های هوشمند ندارم و تصورم این است که گوشی که فقط زنگ بخورد و بتوان با ان پیامک زد کار من را راه می‌اندازد. اما به عنوان یک رسانه‌نگار هرگز نمی‌توان این رسانه‌های همراه را نادیده بگیرم.

آی‌پاد: اگر آی‌پاد فقط یک چیز به دنیای رسانه‌ها اضافه کرده باشد آن پادکست است. آی‌پاد زمانی تولید و عرضه شد که دیگران دستگاه‌های پخش mp3  را مثل نقل و نبات می‌فروختند. اما آی‌پاد کاری کرد که هر انسان به یک رسانه تبدیل شود. بین همه رسانه‌ها هم دوست‌داشتنی‌ترین رسانه برای من پادکست است. تابحال آن را تجربه کردید؟

آی‌پد: این روزها آمارهایی منتشر می‌شود که مردم از آی‌پد بیشتر برای خواندن خبر استفاده می‌کنند. آی‌پد تجربه ما از خبر را متفاوت کرد. محصولات و اپلیکیش‌های فراوانی هم که برای خواندن خبر برای آی‌پد ارائه شده حکایت از این ارزش و اهمیت آی‌پد دارد. آنهایی که هنوز آی‌پد را با سنگ مقایسه می‌کنند کافی است به همین یک کاربرد آی‌پد بیشتر دقت کنند. این که چطور یک وسیله رفتار مردم را در مصرف رسانه‌ها تغییر داده است. تازه من از خیل عظیم اپلیکیشن‌های رسانه‌ای آی‌پد هنوز حرفی نزدم.

خلاصه این که ….

اگر بخواهم او را در یک کلمه وصف کنم باید بگویم او فیلسوف دنیای قشنگ فناوری بود. او هنرمندانه این دنیا را می‌دید و به صورتی خلاقانه آن را تغییر داد.

مساله‌ای که جابز را انقدر بزرگ کرد شم تجاری صرف او نبود. او به ماجرا مانند یک فیلسوف نگاه می‌کرد. هنر برایش اهمیت داشت و چیزی هم که اپل را متفاوت کرد همین نگاه متفاوت به همه چیز بود. همین که او توانسته به کمک رسانه‌ها چهره خوبی برای خودش بسازد نشان از هوش رسانه‌ای او دارد.

پاسخم به ادعای جادی این است که متاسفانه یا خوشبختانه تاریخ را فاتحان می‌نویسند و استبو جابز یکی از بزرگ‌ترین فاتحان قلب‌های ما انسان‌‌ها بود.

پ.ن. برادرم رسول هم پیش از این در مورد کارهایی که جابز برای عالم بانکداری و پرداخت الکترونیک کرده بود چیزی اینجا نوشته بود که پیشنهاد می‌کنم بخوانید.