درباره هالیوود و بنیان‌گذاران آن

آنها چه کسانی هستند؟

[highlight color=”eg. yellow, black”]بخشی از یادداشت رضا قربانی (Mediamanager.ir@gmail.com) در پرونده بنیان‌گذاران هالیوود[/highlight]

آنها آدم‌های مرموزی نیستند. شاید عجیب و غریب هم نباشند. آرتیستیک هم نیستند. مطمئنا آدم‌های معمولی هم نیستند. آنها وقت‌شان را با مصرف محصولات متنوع رسانه‌ای هدر نمی‌دهند اما خودشان تولید کننده همین مخصولات هستند و به این کارشان هم عشق می‌ورزند. آنها شاید در یک کلمه کارآفرین باشند. کارآفرین‌هایی که می‌دانند در سیستمی که فعالیت می‌کنند کجای آن هستند و برای بقای سیستم چه باید بکنند. آنها موجودات فضایی نیستند. موجودات زمینی هستند که بقای خودشان را به بقای سیستم گره‌ زده‌اند. به همین دلیل آنها به بهترین مدافعان سیستم تبدیل شده‌اند. آنها برای این کارشان از سیستم چیزی نمی‌خواهند. تنها چیزی که می‌خواهند همین اجازه و فرصتی است که سیستم به آنها داده است. به همین دلیل آنها خود سیستم هستند. می‌توانند جای سیستم بنشینند و به جای او و مانند او فکر می‌کنند. آنها در مواجه با هر چالشی به دنبال پاسخ این پرسش می‌گردند. سیستم چه می‌خواهد؟

آنهایی که هالیوود را می‌گردانند برخلاف تصور دست‌نشانده سیستمی که در آن فعالیت می‌کنند نیستند. آنها مانند پیشنیان‌شان تمام تلاش‌شان را می‌کنند که وارد سیستم شوند. وقتی وارد شدند تمام تلاش‌شان را به کار می‌گیرند تا سیستم را محکم‌تر کنند. بقای آنها به بقای سیستم وابسته است. به همین خاطر آنها به بهترین مدافعان سیستم تبدیل می‌شوند. منظورمان از سیستم هم کلیت ساختار سیاسی و اقتصادی آمریکاست.

مدیران و رهبران هالیوود آدم‌های معمولی اما باپشتکاری هستند که تمام تلاش‌شان را می‌کنند تا در راستای اهداف سیستم باشند. این در حالی است که سیستم هیچ گاه به صورت مدون نمی‌گوید که چه می‌خواهد. اما مدیران و رهبران هالیوود آن کاری را می‌کنند که سیستم می‌خواهد و در کنار این سود مالی خودشان را هم دارند. اگر کسی بخواهد ضد سیستم باشد به آرامی کنار گذاشته می‌شود.

می‌گویند در یک رستوران اگر یک پیش‌خدمت تندتر و بهتر از بقیه کار کند یا برعکس کندتر و ضعیف‌تر از بقیه کار کند، به گونه‌ای که بقای سیستم خدمتکارها را به خطر بیندازد خود خدمتکارها او را تنبیه می‌کنند و از گروه بیرون می‌اندازند. داستان هالیوودی‌ها هم این چنین است.

متن کامل این یادداشت را در شماره ۳۱ ماهنامه مدیریت ارتباطات بخوانید.

هالیوود چه مشکلی با اسلام و ما دارد؟

سرها بریده بینی، بی‌جرم و بی جنایت

نویسنده: مینا والی

نمی‌دانم فیلم دیکتاتور را دیده‌اید یا نه، این فیلم با شوخی‌هایش، خوب توانست مردم آمریکا را به سینما بکشاند و ما را که امکان تماشا در سینما را نداریم، به سمت دستگاه‌های ویدئو. قهرمان فیلم شباهت‌هایی به قذافی، دیکتاتور سابق لیبی دارد و در آن به طور واضح شوخی‌هایی با زبان عربی و آداب و رسوم شرقی می‌بینیم و حتی در بخش‌هایی شوخی با برنامه هسته‌ای ایران. همان طور که گفتم فیلم کمدی است، یک کمدی کثیف و مملو از شوخی‌های وقیح که حتی تماشاگران آمریکایی آن هم بعد از دیدن فیلم به کثیف بودن شوخی‌های آن اشاره می‌کردند. اما با وجود این به نظر می‌رسد همچنان این نوع بیان پیام که با شوخی حرف خود را می‌زند، اتفاقا خیلی هم موثر باشد. چرا که بالاخره پیام باید مخاطب داشته باشد، تا به خوبی منتقل شود و چه راهی بهتر از ساخت یک فیلم کمدی جذاب که هم مخاطبان بیشتری جذب کند و هم در نهایت بگوید همه اینها (همه این توهین‌ها) فقط شوخی بود و منظور بدی نداشتیم، به بزرگواری خودتان ببخشید. به نظر می‌رسد برخی کارگردانان غربی خوب می‌دانند چطور فیلمی بسازند که هم سود مالی برایشان داشته باشد و هم حرفشان را افراد بیشتری بشنوند و هم اینکه بهتر در ذهن آنها بماند.

اگر برگردیم به دیکتاتور، آخر فیلم دختری که به عنوان یک عامل صلح و بشردوستی شناخته می‌شود به یک‌باره معلوم می‌شود که این آدم یهودی بوده است و انگار یهود، عامل صلح و نجات بشریت است. به هر حال اگر مانند یک تماشاگر معمولی و تنها برای سرگرمی دیکتاتور را دیده باشیم، شاید خیلی شوخی‌ها و مفاهیم آن زننده نباشد و منظور سازندگان آن را درک نکنیم و حتی همین یهودی بودن ناجی فیلم هم به جایی از ما برنخورد، اما کمی دقت شاید بد نباشد. حتی لازم نیست خیلی وقت‌ها برای کشف یک‌سری مفاهیم و نشانه‌ها در فیلم و سایر محصولات رسانه‌ای خیلی خودمان را به زحمت بیندازیم و بخواهیم نشانه‌های عجیب و غریب را با زحمت فراوان کشف کنیم. بلکه نشانه خوب آن است که جلوی چشم باشد و تماشاگر خیلی برای درک آن به خود زحمت ندهد. سال‌هاست که ما می‌شنویم که غربی‌ها و خصوصا هالیوود در فیلم‌هایش، مفاهیم و تصاویری را نشان می‌دهد که چندان باب میل ما (منظور ایرانیان و مسلمانان) نیست. از توهین به آداب و رسوم مردم خاورمیانه بگیرید تا توهین به مقدسات. عده‌ای می‌گویند سازندگان فیلم در هالیوود برای ساخت چنین فیلم‌هایی از یک قدرت بالایی دستور می‌گیرند و حتی هالیوود برای تولید این فیلم‌ها برنامه‌هایی دارد و در زمان‌های خاصی فیلم‌های متناسب با آن زمان را می‌سازد. عده‌ای هم معتقدند که هالیوود تنها به منافع مالی می‌اندیشد و اهداف سیاسی ندارد.

حتی بر سر این که از چه زمانی ساخت چنین فیلم‌هایی در هالیوود شروع شده است هم بحث است. آیا از همان زمان شکل‌گیری هالیوود، استودیوها برای توهین به پیامبران و شرقی‌ها نقشه‌ای در سر داشتند و برنامه‌ریزی کرده بودند یا اینکه با گذشت زمان و مثلا با پیروزی انقلاب اسلامی ایران این توهین‌ها افزایش پیدا کرد و حالا با موج بیداری اسلامی این توهین‌ها باز افزایش خواهد یافت؟ آنهایی که معتقدند از همان ابتدا هالیوود چنین برنامه‌هایی داشته اشاره‌ای هم به تعدادی از بزرگترین استودیوهای هالیوودی می‌کنند که موسسان آنها یهودی هم بوده‌اند و خب دیگر چه بدتر. گرچه نگاهی به زندگینامه موسسان یهودی هالیوود که اغلب دین‌زده و فراری از یهودیت خود بودند، کمی این اعتقاد را زیر سوال می‌برد. حتی اگر این موسسان هالیوود یهودیان سفت و سختی هم بودند باز هم شک داشتیم که آنها از همان ابتدا قصد توهین به پیامبران الهی را داشته باشند، چرا که این افراد که تقریبا هیچ کدامشان نه سواد درست و حسابی داشتند و نه سابقه فعالیت هنری، تنها به دنبال کسب سود و قدرتمند شدن به این صنعت روی آوردند. آنها بیشترشان از خانواده‌های فقیر رشد کرده و ابتدا در صنعت سرگرمی سرمایه‌گذاری کرده بودند و بعد وارد سینما شده بودند. بنابراین خیلی باورپذیر نیست که این افراد با اهداف مذهبی و سیاسی فیلم ساخته باشند.

متن کامل این یادداشت را در ماه‌نامه مدیریت ارتباطات شماره ۳۱ بخوانید.

بنیانگذارن یهودی هالیوود

نام کمپانی: پارامونت

سال تاسیس: ۱۹۱۲

موسس: آدولف زوکر

اصلیت: مجارستان

مذهب: یهودی

از چی خوشش می‌آمد: ارتقای موقعیت اجتماعی‌اش، پذیرفته شدن در میان هنرمندان مقبول عرصه‌های ادبیات و تئاتر

از چی بدش می‌آمد: باختن، دروغ شنیدن

قبلش چه کار می‌کرد: تجارت خز، سرگرمی

درموردش چه می‌گویند: نامنعطف، سخت‌گیر، خونسرد، خوددار

فیلم‌های معروف کمپانی: پدرخوانده، آناستازیا، زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند، فیلم‌های هیچکاک از جمله سرگیجه و روانی، تایتانیک، سوپر ۸، شاترآیلند، مورد عجیب بنجامین باتن، زودیاک، شغل ایتالیایی، کونگ‌فو پاندا، ایندیانا جونز، مرد آهنی، ترانسفورمرز، فارست گامپ، ترومن شو

نام کمپانی: یونیورسال

سال تاسیس: ۱۹۱۲

موسس: کارل لیملی

اصلیت: آلمانی- ۱۸۶۷

مذهب: یهودی

از چی خوشش می‌آمد: شهرت و تایید توسط دیگران، شرط‌بندی

قبلش چه کار می‌کرد: پادویی، خرمن کردن گندم، کار دفتری، حسابداری

فیلم‌های معروف کمپانی: ای‌تی موجود فرازمینی، ژوراسیک پارک، کینگ‌کنگ، یک ذهن زیبا، آمریکن پای، گنگسترهای آمریکایی، رابین هود، شیندلر لیست، میامی وایس، صورت زخمی، کازینو، بچه دزدی، فرزندان انسان

نام کمپانی: مترو گلدوین میر

سال تاسیس: ۱۹۲۴

موسس: لوییس بی. میر

اصلیت: روسیه – ۱۸۸۴

مذهب: یهودی

از چی خوشش می‌آمد: کامل بودن و خودنمایی افراطی

قبلش چه کار می‌کرد: جمع کننده آهن قراضه

درموردش چه می‌گویند: افراطی، پدرسالار، خودپرست گزافه‌گو، احساساتی

فیلم‌های معروف کمپانی: برباد رفته، دکتر ژیواگو، شبکه، مجنون، دختری با خالکوبی اژدها (با همکاری کلمبیا)، کازینو رویال (با همکاری کلمبیا)، سریال‌های پلنگ صورتی، تلما و لوئیس.

نام کمپانی: برادران وارنر

سال تاسیس: ۱۹۲۳

موسس: آلبرت، هری، سم و جک وارنر

فیلم‌های معروف کمپانی: کازابلانکا، شاهین مالت، سوپرمن، بتمن، تام و جری (سریال)، ۱۱ یار اوشن، هری پاتر، ماتریکس و ارباب حلقه‌ها، شوالیه تاریکی، سایه‌های تاریکی برمی‌خیزد، جی ادگار، شرلوک هولمز (بازی سایه‌ها)، تلقین، هنرمند، بانی و کلاید، پرتقال کوکی، بعدازظهر سگی، همه مردان رییس جمهور، ماموریت، رابطه‌های خطرناک، رفقای خوب، نابخشوده، مسیر سبز، عزیز میلیون دلاری، جدامانده، نامه‌هایی از ایوو جیما، مایکل کلایتون، نقطه کور، میلیونر زاغه‌نشین

 

جک وارنر

از چی خوشش می‌آمد: آبروریزی (خصوصا اگر آبروی برادرش باشد)

قبلش چه کار می‌کرد: خواننده گروه‌های محلی، سوپرانوی گروه دوره‌گرد وودویل

درموردش چه می‌گویند: گستاخ، کمدین ناموفق، زمخت، بدزبان، سطحی، خودنما، کله‌شق و اعصاب خردکن

 

هری وارنر

از چی خوشش می‌آمد: وحدت خانواده

قبلش چه کار می‌کرد: شاگردی در مغازه پدرش، فروش دوچرخه

درموردش چه می‌گویند: دقیقا عکس جک، عاقل، محافظه‌کار، حواس جمع، ساده، خودمانی، خوش‌مشرب، وفادار به خانواده و اخلاق‌گرای متعصب

نام کمپانی: کلمبیا

سال تاسیس: ۱۹۱۹

موسس: هری کان

اصلیت: آلمان، متولد ۱۸۹۱ نیویورک

مذهب: یهودی

از چی خوشش می‌آمد: قدرت

قبلش چه کار می‌کرد: آواز خواندن در تئاتر، کارمند کشتیرانی، کلاهبرداری به شیوه‌های مختلف

درموردش چه می‌گویند: قلدرمآب، خودپسند، استراتژیستی زبردست

فیلم‌های معروف کمپانی: کازینو رویال، داوینچی کد، اسپایدرمن، ۲۰۱۲، دختری با خالکوبی اژدها، رزیدنت اویل: قصاص، جک و جیل، مانیبال، شبکه اجتماعی، همه مردان شاه، لارنس عربستان، دکتر استرنج‌لاو یا: چگونه یاد گرفتم که نگرانی را از خود دور کنم و به بمب عشق بورزم، مردی برای تمام فصول، راننده تاکسی، کریمر علیه کریمر، آخرین امپراتور، رهایی از شاوشنگ

 

مینا والی (Mina.vali@gmail.com)

متن کامل را در شماره ۳۱ ماهنامه مدیریت ارتباطات بخوانید.