‌رسانه‌ و تولید ملی

به راستی رسانه و تولید ملی چه ارتباطی با هم دارند؟ آیا تلاش برای چسباندن رسانه و تولید ملی به هم مانند بسیاری از تلاش‌های ناجور برای جور کردن وصله‌های ناجورتر است؟ آیا می‌توان تولید ملی را فارغ از مسائل رسانه‌ای و ارتباطی تحلیل کرد؟ آیا تولید ملی بدون توجه جدی به بسترهای ارتباطی و رسانه‌ای دست یافتنی است؟

بگذارید از این جا شروع کنیم که بیان این موضوع که امسال سال تولید ملی است از طریق یک رسانه بوده است. بنابراین اولین مواجهه مردم با این مفهوم از طریق رسانه‌ای بوده است که در صورتی که دیگر اعمال و رفتارش متناسب با این شعار نباشد این حرف در حد شعار باقی می‌ماند و هرگز به عمل نمی‌رسد. این حرف هم متعلق به امروز و دیروز و فردا نیست. این حرف همه دوران‌ها بوده است که پندار و گفتار و رفتار باید در تناسب با یکدیگر باشند. وگرنه دل چیزی می‌خواهد و زبان چیزی دیگر می‌گوید و دست به کاری دیگر می‌رود.

رسانه محلی است برای انتقال پیام. وقتی این پیام تولید ملی است، بنابراین باقی رفتار و حرکات رسانه هم باید در راستای این پیام باشد. اگر رسانه بی‌توجه به این پیام و در راستای پیام‌های دیگر با اهداف روشن یا مبهم پیام‌های متناقضی برای مخاطبان بفرستد، فقط آنها را گیج و به پیام اصلی بی‌اطمینان کرده است. بنابراین رسانه چاره‌ای ندارد که مراقب افکار خود باشد. در صورتی که پندار صحیح بر کلیت یک رسانه حاکم شد، آن گاه باید مراقب گفتار خود باشد و مهم‌تر از همه رفتاری که معیار قضاوت است.

اما رسانه‌ برای اثربخش بودن پیام تولید ملی چه چیزهایی را باید مدنظر داشته باشد:

  1. بهبود فضای کسب و کار: مدیران رسانه و رسانه‌نگاران در هر تخصصی که هستند باید با اصول اولیه کسب و کار آشنایی داشته باشند. تولید ملی از مسیر توسعه کارآفرینی می‌گذرد و توسعه کارآفرینی یعنی توسعه کسب و کارهای مولد و مفید و اثربخش برای این کشور و مردم. اگر مدیران رسانه و رسانه‌نگاران تصور سطحی از کسب و کارها داشته باشند هرگز و هرگز اهمیت فرصت‌ها و چالش‌های فضای کسب و کار را درک نخواهند کرد. از خبرنگاری که اصول کسب و کار را نداند چه انتظاری می‌توان داشت، زمانی که می‌شنود فضای کسب و کار در ایران مناسب نیست. برای او تفاوت تورم ۴۰ درصد با ۴ درصد، تنها در افزایش یا کاهش قدرت خرید خود و خانواده‌اش معنی می‌یابد و بس. رسانه‌نگاری که قرار است باعث و بانی توسعه مفهوم تولید ملی شود باید درد داشته باشد. کسی که آگاه نیست دردی ندارد.
  2.  فرهنگ مصرف تولید داخل: تا زمانی که جنس داخلی هست چرا جنس خارجی. این شعار زمانی بر دل می‌نشیند که کسی که آن را می‌گوید با پوست و گوشت و پی و استخوان‌‌اش به آن باور داشته باشد، نه کسی که رنگ و جلای کت و شلوار خارجی‌اش در چشم بیننده است. رسانه‌نگاری می‌تواند بگوید جنس داخلی مصرف کنیم که به دنبال بهترین جنس‌های داخلی می‌گردد. رسانه‌نگار و مدیر رسانه‌ای که برحسب وظیفه کلماتی را ادا می‌کنند بزرگ‌ترین ضربه را به این مفاهیم می‌زند. فرهنگ زمانی توسعه می‌یابد که رسانه بداند با تک‌تک پیام‌هایی که می‌فرستد قادر به طراحی و توسعه سبک زندگی مردم است.
  3.  آموزش: رسانه‌ها هنوز هم کلاس درس‌اند. اما اکنون دیگر مانند گذشته رسانه‌ها محمل و جایگزینی برای آموزش‌های سنتی تصور نمی‌شوند. هنوز هم آموزش سنتی جای خودش را دارد. امروز بزرگ‌ترین قدرت رسانه در آموزش سبک زندگی است. دل آن چه را می‌خواهد که دیده می‌بیند. زمانی که در دکان رسانه زرق و برق خانه و ماشین حرف اول را می‌زند و از آن طرف زندگی‌های ساده با حالتی مشمئزکننده تصویر می‌شوند چه انتظاری از مخاطب می‌توان داشت؟
  4.  بازار: در ادامه دیگر مفاهیمی که گفته شد باید رابطه رسانه‌ها و بازار را در نظر گرفت. بازار محل فعالیت کاسبان و صنعتگران است. رسانه‌ها هم در بازار فعالیت می‌کنند. برخی رسانه‌ها خودشان هم درگیر مناسبات بازار هستند و برخی دیگر همراه سیاستگذاران و خارج از مناسبات بازار فعالیت می‌کنند. در هر صورت، رسانه‌ها باید برنامه مدونی برای بازار داشته باشند. چه برنامه حضور رسانه در بازار و چه برنامه هدایت بازار. عاملی که بازارها را شکل می‌دهد تقاضاست و رسانه‌ها هدایت‌گر تقاضا هستند.
  5. الگو سازی: در مفهوم سبک زندگی هم به این موضوع اشاره شد. رسانه‌ها در صورتی که الگوهای صحیحی را معرفی کنند و بر آن اهتمام بورزند می‌توان به تاثیرات مثبت رسانه‌‌ها امیدوار بود.
  6. روشنگری: اگر رسانه‌ها نباشند چه می‌شود؟ احتمالا هیچ به جز سه چیز: از بین رفتن بازار، دموکراسی و روشنگری. رسانه‌ها نقش مهمی در روشنگری دارند. رسانه اگر اعتماد به نفس نداشته باشد و نقش خود در زمینه روشنگری را جدی نگیرد بر پیکر مفهوم تولید ملی ضربه وارد خواهد کرد.
  7. اعتمادسازی: رسانه‌ها کار سختی پیش رو دارند. بردن آبروها کار آسانی است. به راحتی می‌توان خراب کرد. اما رسانه‌باید بداند که برای وصل کردن آمده نه برای فصل کردن. هر چقدر این حرف‌ها بر روی کاغذ قشنگ و زیباست در عمل بسیار سخت است و مشکل. نشدنی است. رسانه‌ها در زمینه تولید ملی وظیفه حساسی دارند. اعتماد سازی نه به معنای شعار بلکه به عنوان رویکردی اساسی در برنامه‌ریزی و سازماندهی سازمان‌های رسانه‌ای باید مورد توجه قرار گیرد. اگر رسانه بنایش را بر اعتماد سازی بگذارد مسیری سخت را شروع کرده است که فقط در صورتی که اعتقاد قلبی داشته باشد قادر به ادامه آن خواهد بود.
  8. تعامل یا تقابل: رسانه‌ها مطئنا در این مسیر تنه‌شان به تنه بسیاری خواهد خورد. روش معمول ما تقابل است. هنوز هم الگوی عمل بسیاری این است که بزن که اگه نزنی می‌زنندت. واقعیت این است که در مقابل تقابل همیشه تعامل مطرح می‌شود. اما تعامل به هیچ وجه آسان نیست. هنر مذاکره می‌خواهد. سخت است که روی آرمان‌ها بمانی و عقب نروی اما بتوانی با کمترین حاشیه و فرسایش هم به نتایج دلخواه برسی. بسیاری از رسانه‌ها در جنگی که پیش رو دارند دل‌خوش به پیروزی‌در جبهه‌ها می‌شوند فراموش می‌کنند که هدف نهایی پیروزی در جنگ است نه جبهه.
  9. مصرف کننده: اگر رسانه‌ها از حقوق مصرف‌کنندگان دفاع نکنند، اگر رسانه‌ها از جنس‌های بی‌کیفت نگویند، اگر رسانه‌ها دست بر روی نقاط تاریک نگذارند هرگز و هرگز مصرف‌کنندگان جایی برای احقاق حقوق‌شان را نخواهند داشت.
  10. تولیدکننده: پیچیدگی فعالیت رسانه‌ای همین جاست که رسانه‌ها هم‌زمان هم حامی مصرف‌کننده باید باشند و هم حامی تولید کننده داخلی. شعار حمایت از تولید ملی هرگز به این معنی نیست که مردم را مجبور به مصرف کالاها و خدمات بی‌کیفیت کنیم. مردم شایسته مصرف بهترین‌ها هستند. تولید کننده هم باید بهترین‌ها را تولید کند. این معادله زمانی به درستی حل خواهد شد که تولید کننده درست تولید کند و مصرف کننده هم بهترین را مصرف کند. تضمین آن هم رسانه‌هایی هستند که تولید ملی را نه فقط یک شعار بلکه یک رویکرد بدانند.

تلویزیون برنامه ندارد، رضا رشید پور خلبانی می‌کند

تلویزیون

خلبانی در فرهنگ ما جایگاه خاصی دارد. خلبانان در کنار ملوانان همیشه حضوری جدی در همه صحنه‌ها داشتند. بسیاری هم از خلبانی به شهرداری رسیدند و بدشان هم نمی‌آید از آنجا با سواری به خیایان پاستور بروند.

چند وقت پیش که با دوست عزیزم رضا رشیدپور صحبت می‌کردم و گفتم برایت سخت نیست، این که زمانی در تلویزیون هر شب برنامه داشتی و حالا نیستی. نگفت آره و من فکر می‌کنم جوابش آره بود. اما گفت این روزها خلبانی می‌کنم و با خلبانی خودم را سرگرم می‌کنم. او خلبان یکی از خطوط هوایی کشور هم هست. خندیدم و فهمید که چه می‌خواهم بگویم و خودش پیش‌دستی کرد و گفت آره دیگه. الان مسافرکشی می‌کنم. ادامه خواندن “تلویزیون برنامه ندارد، رضا رشید پور خلبانی می‌کند”

کتاب «اقتصاد رسانه، نظریه و کاربرد» منتشر شد

دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها، کتاب «اقتصاد رسانه، نظریه و کاربرد» را به نویسندگی «آلیسون الکساندر» و دیگران، و ترجمه‌ی عادل پیغامی منتشر کرد.

 نام کتاب: اقتصاد رسانه، نظریه وکاربرد/ ویراستاران: آلیسون الکساندر و دیگران/ مترجم: عادل پیغامی / قطع: رقعی/ شمارگان: ۲۰۰۰ نسخه / تعداد صفحات: ۵۹۲/ چاپ اول: ۱۳۹۰/ قیمت: ۷۰۰۰ تومان/ ناشر: دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها

به گزارش روابط‌ عمومی دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها، شبنم یونسی‌خواه، مدیر انتشارات دفتر با اعلام این خبر گفت: این کتاب ویراست سوم از کتاب اصلی “Media economics: Theory and practice” است که در سال ۲۰۰۴ منتشر شده و توسط عادل پیغامی، پژوهشگر و مترجم حوزه ارتباطات و رسانه به فارسی ترجمه شده است.

وی افزود: اثر حاضر با تمرکز بر اصل علم اقتصاد در بخش تجاری و کسب و کار و به کارگیری آن در صنعت رسانه طراحی شده است و نویسندگان کتاب تلاش دارند با شناسایی موضوعاتی از قبیل بازسازی صنعتی، محدودیت‌های مقرراتی و فعالیت‌های رسانه‌ای بینشی تازه در فرآیند بازتولید جریانات جاری در اقتصاد رسانه‌ای، ایجاد نمایند.

مدیر انتشارات اضافه کرد: رشد چشمگیر رسانه‌ها در چند دهه اخیر و نقش آن‌ها در تحولات جوامع بشری، کانون توجه بسیاری از محققان علوم اجتماعی و ارتباطات قرار گرفته است. این موفقیت و کارآمدی مرهون عوامل متعددی است که از آن میان می‌توان ااقتصاد رسانه‌ها را نام برد که از شاخصه‌های رشد کمی و کیفی رسانه‌ها به شمار می‌رود. اقتصاد رسانه در واقع زیرشاخه‌ای از دو رشته اصلی رسانه و اقتصاد است که با بکارگیری اصول و مبانی نظری و کاربردی در این حوزه به بررسی و تحلیل ویژگی‌های عملیاتی و مالی خاص بنگاه‌های رسانه‌ای می‌پردازد و یا به تعبیری کاربرد نظریات اقتصادی در فضای رسانه‌ها است.

وی اظهار داشت: در کشور ما به رغم شکل‌گیری و رشد نسبی ادبیات علمی حوزه رسانه و ارتباطات، مباحث این رشته هنوز از رشد لازم برخوردار نیست و انتشار این کتاب می‌تواند پاسخی به نیازهای اطلاعاتی دانشجویان و محققان این عرصه باشد.

وی در مورد موضوعات و بخش‌های مختلف این نوشتار افزود: این کتاب در ۲ بخش و ۱۳ فصل تدوین شده است.

بخش اول بر اهمیت رسانه، دغدغه‌های اقتصادی رسانه، تکنیک‌های تحلیل‌های اقتصادی و تجاری، و ویژگی‌های کلی فضای رسانه تمرکز دارد.

بخش دوم نیز رفتار اقتصادی را در صنایع خاصی از رسانه‌ها بررسی می‌کند.

در بخش پایانی هر فصل نیز فهرستی از منابع مفید برای مطالعه بیشتر پیشنهاد شده؛ و در انتهای کتاب، فرهنگ لغات دشوار، برای علاقه‌مندان به مدیریت مالی رسانه‌ها ارائه شده است.

فصول ۱۳ گانه این کتاب عبارتنداز:

– یادداشت ناشر

– مقدمه مترجم

– پیشگفتار

۱. آشنایی با اقتصاد رسانه

۲. اقتصاد و مقررات‌گذاری رسانه

۳. ساختار و تغییر: مروری بر صنعت ارتباطات

۴. اقصاد رسانه‌های بین‌الملل

۵. اقتصاد صنعت روزنامه

۶. اقتصاد کتاب و مجله

۷. شبکه‌های پخش تلویزیونی

۸. اقتصاد صنعت کابلی

۹. اقتصاد هالیوود: پول و رسانه

۱۰. اقتصاد صنعت معاصر رادیو

۱۱. اقتصاد صنعت ضبط

۱۲. اقتصاد صنعت تبلیغات

۱۳. اقتصاد رسانه‌های آنلاین

شایان ذکر است: دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها با توجه به گسترش ادبیات موضوعی حوزه اقتصاد و رسانه، و توجه ویژه به نیاز مطالعاتی جامعه علمی و دانشگاهی کشور دراین بخش، طی یک سال گذشته گام‌های موثری در این زمینه برداشته و با انتشار ۳ عنوان کتاب جدید دراین حوزه منابع علمی ارزشمندی را در اختیار علاقه‌مندان قرار داده است .

متن انگلیسی کتاب در فایل زیر قابل دریافت است.

شماره جدید مدیریت ارتباطات منتشر شد

بیست‌ و چهارمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، شماره اردیبهشت ماه ۹۱، به مدیرمسئولی امیرعباس تقی‌پور و سردبیری امیر لعلی منتشر شد.

امید به تحقق انتظارات از روابط‌عمومی‌ها عنوان سرمقاله این شماره به قلم مدیرمسئول است که در آن به ارتقای روابط‌عمومی دستگاه‌های اجرایی از «اداره‌کل» به «مرکز» اشاره شده و در بخش پایانی آن آمده است: نقش‌آفرینی بیشتر روابط‌عمومی‌ها در حل مسائل درون و برون سازمانی دستگاه‌ها، تخصصی‌تر شدن امور و انتصاب مدیران متخصص و ماهر از جمله انتظارات سال‌های اخیر است که امید می‌رود با مصوبه جدید، محقق شوند.

یادداشت‌های دکتر بشیر و دکتر معتمدنژاد

رسانه‌های بیگانه: قرائتی با تحلیل گفتمانی که به قلم دکتر حسن بشیر منتشر می‌شود به تحلیل موضوع انرژی هسته‌ای و واکنش‌های رسانه‌های بیگانه پرداخته است. این تحلیل جامع که مطالعه آن علاوه بر مسؤولین به دانشجویان ارتباطات و رسانه توصیه می‌شود مقایسه محورهای گفتمانی دو سال پیش و زمان کنونی رسانه‌های خارجی، در مورد پرونده هسته‌ای ایران را نیز بررسی کرده است.

در این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، بخش دوم یادداشت پروفسور کاظم معتمدنژاد پدر علوم ارتباطات ایران با عنوان ضرورت توسعه مطالعات در زمینه‌های حقوقی و اقتصادی مدیریت ارتباطات منتشر شده است. همچنین یادداشت‌هایی از دکتر احمد یحیایی ایله‌ای، حمید شکری خانقاه و دکتر امیر مسعود مظاهری به بهانه ۲۷ اردیبهشت، روز روابط‌ عمومی به چاپ رسیده است. امیر انصار، مدیر واحد روابط‌ عمومی الکترونیک رسانه ملی نیز در یادداشتی با عنوان همه بر یک کشتی سواریم به نشست صمیمی فعالان غیردولتی حوزه روابط‌عمومی با مدیرکل روابط‌عمومی سازمان صداوسیما که در هفته اول کاری سال ۱۳۹۱ برگزار شد اشاراتی داشته و در بخشی از نوشته خود آورده است:

نخستین جلسه اینگونه نشست‌ها در زمانی برگزار شد که متأسفانه اختلاف موجود میان برخی از این نهادهای صنفی یا مجریان همایش‌های مختلف سبب شده تا برخی فضاهای صمیمی موجود میان فعالان حوزه روابط‌عمومی را غبارآلود انگاشته و سعی در بهره‌برداری و مصادره به مطلوب رویداد‌ها و وقایع داشته باشند.

بررسی و تحلیل نظرسنجی مخاطبان مجموعه تلویزیونی «کلاه قرمزی ۹۱» به قلم سعید نوری آزاد از دیگر مطالب این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات است که در آن نظرات ۳۷۰ هزار عضو صفحه «زمان ما» یکی از شبکه‌های اجتماعی در مورد این برنامه تحلیل شده است. بر اساس نتایج یکی از سؤوالات این نظرسنجی مشخص شده است که ۴۳ درصد مخاطبان این برنامه را از طریق تلویزیون معمولی ایران، ۲۹ درصد اینترنت خارج ایران، ۲۰ درصد ماهواره داخل ایران، پنج درصد اینترنت داخل ایران و سه درصد ماهواره خارج ایران دیده‌اند.

اما دکتر نگین حسینی نیز مجموعه «کلاه قرمزی ۹۱» را از منظر مخاطب‌شناسی و ضرورت‌های برنامه‌سازی مورد توجه قرار داده و با این عنوان که نخوردیم نان گندم اما دیدیم دست مردم، آقای مجری! به بررسی این مجموعه پرداخته است. او در مقاله خود به خلاصه‌ای از نقاط ضعف مجموعه کلاه قرمزی از دیدگاه مخاطب‌شناسی و ضرورت‌های برنامه‌سازی برای کودکان و نوجوانان؛ نه با هدف تضعیف دستاورد گروه سازندگان این برنامه که برعکس، با هدف تقویت آن پرداخته است.

شوارای عالی فضای مجازی

شورای عالی فضای مجازی؛ عرصه جدید سیاستگذاری حاکمیتی، عنوان نوشته‌ای از سیدتقی کمالی است که به بررسی ضرورت‌های تشکیل شورای عالی فضای مجازی کشور با حکم مقام معظم رهبری پرداخته است.

گفت و گو با دکتر ساروخانی

گفت‌وگو با دکتر باقر ساروخانی، جامعه‌شناس و پژوهشگر، تیتر و عکس یک این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات را به خود اختصاص داده است. این گفت‌وگو پیرامون ویژگی‌های ارتباطاتی جامعه امروز ایرانی انجام شده است. او وضعیت فعلی جامعه ایران را بی‌سابقه می‌خواند: «این جامعه‌ایست که در آن هنجارهای سنتی که شیوه‌های تجربه‌شده و پردازش‌شده تاریخی به حساب می‌آمدند، به هم ریخته و حالا ما با تجربه‌های جدیدی مواجه هستیم که هنوز جا نیافتاده‌اند، با فرهنگ ما تطبیق پیدا نکرده‌اند و با آن بیگانه هستیم. بنابراین انسان‌ها دچار سرگردانی می‌شوند». دکتر ساروخانی از اینکه جامعه تکنولوژی جدید را بپذیرد، هیچ ابائی نداشته و معتقد است: «جامعه باید حرکت کند و پویا باشد ولی می‌گویم این تکنولوژی وارداتی اگر فرهنگ خودش را نداشته باشد، به بلای تازه‌ای تبدیل می‌شود». او با تشریح ویژگی‌های جامعه ملتهب از رسانه‌ها به عنوان مهم‌ترین عامل ایجاد التهاب‌ نام برده و اضافه می‌کند: «از رسانه برای تصویرسازی استفاده می‌شود. رسانه یک واقعیت دیگر را تولید می‌کند برای ذهن ساخته‌شده و پردازش شده. این واقعیت آرمانی نیست بلکه واقعیت برساخته است.»

در بیست‌وچهارمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات پرونده‌هایی در زمینه رسانه، تئا‌تر، جامعه اطلاعاتی و کتاب منتشر شده است.

از مدیریت بر رسانه تا مدیریت در رسانه

قدرت نفوذ بنگاه‌های رسانه‌ای، عنوان پرونده‌ای است که با مسؤولیت رضا قربانی منتشر شده است. وی در بخشی از مطلب ورودی این پرونده آورده است:

در این شماره تلاش کردیم به مفهوم حاکمیت در رسانه‌ها بپردازیم. تاکنون بحث حاکمیت رسانه‌ای بیشتر از منظر علمای چپ و انتقادی مورد بررسی قرار گرفته است و کمتر سعی در شکافتن و تحلیل علمی آن شده است. بیشتر تلاش‌ها برگرفته از دیدگاه‌های انتقادی بوده است و ناظر بر نیست بوده، نه هست ماجرا. ما تلاش کردیم ابعاد مختلف حاکمیت را بررسی کنیم و مطمئناً همان‌طور که پیش از این گفتیم صرفاً تلاش ما طرح سؤال بوده است و پاسخ‌ها نیاز به همکاری جامعه علمی ایران دارد. چرا رسانه‌های تأثیرگذار، قدیمی و با صرفه اقتصادی نداریم؟

مالکیت رسانه باید در دستان چه کسی باشد؛ بخش خصوصی، دولت یا عموم؟ نوشته قاسم سرافرازی، نگاهی به ۵ کمپانی بزرگ رسانه‌ای جهان نوشته مینا والی، از قدرت نرم رسانه‌ها تا اقناع مخاطبان نوشته محمدجواد هنرمند ساری، درنگی بر پیچیدگی‌های یک مفهوم سهل به نام اثرسنجی نوشته فاطمه عسگری آزاد، ۵ افسانه‌ رسانه‌ای نوشته مریم محبی و کارکردهای متفاوت رسانه‌ها نوشته لیلا مقدم‌فر مطالب این پرونده را تشکیل می‌دهد.

رسانه تئاتر

در پرونده مدیریت فرهنگی که با مدیریت علی حسنلو به موضوع تئا‌تر و اینکه یک رسانه است یا نه؟ پرداخته شده و نوشتاری از بهزاد فراهانی، رامین فناییان وکتایون فیض مرندی به همراه گفت‌وگوی مهسا مقدم با دکتر قطب‌الدین صادقی و حمیدرضا نعیمی و گفت‌وگوی علی حسنلو با منصور ابراهیمی و حمید پورآذری منتشر شده است.

فرهنگ دیجیتال

اما آسیب‌شناسی فعالیت‌های فرهنگی دیجیتال پرونده جامعه اطلاعاتی این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات است که به مدیریت سیدتقی کمالی منتشر شده و در آن گفت‌وگوی زینب مرتضایی‌فرد با محمد صادق افراسیابی معاون مرکز توسعه فن‌آوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال منتشر شده است. مرضیه خلقتی نیز در گفت‌وگو با دکتر باقر انصاری به بررسی «آیین‌نامه ساماندهی و توسعه رسانه‌ها و فعالیت‌های دیجیتال» پرداخته و زینب کوهیار مطلبی را با عنوان مؤسسات فرهنگی دیجیتال چگونه جان می‌‏گیرند؟ به رشته تحریر درآورده است.

عملیات روانی استراتژیک در فعالیت‌های فرهنگی دیجیتال نوشته آزاده مرنی، گفت‌وگوی الهام عبادتی با بهروز مینایی مدیرعامل بنیاد بازی‌های رایانه‌ای، گفت‌وگوی نجیبه محبی با دکتر مهدی منتظرقائم و بازخوانی پرونده جنگ نرم در جامعه اطلاعاتی گزارشی از هاجر شادمانی از دیگر مطالب این پرونده است.

کتاب

حمید نورشمسی در پرونده کتاب بیست‌وچهارمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات که با مسؤولیت خودش منتشر شده، به بهانه انتشار دو واژه‌نامه در حوزه‌های ارتباطات و رسانه به گفت‌وگو با احمد توکلی، پژوهشگر حوزه رسانه و مؤلف کتاب «واژه‌های کلیدی در روزنامه‌نگاری» پرداخته است. گفت‌وگوی سمیرا شاهقلی با مسعود اسعدی، گفت‌وگو با فرشاد مهدی‌پور مؤلف کتاب تیتر یک و یادداشت دکتر حسن بشیر با عنوان قبل از تولید متن علمی، نسبت خودمان با علم را روشن کنیم از دیگر مطالب این پرونده است.

همچنین بخش هفدهم ترجمه‌ کتاب «نگارش در روابط‌عمومی» نوشتهٔ تامس. اچ. بیوینز با ترجمه علیرضا باستانی در این شماره منتشر شده است.

این ماهنامه از سوم اردیبهشت ماه و از طریق پیشخوان مطبوعات، یا سایت prshop قابل تهیه است.

هدیه شماره جدید ماهنامه به مخاطبان

همزمان با این شماره نیز ۶ شماره دیگر از شماره‌های ۱ تا ۱۲ نشریه مدیریت ارتباطات برای دانلود بر روی سایت قرار گرفته است.

برای دانلود نشریه‌ها ۱ تا ۱۲ مدیریت ارتباطات اینجا کلیک کنید.

این هم هدیه نوروزی مدیریت ارتباطات: دانلود کنید

در آستانه سال ۹۱ امیر عباس تقی پور مدیر مسئول مدیریت ارتباطات خبر از هدیه نوروزی این نشریه به مردم داد.

دانلود رایگان ۶ شماره اول ماهنامه مدیریت ارتباطات، هدیه نوروزی به علاقمندان روابط عمومی، تبلیغات، رسانه و جامعه اطلاعاتی. برای دانلود نسخه پی‌دی‌اف شش شماره اول ماهنامه مدیریت ارتباطات به سایت ماهنامه مراجعه کنید:

www.cmmagazine.ir

سینمای اسکاری اصغر فرهادی از نگاه ارتباطاتی

دکتر نگین حسینی، از مدرسان روزنامه‌نگاری و ارتباطات در ویژه‌نامه نوروزی ماهنامه مدیریت ارتباطات سینمای اسکاری اصغر فرهادی را از نگاه ارتباطاتی، مورد توجه قرار داده است. او در جایی از نوشته خود تأکید کرده است: پس از گرفتن جایزه اسکار به دست اصغر فرهادی، جامعه ایرانیانی که به شبکه‌های اجتماعی دسترسی بیشتری دارند، این اتفاق فرخنده را جشن گرفتند و شادی خود را با هم تقسیم کردند تا بار دیگر نشان داده شود که رسانه‌های سنتی و جدید در ترکیب با یکدیگر قادرند به مزیت ارتباطات مستقیم و رو در رو دست یابند و بخشی از نیازهای فطری آدمی را برای تخلیه انرژی و تقسیم شادی‌ها تأمین کنند.

یادداشت وی را می‌خوانید:

نگاه یک:

گفته می‌شود پیش از ظهور رسانه‌های سنتی مبتنی بر ارتباطات جمعی، یعنی پیش از ظهور روزنامه‌های چاپی و رادیو و تلویزیون، ارتباطات مستقیم و بین فردی اعضای اجتماعات کوچک، گاه همچون رسانه‌های جمعی نه فقط جنبه اطلاع‌رسانی داشت، بلکه ماهیتی تفریحی و سرگرم‌کننده نیز به خود می‌گرفت. در بیان برتری‌های ارتباطات مستقیم و چهره به چهره نسبت به رسانه‌های مبتنی بر ارتباطات جمعی، همواره این نکته مطرح می‌شود که ارتباطات رو در رو، منجر به افزایش صمیمیت و همدلی میان افراد جوامع ابتدایی‌تر می‌شده؛ درحالی‌که با ورود وسایل ارتباط جمعی احساس نزدیکی میان اعضای جامعه کوچک، جای خود را به انفعال و دوری تدریجی از یکدیگر داده است. به این ترتیب، رسانه‌های جمعی چاپی، الکترونیک و مبتنی بر دیجیتال با تمام برتری‌هایی که داشته و دارند، همچنان از نگاه برخی از منتقدان ارتباطات، از بین برنده صمیمیت میان افراد، به خصوص در اجتماعات کوچک‌تر همچون خانواده تلقی می‌شوند.

اما کارکردهای وسایل ارتباطی جمعی در جوامع مختلف و به مناسبت‌های مختلف بارها نشان داده است که ارتباطات جمعی گاه پیچیده‌تر از آن می‌شود که بتوان نظریه محکم و بدون استثنائی بر آن نوشت. کارکرد وسیله ارتباطی تلویزیون در جامعه‌ای همچون آمریکا که بستر بیشتر مطالعات و تحقیقات ارتباطاتی است، با کارکرد تلویزیون در جامعه‌ای همچون ایران کاملاً متفاوت است. حتی در داخل این دو جامعه نیز می‌توان کارکردهای بعضاً حتی متناقضی برای تلویزیون پیدا کرد. به عنوان مثال، در خانواده‌ای ایرانی و نسبتاً مرفه که هر عضو دارای تلویزیون مختص خود در اتاقی شخصی است، این وسیله ارتباطی همان کارکردی را ندارد که در خانه محقر و پرجمعیت کارگری ساده. بنابراین شواهد عادی حکایت از آن دارد که در بیان ویژگی‌ها، تأثیرات و کارکردهای وسایل ارتباطی، متغیرهای دیگری نیز نقش فعالی دارند که باید در تحقیقات ارتباطی مورد توجه قرار گیرند.

در این میان البته برخی کارکردهای خاص رسانه‌های جمعی همچون تلویزیون و ماهواره، در بسیاری از جوامع خود را به یک شکل نشان می‌دهند. تماشای فوتبال جام جهانی روی صفحه تلویزیون‌های کوچک و قدیمی شهرهای فقیرنشین کشوری آفریقایی همچون غنا همان‌قدر مؤثر و قدرتمند است که وقتی این مسابقات روی صفحات تلویزیون‌های بزرگ در میدان‌های اصلی برلین پخش می‌شود. در هر دو حالت، سرگرمی جالبی به نام فوتبال به واسطه گیرنده‌های زمینی و ماهواره‌ای، به وسیله‌ای قدرتمند برای تقویت امید، خوشحالی و همدلی میان اعضای یک جامعه یا ملت تبدیل شده است با این تفاوت که در جامعه‌ای همچون غنا حضور فیزیکی و نزدیک اعضا در کنار یکدیگر ملموس‌تر است تا در میدان اصلی برلین که بینندگانی متنوع و حتی با ملیت‌های مختلف برای مدت کوتاهی کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و به نوعی همدلی و صمیمیت در تجربه‌ای مشترک می‌رسند و بعد میدان را خالی می‌کنند. همان‌طور که اشاره شد، اصل ایجاد همدلی و احساس نزدیکی در هر دو حالت به شکلی بروز می‌کند، منتها در زمینه‌های اجتماعی متفاوت. در اینجاست که وسایل ارتباطی سنتی به کارکرد ارتباطات چهره به چهره نزدیک می‌شوند و نه تنها جلو انفعال و دوری اعضای جامعه‌ای ثابت (محلات فقیرنشین آفریقایی) یا اجتماعی ناپایدار (میدان برلین) را می‌گیرند، بلکه صمیمت میان اعضا را برای مدتی کوتاه هم که شده، بیشتر می‌کنند.

نگاه دو:

در دهه‌های اخیر، کارکرد وسایل ارتباط جمعی در پیوند با وسایل ارتباط الکترونیک عمیق‌تر و پیچیده‌تر شده است. اعضای جوامعی که به هر دو رسانه سنتی و جدید دسترسی دارند، وقایع مهم را از تلویزیون تماشا می‌کنند و سپس نظرات و احساسات خود را در شبکه‌های اجتماعی مبتنی بر فن‌آوری دیجیتال تبادل می‌کنند. در این فرآیند نسبتاً پیچیده، اعضای جوامع در عین اینکه انفعال و استقلال خود را حفظ کرده‌اند، نیاز خود را برای احساس تعلق به جمع و وابستگی به اجتماعی حقیقی یا مجازی تامین می‌کنند. به عبارت دیگر، رسانه‌های سنتی و جدید در ترکیب با یکدیگر، معجونی از «فرد مستقل» و «فرد متعلق به جمع» را پدید آورده‌اند که نشان می‌دهد این دو گونه رسانه، نه تنها دشمن یکدیگر و از بین برنده هم نیستند، بلکه به نوعی در صدد تکمیل یکدیگر و رفع نیازهای چندبعدی و بعضاً متناقض کاربران خود هستند.

نگاه سه:

سرانجام نخستین جایزه اسکار در تاریخ سینمای ایران در دستان هنرمند اصغر فرهادی قرار گرفت. پخش جهانی مراسم اسکار از تلویزیون‌های کابلی و ماهواره‌ای، میلیون‌ها بیننده را از سراسر جهان در ساعات مختلف شبانه‌روز پای گیرنده‌ها نشاند تا شاهد معتبرترین مراسم سینمایی جهان باشند. گروهی از ایرانیان نیز به واسطه‌های مختلف شاهد این مراسم بودند و گروهی دیگر نیز در نخستین ساعات صبحگاهی روز دوشنبه هشتم اسفند (یک روز پس از مراسم اسکار) از راه پیامک یا شبکه‌های خبری و اجتماعی، خبر خوش را دریافت کردند.

ایرانیانی که توانستند به‌طور مستقیم شاهد پخش مراسم و لحظه اعطای جایزه به اصغر فرهادی باشند، هرچند هریک در خانه‌های خود نشسته و جدا از اجتماعی بزرگ‌تر قرار داشتند، میل به پیوستن به جمع و تقسیم شادی با دیگران را در خود احساس کردند. تخلیه انرژی احساسی پس از واقعه‌ای ملی، همچون برنده شدن تیم فوتبال یا گرفتن جایزه‌ای معتبر، از نیازهای فطری انسان‌ها در تمامی جوامع است. شبکه‌های اجتماعی مبتنی بر فن‌آوری دیجیتال این ویژگی را دارا هستند که در فقدان شکل‌گیری این‌گونه اجتماعات، به این نیاز عمومی پاسخ دهند. اگر به هر دلیلی همچون دوری جغرافیایی، گرفتاری شغلی یا مسائل دیگر امکان گردهمایی فیزیکی برای اعضای یک جامعه فراهم نباشد، شبکه‌های اجتماعی محلی برای تقسیم شادی‌ها و غم‌های دوستان و اعضای شبکه هستند. به این ترتیب، پس از گرفتن جایزه اسکار به دست اصغر فرهادی، جامعه ایرانیانی که به شبکه‌های اجتماعی دسترسی بیشتری دارند، این اتفاق فرخنده را جشن گرفتند و شادی خود را با هم تقسیم کردند تا بار دیگر نشان داده شود که رسانه‌های سنتی و جدید در ترکیب با یکدیگر قادرند به مزیت ارتباطات مستقیم و رو در رو دست یابند و بخشی از نیازهای فطری آدمی را برای تخلیه انرژی و تقسیم شادی‌ها تأمین کنند.

نگاه چهار:

سینما همیشه وسیله‌ ارتباطی خاصی تلقی شده است؛ خاص از آن جهت که ویژگی‌های منحصر به فردی دارد که با هیچ وسیله جمعی دیگری قابل قیاس نیست. در حالی‌که برخی محققان معتقدند سینما به خودی خود، بازهم در جهت انفعال اعضای یک جامعه فرضی عمل می‌کند، سینمای جهانی‌شده اصغر فرهادی وقتی که از مرز سالن‌های نمایش ایرانی گذشت، نشان داد که نه تنها انفعال‌آور نیست بلکه نزدیک‌کننده روح و روان ایرانیانی است که دل در گرو مهر وطن دارند.

از سوی دیگر، گرچه اسکار در موطن اصلی خودش، ایالات متحده آمریکا، جنبه موفقیتی شخصی و فردی دارد، در خارج از این کشور دستاوردی ملی و متعلق به مردم یک کشور تلقی می‌شود. به همین سبب در شبی که ستاره‌های هالیوود یکی از پس از دیگری مجسمه اسکار را به نشانه موفقیتی فردی در دست گرفتند، اصغر فرهادی با خود یک ملت را روی صحنه آورد و دستاورد خود را نه شخصی و نه گروهی، بلکه متعلق به تمامی ایرانیان دانست. شادباش به اصغر فرهادی، گروه فیلم جدایی نادر از سیمین و تمامی ایرانیان.

منبع: ماهنامه مدیریت ارتباطات

این گفت و گوی مدیریت ارتباطات با دکتر فیاض را از دست ندهید

در این شماره ویژه مدیریت ارتباطات من و قاسم سرافرازی عزیز به سراغ دکتر ابراهیم فیاض رفتیم و با او در مورد سینمای این روزهای ایران گپ زدیم. به نظرم گفت و گوی خوب و خواندنی شده. در ادامه چند تا جمله و تیتر از این نوشته تقدیم می‌شود.

————————–

انتقاد شدید ابراهیم فیاض استاد دانشگاه تهران از وضعیت سینمای ایران: هر چه سیاه‌تر، پیشرفته‌تر و این ساختار سینمای ماست.

من و کیارستمی به میرکریمی گفتیم «نفهمیدی چه‌کار کردی».

محمود دولت آبادی نمی‌تواند از کلنل جلوتر بیاید.

در جشنواره فیلم فجر به فیلمی که آمریکایی‌پسند و اسکارپسند است رأی می‌دهند.

آقای فرهادی خیلی زود تمام خواهد شد. مثل گلشیفته فراهانی و مخملباف.

مسعود فراستی به عروسک تلویزیونی نقد تبدیل شده و به هر فیلمی فحش می‌دهد.

جشنواره فجر جهانی ما به فیلمی رأی می‌دهد که خانواده‌های آمریکایی‌ حاضر نیستند به تماشای آن بروند.

یک سیاست‌گذاری جدی در پس جایزه دادن به این فیلم- جدائی نادر از سیمین- از سوی غرب وجود دارد.

ادامه خواندن “این گفت و گوی مدیریت ارتباطات با دکتر فیاض را از دست ندهید”

ویژه‌نامه نوروزی ماه‌نامه مدیریت ارتباطات منتشر شد

ویژه‌نامه نوروزی ماهنامه مدیریت ارتباطات- اسفند ۹۰ و فروردین ۹۱- به مدیرمسؤلی امیرعباس تقی‌پور و سردبیری امیر لعلی، در ۱۶۸ صفحه منتشر شد.

«بهاریه ارتباطات»، «چهره سال رسانه»، «چهره سال جامعه اطلاعاتی»، «موسیقی»، «سینما»، «تحلیل ماه»، «رویدادهای سال در حوزه ارتباطات»، «ادبیات» و «اندیشه» از پرونده‌ها و سرفصل‌های مطالب این ویژه‌نامه نوروزی است. همچنین در این ماهنامه، پرونده‌ای به مناسبت سالگرد زلزله و سونامی ژاپن با عنوان «اطلاع‌رسانی در بحران» منتشر شده است.

ضرورت اقدام‌پژوهی در حوزه «مدیریت ارتباطات» عنوان سرمقاله این شماره «مدیریت ارتباطات» به قلم مدیرمسؤل است.

در این ویژه‌نامه یادداشت‌های اختصاصی پرفسورکاظم معتمد‌نژاد، پرفسوریحیی کمالی‌پور، دکترسعیدرضا عاملی، دکتر شهیندخت خوارزمی، دکتر یونس شکرخواه، دکترامیدعلی مسعودی، دکتر فریدون وردی‌نژاد، دکترعلی اصغر محکی، دکتر اسماعیل قدیمی، دکتر مجید رضاییان،دکتر داوود زارعیان، دکتر مهدی کرباسیان،غلامرضا کاظمی‌ دینان، محسن پاک‌آیین، دکتر محمود ترابیان، ابراهیم رستمیان مقدم، محمود احمدی، نگین حسینی، دکترحمید ضیایی‌پرور،سعید معادی، علی حیدری،دکتر امیر مسعود مظاهری وسعید شهبازی در قالب «بهاریه‌ ارتباطات» منتشر شده است.

«چهره سال فعالان رسانه‌ای کیست؟» و «چهره سال فعالان جامعه اطلاعاتی کیست؟» پرسش‌های مربوط به مطالبی است که توسط مریم محبی و سید تقی کمالی تهیه شده و با درج نظرات ۱۱۷ نفر از اساتید، کارشناسان و فعالان این دو حوزه در مورد انتخاب چهره‌های برتر رسانه و جامعه اطلاعاتی در سال ۹۰ و دلایل انتخاب آنهاست.

اما دکتر حسن بشیر نیز در سلسله مطالب خود در «مدیریت ارتباطات» که با عنوان «رسانه‌های بیگانه: قرائتی با تحلیل گفتمانی» منتشر می‌شود، مهم‌ترین محورهای گفتمانی رسانه‌های بیگانه در سال ۱۳۹۰ را بر مبنای گزارش‌های خبری مورد بررسی و تحلیل قرار داده است.

«جایگاه تبلیغات تجاری در اقتصاد امروز ایران» عنوان پژوهش دکتر محمود دهقان طزرجانی است که برای نخستین بار در «مدیریت ارتباطات» منتشر شده است. او در این پژوهش ابتدا نگاهی گذرا بر اصول حاکم بر سه مکتب اقتصاد دولتی، اقتصاد سرمایه‌داری و اقتصاد اسلامی داشته و سپس به جایگاه تبلیغات تجاری در این سه مکتب اقتصادی پرداخته است.

«تقدیس الفبای فارسی در تاجیکستان»، تیتر انتخاب شده برای گفت‌وگوی امیرعباس تقی‌پور با دکتر علی‌اصغر شعردوست، سفیر ایران در دوشنبه است. شعردوست در گفت‌وگوی اختصاصی با ماهنامه مدیریت ارتباطات به بیان زوایایی از اهمیت توسعه زبان فارسی در این کشور و دلایل روی آوردن برخی از کشورهای حوزه قفقاز و آسیای مرکزی به الفبای لاتین پرداخته است.

«رویدادهای مهم رسانه‌ای و ارتباطی در سال ۹۰؛ هر ماه یک رویداد» از دیگر مطالب این ویژه نامه به قلم فاطمه عسگری آزاد و همکارانش است. پدیده رسانه‌های اجتماعی: جنگ دو قطب، ویکی‌لیکس: هیاهوی بسیار برای هیچ، افزایش شبکه‌های تلویزیونی صداوسیما، سوهان اعصابی به نام تلویزیون، حضور هنرمندان ایرانی در سطح جهان و حواشی آن، کلمه‌ها روی لوح‌ها جان می‌گیرند؟، ازدواج سلطنتی بریتانیا؛ بزرگ‌ترین شوی دنیا، افتخار رسانه‌ای نشاندن پهپاد نصیب العالم شد، پ نه پ! گسترش هم پیدا نکنم؟ تقلید از شبکه‌های ماهواره‌ای در رسانه‌های داخلی، رونق فیلم‌های سه بعدی: می‌خواهم زنده بمانم و حضورستارگان سینما روی صحنه از رویدادهای مهمی است که نویسندگان نشریه به اختصار پیرامون هر یک از آنها به ارائه دیدگاه خود پرداخته‌اند.

«تک‌نگاری بر سینمای امروز، از هنر تا صنعت» عنوان مطلب ورودیه پرونده «سینما»ی این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات است که به همت رضا قربانی و همکارانش، آماده شده و در آن زوایای مختلف این صنعت مورد توجه قرار گرفته است. بررسی صنعت سینما در گفت‌وگوی فاطمه عسگری آزاد و رضا قربانی با محمدعلی حسین‌نژاد -تهیه‌کننده و محقق اقتصاد سینما، گفت‌وگوی لیلا مقدم‌فر با پرویز اجلالی -جامعه‌شناس- در مورد سینما و چالش‌های تغییر سبک زندگی، بررسی آسیب‌ها و فرصت‌های تولید و توزیع در سینمای ایران نوشته‌ مریم محبی، گزارش محمدجواد هنرمند ساری و گفت‌وگوی وی با داوران جشنواره فیلم فجر درباره افت محسوس مخاطبان سینما و اظهارات داود رشیدی،جمال شورجه،علیرضا رئیسیان و داود میرباقری در این خصوص، آشنایی با معروف‌ترین وب سایت سینمایی کل جهان، گفت‌وگوی قاسم سرافرازی با دکتر ابراهیم فیاض استاد دانشگاه تهران در مورد سینمای ایران، بررسی کتاب ستارگی: صنعت میل و طلب توسط محمد معماریان، بررسی ۱۰ فیلم ایرانی که که بیشترین فروش سینمای بعد از انقلاب را داشته‌اند توسط مینا والی، تجزیه و تحلیل زنجیره ارزش صنعت سینما از شکل‌گیری ایده تا دیده شدن فیلم توسط محمدجواد هنرمند ساری، فن‌آوری چه بر سر صنعت سینما می‌آورد، بررسی آماری دلایل کم رونقی سینمای ایران و طبع متفاوت مردم و منتقدان سینمایی در کنار یادداشت نگین حسینی با موضوع سینمای اسکاری اصغر فرهادی از نگاه ارتباطاتی از مطالب این پرونده است.

مدیریت ارتباطات شماره ۲۲ و ۲۳

منوچهر دین‌پرست در سرویس اندیشه ماهنامه مدیریت ارتباطات به اتفاق همکارانش به بررسی زوایای زندگی «مارشال مک ‌لوهان» پرداخته است. نگاهی به زندگی و آثار مارشال مک‌لوهان نوشته‌ محسن آزموده، رسانه گرم و سردبه روایت مک لوهان ترجمه جمشید زمانی، گفت‌وگوی فاطمه باباخانی با دکتر غلامرضا آذری، درباره مک‌لوهان و آثارش در ایران، واکاوی ایده «دهکده جهانی» در گفت‌وگوی وی با دکتر هوشنگ عباس‌زاده، گفت‌وگوی ابراهیم عبدالله‌زاده با دکتر منصور ساعی درباره اندیشه‌های مارشال مک لوهان و ترجمه گفت‌وگو با مارشال مک‌لوهان با عنوان رسانه هنوز هم پیام است توسط محمد میرزایی عناوین مطالب این پرونده است.

موسیقی و شکل‌گیری ارتباطات با مخاطب عنوان پرونده هنری ویژه‌نامه‌ »مدیریت ارتباطات» است. در این پرونده با لوریس چکناواریان آهنگساز و رهبر ارکستر، پری ملکی، کیوان ساکت آهنگساز و نوازنده تار، مجید انتظامی آهنگساز، محمدرضا لطفی آهنگساز و نوازنده تار، اعضای گروه کامکارها، ارسلان کامکار آهنگساز، فرهاد فخرالدینی آهنگساز، داریوش پیرنیاکان نوازنده تار و سه‌تار، درویش‌رضا منظمی نوازنده کمانچه، همایون خرم آهنگساز و نوازنده ویولون، صدیق تعریف خواننده، حسن ناهید نوازنده نی و هوشنگ ظریف نوازنده تار، گفت‌وگو شده است. این گفت‌وگوها را یاسر یگانه، محمد صفاجویی، آمن خادمی و مجتبی دانشی انجام داده‌اند.

همچنین در این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، پرونده‌ای به نویسندگی و مترجمی نگین حسینی به مناسبت سالگرد زلزله و سونامی ژاپن در اسفندماه گذشته منتشر شده که در آن نگاهی عمیق به عملکرد رسانه‌های جمعی ژاپن و آمریکا در این حادثه شده است. رسانه‌ها روی فرمان خوابشان برد، رکورد تلویزیونی برای زلزله و سونامی ژاپن،دو ضرورت در پوشش خبری بحران، گفت‌وگو با رئیس مرکز ملی آمادگی بلایا در دانشگاه کلمبیا در مورد خبرنگاری در زمان زلزله و گفت‌وگو با افشین والی‌نژاد، خبرنگار ایرانی مستقر در توکیو، مطالب این پرونده را تشکیل می‌دهند.

اما تأملی بر سبک زندگی در عصر فن‌آوری‌های مدرن، موضوع اصلی پرونده جامعه اطلاعاتی را تشکیل می دهد. موضوعات این پرونده عبارتند از: به کدام شیوه زندگی را زندگی می‌کنید؟ نوشته‌ سیدتقی کمالی، انقلاب ارتباطات یا واژگونی سبک زندگی؟ نوشته‌ آزاده مرنی، سبک زندگی مجازی در آمریکا: کلیسای سایبری ترجمه‌ی زهره خوارزمی، بررسی «انقلاب فن‌آورانه در عصر اطلاعات» در گفت‌وگوی سیدتقی کمالی و الهه حسینی با نانسی بایم استاد دانشگاه کانزاس آمریکا، گفت‌وگوی هاجر شادمانی با اردشیر انتظاری استاد جامعه‌شناسی با عنوان بی‌هنجاری، بیماری اجتماع ایرانی در عصر اطلاعات، بررسی تأثیر تبلیغات در تغییر سبک زندگی مخاطبان در گفت‌وگو با علیرضا حسینی پاکدهی توسط ناصر غضنفری، گفت‌وگوی الهه حسینی با پروفسور حسین باهر با عنوان سبک زندگی به صورت ظواهر تمدن و بواطن فرهنگ نمایان می‌شود، بازخوانی سبک زندگی در دنیای ارتباطات توسط سید فریبرز موسوی، شبکه‌های اجتماعی آنلاین و گسترش سبک زندگی جهان‏وطنانه نوشته محمد مهدی مولایی، گفت‌وگوی هاجر شادمانی با دکتر نعمت‌الله فاضلی با موضوع بازاندیشی مثبت رسانه‌ای و تغییر سبک زندگی ایرانی، گفت‌گو با دکتر ناصر فکوهی توسط نجیبه محبی و تشریح آثار و پیامدهای فن‌آوری‌های نوین بر جامعه ایرانی توسط دکتر علی‌اصغرکیا.

«خاطرات؛ رسانه‌های صبور» نیز در پرونده‌ ادبیات و به همت حمید نورشمسی منتشر شده است. نظرسنجی درباره برترین آثار مکتوب مستند در دهه ۸۰ توسط صادق وفایی، درباره خاطره و داستان نوشته محسن فرجی، عطش و آتش خاطرات نوشته‌ی سید قاسم یاحسینی و داستان روی شانه‌های خاطره سوار است نوشته‌ علی‌الله سلیمی را می‌توانید در این پرونده بخوانید.

همچنین بخش شانزدهم ترجمه‌ کتاب «نگارش در روابط‌ عمومی» نوشته‌ی تامس.اچ.بیوینز با ترجمه علیرضا باستانی در این شماره منتشر شده است.

اما پایان بخش ویژه‌نامه نوروزی ماهنامه مدیریت ارتباطات، قسمت اول خاطرات علی‌اکبر عبدالرشیدی با عنوان قصه ناتمام است.

این ویژه‌نامه از شانزدهم اسفند ماه و از طریق پیشخوان مطبوعات و یا سایت www.prshop.ir قابل تهیه است.

کتاب جدیدی در حوزه مدیریت رسانه‌های مجازی

مدیریت در فضای نوین ارتباطی
نویسنده: لطف الله سیاهکلی و محسن فردرو
ناشر: انتشارات محسن-عباسی
تعداد صفحات: ۱۸۱
نوبت و سال انتشار: چاپ اول – ۱۳۹۰

مطالعه دیدگاه‌ها و نظریات اندیشمندان پیرامون عصر حاضر نشان می‌دهد: جهان در چند دهه گذشته به سرعت تغییر کرده است و شدت این تغییرات نیز روز به روز افزایش می‌یابد؛ بطوریکه یکی از ویژگیهای عصر حاضر وجود همزمان دو فرهنگ در جوامع است. فرهنگی که قدیمی و سنتی محسوب می‌شود و فرهنگی که جدید و مدرن محسوب می‌شود. این اتفاق در حوزه رسانه‌ها نیز روی داده است. رادیو و تلویزیون، سینما و روزنامه‌ها را که رسانه‌های امروزی می‌دانیم، نسبت به رسانه‌های جدید‌تر که با عنوان رسانه‌های نوین (new media) نامگذاری شده‌اند بایستی رسانه‌های دیروز دانست. کتاب‌ها و دانش ارتباطات نیز به سرعت تغییر کرده‌اند. گرچه همه دانش‌ها و فن آوری‌ها ریشه مشترک دارند، اما شدت تحولات آنچنان است که نظریه‌های اجتماعی یا ارتباطی، فرصت گسترش و تحلیل نمی‌یابند و بصورت مستمر و مداوم نظریات جدیدی به آن‌ها می‌پیوندد. در این شرایط مدیریت بر رسانه‌ها و فن آوری‌های نوین مانند شخصی به نظر می‌رسد که از پنجره قطار سریع السیر مدرن به بیرون می‌نگرد. اندیشمندانی که بر قطار تحولات سوار شده‌اند برای داشتن تحلیل از صحنه‌ای که در پنجره روبرویشان به سرعت می‌گذرد بایستی توانایی خود را افزایش دهند. افزایش توانایی نیازمند داشتن تحلیل و شناخت الگوهای تحول و تغییر و تبیین هوشمندانه از تحولات است. برای داشتن تحلیل از این تحولات که بصورت بحرران‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی نمود می‌یابند مجبوریم، مروری بر گذشته و حال و پیش بینی از آینده داشته باشیم. این بررسی به ما کمک می‌کند تا تصویری که به سرعت از پنجره قطار تحولات به آن می‌نگریم شناخته شده‌تر و واضح‌تر بوده و تصوری از آنچه در بیرون وجود دارد و در ایستگاه قطار به آن می‌رسیم برایمان فراهم شود.

بدین ترتیب برای زندگی و مدیریت در شرایط نوین به دانش و برنامه ریزی جدیدتری نیاز داریم و این نیاز‌ها در تمام حوزه‌های زندگی بشر وجود دارد. ارتباطات عنصر مهم و اساس زندگی امروز بشر است و عدم آشنایی با ابعاد جدید و گسترده آن ضررو زیان‌های فراوان به همراه خواهد داشت. در این کتاب سعی شده با جمع آوری اطلاعات و بررسی و تحلیل نظریه‌ها و دیدگاههای اندیشمندان داخلی و خارجی، با شیوه‌ها و روش‌های جدید مدیریت در فضای نوین ارتباطی آشنا شویم.

برگزاری دومین همایش مدیریت و اقتصاد رسانه دراردیبهشت ۹۱

درنخستین نشست اعضای شورای سیاستگذاری دومین همایش بین المللی مدیریت و اقتصاد رسانه، دبیر و زمان قطعی برگزاری این همایش تعیین شد.

به گزارش روابط عمومی دومین همایش بین المللی مدیریت و اقتصاد رسانه، درنخستین نشست اعضای شورای سیاستگذاری این همایش که درآخرین روز بهمن ماه و درشرکت پیام رسا (وابسته به شهرداری تهران) برگزارشد، حاضران پس ازبررسی اهداف ومحورهای این همایش، درمورد تعیین دبیر شورای سیاستگذاری و زمان برگزاری به بحث و تبادل نظر پرداختند.

درپایان این همایش دکترحسن خجسته، معاون برنامه ریزی و نظارت سازمان صداوسیما به عنوان دبیر شورای سیاستگذاری این همایش انتخاب شد.

همچنین براساس تصویب اعضاء مقرر شد دومین همایش مدیریت و اقتصاد رسانه، ۱۶ و ۱۷ اردیبهشت ۹۱ درمحل دانشکده علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی شود.

نمایندگان ارشد یونسکو، معاونت سینمایی وزارت ارشاد، روابط عمومی شهرداری تهران، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، سازمان اکو و تنی چند از پیشکسوتان رشته ارتباطات ازجمله دکترعلی اکبر فرهنگی (استاد دانشگاه و پدرعلم مدیریت رسانه و پایه گذار این رشته در ایران) ازاعضاء شورای سیاستگذاری حاضر در این نشست بودند.

در این روزگار وقتی روزنامه‌ای به شماره ۵ هزار می‌رسد یک پدیده است …

پنج هزارمین شماره روزنامه جهان اقتصاد امروز منتشر شد.

سعید تقی‌پور _ رییس شورای سردبیری و موسس روزنامه جهان اقتصاد _ در گفت‌وگو با خبرنگار رسانه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، از انتشار پنج هزارمین شماره این روزنامه خبر داد.

او افزود: روزنامه جهان اقتصاد از سال ۱۳۷۱ به عنوان نخستین روزنامه اقتصادی کشور شروع به فعالیت کرد و در آن زمان کمتر کسی فکر می‌کرد که روزنامه‌ای با در نظر گرفتن تمام صفحات در موضوع اقتصادی بتواند موفق باشد.

وی بیان کرد: اما این روند باعث شد تا روزنامه‌های دیگری در حوزه‌ی اقتصادی شروع به کار کند و همه مطالب آن‌ها به اقتصاد مربوط شود.

مدیر مسوول روزنامه جهان اقتصاد گفت: در طول پنج هزار شماره‌ای که از این روزنامه منتشر شده، جهان اقتصاد تاکنون مشکل قضایی نداشته و به جز ایام تعطیل به‌طور مستمر منتشر شده است.

وی بیان کرد: این روزنامه توانسته با وجود نوسانات سیاسی و تحولات اقتصادی دولت‌های مختلف به این شماره برسد که این نشان‌دهنده‌ی نوعی مدارا و انعطاف روزنامه است.

تقی‌پور در پاسخ به پرسشی مبنی بر تغییر مدیریت روزنامه گفت: تا سال ۸۳ مدیریت روزنامه را برعهده داشتم که پس از آن مدیر مسوول به فرزانه خرقانی واگذار شد که از سوی شرکت رسانه‌گستر هم‌چنان منتشر می‌شود.

او هم‌چنین درباره‌ی اعضای تحریریه گفت: شاید به جرات بتوان گفت تعداد زیادی از خبرنگاران و روزنامه‌نگارانی که در عرصه‌ی اقتصادی کار می‌کنند کار خبری اقتصادی خود را در این روزنامه آغاز کردند.

به گزارش ایسنا، در شماره امروز روزنامه جهان اقتصاد، ویژه نامه‌ای تحت عنوان پنج هزارمین شماره‌ی روزنامه جهان اقتصاد به چشم می‌خورد که در آن یاد‌داشت‌هایی از مدیر مسوول، سردبیران سابق روزنامه، تعدادی از دبیران و خبرنگاران سابق روزنامه و هم‌چنین عضو شورای سردبیری منتشر شده بود.

بی‌خود و بی‌جهت: یادداشت‌های یک دانشجوی مدیریت رسانه از جشنواره فجر

بی‌خود و بی‌جهت جشنواره ۳۰ ام هم تمام شد.

خب این فیلم بدی نیست، اما خوب هم نیست. ایده‌های خوبی دارد و اجرای جالبی هم دارد. تماشاگر را هم تا انتها با خودش همراه می‌کند. شوخی‌های زشت و زننده را هم لابلای فیلم استفاده کرده و کمتر تماشاگری به این فکر می‌افتد که این شوخی‌ها مخصوص فیلم‌‌های آب دوق خیاری است. فیلم اگر رنگ اکران ببیند خوب می‌فروشد. حالا پرده‌ها را به آتش نمی‌کشد اما فروش خوبی خواهد داشت و شاید سرمایه‌گذاری کاهانی را برگرداند اما فیلم از جایی آسیب می‌خورد که اگر حواسمان نباشد و بشود مد سینمای ما ما را راه اشتباهی خواهد برد.

فیلم یک ایراد اساسی دارد و آن این که هیچ پیامی ندارد. پیام با نصحیت و شعار فرق دارد. در ارتباط قرار است پیامی منتقل شود. حتی اگر قرار است بی‌خود و بی‌جهت بودن خیلی از دل‌مشغولی‌های ما پیام این فیلم باشد قرار نیست خود پیام بی‌خود و بی‌جهت باشد. فیلم ابزاری برای انتقال پیام است.

فیلمنامه: خب این فیلم فیلمنامه بدی ندارد اما فیلمنامه خوبی هم ندارد. روند فیلمنامه خیلی سید فیلدی نیست و همه گره‌های فیلم همان ۵ دقیقه آخر است. پایان باز بودن فیلم هم مثل دور شدن از یک جوجه تیغی می‌ماند که کف خیابان چسبیده و له شده و با ماشین مدام از آن دور و دورتر می‌شویم. این دورتر شدن یک جور رها کردن این هیولاست و هر چقدر که از آن دورتر می‌شویم به همان اندازه از این هیولا هم دورتر می‌شویم. چند روز بعد هم چیزی در ذهنمان باقی نمانده است. این همان ایرادی است که کل فیلم را به اثری کم‌مایه تبدیل می‌کند. بیشتر فیلم‌های این روزها ایده‌های خوبی دارند که در اجرا نابودشان کردند اما این یکی متاسفانه ایده‌ای ندارد ولی اجرایی قابل قبول دارد. وقتی پیامی نداشته باشی و فقط و فقط تماشاگر را تا انتها همراه خود نگه داری اتفاقی که برایت می‌افتد این است که دیگر تو را جدی نمی‌گیرند. تماشاگران بعد از تماشای فیلم و زمانی که از خلسه موقت بیرون می‌آیند تازه متوجه می‌شوند که هیچ خبری نبوده است.

کارگردانی: خب همه بار این فیلم روی دوش کارگردانی آن و همین طور روی تدوین است. ضرباهنگ و ریتم فیلم تند است و خیلی خوب تماشاگر را نگه می‌دارد. فیلم روند تنی دارد اما این به معنای این نیست که مدام گره‌هایی به وجود می‌آید. تقریبا تا آخر فیلم هیچ گره‌ای نداریم و کل فیلم هم در آن ۵ دقیقه آخر خلاصه شده است. گویی قرار است همه فیلم را ببینیم تا بالاخره شاهد جرئت و جسارت الهه باشیم. همین: بی‌خود و بی‌جهت.

بازیگران: خب این بازیگران برگ برنده فیلم هستند و تماشاگران را به سینما خواهند کشید. همه خوب‌اند. همه.

تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار: خب خود کاهانی است. شاید اگر بخواهیم مسیر حرفه‌ای شدن را طی کنیم باید به روزی برسیم که سرمایه‌گذار کار خودش را بکند، تهیه‌کننده هم کار خودش را و کارگردان هم کار خودش را.

می‌فروشد: بله اگر اکران شود.

سیمرغ: بازی‌های و کارگردانی و تدوین.

روییدن در باد: یادداشت‌های یک دانشجوی مدیریت رسانه از جشنواره فجر

این که به این فیلم ۵ ستاره دادم از روی ترحم نیست که من معتقدم همین لطف کردن‌ها سینمای ما را چنین وابسته به منابع بالاسری کرده است و همین شده که سینمای ما توسری خورده مانده و جرئت و عرضه حرف زدن ندارد. به خاطر همین هم فیلم سیاسی ساخته می‌شود که بازتولید ابلهانه حرف‌های شعاری برنامه خبری ۲۰ و ۳۰ است. بماند. این فیلم ارزش ۵ ستاره را دارد. فقط و فقط به یک دلیل. این که زده بیرون از این فیلم‌های یک اتاقی و رفته توی دل دشت و دمن. این فیلم ما را می‌برد به دشت‌های زیبای سرعین در اردبیل. وقتی از سالن سینما در نیمه شب می‌زنی بیرون و زیر زمین خیس شده از باران قدم می‌زنی هنوز مست تصاویر و لانگ‌شات‌های فیلم هستی. خوشحالی از این که یک داستان عاشقانه دیدی آن هم نه در چاردیواری‌های تنگ بلکه در دل دشت و دمنی که ادم نفسش باز می‌شود.

فیلمنامه: مطمئنا نقطه قوت این فیلم فیلمنامه‌اش نیست. داستان فیلم معمولی و ساده و دم دستی است. اصلان که در ایل زندگی می‌کند و پدر به خاطر نیاز به کار پسر مجبور است او را از مدرسه بکشد بیرون و پسر تلاش می‌کند مدرسه و امتحان‌هایش را به هر ضرب و زوری که هست پشت سر بگذارد. در فیلمنامه هم همه چیز هست: یک دختری که دم بخت است، پسر ساده‌ای که عاشق دختر است، رقیب عشقی گردن کلفت، پیرزن دانا، رئیس ایل بدجنس و …

این فیلمنامه حداقل یک چیز دارد و آن قصه است. لااقل با یک قصه ساده رو به رو هستیم. هر چند که ریزه‌کاری‌های فیلمنامه چندان چنگی به دل نمی‌زند و می‌توانست بهتر باشد اما در کل داستان مخاطب رها را همراه می‌کند.

بازیگران: خب این مجموعه بازیگران فیلم دلیل سینما رفتن نخواهند بود. هر چند که حضور امید زندگانی و گوهر خیراندیش هم به نفع فیلم نبوده و با کلیت فیلم نمی‌خوانند.

کارگردان: خب این فیلم کارگردانی سختی داشته است. همین که فیلم در دکور و زیر یک سقف نمی‌گذرد و در دشت و دمن اردبیل ساخته شده نشان از سختی کار دارد. مستندساز بودن کارگردان هم به کمک او آمده احتمالا. این فیلم شاید فیلمبردازی شاهکاری نداشته باشد اما تصاویر چشم‌نوازی در فیلم هست. هر چند که به نظرم می‌شد تصاویر بهتری از طبیعت ثبت کرد و فیلم روی این مزیت خودش بیشتر تاکید می‌کرد این طور.

بازاریابی: نمی‌دانم فارابی چطور می‌خواهد برای این فیلم بازاریابی کند اما احتمالا اگر بخواهند این فیلم را ببرند در طرح‌هایی مانند اکران خاص آن را نابود خواهند کرد. این فیلم باید خانواده‌ها هدف قرار دهد و مطمئنا جوانان مخاطبان این فیلم نیستند. اما با هوشمند می‌توان از طبقه متوسط و میان سال جامعه مشتریانی برای این فیلم یافت.

تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار: فارابی.

آیا می‌فروشد: نه.

سیمرغ: گمان نمی‌کنم.

محرمانه تهران: یادداشت‌های یک دانشجوی مدیریت رسانه از جشنواره فجر

فیلم را در حالی دیدم که صدا و تصویر با هم سینک نبود و این آزاری مضاعف در تماشای این فیلم بود. خود فیلم به اندازه کافی تجربه آزاردهنده‌ای بود. نقد و بررسی این یکی فیلم سیاسی جشنواره بماند برای بعد. ترجیح می‌دهم این بخش از نوشته علی معلم را نقل کنم که همه حرف‌ها را به کمک همین چند کلمه زده است:

سینمایی که مستغنی است و سفارش از مردم نمی‌گیرد همین می‌شود. سینمای کارمندی، که بعضی مفتخر به آن هستند . که حتی به سفارش‌دهنده‌اش خیانت می‌کند. آن یکی با استعانت از پول‌های دولتی می‌رود از رییس‌جمهور حرف بزند هم مردم را مسخره می‌کند و هم رییس‌جمهور را نابود می‌کند، دیگری می‌خواهد از دخالت خارجی‌ها در امور رسانه‌ها حرف بزند و برای نشریات فرهنگی دلسوزی کند، هم موضوع را نابود می‌کند و دروغ جلوه می‌دهد، هم به اهل مطبوعات توهین می‌کند. آن یکی زور می‌زند که به کاهدان جاهلانه اومانیسم عقب‌مانده بزند نگران برادران عراقی می‌شود تا خرج مهمات‌اش کند، حضرتی اوضاع را مناسب می‌بیند، با رانت دولتی و نظارتی هر چه قبلا می‌توانسته در فیلم‌های سطحی‌اش نشان بدهد در کمال دست و دلبازی عرضه می‌کند. بعضی‌ها هم که کارمندان خوبی برای سفارش‌دهنده‌ها هستند و یا از اخلاق فردی دم می‌زنند و راه حل را در تعارف آش و تیتاپ و چایی جستجو می‌کنند یا تازه بعد از سی سال می‌خواهند از توبه عرق‌خورها به شعائر مذهبی برسند. ای دل غافل!

چهارمین سمینار بررسی مسایل و چالش‌های مطبوعات

دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها در آستانه برگزاری چهارمین سمینار بررسی مسایل و چالش‌های مطبوعات از کلیه اساتید، صاحبنظران و فعالان حوزه مطبوعات و ارتباطات دعوت به‌عمل می‌آورد ضمن مشارکت در این سمینار علمی و ملی در یکی از محورهای ذیل به نگارش مقاله پرداخته و مقالات خود را تا تاریخ ۱/۲/۱۳۹۱ به دبیرخانه سمینار ارسال نمایند.

محورهای سمینار:

۱. سیاست‌ها و راهکارهای توسعه کیفی مطبوعات و خبرگزاری‌ها

۲. تهذیب رسانه، اخلاق حرفه‌ای و روزنامه‌نگاری اسلامی

۳. دهه چهارم انقلاب و نقش مطبوعات در گسترش پیشرفت و عدالت

۴. تنوع و تکثیر رسانه‌ها و بازیابی جایگاه رسانه‌های مکتوب

۵. استقلال و امنیت شغلی روزنامه‌نگاران (مطبوعات و خبرگزاری‌ها)

۶. اقتصاد رسانه‌ها و نقش آن در مالکیت و مدیریت رسانه

۷. فقه رسانه و تدوین نظام رسانه‌ای روزآمد

۸. بررسی مشکلات نظام توزیع مطبوعات

۹. مسایل و چالش‌های مطبوعات (مطبوعات ملی و مطبوعات محلی)

۱۰. ضرورت‌های آموزش روزنامه‌نگاری و تربیت نیروی انسانی کارآمد

راهنمای تنظیم مقاله:

۱. ارسال‌کنندگان مقالات نیاز به مدرک تحصیلی مختص به ارتباطات و یا سابقه کار مطبوعاتی ندارند.

۲. ذکر نشانی دقیق، تلفن ثابت و همراه، ای _ میل و فاکس ارسال‌کنندگان مقالات جهت هماهنگی‌های بعدی ضروری می‌باشد.

۳. ساختار مقاله از روش علمی شناخته شده‌ای پیروی نموده و دارای چکیده، مقدمه، متن ساختارمند، نتیجه‌گیری و منابع و مأخذ باشد.

۴. چکیده مقاله (فارسی و انگلیسی) حاوی موضوع اصلی مقاله و مهمترین نتایج به دست آمده از مقاله باشد و حداکثر در ۲۰ سطر تنظیم شود.

۵. منابع و مأخذ داخل متن برحسب مورد به فارسی یا لاتین به شرح داخل پرانتز ذکر گردد. (نام خانوادگی مؤلف، سال انتشار، شماره صفحه)

۶. معادل انگلیسی یا لاتین مفاهیم و اصطلاحات مهم در متن داخل پرانتز ذکر شود.

۷. تعداد صفحات مقاله حداکثر ۳۰ صفحه A4 و حداقل ۲۰ صفحه باشد. حتماً حروفچینی شده و همراه با لوح فشرده (WORD 2003) به دبیرخانه سمینار ارسال گردد.

۸. مطالب ارسالی مسترد نمی‌شود

نشانی: تهران – خیابان شهید دکتر بهشتی – خ پاکستان، کوچه دوم غربی، شماره ۱۱

(صندوق پستی ۶۵۳۳/۱۵۸۷۵)

تلفن: ۸۸۷۳۰۴۱۳-۸۸۷۳۸۵۶۴

دورنگار: ۸۸۷۳۰۴۷۷

نشانی سایت: www.rasaneh.org

چک و زندگی خصوصی: یادداشت‌های یک دانشجوی مدیریت رسانه از جشنواره فجر

این نیمه شبی که فرصت شد چیزی بنویسم دوست دارم در مورد هر دوی این فیلم‌ها خیلی خلاصه و یک جا بنویسم. چک را راست‌گفتار ساخته که پیش از این نقاب پرحاشیه را ساخته بود. زندگی خصوصی را هم فرح بخش تهیه کننده ساخته است. کسی که کمپانی‌ فیلمسازی‌اش یعنی پوبا فیلم تولید کننده بسیاری از آثار پرفروش سینمای ایران است.

فعلا کاری به محتوای این دو فیلم ندارم که در جای خود باید به آن پرداخت. اما بگذارید بگویم که این دو تا فیلم با همه حرف و حدیث‌هایی که ممکن است دور و برشان باشد خبر از شروع موج جدیدی در سینمای ایران می‌دهد. چیزی که این روزها نام سینمای سیاسی را بر آن گذاشته‌اند. حالا خیلی مهم نیست سینمای سیاسی باشد یا غیرسیاسی. از نظر من این اهمیت دارد که داریم در فیلم‌هایمان سرمان را از برج عاج‌هایمان بیرون می‌بریم و کمی به کف خیابان نزدیک می‌شویم. کمی بیرون از پیله‌ها می‌رویم و می‌بینیم که در جامعه چه چیزهایی در جریان است. این دو تا فیلم آدم‌هایی دارند که از جنس همین آدم‌های دور و بر ما هستند. کاری به مواضع دو تا فیلم هم ندارم که در جای خود جای بررسی دارد. حرف‌های آدم‌ها قابل درک است. آنها را می‌شناسیم و در قالب یک قصه جذاب داستان زندگی آدم‌هایی را مشاهده می‌کنیم که همین دور و بر ما زندگی می‌کنند. برخلاف دوستانی که بسیاری این دو فیلم را می‌کوبند من از هر دوی این فیلم‌ها خوشم آمده و هر چند که فیلم محبوب‌های من نیستند اما معتقدم عیارشان را سال آینده و پای گیشه نشان خواهند داد. هر دوی این فیلم‌ها در جذب مخاطب موفق خواهند بود و مردم را به سینما‌ها می‌کشانند. البته بعید می‌دانم حماسه اخراجی‌ها تکرار شود اما این فیلم‌های دارند کم کم نشان‌مان می‌دهند که می‌شود فیلم خوب ساخت و قصه هم داشت و مردم را هم جذب سینما کرد.

برویم در این چند روز پایانی ببینیم این جشنواره چه چیزهایی برای ما در چنته دارد.

مدیر اداره کل منابع نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور خبر داد: مطالعه ۷۹ دقیقه‌ای ایرانی‌ها در سال ۸۹

ایرانی‌ها در سال گذشته ۷۹ دقیقه کتاب، قرآن و ادعیه، روزنامه و مجله مطالعه کردند. این رقم شامل کتاب‌های درسی نمی‌شود.

رضا قربانی، مسؤول گروه “رسانه” ماهنامه مدیریت ارتباطات، وعده داده بود موضوع اقتصاد کتاب را در بیست‌ویکمین شماره این ماهنامه مورد بررسی قرار خواهد داد. حالا او به اتفاق همکارانش مطالب مهمی را در این زمینه به رشته تحریر درآورده‌اند.

در یکی از این مطالب، گفت‌وگویی با سید عارف علوی، مدیر اداره کل منابع نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور انجام شده و وی علاوه بر بیان آخرین آمارهای مربوط به سرانه مطالعه در کشور به پرسش‌های مختلف در مورد مسائل و مشکلات حوزه کتاب، پاسخ داده است.

مدیر اداره کل منابع نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در مورد آخرین تغییرات وضعیت کتاب‌خوانی مردم می‌گوید: یک رقم مشهوری هست که مردم ایران دو دقیقه در روز مطالعه می‌کنند. این آمار متعلق به اوائل دهۀ پنجاه است. در سال ۱۳۸۸ طبق سنجش‌های علمی شاخص‌های فرهنگی کشور، مردم ۷۶ دقیقه در روز مطالعه می‌کردند که البته این رقم شامل کتاب‌های درسی نیست ولی قرآن و ادعیه، اینترنت، روزنامه، مجله و کتاب را شامل می‌شود. این عدد در سال ۱۳۸۹ به ۷۹ دقیقه رسیده است. وی ادامه می‌‌دهد: سهم کتاب در سال ۱۳۸۸، هجده دقیقه در روز بوده است. علوی با اعلام اینکه این رقم، بد نیست، ولی خیلی با انتظارات‌مان فاصله دارد به پرسش‌های مختلف خبرنگار ماهنامه مدیریت ارتباطات پاسخ داده است.

از جمله ارائه آمارهای مختف خرید کتاب توسط این نهاد: اجازه بدهید بخشی از آمار ۹ ماهۀ اول سال جاری را توضیح بدهم. ما در این بازۀ زمانی حدود ۵/۸میلیارد تومان خرید متمرکز کتاب داشته‌ایم. ۴/۱میلیارد تومان هم نشریه و مجله خریده‌ایم، البته بدون روزنامه‌ها، چون فرآیند توزیع ما زمان‌بَر است و به همین دلیل مراکز استان‌ها می‌توانند رأساً اقدام به خرید روزنامه بکنند. سیستم «کتاب من» هم در کتابخانه‌ها راه‌اندازی شده است، به این صورت که عضو کتابخانه به سراغ کتاب‌دار می‌رود و می‌گوید کتابی که در کتابخانه نیست را نیاز دارد. این درخواست ارسال می‌شود و کتاب مورد نیاز به صورت تک‌خرید برای آن کتابخانه خاص ارسال می‌شود.

حدود ۲ میلیارد تومان هم برای این تک‌خریدها هزینه شده است. یکی دیگر از اقدامات نهاد، مسابقه‌های کتاب‌خوانی ماهانه است. ۲ میلیارد تومان هزینۀ تأمین منابع این طرح شده است. یک طرح دیگر هم با عنوان «کتاب برتر» داشته‌ایم که در آن هزار عنوان کتاب برتر در یکصد حوزه شناسایی و ترویج می‌شوند. لیست این کتاب‌ها در سایت booki.ir موجود است. ۳ میلیارد تومان هم برای این طرح بودجه کنار گذاشته شد.

علوی در پاسخ به این سؤوال که در بخش خرید متمرکز کتاب برای کتابخانه‌های کشور، چند عنوان کتاب خریده‌اید و به چه تعداد؟ می‌گوید: حدوداً ۵/۲میلیون جلد کتاب خریده‌ایم، در تقریباً ۱۵۰۰ عنوان. وقتی خرید یک کتاب به صورت متمرکز تصویب می‌شود، ما حداقل ۳۱ نسخه خرید می‌کنیم برای کتابخانه‌های اصلی مراکز استان‌ها. حداکثر هم ۳۰۰۰ نسخه خرید می‌کنیم که ۲۷۶۰ نسخه برای تمام کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور می‌رود و مابقی نیز انبار می‌شود برای کتابخانه‌هایی که در آینده راه‌اندازی می‌شوند.

مشروح گفت‌وگوی ۲ ساعته ماهنامه مدیریت ارتباطات با مدیر اداره کل منابع نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور را در بیست‌ویکمین شماره این ماهنامه پیگیری نمائید.

پله آخر: یادداشت‌های یک دانشجوی مدیریت رسانه از جشنوار فجر

پله آخر یا مرگ در می‌زند

این فیلم را در کنار خود علی مصفا در پردیس ملت مشاهده کردیم.

موضوع محوری این ساخته علی مصفا به نظر من مرگ است. تلاش کرده طنازانه مرگ را بیاورد در بطن زندگی و نکته همین جاست. برخلاف تصور قرار نیست با مرگ به نیستی و ناامیدی برسیم و از دل همین مرگ قرار است که زندگی بیرون بیاید. همین مرگ است که همه مشکلات ریز و درشت آدمی را به کاه تبدیل می‌کند.

فیلمنامه: روایت غیرخطی این فیلم اولین تجربه در سینمای ایران نیست اما یکی از تجربه‌های موفق است. این فیلم روایت غیرخطی را به خاطر نیاز استفاده کرده و برای ادا و اطوار نیست.

بازیگران: خب این فیلم علی مصفاست. تک‌ستاره فیلم هم لیلا حاتمی است. به نظرم سیمرغ روی شاخ‌های این بازیگر است.

کارگردانی: کارگردانی این فیلم تمیز و کم عیب است. اوج کار تولید این فیلم در این است که پیوستگی روایت حفظ شده و با وجود پرش‌های فراوان زمانی مخاطب آزار نمی‌بیند. این دومین کارگردانی مصفاست. کارگردانی که اگر در مسیر مناسب حرکت کند کارهای بهتری هم از او خواهیم دید. او خودش هم سینمادار است و فکر می‌کنم فیلم می‌سازد که مخاطب عام با فیلمش ارتباط برقرار کند. همین که امروز نشسته بود بین مردم یعنی همین دیگر. اما هنوز فاصله دارد با بیان داستانی که مردم را به سینما بکشاند.تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار: خب گفتم که این فیلم علی مصفاست. این که این فیلم شخصی است و با هزینه خود کارگردان و به طور مستقل تهیه شده را دوست دارم. فیلم‌های صدقه‌ای را هیچ وقت دوست نداشتم. فیلم باید روی پای خودش بایستد. همین که هنرمند انقدر پای کارش ایستاده که حاضر است برای آن هزینه کند ارزشمند است. اما این همه چیز نیست. آیا این سرمایه‌گذاری برمی‌گردد؟

بازاریابی: امیدوارم نفله نشود!

توزیع: سینمای مستقل ایرانیان

حاشیه‌ها و حرف و حدیث‌ها: علی مصفا در یادداشتی در مجله ۲۴ درباره فیلمش نوشته: فیلمنامه پله آخر را هفت سال پیش نوشتم. اما برای ساختنش به هر دری زدم نشد؛ دوستان تهیه‌کننده هر چند فیلمنامه را دوست داشتند، اما هر کدام به نوبت، بعد از هفت هشت ماه کنار می‌کشیدند تا اینکه بالاخره تصمیم گرفتم خودم پولی جور کنم و به معنای واقعی کلمه فیلم را مستقل بسازم. چاره‌ای نداشتم جز اینکه از تمام امکانات استفاده و بلکه سوء استفاده کنم. مجبور شدم نقش اول مرد را خودم بازی کنم و هنوز هم از این بابت دلخورم. اما نقش اول زن از ابتدا برای لیلا حاتمی نوشته شده بود. خلاصه طی ۳۷ جلسه فیلمبرداری کار تمام شد و هنوز هم درگیر مونتاژ و صداگذاری آن هستیم. وسوسهٔ ساخت این فیلم مثل مرضی به جانم افتاده بود و دست‌بردار نبود. برای همین نتیجهٔ کار هر چه باشد خوشحالم که بالاخره از درگیری فکریِ ساخت این فیلمنامه خلاص شدم. حالا بعد از هفت سال، بالاخره فکرم آزاد شده و روانم آسوده‌است. به گمانم فیلم ساختن گران‌ترین روان‌درمانی روزگار ماست.

آیا می‌فروشد: نه. نمی‌دانم. شاید. اما بعید می‌دانم بتواند فیلم بترکانی بشود.

سیمرغ: شاید فیلمنامه و به احتمال زیاد لیلا حاتمی برای بازیگری.

از رودریگوئز و سه بعدی تا آن برج بتونی

راند دوم فیلم‌های سه بعدی از فردا در ایوان شمس شروع می‌شود. بیایید به این جشنواره و لذت فیلم‌ دیدن را بچشید. ببینید مردم در دنیا چه چیزهایی می‌بینند و در سالن‌های تاریک سینما با چه چیزهایی سرگرم می‌شوند. بیایید ببینید که حتی با وضع داغان پخش فیلم‌ها در ایوان شمس باز هم یک سر و گردن از فیلم‌های سینمایی ایران بالاترند. این فیلم‌ها یادمان می‌آود که هنوز قصه و قصه‌گویی در دنیا طرفدار دارد و هنوز هم مردم برای دیدن و شنیدن قصه حاضر به صرف هزینه و زمان هستند.

با این کیفیتی که فیلم‌های خارجی در جشنواره نفله می‌شود چیزی از فیلم‌ها باقی نمی‌ماند. بلایی که ما سر فیلم‌های نامسلمانان می‌آوریم را ان‌شاا… خدا سر هیچ مسلمان نیاورد. با این حال بیایید ببینید که جشنواره اینجا در پایین کردستان چگونه جریان دارد. نبض جشنواره اینجا می‌زند نه آن بالا پای آن برج بتونی. اینجا در همین گوشه شهر سینما جربان دارد. اینجا زندگی جریان دارد. اینجا گنده‌گویی و دود سیگار و روشنفکرنمایی جایی ندارد. اینجا قهرمان‌های فیلم دنبال نجات دنیا هستند و مردم را همراه خود می‌کنند. فقط و فقط از یک چیز دلخورم و آن این که این روزها بهترین فیلم‌های جشنواره باید فیلم‌های سه‌بعدی ایوان شمس (تازه آن هم با بدترین کیفیت پخش) باشد و کمی آن ورتر شاهد گنده‌گویی‌هایی فیلمسازان خودمان باشیم. فیلم‌های ما به نظر می‌رسد مردم را جذب نمی‌کنند و متاسفانه آن فیلم‌هایی که از آن سوی آب‌ها آمده‌اند مردم ما را بهتر جذب می‌کنند.

در انتظار معجزه: یادداشت‌های یک دانشجوی مدیریت رسانه از جشنواره فجر

در انتظار معجزه

اگر معجزه می‌توانست زندگی با چشمان بسته را نجات دهد این یکی فیلم صدرعاملی را معجزه هم نمی‌تواند نجات دهد. صدرعاملی به سرعت مسیر اشتباهی را طی می‌کند و هر روز و هر روز از سینمای قصه‌گو دور و دورتر می‌شود و به ناکجاآباد نماد و نمادپردازی‌های نامفهوم می‌افتد.

یکی از بهترین فیلم‌هایی که از گذشته در ذهنم مانده دختری با کفش‌های کتانی است. هر چند که آن فیلم هم از نظر تکنیک و ساختار مشکلات فراوانی داشت اما خبر از جسارتی می‌داد که پشت آن صدرعاملی سابقا روزنامه‌نگار بود. امروز نه از تکنیک خبری هست نه از آن جسارت.

فیلمنامه: گویی صدرعاملی خودش را بی‌نیاز از فیلمنامه می‌داند و احتمالا صفحه‌های بسیاری در این فیلمنامه بوده که سفید سفید مانده بوده است. فیلم پر است از سکوت‌های معناداری که مخاطب خودش باید زحمت فهمیدن همه چیز را بکشد. داریم به جاهای خوبی می‌رسیم. نه به آن روزی که انقدر یک چیز را تکرار می‌کردند تا مخاطب شیرفهم شود نه به امروز که خود مخاطب باید فکر کند و یک قصه‌ای برای این تصاویر سرهم کند.

بازیگران: همه بار این فیلم بر روی دوش بازیگران فیلم است. خدایی کار سختی است به شما بگویند با سکوت حرف بزن! حرف‌های عمیق و معنادار. سیمرغ روی شاخ بازیگران این فیلم است به نظر من.

کارگردانی: آدم بی‌خود و بی‌جهت یاد درخت زندگی می‌افتد!

تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار: با توجه به این که این سومین قسمت سه گانه مشهد صدرعاملی است احتمالا باید از شبکه یک تلویزیون و آستان قدس رضوی تشکر کرد.

هزینه تولید: با توجه به این که این کارها در اصل تلویزیونی بوده احتمالا هزینه بالایی نداشته است.

پخش: فکر کنم همان تلویزیون این فیلم را پخش کند دیگر!

بازاریابی: فکر نمی‌کنم نیازی به بازاریابی باشد.

حاشیه‌ها و حرف و حدیث‌ها: ؟

آیا می‌فروشد: از اول هم قرار نبوده بفروشد.

سیمرغ: شاید بازیگران فیلم. البته اگر اتفاق عجیب و غریبی نیفتد.