به‌جای دنبال کردن لحظه‌به‌لحظه قیمت بیت‌کوین سعی کنید فناوری پشت بیت‌کوین را درک کنید

روی آموزش خودتان سرمایه‌گذاری کنید نه حدس و گمان

در ارتباط با بیت‌کوین این روزها آدم‌ها سه دسته‌اند: آن‌ها که «سمپات» بیت‌کوین هستند و تصور می‌کنند چاه نفت کشف کرده‌اند؛ آن‌ها که علیه بیت‌کوین هستند و ایمان راسخ دارند بیت‌کوین حبابی بیش نیست و دیر یا زود زمین می‌خورد؛ دسته اندکی هم هستند که نه له بیت‌کوین‌اند نه علیه آن. این دسته سعی می‌کنند فناوری و کسب‌وکار پشت بیت‌کوین را درک کنند. این دسته مثل دیوانه‌های سفته‌باز مدام خبرهای بالا رفتن قیمت را مرور نمی‌کنند و ترس پایین آمدن قیمت هم ندارند. این دسته روی خودشان سرمایه‌گذاری می‌کنند و روی آموزش خودشان؛ دقیقاً مانند کسانی که در نیمه اول دهه نود میلادی سعی کردند توسعه وب را یاد بگیرند. این‌ها کسانی بودند که بعداً به بزرگ‌ترین کارآفرین‌های دنیای دیجیتال تبدیل شدند.

بیت‌کوین هم‌ چنین وضعیتی دارد و احتمالاً در سال‌های آینده ابعاد بیشتری از این دستاورد فناوری را درک خواهیم کرد. منتها الان چه‌کار باید کرد؟ باید بنشینیم و ادای سفته‌بازها و دلال‌ها را درآوریم و به این فکر کنیم که برویم در بیت‌کوین سرمایه‌گذاری کنیم یا نکنیم؟ این به نظرم دم‌دستی‌ترین انتخاب در برابر یکی از مهم‌ترین روندهای فناوری چند سال اخیر است. عاقلانه‌ترین کار این است که زمان بگذاریم و روی آموزش خودمان سرمایه‌گذاری کنیم. دیدن بیت‌کوین به عنوان یک ابزار سرمایه، سرمایه‌گذاری بر روی حدس و گمان است. ممکن است سود خوبی کنیم و ممکن است ضررهای بدی نصیب ما شود. منتها اگر روی آموزش خودمان سرمایه‌گذاری کنیم این سرمایه‌گذاری از دست رفتنی نیست. در این یادداشت سعی می‌کنم به این موضوع بپردازم که وقتی درباره بیت‌کوین صحبت می‌کنیم داریم درباره چه چیزی حرف می‌زنیم.

بیت‌کوین به‌عنوان پروتکل

پروتکل یعنی این‌که چگونه یک دیتابیس توزیع‌شده (زنجیره بلوک) بسازیم، چگونه آن را تجزیه‌وتحلیل کنیم، چگونه تراکنش‌ها در کنار هم قرار می‌گیرند و یک تراکنش موفق از چه چیزهایی ساخته می‌شود و مواردی مثل این. شاید شنیده باشید که قلب تپنده بیت‌کوین زنجیره بلوک است. فناوری زنجیره بلوک یک پایگاه داده توزیع‌شده مبتنی بر اجماع است و اطلاعات به‌صورت تغییرناپذیر بر روی شبکه‌ای همتا به همتا و به شکلی امن ذخیره می‌شود. مبنای این فناوری سه فناوری دیگر است که پیش‌ازاین هم وجود داشته‌اند اما ترکیب هوشمندانه آنها زنجیره بلوک را خلق کرده است. این سه فناوری عبارت‌اند از: شبکه همتا به همتا؛ رمزنگاری و پلتفرم نرم‌افزاری. این روزها بسیاری از دانشگاه‌های معتبر جهان، بانک‌های مرکزی، دولت‌ها و کسب‌وکارهای پیشرو در حال کار بر روی زنجیره بلوک هستند. کتاب‌های خوبی در این زمینه منتشر شده است و در کنار روندهای مهم فناوری معمولاً از زنجیره بلوک هم نام برده می‌شود.

بیت‌کوین به‌عنوان شبکه

بیت‌کوین یک شبکه همتا به همتا است که در آن «نودها» بدون استفاده از یک سرور مرکزی به هم متصل می‌شوند. نودها در این شبکه همتا به همتا پیام‌هایی را با هم ردوبدل می‌کنند که در نهایت بلوک‌های جدیدی ساخته می‌شود که به زنجیره بلوک موجود اضافه می‌شود. درواقع تراکنش‌های بیت‌کوینی در این شبکه قابل‌مشاهده است و همه‌چیز به‌صورت شفاف قابل‌ردیابی است. همین الان می‌توانید به وب‌سایت Blockchain.info  بروید و تراکنش‌های بیت‌کوین را ببینید. آنجا کاملا شفاف مشخص است که چقدر پول جابجا می‌شود.

بیت‌کوین به‌عنوان ارز رمزنگاری‌شده

در موارد قبلی بیت‌کوین را Bitcoin می‌نویسیم اما در این مورد بیت‌کوین را bitcoin می‌نویسیم. وقتی به‌جای B از b استفاده می‌کنیم یعنی داریم درباره ارز بیت‌کوین صحبت می‌کنیم؛ همین چیزی که این روزها این‌همه سروصدا کرده و همه را به دنبال خودش کشانده است. درمجموع حداکثر ۲۱ میلیون بیت‌کوین در دنیا وجود خواهد داشت که اکنون کمتر از ۱۷ میلیون بیت‌کوین آن استخراج شده است. بیت‌کوین واحد اندازه‌گیری است و مانند پول می‌ماند؛ با این تفاوت که هیچ دولت و بانک مرکزی از آن پشتیبانی نمی‌کند. هر بیت‌کوین به ۱۰۰ میلیون قطعه تقسیم می‌شود که به هرکدام از آنها یک ساتوشی گفته می‌شود. شاید نام «تریدر» را شنیده باشید. تریدرها یا معامله‌گرها کسانی هستند که به بیت‌کوین به‌عنوان یک سرمایه‌گذاری نگاه می‌کنند؛ برخی کوتاه‌مدت و برخی بلندمدت. این افراد سعی می‌کنند با خریدوفروش بیت‌کوین کسب سود کنند. این روزها تب معامله‌گری بالا گرفته و خیلی‌ها تصور می‌کنند که می‌توانند از طریق خریدن و بعد فروختن بیت‌کوین پول‌دار شوند.

بیت‌کوین به‌عنوان یک پروژه منبع باز

پیاده‌سازی پروتکل بیت‌کوین از طریق یک پروژه منبع باز است که با زبان C++ نوشته‌شده است. برای این‌که این پروژه با مفاهیم قبلی که گفته شد اشتباه گرفته نشود نام آن را گذاشته‌اند هسته بیت‌کوین. شما همین‌الان می‌توانید از طریق جاهای مثل «گیت‌هاب» یا خود وب‌سایت بیت‌کوین کل پروژه را دانلود کنید و خط‌به‌خط آن را مطالعه کنید. تقریباً بیشتر ارزهای رمزنگاری‌شده دیگری هم که خلق شده‌اند کدهای بیت‌کوین را گذاشته‌اند پیش روی خودشان و با تغییراتی در آن یک ارز جدید خلق کرده‌اند. البته برخی از این ارزها مانند اتریوم نوآوری‌هایی داشته‌اند که بسیار مورد توجه قرار گرفته‌اند. منتها همین‌الان هم اگر به وب‌سایت coinmarketcap بروید می‌بینید که ۱۳۴۰ ارز رمزنگاری‌شده خلق شده که بیشتر آنها ارزش کمی دارند یا اصلا هیچ ارزشی ندارند. بگذارید ساده‌تر بگویم. ایجاد یک ارز رمزنگاری‌شده کار نسبتاً آسانی است. شما می‌توانید هسته بیت‌کوین را دانلود کنید و با تغییرات یا حتی بدون تغییرات، ارزی به نام خود‌تان منتشر کند. فقط می‌ماند بخش سخت ماجرا که بتوانید آدم‌ها را جذب این دستاوردتان کنید! با دانلود هسته بیت‌کوین شما به دو چیز دسترسی دارید: یک کیف پول بیت‌کوینی و نرم‌افزاری برای تبدیل کامپیوترتان به سرور بیت‌کوین. شاید نام «ماینر» به گوشتان خورده باشد. ماینر، یا معدنچی کسانی هستند که سخت‌افزارهایشان را در اختیار شبکه بیت‌کوین قرار می‌دهند که تراکنش‌های بیت‌کوین در آن شبکه انجام شود. این روزها خیلی‌ها هم به تکاپو افتاده‌اند با خریدن ابزارهایی به دنبال استخراج بیت‌کوین بروند. واقعیت این است که اکنون این کسب‌وکار چندان سودده نیست؛ البته برای فروشندگان ابزارهای استخراج این هجوم برای خریدن ابزارها سود خوبی دارد.

ما درباره بیت‌کوین صحبت می‌کنیم نه بیت‌کوین! شما کجا ایستاده‌اید؟

همان‌طور که دیدید بیت‌کوین معنای وسیعی دارد و هرکسی از زاویه دیدی به ماجرا نگاه می‌کند. برخی به دنبال خریدوفروش هستند. برخی سخت‌افزار تهیه می‌کنند که از طریق فعالیت برای شبکه بیت‌کوین پول به دست آوردند. تعدادی هم بر روی برنامه‌نویسی کار می‌کنند و برخی هم سعی می‌کنند روی فناوری بیت‌کوین مطالعه کنند. بهترین انتخاب در رابطه با بیت‌کوین این است که تلاش کنید دانشتان درزمینهٔ فناوری بیت‌کوین را بیشتر و بیشتر کنید. این دانش هنوز جوان است ولی بااین‌حال دانشگاه‌های آمریکایی و اروپایی به‌خوبی شروع به فعالیت کرده‌اند و دستاوردهای خوبی هم داشته‌اند. با یک جست‌وجوی ساده حجم زیادی از اطلاعات در دسترس شما قرار می‌گیرد که می‌توانید از نتایج کارهای آنها استفاده کنید. فرصت را از دست ندهید.

حرف‌هایی که شنیده نمی‌شود

۱. من دوستانی دارم و دوستانم هم دوستانی دارند. این واقعیت ظاهراً ساده اساس کسب‌وکاری است که در ۷ سال گذشته آن را از هیچ ساخته ام. در این ۷ سال همه‌چیز ساده هم پیش نرفته است. در این مسیر شاهد انواع چوب لای چرخ گذاشتن ها بوده‌ام. به‌عنوان مدیر یک کسب‌وکار کوچک انواع چالش‌ها را با بخش‌های مختلف داشته‌ام. به همین دلیل همیشه سعی کردم از دولت و دولتی‌ها فاصله بگیریم و به آنهایی که ادعاهایی بزرگ بادکنکی دارند بااحتیاط نزدیک شوم. از آن‌طرف درزمینهٔ منابع انسانی انبوه مشکلات بیداد می‌کند. ازیک‌طرف می‌گویند در کشور بی‌کاری است و از طرف دیگر نمی‌توان نیرویی پیدا کرد که حداقل‌ها را برای کار کردن داشته باشد. بازار کار پرشده از افراد پرادعایی که تلاش زیادی برای آموزش خودشان نمی‌کنند. حرف من هم دقیقاً اینجاست: آموزش.

۲. ما تصور می‌کنیم اگر کتاب نخوانیم و اگر ویدیوهای آموزشی نبینیم و اگر پادکست‌های آموزشی را گوش نکنیم می‌توانیم حرفه‌ای شویم. از آن‌طرف برخی از ما با خرده‌دانشی سریع ادعای استادی می‌کنیم. مثلاً درباره بیت‌کوین و زنجیره بلوک؛ کسی که تا دیروز هیچ‌چیزی درباره این مفهوم نمی‌دانسته اکنون با چند جست‌وجوی ساده و خواندن چند متن پراکنده، شروع می‌کند به خیال خودش آموزش دادن این موضوع. بعد هم گله می‌کند که در این کشور هیچ متن درست‌وحسابی دراین‌باره وجود ندارد. من و دوستانم در راه پرداخت به کنار، همین صفحه فین‌تک شنبه به کنار، همه این بچه‌هایی که آمدند در این یکی دو سال به زبان فارسی درباره بیت‌کوین و زنجیره بلوک نوشته‌اند را ندیده‌اید؟ ما نه می‌خوانیم و نه آن چیزی که دیگران نوشته‌اند را می‌بینیم. فقط خودمان را قبول داریم و بس.

۳. همین الان که دارید این یادداشت را می‌خوانید باید بدانید که جانت یلن آخرین روزهای ریاستش بر فدرال رزرو را می‌گذارند او درباره ارزهای رمزنگاری‌شده صحبت کرده است. او گفته که باید بین ارز دیجیتال و ارز رمزنگاری‌شده تفاوت قائل شد و بااین‌حال گفته که برنامه جدی برای ورود به حوزه ارزهای رمزنگاری‌شده ندارند؛ هرچند در حال تحقیقات بر روی این موضوع هستند. او محافظه‌کارانه درباره موضوع صحبت کرده. نه آن را رد کرده و نه آن را تائید کرده. از آن طرف این روزها بیت‌کوین همین‌طور گران‌تر و گران‌تر می‌شود و گاهی هم ارزان می‌شود ولی دوباره گران می‌شود. آن‌هایی که دوست دارند خیلی سریع پولدار شوند دوست ندارند از فرصت بیت‌کوین بگذرند. از طرفی خیلی‌ها نگران این هستند که اگر در بیت‌کوین سرمایه‌گذاری کنند سرمایه‌شان را از دست بدهند. چه باید کرد؟ پاسخ‌های تحلیلگران هم کمک زیادی نمی‌کند. از آن‌طرف خبرهایی درباره ارزهای رمزنگاری‌شده دیگر که به آلت‌کوین‌ها معروف هستند می‌رسد. بعد از بیت‌کوین حالا نوبت ریپل است. ریپل نام یک پول دیجیتال (XRP) و یک شبکهٔ پرداخت آزاد است که این پول در آن معامله می‌شود. این شبکه درواقع یک سیستم پرداخت توزیع‌شده و متن‌باز است که هنوز نسخهٔ بتای خود را تجربه می‌کند. این ارز در هفته گذشته رکورد زده است.

۴. اینجا فقط سه نمونه از میان انبوه خبرها را ذکر کردم. راستی چه شد که یکی از جنبه‌های فین‌تک این همه موردتوجه قرار گرفت؟ چه شد که یکی از جنبه‌های فین‌تک این‌چنین همه توجه‌ها را به خودش جلب کرد.

۵. چند هفته پیش گفت‌وگویی در شبکه خبر تلویزیون درباره بیت‌کوین بود که خلاف عادت صداوسیما کارشناس‌هایی به برنامه آمده بودند که بدون اطلاعات و یک‌طرف به قاضی نرفتند. یکی از این کارشناسان از فرصت‌هایی گفت که وجود دارد. وقتی مجری از این دو نفر پرسید که چرا قیمت بیت‌کوین مدام بالا می‌رود یکی گفت که فقط عرضه و تقاضا این وضعیت را ایجاد کرده است. به عبارتی چون عرضه کم است و تقاضا همین‌طور زیادتر می‌شود درنتیجه قیمت بالا می‌رود. منتها این برداشت از ماجرا کامل نیست و فرد دوم به‌خوبی به این اشاره کرد که هزینه‌هایی که برای استخراج بیت‌کوین می‌شود و انرژی که صرف این کار می‌شود در افزایش قیمت بیت‌کوین تأثیر دارد. در هفته‌نامه شنبه، وب‌سایت راه پرداخت و ماهنامه عصر تراکنش بارها به یکی از جنبه‌های منفی بیت‌کوین یعنی مسائل زیست‌محیطی آن پرداخته‌ایم.

۶. هفت سال است که با دوستانم و دوستان دوستانم داریم درباره چیزهایی حرف می‌زنیم که خیلی‌ها دوست ندارند بشنوند. منتها این نشنیدن‌ها باعث نشده که این چیزهایی که ما از آنها صحبت می‌کنیم در پستو پنهان بمانند. پیشنهاد من به همه کسانی که این یادداشت را می‌خوانند این است که تا دیر نشده شروع کنند به آموزش و یادگیری در زمینه فناوری، کسب‌وکار و آینده زنجیره بلوک. بیت‌کوین فعلا مهم‌ترین دستاورد زنجیره بلوک است و نمی‌توان آسان از کنار آن گذشت.

از تراکنش تا عصر تراکنش

تراکنش نام نشریه‌ای داخلی بود که سال‌ها پیش در توسن منتشر می‌شد؛ تقریباً ۱۰ سال پیش. سال‌های ۸۵ تا ۹۰ دوره عجیبی بود.

دو دهه قبل‌تر بانک مرکزی به این فکر افتاده بود که از فناوری استفاده کند؛ بانک‌ها به‌صورت سنتی عمل می‌کردند. دهه هفتاد برای دومین بار عابربانک وارد صنعت بانکداری ایران شده بود. بار اول اوایل دهه پنجاه بود که عابربانک وارد ایران شد اما فراگیر نشد. بانک‌ها به‌مرور داشتند با دنیای بیرون ارتباط می‌گرفتند و می‌دیدند که چه تغییراتی در حال رخ دادن است. آن روزها مانند امروز نبود که به کمک وب دسترسی به هر چیزی در هر نقطهٔ دنیا سهل و آسان باشد. برخی در بانک‌های کشور شروع کرده بودند به جستجو در دنیا که ببینند چه خبر است. بانک مرکزی در اوایل دهه هفتاد تحت مدیریت مرحوم نوربخش بود. همان زمان دکتر الهی در بانک مرکزی تیمی را دور خودش جمع کرده بود که بتوانند راهی پیدا کنند که بانک‌های ایرانی از «کوربنک» استفاده کنند. نتیجه فعالیت‌های آن‌ها شد استفاده از یک «کوربنک» خارجی. شرکتی هم درست شد برای این کار که بعداً بزرگ‌ترین شرکت دولتی فناوری بانکی ایران شد. در تیم دکتر الهی همان زمان فردی بود که بعداً علیه استاد خود شورید؛ آن فرد کسی نبود جز سید ولی‌اله فاطمی اردکانی. فاطمی سال ۷۸ از تیم الهی جدا شد و شرکت توسن را با چند نفر از دوستان دانشگاهی‌اش راه انداخت.

گفتم سال‌های ۸۵ تا ۹۰ سال‌های عجیبی بود. آن زمان فناپ تازه درست‌شده بود. خدمات حاکم بلامنازع فناوری بانکی ایران بود و شرکت توسن تلاش می‌کرد نشان دهد بخش خصوصی می‌تواند درزمینهٔ فناوری‌های بانکی حرفی برای گفتن داشته باشد. آن زمان هنوز مانند امروز بحث‌های مرتبط با فناوری‌های بانکی این‌همه به میان مردم نیامده بود. هنوز کاربرد فناوری در بانک‌ها محدود بود. همین سال‌ها بود که برخی به علت واریز یارانه‌ها برای اولین بار از کارت‌های بانکی استفاده کردند. آن زمان بانک‌ها سعی داشتند بگویند که مردم به‌جای برداشتن پول نقد از عابر بانک‌ها می‌توانند از طریق دستگاه‌های کارت‌خوان خرید کنند. به‌مرور تراکنش‌ها افزایش یافت. همین‌طور که تراکنش‌ها افزایش می‌یافت مشکلات هم بیشتر و بیشتر می‌شد. ماجراهای تقلب ابعاد گسترده‌ای پیدا می‌کرد. کاتالیزور شکل‌گیری شاپرک هم یکی از همین ماجراهای تقلب در اوایل دهه ۹۰ بود.

نیمه دوم دهه ۸۰ در شرکت توسن نشریه‌ای منتشر می‌شد که نامش بود تراکنش. من سردبیر آن نشریه بودم. آن زمان تازه گروه مجلات همشهری هم‌شکل گرفته بود و وقت زیادی را در آن محیط صرف می‌کردم. هم‌زمان سردبیر روزنامه دانشگاه شریف بودم و در گروه مجلات همشهری هم بودم. تازه هم ازدواج‌کرده بودم و پول لازم! خدا حفظ کند احسان لطفی را، هر جا که هست. احسان لطفی که این روزها در همشهری داستان و ۲۴ حضور مؤثری دارد، یک پیامک به من داد که «یکجایی برای نشریه‌ای یک نفری را می‌خواهند. می‌روی؟» من که دانشجویی بی‌پول بودم و با مطبوعات هم پول درنمی‌آمد بدم نیامد که بروم جایی یک نشریه داخلی دربیاوریم و یک پولی، که با آن زندگی را سروسامان دهم.

آن نشریه قرار نبود مسیر کار حرفه‌ای من را تغییر دهد؛ ولی این کار را کرد. مهم‌ترین فردی که در این مدت بر من تأثیر گذاشت شخص سید ولی‌اله فاطمی اردکانی بود. کسانی که فاطمی را می‌شناسند او را مرد بزرگی می‌دانند. فاطمی مرد بزرگی است. انقدر بزرگ که وقتی کنار او هستی ممکن است بزرگی او را درک نکنی. برای درک فاطمی باید کمی از او فاصله بگیری.

بعدازآن چند سال به‌مرور به این فکر افتادم که آنچه در آن سال‌ها یاد گرفتم را ببرم در محیط‌های رسانه‌ای. این مسیر نتیجه‌اش شد راه پرداخت. در راه پرداخت خیلی چیزها یاد گرفتم. وب‌سایت راه پرداخت نتیجه‌اش شد شبکه راه پرداخت و عصر تراکنش ادامه منطقی همینمسیر است.

تیر ماه امسال بالاخره بعد از حدود ۶ ماه سرگردانی ذهنی ماهنامه عصر تراکنش را منتشر کردیم و زیرش نوشته‌ایم ماهنامه تخصصی فین‌تک ایران. یادم هست اولین مطلبی که سال پیش در هفته‌نامه شنبه نوشتم درباره کتاب فین‌تک بود که «حالا فین‌تک‌بازها هم کتاب مقدس دارند». حالا می‌توانیم بگوییم فین‌تک بازها یک ماهنامه به زبان فارسی هم دارند. در این سال‌ها اتفاق‌های خوبی افتاده است و امیدوارم در ادامه این مسیر هم اتفاق‌های بهتری بیفتد.

از بروس علی تا استارتاپ‌ علی

زمانی در شرکتی کار می‌کردم که در کوچه نور بود. در کارت ویزیت این شرکت به زبان انگلیسی نشانی کوچه نور این طور نوشته شده بود: Noor Alley. تا جایی که یادم هست نام فارسی کوچه هم سمت دیگر کارت ویزیت نوشته شده بود. روزی یکی از بزرگان قوم قصد عزیمت به شرکت را داشت و از روی کارت ویزیت سعی کرده بود محل را پیدا کند و درون مرز پرگهر نشانی کوچه را به زبان انگلیسی می‌خواست پیدا کند. طرف مدت زیادی سرگردان خیابان شده بود و نمی‌توانست کوچه را پیدا کند و آخر سر گفتیم که چطور کوچه نور را پیدا نمی‌کنید که بنده خدای نسبتا مغرور شاکی شد که من دارم دنبال کوچه نورعلی می‌گردم. اگر نام کوچه نور است پس چرا نوشته‌اید نورعلی؟ تصور می‌کنم دوست بزرگوارمان حتی بعد از جلسه هم متوجه نشد که Alley کوچه‌های تنگ را می‌گویند و Ali نام یک فرد و نورعلی بی‌ربط به کل این ماجرا. به خیال خودش گرفتار بی‌سوادانی شده بود که کوچه نور را نوشته‌اند نورعلی.

در سال‌های شصت و تا حدودی هفتاد مهم‌ترین شخصیت سینمایی جهان از نظر ما کسی نبود جز بروس‌لی که گاهی به تقلید از صمد و فیلم‌های پیش از انقلاب، صدایش می‌کردیم بروس علی و بروس‌ علی بازی یکی از تفریحات بی‌خود ما در آن دوران بود. مخصوصا بعد از پخش یکی از قسمت‌های پرشمار ماجراهای بروس‌لی ناگهان دوز بروس‌ علی در کل ایران بالا می‌رفت و شروع می‌کردیم به جفتک‌پرانی به هوای این که این حرکات حرکات رزمی هستند. بین ما برخی ماجرا را جدی‌تر گرفته و کلاس‌های کاراته و تکواندو و کمربندهای رنگی پررونق‌ بود. مثل امروز که خانواده‌ها بچه زبان‌بسته را می‌فرستند کلاس زبان که هنوز زبان اول یاد نگرفته زبان دوم یاد بگیرد، خانواده‌ها بچه‌هایشان را می‌فرستادند باشگاه که حرکات رزمی یاد بگیرند. تب بروس‌علی ما را فرستاد کلاس‌های تکواندو تا این که به مرور قهرمان‌هایمان عوض شدند. ادامه خواندن “از بروس علی تا استارتاپ‌ علی”