چرا روزنامه‌های ما بفرموده عمل می‌کنند

Yarane-Kala

مهم‌ترین سوژه این روزهای مردم صف‌های تشکیل شده برای سبد کالاست و بار دیگر شاهد انعکاس دلبخواهی یک موضوع توسط رسانه‌ها هستیم. بار دیگر هر رسانه‌ای با نگاه به صاحبش و این که چه کسی پول رسانه را می‌دهد شروع کرد به تولید محتوا. کمتر رسانه‌ای به اصل ماجرا درست نگاه کرد و کم‌تر کسی به خودش زحمت داد در این روزهای سرد برفی از تحریریه بزند بیرون و برود با کارشناسان صحبت کند. صحبت‌ها خلاصه شد به انتشار خبرهایی که بیانیه‌مانند هستند و عکس‌های از فلاکت مردم که در این کشور به راحتی می‌توان چنین تصاویری شکار کرد. بار دیگر صف مهم‌ترین موضوع روز کشور شد و کسی نگاه نکرد که چرا این مردم عاشق صف هستند. چرا مردم اعتماد نمی‌کنند.

به عنوان نمونه می‌توان به آقای کیهان اشاره کرد. ادامه…

آیا موسسه همشهری یک موسسه زیان‌ده است؟

Hamshari

این روزها خبری در رسانه‌های مختلف شروع به چرخیدن کاتوره‌ای کرده است مبنی بر زیان‌ده بودن موسسه همشهری. کاری به این ندارم که موسسه همشهری منتسب به شهرداری است و شهردار هم که قالیباف است، بنابراین برخی همشهری را «مال قالیباف» می‌دانند. به هیچ وجه هم قصد دفاع  از موسسه همشهری را ندارم؛ اما این حقیقت را قبول دارم که همشهری جزو معدود موسسه‌های رسانه‌ای (و نه فقط مطبوعاتی) در ایران است که حداقل پتانسیل‌های لازم برای این که موضوع چهار تا کار تحقیقاتی رسانه‌ای بومی شود را دارد و با رشد شدن چنین موسسه‌هایی لازم نیست دانشجوهای ما این چنین شیفته رسانه‌های غیرایرانی باشند. یکی از رویاهای من وجود مجموعه‌ای رسانه‌ای مانند بی‌بی‌سی در ایران است. مجموعه‌ای با ساختاری قوی که در کنار بدنه نظام و دولت بایستد. موسسه‌ای که در هیچ زمانی نه پاچه‌خوار باشد و نه پاچه‌گیر. بلکه به دنبال انجام کار حرفه‌ای برود و مردم هم به این مجموعه اعتماد کنند. صدا و سیمای ما روی کاغذ از پتانسیل‌های فراوانی برای تبدیل شدن به چنین ایده‌ای برخوردار بوده که متاسفانه همه آن فرصت‌ها دود شده و به هوا رفته است. شاید تنها جایی که نیم‌بند بشود عنوان موسسه و مجموعه رسانه‌ای را  به آن اطلاق کرد همین موسسه همشهری است که اکنون مورد تهاجم قرار گرفته است. کسانی که به بهانه انتخابات پیش رو و با دلایل سیاسی شروع به تخریب همشهری کرده‌اند که حسابشان جداست. اما کسانی هستند که نادانسته شروع به تخریب این مجموعه کرده‌اند.

مطلبی در رجا منتشر شده بود که نویسنده اصرار داشت اثبات کند موسسه همشهری زیان‌ده است. اوج استدلال نویسنده هم این کشف بزرگش بود که گروه مجلات همشهری در سال‌های ۸۹ و ۹۰ نزدیک به ۱۶ میلیارد تومان ضرر کرده است. نویسنده بدون توجه به رابطه گروه مجلات همشهری و موسسه همشهری به این نتیجه عجیب و غریب رسیده است که پس موسسه همشهری زیان‌ده است. به همین دلیل چند نکته کوچک را باید بیان کنم:

۱. در تمام دنیا موسسه‌های بزرگ رسانه‌ای وجود دارند که به صورت هولدینگ (یا همان مادر تخصصی) عمل می‌کنند و موسسه‌های فراوانی را زیر پر و بال خود دارند. شرکت‌هایی که در زیرمجموعه هولدینگ عمل می‌کنند، لزوما همه‌شان سودده نیستند. این شرکت‌ها در مرحله‌های مختلف طول عمر خود قرار دارند. برخی استارت‌آپ هستند. برخی زیان ده هستند اما فعالیت آنها برای کل مجموعه مهم است. برخی سودده‌ هستند و حتی ممکن است خیلی باعث افتخار مجموعه هم نشوند. به طور کلی شرکت‌های هولدینگ سبدی از شرکت‌ها دارند. مقایسه زیان‌ده و سودده‌ بودن این شرکت‌ها با یکدیگر کار درستی نیست. چون هر شرکت را باید با مشابه خودش و درصنعت خودش مقایسه کرد.

۲. در هولدینگ آن چیزی که حرف اول و آخر را می‌زند ترازنامه است. اگر ترازنامه‌ها نشان از ضررده بودن یک موسسه باشند، بنابراین هیئت مدیره به نمایندگی از طرف صاحبان سهام در مورد ادامه فعالیت موسسه‌های ضررده تصمیم می‌گیرند. به عنوان نمونه می‌شود به ماجرای گوگل ریدر اشاره کرد. با کمی سهل‌گیری، نسبت این محصول به شرکت گوگل مانند نسبت یک شرکت زیرمجموعه به هولدینگ است. گوگل این شرکت را تعطیل کرد چون سودده نبود. اما در کار رسانه‌ای یک چیز دیگر هم مهم است: تاثیرگذاری. گوگل ریدر آن قدر که صاحبان سهام گوگل انتظار داشتند اثربخش هم نبود. بنابراین تصمیم به توقف فعالیت گرفته شد. در مورد گروه مجلات همشهری هم چنین است. مطمئنا سودده‌ بودن و تاثیرگذاری باید هم‌زمان مورد بررسی قرار بگیرند. اما یک نکته دیگر هم وجود دارد.

۳. گروه مجلات همشهری در برابر موسسه همشهری مانند یک کودک می‌ماند. در مدیریت و اقتصاد مفهومی وجود دارد به نام نقطه سربه‌سری. در زمان راه‌اندازی یک کسب و کار یکی از اولین مواردی که باید روشن شود این است که یک فعالیت چه زمانی به نقطه سربه‌سری می‌رسد. این نقطه زمانی است که درآمدهای حاصل از فعالیت با هزینه‌های انجام شده برابر می‌شود. یعنی نقطه‌ای که به اصطلاح همه چیز یر به یر می‌شوند. نه سودی حاصل شده و نه زیانی. نتیجتا تا آن تاریخ آن فعالیت زیان‌ده بوده است. زمان رسیدن به نقطه سر به سری در فعالیت‌های گوناگون متفاوت است. اما معمولا یک فعالیت درست و حسابی ظرف ۲ تا ۵ سال باید به نقطه سر به سری برسد. به عنوان نمونه یوتیوب یا حتی فیس‌بوک تا سال‌ها زیان‌ده بودند. یا به عنوان نمونه همین موسسه همشهری. درک این مسئله که چرا باید زمان بگذرد تا یک فعالیت سودده‌ شود هم چندان پیچیده نیست. چون درآمدها اندک اندک حاصل می‌‌شود، اما برای راه‌اندازی، هزینه بسیاری بالایی مورد نیاز است.

۴. خطری که گروه مجلات همشهری را تهدید می‌کند عدم توجه جدی به مدل‌های کسب و کار نشریه‌هایش است. همیشه بین بچه‌های هنری و فرهنگی و مدیران هنری و فرهنگی این اختلاف وجود دارد. به علت به هم ریختگی ساختارهای اقتصادی، فعالیت‌های رسانه‌‌ای و هنری در ایران بین دو قطب چپ و راست در نوسان دائم است. برخی مدام از سوبسید و حمایت صحبت می‌کنند و برخی هم مدام می‌گویند که یک اثر هنری و رسانه‌ای باید پول خودش را در بیاورد. از همه خنده‌دارتر کسانی هستند که از تریبون رسانه‌های سوبسیدی استفاده می‌کنند و از حذف سوبسید می‌گویند. واقعیت این است که ماجرای رسانه‌داری در ایران پیچیده است. به علت این که هنوز نتوانسته‌ایم سودده‌ بودن و تاثیرگذاری را درست اندازه‌‌گیری کنیم هنوز در تشخیص‌ها قوی نیستیم و همه چیز آرام جلو می‌رود.

۵. نکته مهم این است که بحث‌های اقتصادی و مدیریتی مانند بحث‌های سیاسی نیست. در بحث‌های سیاسی اگر شما بدون استدلال و دلیل و منطق و مدرک صحبت کنید شاید چندان عجیب نباشد. اما در بحث‌های اقتصادی و مدیریتی سره از ناسره خیلی زود معلوم می‌شود. پس بنابراین باید دو کار کرد. یکی افزایش دانش و اطلاعات و توانایی و مهارت در این زمینه‌ها و دیگری تدبیر و تفکر بیشتر هنگام ورود به این مباحث است. بحث‌های اقتصادی با بگیر و ببند حل نمی‌شود و به پیچیده شدن همه چیز منجر می‌شود.

پ.ن. مطمئنا انتقاداتی به نحوه مدیریت گروه مجلات همشهری وارد است. اما در این یادداشت قصد بررسی این مجموعه را نداشتم و صرفا می‌خواستم یادآوری کنم که نظر دادن راجع به سودده بودن و نبودن یک مجموعه رسانه‌ای مانند یادداشت نوشتن درباره یک فیلم نیست که خوشم می‌آید و خوشم نمی‌آید.

رسانه‌ها در ۲۰ روز اول سال ۹۰

پیش از این در مدیر رسانه، ستون سهم من، اعلام سهم من بود از ماهی که گذشت. من، یکی از هزارانِ عاشق رسانه، دنیا را از دریچه رسانه‌ها می‌دیدم و می‌بینم. در این دنیای معمولی، رسانه‌ها سهم من بودند و هستند و در ستون سهم من بهترین تجربه‌های رسانه‌ای خودم را در ماهی که گذشت اعلام می‌کردم. در سهم من همه چیز در سه دسته قرار می‌گرفت: رسانه‌ها؛ پیام‌ها و از چیزهای دیگر.

حالا ادامه سهم من ۹۰ با کمی تغییرات. این بار سعی می‌کنم این ستون را هر هفته منتشر کنم و در مورد طیف بیشتری بنویسم و ستون را محدود به تجربه‌های محدود خودم نکنم. هر چند که شخصا دوست دارم پا روی شن‌های نرم ساحل بگذارم و بعد از نرمی شن‌ها بنویسم. این شما و این رسانه‌ها در ۲۰ روزی که از سال ۹۰ گذشته است.

رسانه‌ها

سواد رسانه‌ای

دو تا خبر می‌دهم و قضاوت با خود خواننده خبر:

آلمان پرس تی‌وی را از ماهواره اس‌ای‌اس آسترا حذف کرد: با حکم دفتر نظارت بر رسانه‌های آلمان پخش برنامه‌های شبکه انگلیسی زبان ایران، پرس تی‌وی، از ماهواره «اس‌ای‌اس آسترا» متوقف شد. چند ماه پیش آفکام، نهاد ناظر بر رسانه‌های بریتانیا، نیز پروانه کار این شبکه را لغو کرد. ‌‌

گزارشگران بدون مرز لغو مجوز فعالیت رویترز در ایران را محکوم کرد: گزارشگران بدون مرز طی بیانیه‌ای سخت‌گیری جمهوری اسلامی علیه رسانه‌های خارجی حاضر در ایران را محکوم کرده است. در این بیانیه آمده است که «رژیم ایران تمامی خروجی‌های اطلاع‌‌رسانی به سوی خارج از کشور را کنترل می‌کند و گزارشگران خارجی نیز همچون همکاران‌شان در داخل ایران تحت کنترل و فشار و ممنوعیت برای اطلاع‌رسانی از موضوع‌های حساس هستند».

کتاب

کتاب تشخیص دروغ در کمتر از پنج دقیقه پیشنهاد مناسبی برای تمامی فعالان رسانه‌ای است. خودم هنوز کتاب را نخواندم اما مروری بر این کتاب را می‌توانید در یک پزشک مطالعه کنید.

روزنامه

چرا روزنامه‌های ما برخلاف کشورهای توسعه‌یافته دنیا در روزهای تعطیل منتشر نمی‌شوند؟

مجله

ویژه‌نامه‌های آخر سال بیشتر روزنامه‌ها و نشریه‌های کشور را دیدم و می‌توانم بگویم که بعد از چند سال دوباره سنت ویژه‌نامه پایان سال پر محتوی و مفید احیا شده است.

موسیقی و ‌صدا

در روزهای پیش رو خبرهای بهتری خواهیم داشت.

فیلم

عاشق این جمله تیم برتون هستم:

من به عقب بر نمی‌گردم، به پیش می‌روم حتی فیلم‌هایم را به خاطر نمی‌سپارم. گاهی با خودم می‌گفتم که طرح‌های من را به حال خود‌‌ رها کنید. ان‌ها همه جا پخش و پلا هستند و برخی از آن‌ها در کشوهای کمد‌هایم مدفون شده‌اند.

متن کامل مصاحبه در سینمای ما

به جانی دپ حسودی‌ام می‌شود؛ به این خاطر که می‌تواند روی صندلی بنشیند و رو به دوربین نگاه کند و بگوید آره درسته. این خود تیمه. تیم همیشه این طور بوده. به این حسودی‌ام می‌شود که من باید او را آقای برتون صدا کند و جانی او را تیم.

راستی چقدر فیلم خوب در دنیا تولید می‌شود این روزها و ما چقدر فاصله داریم که بتوانیم مدام فیلم‌های خوب تولید کنیم. چند تا از همین فیلم‌های خوبی که این چند وقت دیدم:

Super 8

Rise of the Planet of the Apes

My Week with Marilyn

The Girl with the Dragon Tattoo

War Horse

The Descendants

Extremely Loud & Incredibly Close

رادیو

به خدا رادیوی ما قدر خودش را نمی‌داند و هر روز دارد بدتر می‌شود.

تلویزیون

کلاه قرمزی که تنها شاهکار تلویزیون در روزهای عید بود و می‌شود راجع به آن رساله دکتری هم نوشت. خوشحالم که هنوز سلیقه‌ام به سلیقه مردم نزدیک است و چیزهایی را دوست دارم که مردم دوست دارند. چک برگشتی را هم دیر کشف کردم اما ارزش دیدن داشت این کار سیروس مقدم. فارغ از این دو کار که وصله ناجور صدا و سیما بودند، همه کارهای صدا و سیما را یک سره می‌شود ندید گرفت. یعنی بود و نبودشان فرقی ندارد و این البته زحمات همکاران و دوستان رسانه‌ای را ندید گرفتن نیست. مشکل از پیراهنی است که دوستان دارند می‌دوزند، وگرنه هر کس تکه خودش را درست می‌دوزد!

اما هر چقدر که پارسال از حضور فرزاد حسنی و ستاره‌های موسیقی در لحظه‌های تحویل سال در تلویزیون خوشحال شدم باید بگویم که امسال این برنامه‌ها بیشتر شبیه یک کابوس بود. آدم‌هایی که هیچ ربطی به صدا و سیما و مرامش ندارند و فقط و فقط نشانگر اعتمادی است که مدیران رسانه قدرش را ندانستند و از بین رفته و حالا به هر آب و آتشی می‌زنند و آویزان مجری اخراجی می‌شوند و خواننده (یا بهتر است بگوییم خواننده‌های) سابقا آن ور آبی. البته واضح و مبرهن است که من مشکلی با حضور این عزیزان ندارم. مشکل من آن است که نمی‌دانم قسم حضرت عباس ضرغامی را باور کنم یا دم خروس از زیر کت بیرون زده او را.

اینترنت

خبر را باید در کوچه و خیابان جست و جو کرد. این روزها البته با کمی ارفاق می‌توان در شبکه‌های اجتماعی خبرها را پیدا کرد. نمونه‌اش حرف‌های پرستو صالحی در فیس‌بوک در مورد فساد و خانم‌بازی در سینمای ایران و تبدیل شدن همین جمله‌ها به بمب خبری. جناب آقای سلحشور هم پیش از این خب همین‌ها را گفته بودند خب. حالا چون طرف بند می‌ندازه رو صورتش و ریش نداره، حرفش هم ملیح‌تره؟ تا دیروز که سلحشور از فساد می‌نالید ایی بود! امروز کجایند آنها که بگویند این سینما ایراد ندارد؟

پیام‌ها

خبر

خبر انتقال دانشگاه صنعتی شریف به بیابان‌های شمال غرب تهران! نمی‌دانم بخندم یا گریه کنم!

روابط عمومی

بی‌صبرانه منتظر برگزاری هفتمین همایش روابط عمومی الکترونیک هستم.

تبلیغات

تبلیغ جدید بانک ملت و شباهت بسیار زیادش به یکی از کلیپ‌های خانم جی لو هم نقل محافل شده است. این یادداشت بانک نوشت را ببینید و اگر خواستید می‌توانید فیلم را هم دانلود کنید.

تفریحات

تحقیقات رسانه‌ای

از چیزهای دیگر

در این روزگار وقتی روزنامه‌ای به شماره ۵ هزار می‌رسد یک پدیده است …

پنج هزارمین شماره روزنامه جهان اقتصاد امروز منتشر شد.

سعید تقی‌پور _ رییس شورای سردبیری و موسس روزنامه جهان اقتصاد _ در گفت‌وگو با خبرنگار رسانه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، از انتشار پنج هزارمین شماره این روزنامه خبر داد.

او افزود: روزنامه جهان اقتصاد از سال ۱۳۷۱ به عنوان نخستین روزنامه اقتصادی کشور شروع به فعالیت کرد و در آن زمان کمتر کسی فکر می‌کرد که روزنامه‌ای با در نظر گرفتن تمام صفحات در موضوع اقتصادی بتواند موفق باشد.

وی بیان کرد: اما این روند باعث شد تا روزنامه‌های دیگری در حوزه‌ی اقتصادی شروع به کار کند و همه مطالب آن‌ها به اقتصاد مربوط شود.

مدیر مسوول روزنامه جهان اقتصاد گفت: در طول پنج هزار شماره‌ای که از این روزنامه منتشر شده، جهان اقتصاد تاکنون مشکل قضایی نداشته و به جز ایام تعطیل به‌طور مستمر منتشر شده است.

وی بیان کرد: این روزنامه توانسته با وجود نوسانات سیاسی و تحولات اقتصادی دولت‌های مختلف به این شماره برسد که این نشان‌دهنده‌ی نوعی مدارا و انعطاف روزنامه است.

تقی‌پور در پاسخ به پرسشی مبنی بر تغییر مدیریت روزنامه گفت: تا سال ۸۳ مدیریت روزنامه را برعهده داشتم که پس از آن مدیر مسوول به فرزانه خرقانی واگذار شد که از سوی شرکت رسانه‌گستر هم‌چنان منتشر می‌شود.

او هم‌چنین درباره‌ی اعضای تحریریه گفت: شاید به جرات بتوان گفت تعداد زیادی از خبرنگاران و روزنامه‌نگارانی که در عرصه‌ی اقتصادی کار می‌کنند کار خبری اقتصادی خود را در این روزنامه آغاز کردند.

به گزارش ایسنا، در شماره امروز روزنامه جهان اقتصاد، ویژه نامه‌ای تحت عنوان پنج هزارمین شماره‌ی روزنامه جهان اقتصاد به چشم می‌خورد که در آن یاد‌داشت‌هایی از مدیر مسوول، سردبیران سابق روزنامه، تعدادی از دبیران و خبرنگاران سابق روزنامه و هم‌چنین عضو شورای سردبیری منتشر شده بود.

چهارمین سمینار بررسی مسایل و چالش‌های مطبوعات

دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها در آستانه برگزاری چهارمین سمینار بررسی مسایل و چالش‌های مطبوعات از کلیه اساتید، صاحبنظران و فعالان حوزه مطبوعات و ارتباطات دعوت به‌عمل می‌آورد ضمن مشارکت در این سمینار علمی و ملی در یکی از محورهای ذیل به نگارش مقاله پرداخته و مقالات خود را تا تاریخ ۱/۲/۱۳۹۱ به دبیرخانه سمینار ارسال نمایند.

محورهای سمینار:

۱. سیاست‌ها و راهکارهای توسعه کیفی مطبوعات و خبرگزاری‌ها

۲. تهذیب رسانه، اخلاق حرفه‌ای و روزنامه‌نگاری اسلامی

۳. دهه چهارم انقلاب و نقش مطبوعات در گسترش پیشرفت و عدالت

۴. تنوع و تکثیر رسانه‌ها و بازیابی جایگاه رسانه‌های مکتوب

۵. استقلال و امنیت شغلی روزنامه‌نگاران (مطبوعات و خبرگزاری‌ها)

۶. اقتصاد رسانه‌ها و نقش آن در مالکیت و مدیریت رسانه

۷. فقه رسانه و تدوین نظام رسانه‌ای روزآمد

۸. بررسی مشکلات نظام توزیع مطبوعات

۹. مسایل و چالش‌های مطبوعات (مطبوعات ملی و مطبوعات محلی)

۱۰. ضرورت‌های آموزش روزنامه‌نگاری و تربیت نیروی انسانی کارآمد

راهنمای تنظیم مقاله:

۱. ارسال‌کنندگان مقالات نیاز به مدرک تحصیلی مختص به ارتباطات و یا سابقه کار مطبوعاتی ندارند.

۲. ذکر نشانی دقیق، تلفن ثابت و همراه، ای _ میل و فاکس ارسال‌کنندگان مقالات جهت هماهنگی‌های بعدی ضروری می‌باشد.

۳. ساختار مقاله از روش علمی شناخته شده‌ای پیروی نموده و دارای چکیده، مقدمه، متن ساختارمند، نتیجه‌گیری و منابع و مأخذ باشد.

۴. چکیده مقاله (فارسی و انگلیسی) حاوی موضوع اصلی مقاله و مهمترین نتایج به دست آمده از مقاله باشد و حداکثر در ۲۰ سطر تنظیم شود.

۵. منابع و مأخذ داخل متن برحسب مورد به فارسی یا لاتین به شرح داخل پرانتز ذکر گردد. (نام خانوادگی مؤلف، سال انتشار، شماره صفحه)

۶. معادل انگلیسی یا لاتین مفاهیم و اصطلاحات مهم در متن داخل پرانتز ذکر شود.

۷. تعداد صفحات مقاله حداکثر ۳۰ صفحه A4 و حداقل ۲۰ صفحه باشد. حتماً حروفچینی شده و همراه با لوح فشرده (WORD 2003) به دبیرخانه سمینار ارسال گردد.

۸. مطالب ارسالی مسترد نمی‌شود

نشانی: تهران – خیابان شهید دکتر بهشتی – خ پاکستان، کوچه دوم غربی، شماره ۱۱

(صندوق پستی ۶۵۳۳/۱۵۸۷۵)

تلفن: ۸۸۷۳۰۴۱۳-۸۸۷۳۸۵۶۴

دورنگار: ۸۸۷۳۰۴۷۷

نشانی سایت: www.rasaneh.org