دسته‌ها
یادداشت‌

بهاریه برای سال ۱۳۹۲

Black-White

شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان

برکش آن تیغ چو پولاد و بزن بر سرشان

در زندگی پرفراز و نشیب‌مان همیشه در حال جنگ و جهاد هستیم. جنگ مطلوب نیست، اما جهاد چرا. ظاهر این دو هیچ تفاوتی با هم ندارند و اگر ناظری بدون توجه به ماهیت جنگ و جهاد به نظاره این دو بنشیند، هر دو را یک چیز خواهد دید. در جنگ و جهاد اتفاق‌هایی می‌افتد که یک چیز هستند؛ اما جنگ کجا و جهاد کجا.

در جهاد نبرد بین حق و باطل است. یکی حق است و یکی باطل. جنگ یک پیروز میدان دارد. در جنگ کسی که می‌کشد برنده است و کسی که کشته می‌شود بازنده. اما در جهاد نتیجه کاملا از پیش تعیین شده است. در جهاد فارغ از نتیجه صوری آن، این حق است که برنده میدان است. باطل همیشه بازنده است، حتی اگر بکشد. مهم‌ترین نمونه این جهاد هم در ماجرای عاشورا دیده می‌شود. باطل ظاهرا کشت و پیروز شد. اما گذر زمان نشان داد که برنده واقعی کسی بود که کشته شد، نه آن کسی که کشت.

اما همین جهاد هم مراتب دارد. جهاد اصغر داریم و جهاد اکبر. در جهاد اصغر نبرد ظاهر و نمود بیرونی دارد، اما در جهاد اکبر نبرد بین حق و باطل در درون یک انسان اتفاق می‌افتد. بعضی وقت‌ها جهاد اصغر تمرینی است برای انسان که در جهاد اکبر هم موفق باشد. البته برای کسی که چشمانش را بسته، جهاد اصغر هم فایده‌ای ندارد و البته کسی که در جهاد اکبر و مبارزه با خودش پیروز شده، جهاد اصغر به راستی برای او اصغر است.

دسته‌ها
رسانه‌ مدیریت رسانه

میزان مصرف رسانه‌ها در نسل‌های مختلف / اینفوگرافی

میزان مصرف رسانه‌ها یا media consumption از آن متغیرهایی است که اطلاعات فراوانی را در مورد آدم‌ها به ما می‌دهد. حتی برخی بر مبنای همین آمارها صحبت از نسل‌های رسانه‌ای می‌کنند. این که چه رسانه‌ای در چه گروهی بیشتر استفاده می‌شود می‌تواند آن گروه را منتسب به آن رسانه کند. مثلا مردم ما به نظر می‌رسد بیشتر تلویزیونی هستند تا روزنامه‌ای. اما کشوری مانند ژاپن بیشتر روزنامه‌ای هستند تا تلویزیونی. البته این دو جمله آخر من مبتنی بر آمار نبود. دسترسی به آمار در زمینه مصرف رسانه‌ها هم چندان آسان نیست. هم این که این کار نیاز به تحقیقات عریض و طویل دارد و هم این که پروژه‌های نان و آب دارتر هم همیشه هست که محققان وقتی برای این کارها نگذارند. در بلاد فرنگ گویا به این مسائل اهمیت می‌دهند و تحقیقات خوبی در زمینه میزان مصرف رسانه‌ها انجام می‌دهند. در اینفوگرافی ادامه این متن می‌توانید میزان مصرف رسانه‌ها در نسل‌های مختلف و در ساعت‌های مختلف روز را ببینید.

Media Consumption - 2011

Created by: MBA Online

دسته‌ها
رسانه‌ مدیریت رسانه

مرگ تلویزیون: آیا تلویزیون رسانه اول است؟

امروز ما باید مفهومی به نام مخاطب رسانه را کنار بگذاریم و بیشتر بر روی دو مفهوم کاربر یا مفهوم مصرف کننده تاکید کنیم. مفهوم کاربر را بیشتر کسانی به کار می‌برند که فکر می‌کنند با معجزه رسانه‌های اجتماعی دیگر با مخاطب بدبخت منفعل طرف نیستیم و هر مخاطب خودش می‌تواند یک فرستنده بالقوه باشد. آنها می‌گویند مخاطبان کاربر رسانه‌اند و آنها هستند که به رسانه‌ها ارزش می‌دهند. در دیدگاه دیگر که کمی زمینی‌تر هم هست مخاطب همان مصرف کننده است. همان طور که قدیم‌ترها که هنوز یارانه‌ها را هدفمند نکرده بودند و ما از نان سنگگی محل نان سنگگ می‌گرفتیم مصرف‌کنندگان رسانه هم کالاهایی را از طریق رسانه مصرف می‌کنند. در این دیدگاه با علم اقتصاد می‌توان مقدار مصرف را هم اندازه گرفت. متاسفانه این دیدگاه دوم به نظر نزدیک‌تر به واقعیت می‌آید و مخاطب دیروز به مصرف‌کننده امروز تبدیل شده است.

روی همین حساب هر سال تو آمریکا مقدار مصرف رسانه‌ها را اندازه می‌گیرند. چند ماه پیش آماری منتشر شده بود که نشان می‌داد برای اولین بار مصرف اینترنت و تلویزیون به یک اندازه شده است. در این سال‌ها رشد مصرف تلویزیون بسیار کم و در مقابل رشد مصرف اینترنت بسیار بالا بوده است. باقی رسانه‌ها مانند رادیو، روزنامه و مجله‌های چاپی با کاهش مصرف مواجه بودند.

این آمار را در این تصویر می‌توانید ببیند:

حالا این برای آمریکا بود. به قول تیتر آن قدیم‌های شهروند ما را چه به چه؟ رو همین حساب ما را چه به شیطان بزرگ. متاسفانه باید عرض کنم هر چند آماری برای ایران نداریم اما این یک روند جهانی است و به قولی دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد.

حالا چه شد که این طور شد؟

دلیل اقبال به اینترنت و روگردانی از تلویزیون را باید در نوع کاربری اینترنت جست و جو کرد. شبکه‌های اجتماعی باعث شدند مردم گمان کنند که نقش فعال‌تری دارند. تلویزیون و رسانه‌های دیگر توان مشارکت‌گیری پائینی دارند اما اینترنت به کمک معجزه رسانه‌های اجتماعی ادعای مشارکت مخاطبان را دارد. دقت کنید که از دیدگاه دوم وارد ماجرا شدیم و هنوز هم در واقع مخاطب مصرف‌کننده پیام‌های رسانه است. یعنی داریم با دیده شک و تردید به جایگاه مخاطب نگاه می‌کنیم.

حال برسیم به سوال این متن! به نظر می‌رسد دنیای وب رسانه اول دنیا باشد. به نظر می‌رسد زمان ترک‌تازی تلویزیون به پایان رسیده باشد و آرام آرام نقشش را به فضای وب می‌دهد. اما مساله به همین سادگی نیست. یعنی هدف من از این نوشته این نیست که بگویم بله باید اینترنت و قدرت آن را جدی گرفت. به نظرم اینترنت قدرتمند است و همین طور هم دارد قوی‌تر می‌شود. اما یک جای کار می‌لنگد و آن این است که هنوز رسانه‌هایی مانند تلویزیون و رادیو جذابیت بیشتری برای مخاطبان دارند. درست است که در اینترنت همه چیز در حال تغییر است و مخاطبان جایگاه بالایی پیدا می‌کنند اما هنوز قدرت تلویزیون بالاتر است. یک جورهایی می‌خواهم بگویم که درست است که مصرف اینترنت و تلویزیون لب به لب شده اما یک ساعت تلویزیون قابل مقایسه با رسانه‌های دیگر نیست. کمی گنگ شد. می‌خواهم بگویم رسانه‌های دیگر هر چقدر هم که زمان بیشتری مصرف شوند اما کیفیت مصرف تلویریون بالاتر است. چرا؟ چون تلویزیون با مخاطب تعطیل موجه است. مخاطب تلویزیون نه نیازی به فکر کردن دارد نه اصلا فکر می‌کند. بنابراین اگر پیامی از اینترنت به مخاطب برسد به دلیل فعال بودن مخاطب به آسانی مورد توجه مخاطب واقع نمی‌شود و ممکن است در او تاثیر نگذارد. اما تلویزیون با مخاطب خلع سلاح شده مواجه است.

این هم دلیل این که چرا مدام از کیفیت پائین برنامه‌های تلویزیون نالانیم اما باز هم تلویزیون نگاه می‌کنیم.

حالا یک مساله دیگر؛ به نظر من تلویزیون رسانه اول نخواهد ماند. چرا؟ چون تلویزیون رسانه محبوب اکثریت خاموش است. اما اقلیت هوشیار تمایل دارند بخوانند و در صورت لزوم ببینند. مسیرهای کنونی و آینده جهان را اقلیت هوشیار رقم می‌زنند. نزد این گروه تلویزیون رسانه اول نیست. حالا با توجه به اصل تکامل به نظر می‌رسد به مرور نسل انسان‌هایی که کم‌هوش‌تر هستند دوام کمتری بیابد و با انقراض این نسل و گسترش نسل هوشمند دیگر تلویزیون‌‌خورهای کمتری داشته باشیم.

بعد از این که تلویزیون رسانه فراگیری شد روزنامه‌ها تاکید خود را از خبر به تفسیر منتقل کردند. مجله‌ها تخصص شدند. رادیو هم برنامه‌های کوتاه و زنجیره‌ای تولید کرد. سینما به نمایش جذابیت‌های جنسی و خشونت رو آورد. داستان‌های تخیلی و فضایی و صحنه‌های پرتحرک سینما را نجات دادند. اما آیا اینترنت می‌تواند شرایط خود را بر تلویزیون تحمیل کند؟

به نظر من بله. جواب در رسانه‌ای جدیدی در خود اینترنت به نام تلویزیون‌های اینترنتی است. در تلویزیون‌های اینترنتی ما با تلویزیون روبه‌رو نیستیم بلکه با رسانه جدیدی مواجه هستیم که اینترنت است نه تلویزیون.

شما چه فکر می‌کنید؟