دسته‌ها
رسانه‌ مدیریت رسانه یادداشت‌

این جدایی را سر وصال است؛ چه کسانی موفقیت فرهادی را تبریک گفتند؛ یادداشت‌های یک دانشجوی مدیریت رسانه از جشواره فجر ۶

اینجا قرار است به جشنواره بپردازم اما خب هنوز توپی که جشنواره سال پیش در کرده به زمین نرسیده که بگذارد ما برسیم به جشنواره امسال و صنعت سینما و اقتصاد و مدیریت رسانه.

هنوز هم سر هر کوی و برزن که نه اما در بین بیشتر مردم صحبت از این افتخار ایرانیان در جهان است. دوستانی دارم که بعد از این موفقیت تازه می‌پرسند جایزه گلدن گلوب چیست و ماجرا برایشان جالب شده است. مطمئنا این جایزه‌ها برای ما نان و آب نمی‌شود اما فرصتی برای شادی که می‌شود. فرصتی می‌شود تا قهرها و بداخلاقی‌ها را فراموش کنیم و از این که ایرانی هستیم لذت ببریم. بگذارید ما با همین شادی‌های کوچک‌مان خوش‌ باشیم و آنها با شادی‌های بزرگ‌شان.

زمستان در همه جا و حتی در ایران بهار سینماست. زمانی است که جشنواره‌ها رونق دارند و جایزه‌های سینمایی. آخر همه همه هم اسکار است که شاهانه ته همه برنامه‌ها نشسته و تکلیف یک سال سینما را مشخص می‌کند. این روزنوشت را نوشتم تا بنویسم که از همه آنهایی که در صدا و سیما کار می‌کنند تشکر می‌کنم. تشکر می‌کنم از این که وسعت‌ نظرشان انقدر وسیع بود که حتی آن گوشه‌ها هم جایی برای این افتخار نداشتند. باز دم فارس گرم که به بهانه دست دادن یک بیانیه‌ای به جای خبر صادر کرد. باز دم فارس گرم که بین برنده‌های گلدن گلوب نام اصغر فرهادی را هم برد که اتفاقا ایشان از کشور دوست و برادرمان ایران هستند.

و باز دم نود و عادل فردوسی‌پور گرم که یک تبریک خشک و خالی گفت و از این فرصت برای همراهی با مردم استفاده کرد.

جلد جذاب شرق از فرهادی و دریافت جایزه

ببینیم روزنامه‌ها امروز چه نوشتند و شخصیت‌ها چه گفتند. گاهی وقت‌ها سکوت حرف‌ها دارد برای گفتن. (برخی در صفحه اول اشاره کردند اما خیلی ضعیف که کم‌رنگتر نوشتم آنها را )

آرمان روابط عمومی: درخشش سینمای ایران در جهان؛ گلدن گلوب در دستان اصغر فرهادی

آفتاب یزد: جدای نادر از سیمین برنده گلدن گلوب شد؛ گوی طلا در دستان فرهادی

ابتکار: فرهادی از پس جولی و آلمودوار هم برآمد؛ شب جهانی سینمای ایران

بامداد: جدای نادر از سیمین برنده جایزه گلدن گلوب شد

بانی فیلم: اصغر فرهادی هنگام دریافت جایزه گلدن گلوب؛ مردم ایران دوست‌داشتنی و صلح‌طلب هستند؛ فرهادی برنده شد؛ موفقیت شیرین با جدایی سیمین!

جهان اقتصاد:جدایی نادر از سیمین برنده گلدن گلوب شد

جهان صنعت: گلدن گلوب در دستان فرهادی؛ یگ گام مانده تا اسکار

دنیای اقتصاد: درخشش سینمای ایران در جهان

روزان: ورود اولین گلدن گلاب به سینمای ایران

روزگار: اصغر فرهادی پس از دریافت جایزه گلدن گلوب: می‌خواهم از صلح و مردم کشورم حرف بزنم؛ شکوه جدایی

شرق: جایزه گلدن گلوب به سینمای ایران رسید؛ جدایی باشکوه؛ اصغر فرهادی: ایرانیان عاشق صلح هستند

فرهنگ آشتی: گلدن گلوب برای جدایی نادر از سیمین؛ … و فرهادی ماندگار شد؛ فرهادی؛ مردم کشورم دوست‌داشتنی‌اند

فرهیختگان: اصغر فرهادی جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی گلدن گلوب را برای جدایی نادر از سیمین گرفت؛ حماسه سینمایی در صبح دوشنبه زمستانی

مردم‌سالاری: جدایی نادر از سیمین فرهادی برگزیده گلدن گلوب

ملت: جدایی نادر از سیمین برنده جایزه گلدن گلوب

هدف و اقتصاد: جدایی نادر از سیمین منخب گلدن گلوب

هفت صبح: در دفاع از اصغر فرهادی: آیا جایزه گلدن گلوب نشانه‌ای از یک دسیسه جهانی است؟ آیا سینمای ایران و سینما دوستان ایرانی می‌توانند به این جایزه ببالند؟

همشهری: یک گام تا اسکار

آنها که ندیدند و باز دم آنها هم گرم.

ابرار، اطلاعات، ایران، تهران امروز، جام جم، جمهوری اسلامی، جوان، حمایت، خراسان، راه مردم، رسالت، سیاست روز، عصر ایرانیان، عصر اقتصاد، قدس، کیهان، گسترش صنعت، وطن امروز.

رضا میرکریمی، احمدرضا درویش، رضا کیانیان، علی معلم، مسعود کیمیایی، مریلا زارعی، حسن فتحی، عزیز‌ا… حمیدنژاد و رسول صدرعاملی کسانی بودند که تا این لحظه و تا جایی که من می‌دانم این رویداد را تبریک گفتند.

دسته‌ها
رسانه‌ یادداشت‌

یک گوسفند پیدا شده!

حدود ۴۰ روز پیش یادداشتی نوشته بودم در مورد آقای IMF: واقعیت تاثیر یک امر جنسی در سیاست و مدیریت. آن روزها این بنده خدا متهم شده بود به تجاوز و سواستفاده جنسی از یک زن خدمتکار هتل. اکنون دادگاه گفته این مرد بی‌گناه است. رسانه‌ها هم آن گوشه موشه‌ها نوشتند: آقای IMF تبرئه شد. داستان همان گوسفندی است که طرف پیدا کرده بود:

یک گوسفند

پیدا شده!

این است بلای رسانه‌ها در این عصر. رسانه‌ها بی‌آبرویی آدم‌ها را با صدای بلند فریاد می‌زنند و برنامه ویژه برای آن می‌سازند اما هرگز تلاشی برای جمع کردن آبروی ریخته شده نمی‌کنند.

پ.ن. زندگی هر کس به خودش ربط دارد. این هر کس شامل آقای IMF هم می‌شود. به من ربطی ندارد که او چه کرده؛ مهم این است که رسانه‌ها این بلا را سر همه ما می‌آورند. داستان همان کمونیسته است دیگر. امروز یکی را می‌برند و ما صدایمان در نمی‌آید و فردا یکی دیگر را و پس فردا هم خود ما را. این شتری است که دیر یا زود دم در خانه هر کدام از ما  می‌خوابد. گاهی فکر می‌کنم دنیای بدون رسانه چه جای بهتری بود. نبود؟