نامه سرگشاده جمعی از فعالان فناوری اطلاعات به رییس جمهور منتخب / فناوری اطلاعات را به فرصت توسعه ملی تبدیل کنید

به نام خدا

جناب آقای دکتر حسن روحانی

رییس‌جمهور منتخب مردم ایران

این روز‌ها بار‌ها این گزاره شنیده می‌شود که وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، وزارتخانه‌ای درجه دوم است و اولویت پایینی در بررسی‌ها برای انتخاب وزیر دارد. بعد از انتخاب دولت تدبیر و امید توسط مردم، در محافل تخصصی به دفعات گفته‌شده که دولت روحانی باید‌ به درآمد ارزی غیر از درآمد نفت فکر کند. همین جاست که به نظر می‌رسد، فرصتی که در فناوری اطلاعات نهفته را باید مورد توجه جدی قرار دارد. در روزهایی که امید به بطن جامعه بازگشته لازم است با تدبیر از انرژی سایبری ‌‌نهایت استفاده را ببریم. انرژی سایبری زمانی آزاد می‌شود که با نگاهی به دور از تهدید پنداری فناوری اطلاعات، آن را فرصتی برای توسعه بدانیم. اگر به دنبال توسعه شاخص‌های فناوری اطلاعات در ایران هستیم، لازم است که در انتخاب فردی که سکان هدایت این وزارتخانه کلیدی را به دست می‌گیرد بسیار دقیق باشیم. کسی می‌تواند ایران را به جایگاه شایسته‌اش در زمینه فناوری اطلاعات برساند که اولویت اولش توسعه فناوری اطلاعات باشد نه مهار و کنترل آن. این مهم صرفا با برنامه‌ریزی میان‌مدت و بلندمدت مثل طرح‌های تکفا ۱ و ۲ قابل حصول است که متأسفانه در ۸ سال گذشته به طور کامل کنار گذاشته‌شده که در نتیجه آن نه تنها شاهد بی‌اثر شدن این صنعت در درآمد غیر نفتی کشورمان هستیم بلکه به یک نقطه تهدید برای نظام از سوی دشمنان خارجی هم تبدیل شده است.

در سال‌های گذشته در زمینه ارتباطات و بسترهای مخابراتی به بلوغ نسبی دست یافتیم و اکنون نوبت ارتقای کیفیت خدمات است. توجه داشته باشیم که اکنون در برهه‌ای از تاریخ قرار داریم که رژیم صهیونیستی تمام تلاشش را برای ترسیم چهره‌ای خشن از ایران به کار بسته و استفاده هوشمندانه از فناوری اطلاعات فرصتی برای معرفی ایران و انقلاب اسلامی به جهان و جهانیان است. در این راستا استقرار همه‌جانبه دولت الکترونیک، گسترش دسترسی، صیانت از حقوق مردم در فضای مجازی و ترویج سبک زندگی مطلوب زمانی امکان‌پذیر است که فناوری اطلاعات را فرصت بدانیم نه تهدید.

در پایان لازم است تاکید کنیم جوانان ایرانی از غنی‌ترین متخصصان جهان در زمینه انرژی سایبری هستند. این انرژی و فرصت‌های نهفته در دل آن را دریابیم.

جمعی از فعالان فناوری اطلاعات ایران

فناوری اطلاعات ما را به کجا می‌برد؟

از یکی از دوستان می‌شنیدم که معتقد بود فناوری اطلاعات یک سازمان مغز آن سازمان است. تاکید شدید این دوست فرهیخته من به به فکر فرو برد که آیا واقعا چنین است؟ آیا فناوری اطلاعات مغز یک شرکت است؟ پاسخی برای این سوال ندارم. پیش از این چنین فکری داشتم اما روز به روز بیشتر به آدم‌ها ایمان می‌آورم. این که مهم‌ترین بخش یک سازمان آدم‌های آن هستند و مغز سازمان هم روابط بین این آدم‌هاست. فناوری اطلاعات شاید ابزاری باشد برای ساده‌فهم‌تر کردن این روابط.

چند وقت پیش در یکی از سازمان‌های معظم دولتی کشورمان، برای گرفتن پولی رفته بودم. در پروژه‌ای شرکت کرده بودم و پشیمان شده بودم. این حق را هم داشتم که از هر جایی که خواستم انصراف بدهم. من هم به دلیل عدم انجام تعهدات سازمان مربوطه عطای حضور در پروژه را به لقایش بخشیدم و خواستم که پولم را پس بگیرم. از نظر منطقی این کار نیاز به صرف زمانی چند ساعته بیشتر ندارد. از نظر کاغذبازی اداری هم این کار بایستی سه چهار روزی طول می‌کشید و نهایتا چند بار از این اتاق به آن اتاق رفتن و امضای کسانی که تاکنون آنها را ندیده‌ام. اما در واقعیت این چنین نشد. انجام این امر روتین و مشخص نزدیک به دو ماه وقت گرفت و در نهایت هم از طریق چک و چانه و لابی و من بمیرم تو بمیری پول بی‌زبان را پس گرفتیم. همه این‌ها در حالی بود که سازمان مربوطه به تعهدات خود عمل نکرده بود. مشکل کجا بود؟ در این سازمان معظم چند وقتی بود که سیستم کارتابل الکترونیکی راه افتاده بود. چیزی که دعا می‌کنم کاش هیچ وقت وارد این سازمان نشده بود. مشکلات متعددی وجود داشت که اگر از همه آنها فاکتور بگیرم مهم‌ترین‌شان عدم آشنایی کاربران با سیستم بود. شاید بگوئید به مرور زمان یاد می‌گیرند. در عمل و در طول این دو ماه من هیچ تفاوتی در نحوه استفاده کاربران مشاهده نکردم و همیشه این دوستان با سیستم دعوا داشتند. پیش از این  و به دلیل کاغذی بودن همه چیز فرایندهای اشتباهی حاکم شده بود و کار بالاخره جلو می‌رفت اما الان کارها قفل می‌شد. آن هم چنین کار روتینی! شاید بگوئید فرایندهای اشتباه به این طریق و با خونریزی در طول زمان اصلاح می‌شود. واقعیت این است که به نظر می‌رسد این کارکنان خدوم در حال یاد گرفتن سوراخ‌های سیستم هستند و به نظر نمی‌رسید فرایندهای صحیح در حال پیاده شدن باشد. در نهایت هم کار من با یک دستور مدیریت محترم انجام شد و یعنی همه آن دو ماه دنبال نخود سیاه بودم.

این یک نمونه از پیاده‌سازی سیستم‌های پیشرفته فناوری اطلاعات در جایی است که فرهنگ آن وجود نداشته است و صرفا کاریکاتوری از فناوری اطلاعات را شاهد هستیم.

اما در حالت پیشرفته‌تر این ماجرا و در جایی که کمی به جلو گام برداشته‌اند مشکلات دیگری وجود دارد که آنها جای بررسی دارد. واقعیت این است که ما در عمل هنوز در بسیاری از سازمان‌هایمان به این مرحله نرسیدیم و دچار مشکلات اولیه هستیم. اما واقعیت این است که آیا فناوری اطلاعات و ارتباطات ما را به سرمنزل مقصود خواهد رساند یا نه؟ سوال‌های جدی در دنیا مطرح است و ما هنوز اندرخم یک کوچه‌ایم. سرعت تغییرات انقدر زیاد شده که گاهی وقت‌ها فکر می‌کنم نکند دنباله‌رو مطلق تجربه‌های به ظاهر موفق شده باشیم! تجربه‌هایی که در موفقیت آنها اما و اگر فراوان وجود دارد.

این متن را هم پیشنهاد می‌کنم بخوانید: قدم بعدی شبکه اجتماعی، اجتماعی شدن در دنیای واقعی است.

جابز برای رسانه‌ها چه کرد؟ (امروز یک ماه از رفتن جابز گذشت)

استیو جابز
این معروف‌ترین تصویرسازی برای مرگ استیو جابز است

پیش از شروع این متن نوشته جادی در اعتماد را بخوانید. بین همه نوشته‌های کپی پیستی که در چند هفته گذشته در مورد جابز منتشر شد جادی یک جورهایی حرف دل ما را زد. هر چند در برخی جاها با او موافق نیستم و با خواندن این نوشته بیشتر دست‌تان می‌آید که کجاها را می‌گویم.

شنیده‌ام او می‌گفت جوری زندگی می‌کند که گویی آخرین روز زندگی‌اش است. بالاخره این روز در سیزدهمین روز مهر ماه سال ۹۰ فرارسید و او آخرین روز زندگی‌اش را هم زندگی کرد. بارها گفته‌ام که او متعلق به رویای آمریکایی است. (مثلا اینجا) احتمالا مرور کارنامه مدیریتی او چیز زیادی برای ما ایرانی‌ها نداشته باشد. با این حال مرور دستاوردهای او شاید کم کم این را داشته باشد که بدانیم او برای رویای آمریکایی چه کرد. این روزها هر کسی از دری وارد دنیای جابز می‌شود. من تلاش کردم از دنیای رسانه وارد دنیای جابز شوم. او در زندگی حرفه‌ای خود رسانه‌ها، ارتباطات و تفریحات الکترونیک را از این رو به آن رو کرد.

برند و برندسازی: او به اپل هویت بخشید. آنهایی که این شرکت را می‌شناسند اپل را فقط یک شرکت تولید سخت‌افزار و نرم‌افزار نمی‌دانند. ما با محصولات اپل موسیقی گوش نمی‌کنیم، یا اینترنت‌گردی و مکالمه و ارسال پیامک. ما با اپل زندگی می‌کنیم. اپل فراتر از دانش به معنای دانستن یک چیز رفته است. اپل به باورهای انسان‌ها وارد شده و در مرحله‌ای بالاتر تجربه‌ای جدید در اختیار مردم گذاشته است. زمانی بود که مارکس مناسبات جهان را بر مبنای تولید می‌چید. جابز این مناسبات را روی نوع ارائه چید. این جابز بود که نشان داد این که چگونه تولید می‌کنید در درجه دوم اهمیت است. مهم‌تر از آن این است که چگونه یک محصول را عرضه کنید.

پیکسار و داستان اسبا‌ب‌بازی: او دنیای انیمیشن را از این رو به آن رو کرد. هنوز یادم نرفته زمانی که برای اولین بار با این انیمیشن داستان اسباب‌بازی روبه‌رو شدم. دنیایی جدید که بسیار با دنیای کارتون‌های تلخ دوبعدی کاغذی فرق داشت. پر از هیجان بود و رنگ. این جابز بود که دنیای انیمیشن را وارد مسیری جدید کرد.

فروشگاه آی‌تیونز: او به کمک این فروشگاه نحوه دسترسی به موسیقی و محصولات چندرسانه‌ای را متحول کرد. این شیوه جدید خرید کردن تجربه‌ای جدید بود. پرداخت الکترونیک و خرید ترک موسیقی به جای خریدن سی دی. این که دنیای مجازی جایی مطمئن برای نگهداری فایل‌های ماست. این که می‌توان از هر جایی به موزیک‌هایی که خریده‌ایم دسترسی داشته باشیم.

مک‌بوک: آنها که مدعی‌اند کاری که جابز کرد فقط مختص یک عده محدود طرفداران اپل است یادشان نمی‌آید. بسیاری از فناوری‌هایی که امروز در لپ‌تاپ‌ها استفاده می‌شود اولین بار در مک‌بوک به کار رفته است. تا به حال یک مک‌بوک ایر را از نزدیک دیدید؟ دقت کردید که چقدر دیگر کمپانی‌ها از این لپ‌تاپ تقلید می‌کنند؟ دقت کردید که لپ‌تاپ‌های دیگر چقدر تلاش می‌کنند هر چه بیشتر شبیه مک‌بوک باشند. به هر حال نگاهی در مک‌بوک هست که این نگاه دوست داشتنی‌ است. این که مک‌بوک شما رسانه‌ای است برای ارتباط با جهان.

آی مک: این محصول خیلی چیزها را تغییر داد. یکی از جالب‌ترین آنها نشر رومیزی است. اگر امروز خیلی‌ها به میمنت کوارک و این‌دیزاین به کمک یک PC معمولی مجله‌ها و روزنامه‌ها را صفحه‌آرایی می‌کنند. اما آیا می‌دانید اولین بار چه کسی مفهوم نشر رومیزی را مطرح کرد؟ بله! این استیو جابز بود و شرکت اپل در حدود ۳۰ سال پیش.

آی‌فون: آنهایی که می‌گویند استیو جابز اگر بود و نبود فرق زیادی هم در دنیا نبود یادشان رفته که این استیو جابز و اپل بودند که برای اولین بار نگاه ما را به تلفن همراه تغییر دادند. این روزها همه تلاش می‌کنند تا شبیه آی‌فون باشند. این گوشی فقط یک گوشی نیست. یک دستیار همه کاره است. البته من شخصا اعتقاد زیادی به گوشی‌های هوشمند ندارم و تصورم این است که گوشی که فقط زنگ بخورد و بتوان با ان پیامک زد کار من را راه می‌اندازد. اما به عنوان یک رسانه‌نگار هرگز نمی‌توان این رسانه‌های همراه را نادیده بگیرم.

آی‌پاد: اگر آی‌پاد فقط یک چیز به دنیای رسانه‌ها اضافه کرده باشد آن پادکست است. آی‌پاد زمانی تولید و عرضه شد که دیگران دستگاه‌های پخش mp3  را مثل نقل و نبات می‌فروختند. اما آی‌پاد کاری کرد که هر انسان به یک رسانه تبدیل شود. بین همه رسانه‌ها هم دوست‌داشتنی‌ترین رسانه برای من پادکست است. تابحال آن را تجربه کردید؟

آی‌پد: این روزها آمارهایی منتشر می‌شود که مردم از آی‌پد بیشتر برای خواندن خبر استفاده می‌کنند. آی‌پد تجربه ما از خبر را متفاوت کرد. محصولات و اپلیکیش‌های فراوانی هم که برای خواندن خبر برای آی‌پد ارائه شده حکایت از این ارزش و اهمیت آی‌پد دارد. آنهایی که هنوز آی‌پد را با سنگ مقایسه می‌کنند کافی است به همین یک کاربرد آی‌پد بیشتر دقت کنند. این که چطور یک وسیله رفتار مردم را در مصرف رسانه‌ها تغییر داده است. تازه من از خیل عظیم اپلیکیشن‌های رسانه‌ای آی‌پد هنوز حرفی نزدم.

خلاصه این که ….

اگر بخواهم او را در یک کلمه وصف کنم باید بگویم او فیلسوف دنیای قشنگ فناوری بود. او هنرمندانه این دنیا را می‌دید و به صورتی خلاقانه آن را تغییر داد.

مساله‌ای که جابز را انقدر بزرگ کرد شم تجاری صرف او نبود. او به ماجرا مانند یک فیلسوف نگاه می‌کرد. هنر برایش اهمیت داشت و چیزی هم که اپل را متفاوت کرد همین نگاه متفاوت به همه چیز بود. همین که او توانسته به کمک رسانه‌ها چهره خوبی برای خودش بسازد نشان از هوش رسانه‌ای او دارد.

پاسخم به ادعای جادی این است که متاسفانه یا خوشبختانه تاریخ را فاتحان می‌نویسند و استبو جابز یکی از بزرگ‌ترین فاتحان قلب‌های ما انسان‌‌ها بود.

پ.ن. برادرم رسول هم پیش از این در مورد کارهایی که جابز برای عالم بانکداری و پرداخت الکترونیک کرده بود چیزی اینجا نوشته بود که پیشنهاد می‌کنم بخوانید.