فرهنگ واژه‌های بانکداری و پرداخت الکترونیک را منتشر کردیم

کتاب «فرهنگ واژه‌های بانکداری و پرداخت الکترونیک» به همت گروه رسانه‌ای شفق و تالیف مهندس وحید صیامی منتشر شد. این کتاب روز دوشنبه ۱۶ دی ماه در سومین همایش سالانه بانکداری الکترونیک و نظام‌های پرداخت رونمایی و به شرکت‌کنندگان در این همایش اهدا می‌گردد. کتاب «فرهنگ واژه‌های بانکداری و پرداخت الکترونیک» در گروه رسانه‌ای شفق تالیف شده و حامی انتشار آن نیز شرکت «توسن تکنو» است. محتوی این کتاب ۱۲۸ صفحه‌ای شامل واژه‌های کاربردی مرتبط با بانکداری، پرداخت الکترونیک، بانکداری الکترونیک، مدیریت ریسک، هوش تجاری و حوزه‌های مرتبط با صنعت بانکداری و پرداخت الکترونیک است.

این کتاب را مهندس وحید صیامی فعال و مشاور شرکت‌های صنعت بانکداری و پرداخت الکترونیک ایران تالیف و دکتر محمد مظاهری مدیر عامل شرکت «توسن تکنو» نیز مقدمه آن را نوشته است.

Ebanking-&-Payment-Glossary

در مقدمه کتاب «فرهنگ واژه‌های بانکداری و پرداخت الکترونیک» آمده است: «مگر مهم‌تر از واژه‌ها چه چیزی داریم که این چنین در کاربرد آنها بی‌دقتی می‌کنیم؟ واقعیت این است که واژه‌ها ارزش بالایی دارند. واژه‌ها تفاوت‌ها را بیان می‌کنند و البته شباهت‌ها را. مردمی که فرهنگ مشابهی دارند از واژه‌های مشابهی هم استفاده می‌کنند. بانکداری و پرداخت الکترونیک هم دنیایی از واژه‌ها دارد که همین واژه‌ها هر روز و هر روز در خانواده بزرگ فعالان بانکداری و پرداخت الکترونیک ایران استفاده می‌شوند. گاهی وقت‌ها یک واژه را بارها و بارها استفاده می‌کنیم بدون آن که معنای دقیق واژه را بدانیم. کثرت و تواتر، توهم دانستن ایجاد می‌کنند و زمانی که به کرات از چیزی استفاده می‌کنیم گمان می‌کنیم آن را می‌شناسیم. واژه‌ها مهم‌ترین ابزار ارتباط هستند و در شناخت آنها هر تلاشی ارزشمند است و البته ناکافی.» ادامه خواندن “فرهنگ واژه‌های بانکداری و پرداخت الکترونیک را منتشر کردیم”

داستان کتاب داستان همشهری

نفیسه مرشدزاده عزیز دیگر سردبیر نشریه همشهری داستان نیست. این که چرا تصمیم گرفته برود یا رفته شود، را نمی‌دانم. در هر صورت هر چیزی که هست انشاالله خیر است و شری در آن نباشد که دنیا پر است از این رفتن‌ها. نمی‌دانم سردبیر جدید چه کسی است. در هر حال اگر از من بخواهند نام یک نشریه را به عنوان بهترین نشریه ایران نام ببرم مطمئنا آن نشریه داستان است. بهمن ماه ۹۰  و در پرونده مفصلی که در نشریه مدیریت ارتباطات درباره صنعت کتاب کار کردیم، یک متن مفصل مینا والی عزیز نوشت که هنوز ارزش خوانده شدن دارد. این تحلیل که به کمک خود نفیسه مرشدزاده آماده شده به خوبی نشان می‌دهد که داستان چرا موفق شد. امیدوارم کسی همت کند و این نشریه را به عنوان یک مطالعه موردی موضوع یک سمینار قرار دهد و افراد مختلفی را دعوت کند که درباره دلایل موفقیت نشریه صحبت کنند. من یکی که هر کاری بتوانم انجام می‌دهم. در ادامه متن مینا والی تقدیم می‌گردد.

چگونه تغییرات در زنجیره ارزش کتاب داستان همشهری، باعث رشد مخاطبانش شد؟ در گفت و گو با نفیسه مرشدزاده

از خوب به عالی

[مینا والی | ماهنامه مدیریت ارتباطات]

کتاب همشهری داستان از محصولات گروه مجلات همشهری است که سه سالی از انتشار آن می‌گذرد. در طول انتشار این کتاب یا نشریه تغییراتی اتفاق افتاد که منجر به افزایش میزان فروش آن شد. هدف ما در این نوشته بررسی و تحلیل عوامل موثر بر رشد فروش کتاب داستان است. مخاطب گرامی مدیریت ارتباطات ممکن است بپرسد که مگر کتاب داستان یک نشریه نیست؟ پس چرا در پرونده صنعت کتاب به این نشریه پرداخته شده است؟ واقعیت امر این است که نشریه کتاب داستان تا مدت‌ها با مجوز کتاب منتشر می‌شده است و اخیرا مجوز نشریه ماه‌نامه را گرفته است. اما باز هم این دلیل این انتخاب نیست. ما کتاب داستان را انتخاب کردیم چون می‌توانیم نتیجه برخی از تغییرات را در رشد میزان فروش آن مشاهده کنیم. حال آن که نوع نشریه کتاب داستان آن را به حال و هوای یک کتاب هم نزدیک کرده است. با توجه به این که صنعت کتاب را بر مبنای مدل ارزش افزوده پورتر بررسی می‌کنیم این انتخاب می‌توان به درک بهتر صنعت کتاب کمک کند.CMmagazine

همشهری داستان آذر ماه سال ۸۷ برای اولین بار روی کیوسک روزنامه فروشی‌ها رفت. ۷ شماره اول را مهدی قزلی سردبیری کرد تا اینکه در فروردین ۸۹ نفیسه مرشدزاده با تیم تحریریه جدیدی سردبیری آن را برعهده گرفت. این بار همشهری داستان به صورت ویژه‌نامه مجله «همشهری خردنامه» و به صورت منظم و ماهیانه روی کیوسک خودنمایی می‌کرد. فروردین سال ۹۰ بالاخره بعد از دو سال و نیم انتشار به صورت ویژه‌نامه‌ای، مجله همشهری داستان هم مجوز مستقل گرفت.

بزرگ‌ترین تحولی که همشهری داستان در عمر سه ساله خود دید تغییر تیم تحریریه آن بود که منجر به تغییر فرم و محتوای آن شد. در پی این تغییرات فروش مجله طی چند ماه به ۴ برابر قبل از آن رسید. این تغییرات برند همشهری داستان را متفاوت از قبل کرد؛ چیزی که ما آن را تبدیل یک برند خوب به یک برند عالی می‌نامیم. برندی که طرفداران خاص خود را دارد و موفق شده مخاطبان زیادی را در این بازار کساد کتاب خواندن جذب خود کند.

اما کدام عامل باعث شد این مجله در زمانی نسبتا کوتاه، فروش خود را چهار برابر افزایش دهد و در کنار سایر مجلات پرفروش گروه مجلات همشهری عرض اندام کند؟ تیم تحریریه همشهری داستان یا گروه مجلات همشهری چه کار کردند که این موفقیت به دست آمد؟ برای بررسی دقیق عوامل موفقیت همشهری داستان زنجیره ارزش کتاب را جلو رویمان قرار می‌دهیم. زنجیره ارزش صنعت کتاب شامل مراحل نگارش، نشر، چاپ، توزیع، بازاریابی و خرده‌فروشی است. ما این زنجیره را، مرحله به مرحله به کمک نفیسه مرشدزاده سردبیر داستان بررسی کردیم

پیش از گفت و گو، گشتی میان وب و یادداشت‌های خوانندگان همشهری داستان زدیم که نشان می‌داد بیشتر مخاطبان محتوای مجله را بزرگ‌ترین ویژگی مثبت آن می‌دانند؛ تنوع مطالب و داستان‌ها چیزی بود که چشم بیشتر آنها را گرفته بود. بعد از محتوا هم عکس‌های مجله. سردبیر داستان هم وجود یک تصویر کلی از مجله را قبل از شروع انتشار اولین شماره بزرگ‌ترین عامل موفقیت آن می‌داند. تیم تحریریه با توجه به تصویری که از داستان در ذهنشان بود دقیقا می‌دانستند که چه می‌خواهند منتشر کنند و چه نمی‌خواهند. چه عکسی مناسب این تصویر کلی است؛ و همین طور چه صفحه‌آرایی و حتی قطعی مناسب آن تصویر کلی است. این تصویر ذهنی مشترک بین تیم تحریریه باعث می‌شود کتاب داستان یک موجودیت زنده داشته باشد. به گفته مرشدزاده خوانندگان داستان هم به داستان به صورت یک شخصیت کلی نگاه می‌کنند و این محتوای هر شماره نیست که آنها را تشویق به خرید می‌کند، بلکه شخصیت جذاب و دوست‌داشتی داستان برای آنهاست که فارغ از محتوای درونش خوانندگان را جذب خود می‌کند. در گفتگویی که با مرشدزاده داشتیم تاثیر این تصویر را در تک‌تک مراحل زنجیره ارزش بررسی کردیم.
Dastan-920828

قلم به دست‌های آشنا

اولین مرحله زنجیره ارزش کتاب نگارش است. نگارش در دل خود نوع محتوا، نحوه نگارش و نویسنده متن را دربردارد. داستان از گونه‌های مختلف روایت و موضوعات مختلف برای جلب رضایت سلایق گوناگون استفاده می‌کند. روایت‎‌هایی مانند خاطره، داستان‌های دیدنی، کمیک، مستند مثل روایت آدم‌ها، درباره شغل‌ها و سفرنامه‌ها. حتی در انتخاب خود روایت هم این تنوع وجود دارد؛ مثلا در سفرنامه. در سفرنامه‌ها گاه به سراغ سفرنامه‌های حج رفته‌اند و گاه سفرنامه‌هایی به فرنگ. مرشدزاده در این باره می‌گوید:‌ »ما به همه قشرها پرداخته‌ایم. از مذهبی‌هایی که داستان را پای منبر شنیده‌اند تا نسل‌هایی که داستان‌گویان آنها جور دیگری بودند.» در نگاه سردبیر داستان، داستان فقط داستان کلامی نیست، بلکه روایت اصل است و با همین حساب فیلمنامه و نقاشی هم در داستان حضور دارند.

در بحث نگارش برند و تصویر نویسنده نزد مخاطبان هم می‌تواند تاثیر گذار باشد: نفیسه مرشدزاده، احسان لطفی و حبیبه جعفریان نویسنده‌هایی هستند که پیش از این در همشهری جوان یا سروش جوان هم برای نسل جوان شناخته شده بودند و از آن زمان طرفدارانی دارند و اسم آنها تبدیل به برند شده است. قطعا دیدن نام این افراد در شناسنامه مجله برای مخاطبی که چند سال پیش همشهری جوان و سروش جوان را می‌خواند انگیزه‌ای برای خرید آن ایجاد می‌کند. مرشدزاده این عامل را موثر می‌داند اما می‌گوید: «این مخاطبان کسانی هستند که شماره اول ما را خریدند.» به زبان عدد و رقم می‌شود چیزی حدود یک سوم خریداران الان همشهری داستان.

 

ساده برای خواندن

مرحله دوم نشر است. به زبان حرفه‌ای می‌توان گفت ویراستاری، صفحه‌آرایی، گرافیک، عکس و به طور کلی مرحله‌ای که متن خام به شکل فایل آماده برای چاپ درمی‌آید. عکس عنصر مهمی در مجله داستان است. از همان زمان که داستان به عنوان کتاب و با تحریریه قبلی کار می‌کرد و همین حالا می‌توان اهمیت عکس را از جانب سردبیر و تحریریه داستان دید. داستان قبلی هر شماره پرتره‌ای از نویسندگان ایرانی را روی جلد کار می‌کرد اما داستان جدید هر بار عکس‌هایی با موضوعات مختلف و خلاقانه روی جلد می‌گذارد. عکس‌های جلد داستان وقتی با جمله نوشته شده در زیر آن همراه می‌شوند فضای دیگری را ایجاد می‌کنند. با اینکه مشابه این عکس‌ها در فضای وب به وفور دیده می‌شود اما وقتی روی جلد داستان و همراه با آن جمله برگزیده می‌آید انگار هویتی دیگر می‌یابد. عکس دیگر با عکسی که در اینترنت هم می‌توان دید فرق دارد. مرشدزاده علت این امر را بار جمله می‌داند: «این به خاطر پتانسیل جمله‌ایست که قبلا در متن بوده و وقتی از زندان متن آزاد می‌شود آن پتانسیل آزاد می‌شود و به عکس معنا می‌دهد.» داخل خود مجله هم عکس‌ها با وسواس زیادی انتخاب شده‌اند.

درمورد صفحه‌آرایی نکته قابل توجه اما سادگی آن است که بیشتر داستان را به یک کتاب شبیه کرده است دلیل این امر هم دقیقا راحت‌تر کردن خوانش مجله است. تیم تحریریه داستان با توجه به آن تصویر کلی از مجله به دنبال استفاده از افکت‌های صفحه‌آرایی سنگین که خود دارای پیام دیگری است نبوده‌اند؛ ساده و صریح رفته است سر اصل موضوع که همان خواندن داستان است. به قول مرشدزاده تمام اجزاء در خدمت خوانش بهتر متن است.

Dastan-920828-02

سادگی و برازندگی

موضوع جالب دیگر تغییر نوع چاپ مجله داستان است. نشریه قبلی کیفیت چاپ بهتری داشت و با قیمت پایین‌تری فروخته می‌شد؛ قبلا هزار تومان بود و الان دو هزار تومان. با این حال کاهش کیفیت کاغذ و چاپ درباره این مجله و تغییر قیمت جلودار افزایش تیراژ نبوده است؛ چرا؟ اگر به جنس کاغذ داستان توجه کنیم در حال حاضر کاغذ تحریر برای آن استفاده می‌شود که بیشتر شبیه کاغذ کتاب است. قبلا از کاغذ گلاسه استفاده می‌شد. مرشدزاده انتخاب کاغذ را هم براساس تصویر ذهنی از مجله می‌داند و می‌گوید: «کاغذ گلاسه اشکال حسی دارد. ما برای اولین بار این کاغذ را در کارهای تبلیغاتی دیده‌ایم و عادت نداریم که آن را بخوانیم. عادت داریم نوشته‌های روی کاغذ گلاسه را تماشا کنیم.»

حتی تغییر قطع مجله که کمی بزرگ‌تر شده هم عمدی بوده است. پیش از این داستان در قطع نشریه «ریدرز دایجست» چاپ می‌شد.

 

پاشنه آشیل

توزیع آن قسمت از زنجیره ارزش است که قرار است کالای آماده شده را به دست مخاطبان برساند. دکه‌های روزنامه‌فروشی‌ و کتاب‌فروشی‌ها نقاط فروش مجله هستند، همچنین بخشی از بار توزیع برعهده سیستم اشتراک است. فعالان مطبوعات می‌دانند که سیستم توزیع نشریات در ایران بیمار است. بنابراین این قسمت از زنجیره تا حد زیادی خارج از دسترس مدیران یک نشریه است. به خصوص اطلاعات توزیع از جمله درصد برگشتی از هر دکه در شهرستان‌ها به سختی به مدیران نشریه می‌رسد. داستان نیز گرفتار این بی‌سر و سامانی توزیع است. گرچه مدیران گروه مجلات برای در دست گرفتن این حلقه بیمار و درمان آن تلاش می‌کنند، اما درمان آن نیاز به کار در سطح ملی دارد. تحریریه داستان هم فقط توانسته است با انتشار لیست و نشانی نمایندگان فروش در شهرستان‌ها ارتباطی میان نمایندگان فروش مجله در شهرستان‌ها و خوانندگان علاقمند برقرار کند.

غیر از اینکه سیستم توزیع گریبان‌گیر داستان قبلی هم بود عامل دیگری بر داستان قبلی تاثیر منفی می‌گذاشت و آن فرایند زمان‌بر گرفتن مجوز برای کتاب داستان بود. همان طور که گفتیم داستان در ابتدای انتشارش با مجوز کتاب منتشر می‌شد و بنابراین زمان زیادی را در صف کتاب‌های آماده ممیزی می‌گذراند که باعث می‌شد این مجله به صورت نامنظم روی دکه‌ها برود و فعالان رسانه هم خوب می‌دانند که یک نشریه دوره‌ای اگر در انتشار نظم نداشته باشد چه بلایی سرش می‌آید و چقدر مخاطبان خود را از دست خواهد داد.

 

همه چیز از نیاز شروع می‌شود

همان‌طور که ابتدای این نوشته آمد سردبیر همشهری داستان مهم‌ترین عامل موفقیت داستان را تصویر ذهنی تیم تحریریه از مجله می‌داند؛ اینکه مخاطب امروز چه می‌خواهد و چه محصولی در فضای حاضر مناسب و جوابگوی این نیاز است. این را می‌گوییم بازاریابی. گرچه ممکن است تیم تحریریه نداند که وارد کار بازاریابی شده است اما کاری که انجام دادند و در ادامه شرح خواهیم داد دقیقا خود بازاریابی است. سردبیر مجله و دبیران تحریریه آن از مدت‌ها قبل در قالب کارگاه داستان گروه مجلات همشهری با همدیگر در حوزه داستان کار می‌کردند و بعد از آن هم در جاهای دیگر و در خلال برگزاری کلاس‌های آموزش داستان‌نویسی و فیلمنامه‌نویسی تحقیق و پژوهش انجام دادند و ذائقه مخاطب داستان در ایران دستشان آمد. آنها با این پشتوانه کار تحقیقی و تجربه ارتباط با مخاطبان که در قالب کلاس‌ها و از طریق نظرسنجی‌هایشان صورت می‌گرفت می‌دانستند که چه محصول داستانی می‌تواند پاسخگوی نیاز علاقمندان داستان باشد. بنابراین یک تصویر کلی از مجله در ذهنشان شکل گرفت و طی همکاری‌هایشان به یک تصویر مشترک رسیدند. آنها نیاز مخاطب را شناخته بودند.

بازاریابی را براساس «چهار p معروف» که شامل تبلیغات، قیمت‌گذاری، زمان و مکان مناسب و بسته‌بندی است بررسی می‌کنیم و اینکه چه اتفاقی برای داستان افتاده است. در مورد قسمت اول یعنی تبلیغات، مجله داستان غیر از تبلیغ در سایر مجلات همشهری و به تازگی نصب بیلبورد در سطح شهر کار تبلیغاتی دیگری انجام نداده است. تمام همین فعالیت تبلیغی هم از طرف سازمان مجلات همشهری انجام شده و خود مرشدزاده با تبلیغ وسیع مجله کاملا مخالف است. او بهترین روش تبلیغ داستان را توصیه فرد به فرد می‌داند و به نکته جالبی اشاره می‌کند: «خوانندگان داستان می‌خواهند این حس را داشته باشند که چون داستان می‌خوانم من منحصربه فردم و این مجله فقط به من و تعداد محدودی که مانند من منحصر به فرد هستند تعلق دارد. بنابراین با عمومی کردن تبلیغ خصوصا از طریق رسانه‌ای عامه‌پسند مانند تلویزیون تعداد زیادی از خوانندگان وفادار مجله از دست خواهند رفت. ما نیازی به این نوع تبلیغ نداریم و تنها تبلیغات خوانندگان وفادارمان برای ما کافیست. این مخاطبان بعدها به مبلغین داستان تبدیل می‌شوند، کما اینکه همین حالا هم تا حدی این اتفاق افتاده است.»

درمورد عنصر دوم بازاریابی یعنی قیمت اتفاق جالبی برای داستان رخ داده است. با اینکه کیفیت کاغذ پایین آمد و قیمت از هزار تومان به دو هزار تومان افزایش یافت اما فروش مجله افزایش یافت. با این حال هنوز هم مجله به اعتقاد متخصصان امر با قیمت پایینی که صد در صد می‌ارزد عرضه می‌شود. در بازار مشتری با این میزان هزینه به هیچ‌وجه نمی‌تواند محصول جایگزین که کتاب است را تهیه کند این کمیت و کیفیت بالا را در هیچ محصول مشابه دیگری با این قیمت نمی‌توان یافت.

تیم تحریریه داستان همان طور که در بالا گفته شد در خلال کار تحقیقی خود نیاز مخاطبان را شناختند و آنها می‌دانستند که در این شرایط زمانی که کمی فضای جدی بر جامعه حاکم است چه محتوایی می‌تواند موفق باشد آنها نیاز به یک فضای دیگری را حس می‌کردند که خلق این فضا توسط داستان اتفاق افتاد؛ این بخش سوم «چهار پی معروف بازاریابی» یعنی زمان و مکان مناسب است.

بسته‌بندی عنصر چهارم بازاریابی است. همشهری داستان بدون بسته‌بندی مناسب روی دکه می‌رود که این یکی از نقاط ضعف داستان است و باعث کاهش فروش می‌شود. دکه‌داران برای آسیب ندیدن مجله آن را داخل دکه می‌گذارند که به همین دلیل کمتر دیده می‌شود. مرشدزاده می‌گوید: «اگر مجله را در سلفون عرضه کنیم راحت پنج شش هزار تایی فروش بیشتر می‌شود.»


Dastan-920828-03

امان از این فروش بی‌قواره

آخرین حلقه زنجیره ارزش کتاب خرده‌فروشی است. دکه‌های روزنامه‌فروشی، کتاب‌فروشی‌های بزرگ و شهر کتاب از جمله جاهایی هستند که «همشهری داستان» در آن فروخته می‌شود. این بخش به شدت وابسته به مرحله توزیع است. گفیتم که توزیع بیمار است، بنابراین نمی‌توانیم از سلامت این بخش هم مطمئن باشیم. در کل تهران چیزی حدود ۱۲۰۰ دکه روزنامه‌فروشی وجود دارد و در کل شهرستان‌های کشور ن

محمد زهرایی، نوآور صنعت نشر ایران، مرد

Mohammad-Zahraee

من محمد زهرایی را نمی‌شناسم. یعنی اکنون که شنیدم او فوت شده، متوجه شدم که او را نمی‌شناسم. متاسفانه نه از او خاطره‌ای دارم و نه به یاد دارم که او را در محفلی دیده باشم. من مدیریت رسانه خوانده‌ام. صنعت نشر یکی از مهم‌ترین بخش‌های مورد مطالعه مدیریت رسانه است و محمد زهرایی یکی از مهم‌ترین‌های صنعت نشر ایران. بنابراین باید او را می‌شناختم. باید زودتر به سراغش می‌رفتم. باید پای صحبتش می‌نشستم. اما نه او را می‌شناختم و نه به پیشش رفتم. او که به قول حمیدرضا ابک تا آخر عمر کار کرد و کار کرد و کار کرد و سر آخر پشت میز کارش مرد. البته باید زودتر می‌فهمیدم حضور او را. زمانی که کتاب گران مستطاب آشپزی را گرفتم. کتابی به غایت زیبا. باید می‌فهمیدم و می‌پرسیدم که پشت این کتاب زیبا کیست. نجف دریابندری و همسر گرامی‌اش مطمئنا نقش مهمی داشتند، اما باید می‌فهمیدم که کسی دیگر هم پایش در میان است. کسی که صنعت نشر ایران را خوب می‌فهمد و درک می‌کند. متاسفانه من او را درک نکردم اما تاثیرش را چرا. و همین تاثیر این مردی که او را تا به حال ندیدم، این انگیزه را ایجاد کرد که این متن را قلمی کنم.

خبرگزاری‌ها چیزهایی درباره او نوشتند و گوگل ما را به نتایج جالبی می‌رساند.

در سایت‌ها نوشته شده، زهرایی مدیر انتشارات نیل و کارنامه و از ناشران صاحب سبک بود و کار نشر و کتاب را از جزیی‌ترین امور چاپ و نشر شروع کرد و در سال‌های میانی دهه ۴۰ در شکل‌دهی و بالاندن انتشارات نیل نقش به سزایی داشت. برخی از رمان‌های شاخص جهان از جمله رمان دن کیشوت با ترجمه محمد قاضی و یا دیگر نویسندگانی چون م. به آذین حاصل همکاری زهرایی با این افراد در انتشارات نیل بود. زهرایی درسال‌های میانی دهه شصت به انتشار آلبوم‌های موسیقی روی آورد که آلبوم بیداد با صدای محمد رضا شجریان و آهنگسازی پرویز مشکاتیان و برخی دیگر از آثار شاخص این دهه حاصل ذوق ورزی‌های او بود. او از سال های پایانی دهه شصت انتشارات کارنامه را راه اندازی کرد که حاصل آن برخی از شاخص‌ترین کتاب های تاریخ نشر به شمار می‌رود. ناشران، نویسندگان و مترجمان بسیاری با او رایزنی و مشورت می کردند و تقریبا کمتر ناشر شناخته شده‌ای را می‌توان نام برد که به نوعی از اندیشه وتوان ذهنی او در بهبود کار نشر بهره نبرده باشد. حافظ به سعی سایه تالیف هوشنگ ابتهاج، کتاب مستطاب آشپزی تالیف نجف دریابندری و فهیمه راستگار، خواب آشفته نفت، شرح فصوص الحکم، تالیف دکتر محمدعلی موحد، از جمله شاخص‌ترین آثار او به شمار می‌رود.

Mohammad-Zahraee-2

می‌گویند او تنها ناشری بوده که کتاب‌های انتشاراتی خود را تماما خود می‌خواند و در ویرایش و پاکیزه‌سازی آن نقشی جدی و تعیین کننده داشت، رایزنی وگفت وگو با نویسندگان و مترجمان آثاری که خود انتشار می‌داد، جزو ضروریات کاری او بود. فراهم کردن اسناد و کتاب‌های مورد نیاز یک مولف و همکاری و همراهی مستمر با آنها نیز در زمره خصوصیات این ناشر به سابقه به شمار می‌رفت. راه‌اندازی کتابفروشی‌های بزرگ از جمله ایده‌هایی بود که زهرایی به بدنه نشر کشور تزریق کرد. او با راه اندازی کتابفروشی کارنامه در نیاوران توانست زیست بومی فرهنگی را در آن منطقه سامان دهد و این کتابفروشی را به عنوان یکی از کتابفروشی‌های شاخص کشور به جامعه فرهنگی وهنری وحتی سیاسی بشناساند. زهرایی از معدود ناشرانی بود که نشر را در میان خانواده خود هم رواج داد. فرزندان و همسر او تمامی درکار نشر بودند و هستند او برخی از مهم‌ترین تجربیات خود در عرصه نشر را به خصوص به دو فرزند خود ماکان و روزبه زهرایی و همسرش مهدیه مستغنی انتقال داد. زهرایی ذوقی پرورش یافته در کار نشر داشت. در شناخت رنگ‌ها، پنط و حروف، طراحی حروف‌های جدید، بهره گیری از کاغذ و طراحی ساختاری برای نشر کمتر نظیری می‌توان برای او پیدا کرد.

آقای زهرایی درباره نوع انتخاب فونت و حروف در گفت و گویی با روزنامه همشهری گفته بود: «من ناشر و همکار نشرم، الگوسازی می‌کنم و کار خودم را روی متن پیاده می‌کنم. به کاری که نویسنده یا مترجم تایپ کرده و پاکیزه به دستم می‌رساند، مثل دست‌نویس نگاه می‌کنم و روی اجزای مختلف آن فکر و برنامه‌ریزی می‌کنم. وقتی به شاهکارهایی چون تاریخ بیهقی، رباعیات خیام، دیوان حافظ یا مولانا و سعدی و نظایر آن فکر می‌کنم، همه این مشکلات را حل‌شدنی می‌بینم.» «به همان اندازه که یک جوان محیط زیستی (سبز) به تحلیل رفتن لایه اوزون حساس است و خودش را مسئول می‌داند، من هم نسبت به ثبت درست و به همان اندازه زیبای این آثار احساس مسئولیت می‌کنم.»

Mohammad-Zahraee-3

این ناشر نوآور که به نشر آثار فاخر شهرت داشت، می‌کوشید با یاری گرفتن از آخرین نرم‌افزارهای کامپیوتری و الهام از قلم‌های لاتین، به قلم‌های فارسی غنای بیشتری ببخشد: «در واقع من به دنبال راه چاره‌ای هستم که نیازهای متنوع ناشران به زبانی قابل‌فهم به برنامه‌نویسان و متخصصان نرم‌افزار منتقل شود تا آن‌ها با ابداعات خود و تکمیل نرم‌افزارهای حروف‌چینی و صفحه‌آرایی ابزار قوی‌تر و امکانات کارآمدتری را در اختیار ناشران و مطبوعات بگذارند. در این صورت، هر ناشر و نشریه‌ای به نرم‌افزارهای قدرتمند کارآمد حروف‌چینی و صفحه‌آرایی دسترسی خواهند داشت. حروف‌چینی و کتاب‌آرایی، دغدغه‌ای همیشگی‌ست. من غالباً با مراجعه به قلم‌های لاتین الهام می‌گیرم. به تازگی کتاب هزار فونت را پیدا کرده‌ام، می‌بینم که چه طیف گسترده‌ای از حروف در اختیار طراحان و ناشران خارجی قرار دارد و چه مهندسی تحسین‌برانگیزی در آن‌ها به کار گرفته شده است و چه مایه امکانات ایجاد می‌کند.»

علاقه محمد زهرایی فقط منحصر به کتاب و ویژگی‌های خاص آن نبود. نقاشی و موسیقی ایرانی نیز او را مسحور خود ساخته بود: «کتابی که هم‌اکنون در دست دارم (فرهنگ گوشه‌های آواز ایرانی) که پر است از نت و ریزه‌کاری‌های خاص هر اثر موسیقایی. غالبا در‌می‌مانم که چه بکنم.»

زهرایی کتاب را «امری قدسی» می‌خواند که پس از ۵۰ سال تلاش در حفظ و بالندگی وجود آن، هر روز به او انگیزه‌ی تازه‌ای می‌بخشید: «من هر کتابی را که دست می‌گیرم، انگیزه‌ی تازه‌ای برایم ایجاد می‌کند که با آن چه بکنم و چه‌طور آن را متفاوت از کارهای قبلی ارایه دهم. این انگیزه مرا به شور می‌آورد. همین شور و شوق باعث شده که من پس از چند دهه هنوز هم حوصله‌ی خواندن و آرایش فرم‌های کتاب را داشته باشم. هیچ‌وقت از خواندن نمونه‌های حروف‌چینی خسته نشده‌ام. هر شب به امید اینکه فردا سر کار بروم و پشت میزم به کتاب‌هایی که در دست دارم بپردازم، می‌خوابم.»

خدا او را بیامرزد.

چگونه هدف‌گذاری کنیم؟ +اینفوگرافی

به پیشنهاد دوستان خوبم علی نعمتی شهاب و مسیح کریمیان تغییراتی در ادامه انتشار مطالب مدیریتی راهنمای مدیریت خواهم داشت. سعی می‌کنم از مولتی‌مدیا بیشتر استفاده کنم.

این بار به سراغ کتاب هدف‌گذاری رفتم. این کتاب را انتشارات آریانا منتشر کرده است و در وب‌سایت این ناشر در مورد این کتاب آمده است:

هدف‏گذاری؛ تعیین اهداف، موضوعی چالشی است. چگونه اهداف خود را از میان بی‌شمار اهداف ممکن، برای خود، گروه کاری خود و یا کارکنان تحت مدیریت خود انتخاب کنید؟ در این کتاب با مرور فرایند هدف‌گذاری، ایده‌ها و نکته‌های مهمی برای غلبه بر چالش‌های هدف‌گذاری شرح داده شده است. شفافیت اهداف، تعریف اهداف گروه کاری بر مبنای تغییرات صنعت و سازمان، تعیین اولویت‌ها در زمانی که اهداف با یکدیگر تعارض دارند، و استفاده از نقاط قوت گروه برای تحقق اهداف مورد نظر، بخشی از مطالبی است که در این کتاب به آنها پرداخته‌ شده است.

در مورد هد‌گذاری مطالب زیادی می‌توان گفت و نوشت. اما این بار و با کمک مطالب این کتاب یک اینفوگرافی آماده کردم که می‌توانید در ادامه آن را مشاهده کنید.

مطالب راهنمای مدیریت در وبلاگ مدیر رسانه با استفاده از مطالب کتاب‌های راهنمای مدیران هاروارد ادامه خواهد داشت. اگر این مطالب را دوست دارید و پیشنهاداتی برای بهتر شدن آن دارید حتما پای این مطلب کامنت بگذارید.

 

نگاهی به کتاب‌های همراه مدیران (بخش اول) راه‌حل‌های حرفه‌ای برای چالش‌های روزانه

مطمئن باشید اگر انتخاب‌ها درست باشند یک جایی همگرا می‌شوند. شرکت توسن، گروه پژوهشی صنعتی آریانا و دانشکده کسب و کار دانشگاه هاروارد، احتمالا فصل مشترک خاصی نداشته باشند. من هر سه این‌ها را دوست دارم. حالا این سه در یک جا به هم رسیده‌اند و آن مجموعه کتاب‌های همراه مدیران است. دانشگاه هاروارد دانشکده کسب و کاری دارد که در جهان بسیار معروف است. گروه پژوهشی آریانا هم تعدادی از فارغ‌التحصیلان شریف هستند که در پاسخ به نیاز و عطش دسترسی به منابع دست اول مدیریت زیر نظر دکتر مشایخی شکل گرفته است. دانشگاه هاروارد مجموعه کتاب‌هایی منتشر کرده که مفاهیم مدیریتی را به صورت کاربردی عرضه کرده است. آریانا هم در شکل و شمایل مناسبی این کتاب‌ها را به فارسی برگردانده است. شرکت توسن هم حامی آریانا در ارائه این کتاب‌ها شده است.

در نگاه اول شاید حجم کتاب‌ها ما را به اشتباه بیندازد و گمان کنیم با کتاب‌های سطحی مانند مدیر یک دقیقه‌ای و امثال آن روبه‌رو هستیم. اما با نگاهی با کتاب‌ها درمی‌یابیم که این گونه نیست. مجموعه کتاب‏های همراه مدیران، راه‏ حل‏های حرفه ‏ای برای چالش‏ هایی که مدیران هر روزه با آنها مواجه می‏ شوند، ارائه می‏‌‌دهد. هر کدام از این کتاب‏ ها شامل مجموعه‏ای از مثال‏های واقعی، نکات، راهنماها و ابزارها و آزمون‏هایی است که به مدیران در شناسایی نقاط قوت و ضعف و کسب مهارت‏ های کلیدی مدیریت کمک می‏ کند. این کتاب‏ها راهنمای ساده و قابل فهم برای همه مخاطبان است و با توجه به اندازه‏ی کوچک آن، استفاده در هر زمان و مکانی امکان‏پذیر است.

 —————————————————————————–

این بسته شامل ۱۳ عنوان از کتاب‌های دانشکده کسب وکار هاروارد است که عبارتند از:

[checklist]

  • تفکر استراتژیک
  • هدف‌گذاری
  • تصمیم‌گیری
  • بودجه‌ریزی
  • مدیریت مالی
  • مدیریت پروژه
  • مدیریت بازاریابی
  • تمرکز بر مشتری
  • استخدام کارکنان
  • مسیر شغلی
  • ارزیابی عملکرد
  • تعدیل کارکنان
  • حفظ کارکنان

[/checklist]

از این نوشته به بعد می‌خواهم هر کدام از این کتاب‌ها را بررسی کنم. حالا اولین کتاب:

کتاب تفکر استراتژیک توسط دیوید کالیس نوشته شده و مسعود سلطانی آن را ترجمه کرده است. این کتاب توسط آریانا قلم منتشر شده است.

چرا تفکر استراتژیک؟

به عنوان مدیر در واحدی از سازمان کار می‌کنید و این سازمان واحدهای مختلفی دارد. هر روز تصمیم‌های متعددی می‌گیرید- تصمیم‌هایی که می‌تواند به سازمان کمک کند، یا به آن آسیب بزند- ‌این موضوع به میزان استراتژیک بودن این تصمیم‌ها بستگی دارد. برای گرفتن تصمیمی که بهترین نتایج را برای سازمان داشته باشد، باید پیامدهای گسترده آن را نیز در نظر داشته باشید. همچنین باید به این نکته توجه داشته باشید که همواره اطلاعات محدود و مبهمی برای تصمیم‌های پیچیده در اختیار دارید.

برای تصمیم‌گیری عاقلانه‌تر، باید تفکری استراتژیک داشته باشید. اما داشتن تفکر استراتژیک یک فرآیند است و باید مهارت‌های آن را یاد بگیرید و به طور درستی به کار ببندید.

این کتاب به شما کمک می‌کند تا این مهارت‌های ضروری را بیاموزید و در آن خبره شوید. ابتدا با کشف نحوه شناخت محیط کسب و کاری که در آن فعالیت می‌کنید و تصریح اهدافی که باید به آن دست بیابید آغاز می‌کنید. با این کار،‌ زمینه تصمیم‌گیری استراتژیک فراهم می‌شود. سپس یاد می‌گیرید چگونه پنج مهار مهم تفکر استراتژیک را به کار بگیرید؛ تعیین روابط، الگوها و روندها در محیط کسب‌وکار، تفکر خلاق، تحلیل اطلاعات، اولویت‌بندی کارها و انتخاب اقدام‌ها.

با تسلط بر فرآیند تفکر استراتژیک و تمرین مهارت‌های آن، به یک متفکر استراتژیک در سازمان تبدیل خواهید شد.

دیوید کالیس نویسنده کتاب کیست؟

دیوید کالیس استاد استراتژی در مدرسه بازرگانی هاروارد است و در آنجا به دانشجویان مدیریت اجرایی و MBA درس می‌دهد. وی متخصص استراتژی بنگاه و رقابت جهانی است. کالیس نویسنده کتاب‌های استراتژی بنگاه (با همکاری مونتگمری) و دفاتر مرکزی بنگاه( با مایکل گلود ودیوید یانگ) است. در سال ۲۰۰۸ نیز، جایزه پنجاهمین دوره مک‌کینزی برای مقاله‌ای که در آن سال منتشر کرده بود، شد. کالیس علاوه بر تدریس، به شرکت‌های بزرگ آمریکایی مشاوره می‌دهد و عضو هیات امنای مدرسه بازرگانی هالت است. وی در یک شرکت مشاوره نیز فعالیت می‌کند و عضو موسس شرکت یادگیری الکترونیک نیز،‌ است.

پ.ن. اگر دوست دارید بدانید کلمه آریانا یعنی چی اینجا را ببینید.

هنر عشق ورزیدن: همه گمان می‌کنند بلدند!

بیشتر مردم تصور می‌کنند عاشق شدن همان عاشق ماندن است. خیلی از ما در این خیال هستیم که عشق یا امری انتزاعی و خارج از چارچوب‌ زندگی است و بیشتر به درد افراد بی‌کار و جوان و خیره‌سر می‌خورد. یا در نهایت فکر می‌کنیم آن هم دوره‌ای دارد و سرشان به سنگ می‌خورد و این داستان را فراموش می‌کنند. اما قصه عشق عجیب‌ترین قصه‌هاست که برای پر معنی کردن زندگی ماست.

همه ما در این جهان تنها هستیم و همه تلاش‌های ما برای فرار از این تنهایی است. همه ما تصور می‌کنیم که بهشت برین جای ما بوده و هست و این روزگار روزگار فصل است و شدید به دنبال راهی برای وصل می‌گردیم. به همین دلیل در همه زندگی تلاش می‌کنیم تنها نمانیم.

وقتی کودکی شیرخواره هستیم هنوز من نداریم. ناخودآگاه با مادر احساس یکی بودن می‌کنیم.‌ به مرور که من رشد می‌کند می‌آموزیم که مادر هم نمی‌تواند تنهایی ما را پر کند. به همین دلیل به سراغ طبیعت می‌رویم. خاک و حیوان و گیاه دنیای کودکی ما را تشکیل می‌دهند. خودمان را با طبیعت یکی می‌دانیم و سعی می‌کنیم به دنیای طبیعت متصل شویم که از این تنهایی در بیاییم. به مرور می‌فهمیم که طبیعت هم از ما جداست و مرز ما با طبیعت هر روز پر رنگ و پر رنگ‌تر می‌شود. به همین خاطر آرام آرام روی می‌آوریم به چیزهای دیگر. سیگار و مواد مخدر، خوشگذرانی، دعا و نیایش، کار شدید، هنر و بسیاری چیزهای دیگر. غافل از این که همه این‌ها مسکن‌های موقتی هستند و هر بار که از آنها دست می‌کشیم و به این زندان تنهایی که در آن هستیم فکر می‌کنیم بیشتر و بیشتر می‌ترسیم.

به همین دلیل بیشتر و بیشتر در این دنیا و مافی‌ها مشغول می‌شویم تا یادمان برود که تنهاییم. به مرور که جوامع بزرگ‌تر می‌شود به دنبال همرنگی هستیم و حتی از این احتیاج به همرنگ بودن هم بی‌خبریم.

آرام آرام وارد دنیایی می‌شویم که دنیایی است پر از ولع خرید و مبادله کردن. حال آن که همه این‌ها بازی‌های بچه‌گانه‌ای است برای رهایی از این تنهایی. انسان‌ها از ذات انسانی خود بیشتر و بیشتر فاصله می‌گیرند و به کالایی برای مبادله تبدیل می‌شوند.

در این دنیای خود ساخته کمتر کسی فکر می‌کند که عشق ورزیدن هنر است. بالاتر از آن زیستن یک هنر است. برای این که یک هنر را یاد بگیرند چه می‌کنند؟

نظریه‌ را می‌آموزند و بعد بسیار تمرین می‌کنند.

عشق پدر و مادر و فرزند، عشق برادرانه، عشق مادرانه، عشق جنسی، عشق به خود و عشق به خدا راه‌هایی هستند که باید آنها را یاد بگیریم تا این زندگی برای ما معنی‌دار شود.

هزار گونه ادب جان ز عشق آموزد

که آن ادب نتوان یافتن به مکتب‌ها

ز شاه تا به گدا در کشاکش طمع‌اند

به عشق باز دهد جان ز آز و مطلب‌ها

به پر عشق بپرد در هوا و در گردون

چو آفتاب منزه ز جمله گردون‌ها

پیشنهاد می‌کنم که کتاب هنر عشق ورزیدن اریک فروم را که درباره رهایی از بندهای اسارت انسانی است را مطالعه کنید.

به گفته او عشق یگانه پاسخ کافی و عاقلانه به مسئله هستی انسان است.

 

۱۰ کتاب فوق‌العاده برای کمک به بهتر فکر کردن، کارآفرینی و ارتباط برقرار کردن

نویسنده: گای رینولدز،

ترجمه: رسول قربانی،

[highlight color=”eg. yellow, black”]

این مطلب اولین بار در کافه مدیا منتشر شده است.

[/highlight]

در مورد بهبود فزاینده و پیوسته شخصی، من تعدادی کتاب را در زیر لیست کرده‌ام که در سال گذشته آنها را یا خواندم و یا بازخوانی کردم و ممکن است شما هم بخواهید به عنوان بخشی از سیر پیشرفت پیوسته خودتان آنها را بخوانید.

۱٫ مغز شما در کار: استراتژی‌هایی برای غلبه بر حواس‌پرتی، بازیابی تمرکز و دقیق‌تر کار کردن در تمام طول روز. در طول ده بیست سال گذشته دانشمندان کشفیات مهمی در مورد مغز و اینکه مغز چطور کار می‌کند انجام داده‌اند. دیوید راک عصب شناس نیست اما مفسر عصبی خوبی برای شواهد علمی است و به خوبی و با اصطلاحات ساده توضیح می‌دهد که مغز چطور کار می‌کند و اینکه چطور درک و فهم خودمان از مغز می‌تواند ما را در مدرسه، محل کار و دیگر جاها کمک کند.

۲٫ برای چگونگی یادگیری مردم طراحی کنید: این کتاب ساده و خوشخوانی است. اگر شما درباره یادگیری الکترونیکی، مغز و حافظه زیاد مطالعه کرده‌اید شاید این کتاب چیز جدید زیادی برای گفتن به شما نداشته باشد اما محتوای خوبی برای متخصصان و دانشجویان دارد که می‌تواند به آنها کمک کند تا بفهمند مردم چگونه یاد می‌گیرند و اینکه چطور آزمون‌های آموزشی (مثل سخنرانی) که به بهتر درگیر کردن شونده‌گان کمک می‌کند طراحی کنند.

۳٫ ۱۰۰ چیز که هر طراح نیاز دارد که درباره مردم بداند: از چگونگی تقسیم شدن این کتاب به ۱۰۰ بخش ۱ تا ۳ صفحه‌ای خوشم می‌آید که توانسته است اصول کلیدی و توصیه‌های کاربردی را در هر کدام از این بخش‌های کوچک به خوبی ارائه کند. از آنجایی که این کتاب بسیاری از زمینه‌ها را پوشش می‌دهد ممکن است در بعضی از زمینه‌ها به طور عمقی به موضوع نپرداخته باشد اما برای بیشتر مردم یک اساس ابتدایی خوب یا یک مرور موثر بر اصول اساسی است. زمینه‌های پوشش داده شده این‌ها را شامل می‌شود: مردم چطور می‌بینند، مردم چطور می‌خوانند، مردم چطور به خاطر می‌آورند، مردم چطور فکر می‌کنند، مردم چطور توجه‌شان را متمرکز می‌کنند، چه چیزی به مردم انگیزه می‌دهد و برخی دیگر. من فکر می‌کنم این کتابی است که به بسیاری از مردمی که آن را می‌خوانند کمک خواهد کرد که دیدنی‌های بهتری طراحی کنند و به شیوه‌های جالب توجه‌تر ارتباط برقرار کنند.

۴٫ خلق مدل تجاری: کتاب کوچکی برای خیال‌گراها، تغییر دهندگان بازی و چالش‌گراها. کتاب خوش طرحی است. این کتاب به این عنوان شناخته شده است “کتابی برای خیال‌گراها، تغییر دهندگان بازی و چالش‌گراها که در تلاش به مبارزه کشیدن مدل‌های تجاری منسوخ و طراحی کارآفرینی آینده هستند.” حتی اگر شما نیازی به طراحی یک مدل تجاری جدید نداشته باشید، در این کتاب درس‌هایی وجود دارد که تفکر شما را به چالش می‌کشد و به شما کمک می‌کند تا عقاید و اهدافتان را روشن کنید. آمازون می‌گوید این کتاب برای کننده‌هایی طراحی شده است که آماده‌اند تا تفکر قدیمی را رها کنند و در عوض مدل‌های جدید خلق ارزش را با آغوشی باز بپذیرند. این کتاب ساده، دیداری و واضح است.

۵٫ ملاقات‌های حضوری: چطور تصاویر، ورقه‌های استیکی نوت و تصویرسازی ایده می‌تواند بهره‌وری گروهی را افزایش دهد. من به عنوان شخصی که عاشق وایت‌بورد و ابزار شبیه به آن هستم ایده‌های این کتاب را بسیار نیروبخش یافتم. نمی‌توانم بهتر از آمازون این کتاب را به اختصار معرفی کنم: “کتاب ملاقات‌های حضوری توضیح می‌دهد که چطور هر کسی می‌تواند از ابزاری دیداری استفده کند و این که چطور این ابزار در وسیع‌ترین مرکز تجاری تکنولوژیکی جهان، سیلکون ولی، مورد استفاده قرار می‌گیرند تا هم کار گروهی مجازی و هم کار گروهی رو در رو را سهولت بخشند. این منبعِ فوق‌العاده تصویر نگاری شده و پویا به سران جلساتی، سخنرانان و مشاوران مقدار زیادی ابزار‌ و ترفند به آنها نشان می‌دهد.” من در تلاش بوده‌ام تا بسیاری از اصول و تکنیک‌های بحث شده در این کتاب را در سمینارها و کلاس‌های درس دانشگاهم استفاده کنم. به نظر من این کتاب اگرچه هدفش کارآفرینان و متخصصان تجاری است اما برای معلمان و استادان دانشگاه‌ها هم می‌تواند بسیار موثر و مفید باشد. در آن بحث‌های خوبی بر روی استفاده از زبان دیداری برای سهولت بخشیدن و ارائه به گروه‌ها هست.

۶٫ تحول بازی: یک کتاب بازی برای کارآفرینان، قانون شکنان و ایجادکننده‌های تغییر. من طرفدار پر و پا قرص یک بازی جدی هستم. بازی و مدرسه – همین‌طور بازی و کار- معمولا به عنوان مفهوم‌هایی متناقض در نظر گرفته می‌شوند با این حال که، این بازی‌ها هستند که ما به کمکشان کاوش می‌کنیم، کشف می‌کنیم و می‌آموزیم. نویسندگان کتاب تحول بازی آن را بیان می کنند. در این کتاب ۸۳ بازی معرفی شده است که به سادگی و روشنی توضیح داده شده‌اند. شما می‌توانید بازی‌های در خور نیاز و شرایط‌تان را انتخاب کنید. تمام بازی‌ها (یا “فعالیت‌ها” اگر بازی در محیط کاری شما کلمه ترسناکی است) می‌توانند به شما کمک کنند که شنوندگانتان را شریک و درگیر در جلسه، سمینار یا کلاستان کنید.

۷٫ اصول جهانی طراحی، بازبینی شده و به روز شده: ۱۲۵ راه برای افزایش به کارگیری، درک نفوذی، افزایش جذبه، تصمیمات طراحی بهتر گرفتن و آموزش از طریق طراحی. این یک کتاب فوق‌العاده است که من از سال ها پیش آن را به دیگران توصیه کرده‌ام. این نسخه دوم کتاب است که شامل تعداد زیادی مفاهیم جدید که به خوبی و زیبایی در یک کتاب ۲۷۲ صفحه‌ای جای داده شده‌اند. این یک کتاب مرجع عالی برای هر کسی است اما مخصوصا برای طراحان، مهندسان، معماران و دیگر متخصصان خلاق (و دانش آموزان) که می‌خواهند بیاموزند تا فهمشان از طراحی را بهتر و گسترده‌تر کنند. این کتاب آموزنده، اطلاعات دهنده و الهام بخش است. عاشق این کتاب کلاسیک می‌شوید.

۸٫ خلاصه از این حرفا دیگه: چکار کنیم وقتی کلمات کارساز نیستند. این یکی از بهترین کتاب‌های دن روم است. من یک نسخه جدید از کتاب را به طور رایگان دریافت کردم که جملات من در جلد پشت کتاب نوشته شده بود: من واقعا فکر می‌کنم این کتاب عالی است. البته این اصطلاح، اصطلاح خوبی است اما دن هم درست می‌گوید وقتی می‌گوید ما با گفتن اصطلاح “خلاصه از این حرفا دیگه” نادیده گرفته می‌شویم. تصاویر، طرح‌ها و دیگر چیزهای دیداری نوشدارویی برای ایده‌ها بد نیستند، اما تکنیک‌ها و دیدگاه‌های یافته شده در “تفکر روشن” می‌توانند به بوجود آمدن ایده‌های خوب کمک کنند تا اینکه در اصطلاح “خلاصه از این حرفا دیگه” گم شوند. البته این کتاب بسیار تصویری است و مفاهیم و تکنیک‌ها در آن به کمک مثال‌های مختلف و جالب از دنیای واقعی توضیح داده شده‌اند.

۹٫ جای خالی دشمن شما نیست: یک راهنمای ابتدایی برای دیداری ارتباط برقرار کردن از طریق طراحی چندرسانه‌ای، وب و گرافیک. این کتاب کمی شبیه کتاب غیرطراحان در طراحی است اما محتوایش بسیار متفاوت است. کتاب مقدماتی بسیار خوبی است برای تمام متخصصان و دانش آموزان طراحی گرافیک که حتی اگر دلیلی هم برای خریدنش نداشته باشند بهترین دلیل خریدنش می‌تواند داشتن کتابی در قفسه کتابخانه‌شان باشد که می‌توانند هر وقت یکی از دوستان یا همکارانشان خواست در مورد اصول طراحی بداند به آنها قرض بدهند تا از آن فایده ببرند. در واقع در ارائه هیچ چیز به خودی خود نیست، اما بسیاری از مفاهیم می‌توانند در ارائه طرح بکار گرفته شوند. یک کتاب طراحی خوب با انباشته‌ای از مثال‌های دیداری.

۱۰٫ ذن خلاقیت: بهبودبخشی زندگی هنریتان. این کتاب جدیدی نیست اما کتابی است که همیشه پیشنهاد کرده‌ام. کتاب‌های بسیاری در رابطه با خلاقیت نوشته شده اند اما این یکی مورد علاقه من است. ساده، زیرک، الهام بخش و کاربردی. عقیده های این کتاب ممکن است به شما دیدگاه و بینش کاملا متفاوتی برای نگاه کردن به دنیا بدهد و در نتیجه‌اش رفتن به سوی تلاش‌های خلاقانه خودتان. این از آنجور کتاب‌هایی است که می‌توانید آن را بخوانید و دوباره سال‌ها بعد آن را بخوانید و لذت ببرید و از آن بیاموزید (همانطور که من این کار را کردم). این یک کتاب کلاسیک است.

 

حالا که فکرش را می کنم می‌بینم این لیست ده کتابی در واقع شمل یازده کتاب می‌شود.

۱۱٫ ذن ارائه: ایده‌های ساده بر روی ادا و طراحی ارائه (ویرایش دوم). کتاب جدیدی است برای سال ۲۰۱۲٫ ویرایش دوم کتاب اول ذن ارائه من است. این کتاب همان کتاب ویرایش اول است اما من خیلی از دومی راضی‌تر هستم. فکر می‌کنم کتاب بهتری شده است. این کتاب را طوری طراحی کردم که همان دید و احساس کتاب اولی را داشته باشد اما به همراه ۷۰ صفحه بیشتر که شامل یک فصل جدید درباره درگیر کردن می‌شود. بیشتر تصاویر و برخی از مثال‌ها را عوض کرده ام و تصاویر و مثال‌های جدید بهتری را جایشان گذاشته‌ام. چند بخش جدید هم به آن اضافه کرده‌ام مثلا در بخشی ۶ صفحه‌ای هم از کارهای استیو جابز کمک گرفته‌ام.

منبع

کتاب «اقتصاد رسانه، نظریه و کاربرد» منتشر شد

دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها، کتاب «اقتصاد رسانه، نظریه و کاربرد» را به نویسندگی «آلیسون الکساندر» و دیگران، و ترجمه‌ی عادل پیغامی منتشر کرد.

 نام کتاب: اقتصاد رسانه، نظریه وکاربرد/ ویراستاران: آلیسون الکساندر و دیگران/ مترجم: عادل پیغامی / قطع: رقعی/ شمارگان: ۲۰۰۰ نسخه / تعداد صفحات: ۵۹۲/ چاپ اول: ۱۳۹۰/ قیمت: ۷۰۰۰ تومان/ ناشر: دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها

به گزارش روابط‌ عمومی دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها، شبنم یونسی‌خواه، مدیر انتشارات دفتر با اعلام این خبر گفت: این کتاب ویراست سوم از کتاب اصلی “Media economics: Theory and practice” است که در سال ۲۰۰۴ منتشر شده و توسط عادل پیغامی، پژوهشگر و مترجم حوزه ارتباطات و رسانه به فارسی ترجمه شده است.

وی افزود: اثر حاضر با تمرکز بر اصل علم اقتصاد در بخش تجاری و کسب و کار و به کارگیری آن در صنعت رسانه طراحی شده است و نویسندگان کتاب تلاش دارند با شناسایی موضوعاتی از قبیل بازسازی صنعتی، محدودیت‌های مقرراتی و فعالیت‌های رسانه‌ای بینشی تازه در فرآیند بازتولید جریانات جاری در اقتصاد رسانه‌ای، ایجاد نمایند.

مدیر انتشارات اضافه کرد: رشد چشمگیر رسانه‌ها در چند دهه اخیر و نقش آن‌ها در تحولات جوامع بشری، کانون توجه بسیاری از محققان علوم اجتماعی و ارتباطات قرار گرفته است. این موفقیت و کارآمدی مرهون عوامل متعددی است که از آن میان می‌توان ااقتصاد رسانه‌ها را نام برد که از شاخصه‌های رشد کمی و کیفی رسانه‌ها به شمار می‌رود. اقتصاد رسانه در واقع زیرشاخه‌ای از دو رشته اصلی رسانه و اقتصاد است که با بکارگیری اصول و مبانی نظری و کاربردی در این حوزه به بررسی و تحلیل ویژگی‌های عملیاتی و مالی خاص بنگاه‌های رسانه‌ای می‌پردازد و یا به تعبیری کاربرد نظریات اقتصادی در فضای رسانه‌ها است.

وی اظهار داشت: در کشور ما به رغم شکل‌گیری و رشد نسبی ادبیات علمی حوزه رسانه و ارتباطات، مباحث این رشته هنوز از رشد لازم برخوردار نیست و انتشار این کتاب می‌تواند پاسخی به نیازهای اطلاعاتی دانشجویان و محققان این عرصه باشد.

وی در مورد موضوعات و بخش‌های مختلف این نوشتار افزود: این کتاب در ۲ بخش و ۱۳ فصل تدوین شده است.

بخش اول بر اهمیت رسانه، دغدغه‌های اقتصادی رسانه، تکنیک‌های تحلیل‌های اقتصادی و تجاری، و ویژگی‌های کلی فضای رسانه تمرکز دارد.

بخش دوم نیز رفتار اقتصادی را در صنایع خاصی از رسانه‌ها بررسی می‌کند.

در بخش پایانی هر فصل نیز فهرستی از منابع مفید برای مطالعه بیشتر پیشنهاد شده؛ و در انتهای کتاب، فرهنگ لغات دشوار، برای علاقه‌مندان به مدیریت مالی رسانه‌ها ارائه شده است.

فصول ۱۳ گانه این کتاب عبارتنداز:

– یادداشت ناشر

– مقدمه مترجم

– پیشگفتار

۱. آشنایی با اقتصاد رسانه

۲. اقتصاد و مقررات‌گذاری رسانه

۳. ساختار و تغییر: مروری بر صنعت ارتباطات

۴. اقصاد رسانه‌های بین‌الملل

۵. اقتصاد صنعت روزنامه

۶. اقتصاد کتاب و مجله

۷. شبکه‌های پخش تلویزیونی

۸. اقتصاد صنعت کابلی

۹. اقتصاد هالیوود: پول و رسانه

۱۰. اقتصاد صنعت معاصر رادیو

۱۱. اقتصاد صنعت ضبط

۱۲. اقتصاد صنعت تبلیغات

۱۳. اقتصاد رسانه‌های آنلاین

شایان ذکر است: دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها با توجه به گسترش ادبیات موضوعی حوزه اقتصاد و رسانه، و توجه ویژه به نیاز مطالعاتی جامعه علمی و دانشگاهی کشور دراین بخش، طی یک سال گذشته گام‌های موثری در این زمینه برداشته و با انتشار ۳ عنوان کتاب جدید دراین حوزه منابع علمی ارزشمندی را در اختیار علاقه‌مندان قرار داده است .

متن انگلیسی کتاب در فایل زیر قابل دریافت است.

سه کتاب جدید حاج آقا زائری منتشر شد

رونمایی از کتاب‌های حاج آقا زائری
رونمایی از کتاب‌های حاج آقا زائری

افسوسی شد برای من که نتوانستم در این جمع باشم. آنهایی که دوستشان دارم جمع شده بودند تا سه کتاب جدید حاج آقا زائری را رونمایی کنند.

خبر را در خبرآنلاین بخوانید.

من نه تا به حال حاج آقا زائری را دیدم از نزدیک و نه صحبتی داشتم با ایشان و نه کلا کاری و باری. دل به دل راه دارد. گه‌گاهی ایشان را از تلویزیون می‌دیدم و پای منبر تلویزیونی‌شان می‌نشستم و چند تایی از کتا‌ب‌هایی هم که معرفی کرده بود را خریدم و خواندم و بشاش شدم.

به هر حال در این روزها که یا برخی شدند بله قربان گوی صرف و برخی شدند انحرافی و برخی شدند عربده‌کش چاله‌میدونی به هر چیزی مربوط به حکومت فحش بده، این آدمایی که دارند کار می‌کنند انقدر عزت و احترام پیش خدا دارند که ما کوچک‌تر از آنی هستیم که به احترام‌شان کلاه از سربرداریم.

پ.ن. ۱. تو این جمع کی‌ها بودند: امیرخانی عزیز و دکتر شکرخواه که عشق بچه‌های پیش‌روی روزنامه‌نگار است و حاج آقا آشنای عزیز که هنوز هم با تحلیل‌های ایشان زندگی می‌کنیم. فارغ از این که همراه باشیم یا نباشیم عزیز.

پ.ن. ۲. این روزها سیاست‌زدگی امان‌مان را گرفته و چیزی که بیشتر از همیشه فراموش شده زندگی است و مهم‌تر از آن زندگی انسانی.

آیا توزیع بن کتاب، به این شکل، زیبنده دانشجویان هست؟

خب تیتر همه چیز را در خودش دارد و پاسخ من هم مشخص است. نه! چنین روش و مرامی که در پیش گرفته شده زیبنده هیچ کدام از دانشجویان ما نیست. تا زمانی که مدیران ما دانشجویان را مشتی گدا و مفلوک و بدبخت می‌بینند که برای گرفتن ۲۰ هزار تومان بن کتاب باید بروند بگردند شعبه‌ای از بانک صادرات پیدا کنند و در شلوغی‌های اعصاب خورد کن این بانک بایستند و با این پاسخ گستاخانه مواجه شوند که نه! نداریم! برید یه شعبه دیگه! خب این شایسته دانشجویان ما نیست.

واقعیت این است که چنین شیوه بدوی در توزیع بن‌های کتاب معلوم نیست از کدام اتاق فکر به بیرون آمده اما این تریبون فرصتی است برای گفتن این که آقایان اگر قصد دارند ۲۰ هزار تومان بن کتاب به دانشجو جماعت بدهند راه‌های بهتری برای رساندن این بن‌ها به دانشجویان وجود دارد. دانشجویان ما هم خدا را شکر به اینترنت دسترسی دارند و می‌توان از این امکانات هم به نحو احسن استفاده کرد.

گاهی وقت‌ها استفاده از شیوه‌های سنتی بسیار بهتر از استفاده ناقص از روش‌های مدرن است. لزومی ندارد مطلقا مدرن شویم!

کتاب نقش آفرینی رسانه‌ها در جامعه دانایی منتشر شد

نقش آفرینی رسانه‌ها در جامعه دانایی
نقش آفرینی رسانه‌ها در جامعه دانایی

دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها کتاب «نقش آفرینی رسانه‌ها در جامعه دانایی» را به نویسندگی دکتر حسین مستقیمی منتشر کرد.

نام کتاب: نقش آفرینی رسانه‌ها در جامعه دانایی/ نویسنده: حسین مستقیمی/ قطع: رقعی/ تعداد صفحات: ۲۱۶ / شمارگان: ۱۵۰۰ نسخه/ چاپ اول: ۱۳۹۰/ قیمت: ۴۰۰۰ تومان/ ناشر: دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها

به گزارش روابط عمومی دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها، کتاب حاضر برگرفته از رساله دکترای نویسنده با عنوان «تبیین نقش و جایگاه رسانه‌ها در جامعه دانایی و ارائه رویکرد مدیریتی متناسب با آن» است که زمینه‌های دانش‌افزایی و رسیدن به معرفت هم در روش تحقیق و هم مباحث نظری، در آن مورد توجه قرار گرفته است.

نویسنده در بخش‌های هفت گانه کتاب می‌کوشد با اشراف بر عناصر فرهنگ و ارتباطات، ضمن تبیین نقش و جایگاه رسانه در جامعه دانایی محور، فاصله بین حقیقت رسانه‌ای تا رسانه ایده‌آل در جامعه آرمانی را ترسیم نماید.

وی با تأکید بر جامعه اطلاعاتی و اهمیت تولید دانش در جوامع امروزی، به تشریح ارزش و مختصات جامعه دانایی می‌پردازد و در این فراز، نتایج درخوری را به خواننده عرضه می‌‌کند.

نگارنده در این اثر بیان می‌کندکه جامعه دانایی یک آرمان گریز ناپذیر در مسیر توسعه و تعامل هر ملتی است که در آن گردش امور مبتنی بر دستاورد‌ها، اطلاعات و شاخص‌های علمی است و رسیدن به آن جز با بهره‌گیری از ابزار رسانه امکان‌پذیر نیست.

رسانه در این گذار به عنوان یکی از ابزار و وسایلی است که می‌تواند با نفوذ و کارکردهای متفاوت، جوامع را در دستیابی به اهداف خاص خود یاری دهد. در دنیای امروز با وجود امکانات نوین و گستردگی عرصه پژوهش این امکان در اختیار نظریه‌پردازان و پژوهشگران رسانه قرار داده شده است تا با به آزمون گذاشتن نتایج تحقیقات خود، کاربرد‌ها و کارکردهای نوینی را در زمینه تأثیر گذاری رسانه‌ها به دست آورند.

وی ضمن تاکید بر تدوین الگوهای هنجاری متناسب با عملکرد رسانه‌ها اذعان می‌دارد که رسانه‌ها در حال حاضر از الگویی تبعیت می‌کنند که فاقد راهبردهای جامع در خصوص نقش و جایگاه خود در یک جامعه آرمانی هستند. این وضعیت می‌تواند منجر به بحران رسانه‌ها و نابسامانی‌های رفتاری آن‌ها در حوزه ارتباطات اجتماعی ‌شود که برای نقش‌آفرینی مؤثر لازم است تا الگویی هنجاری برای مدیریت رسانه‌ها ترسیم شود و کارکردهای کلان فرهنگی و اجتماعی در آن مدنظر قرار گیرد. این تحقیق در صدد تبیین این چیدمان از رسانه‌ها در جامعه دانایی محور است.

فصول مختلف این کتاب عبارتند از:

– یادداشت ناشر

– پیشگفتار

– دیباچه

– مقدمه

۱. شناسنامه یک تحقیق نظری

۲. سازمان‌های رسانه‌ای میراث عقلانیت ارتباطی

۳. مختصات جامعه دانایی

۴. رسانه‌ها، راه طی شده

۵. راهبرد فرهنگ ارتباطات رسانه‌ای

۶. رسانه‌ ایده‌آل در جامعه آرمانی

۷. رسانه‌ها: راه پیش‌رو

– ضمیمه

– منابع

رسانه‌ها در ۲۰ روز اول سال ۹۰

پیش از این در مدیر رسانه، ستون سهم من، اعلام سهم من بود از ماهی که گذشت. من، یکی از هزارانِ عاشق رسانه، دنیا را از دریچه رسانه‌ها می‌دیدم و می‌بینم. در این دنیای معمولی، رسانه‌ها سهم من بودند و هستند و در ستون سهم من بهترین تجربه‌های رسانه‌ای خودم را در ماهی که گذشت اعلام می‌کردم. در سهم من همه چیز در سه دسته قرار می‌گرفت: رسانه‌ها؛ پیام‌ها و از چیزهای دیگر.

حالا ادامه سهم من ۹۰ با کمی تغییرات. این بار سعی می‌کنم این ستون را هر هفته منتشر کنم و در مورد طیف بیشتری بنویسم و ستون را محدود به تجربه‌های محدود خودم نکنم. هر چند که شخصا دوست دارم پا روی شن‌های نرم ساحل بگذارم و بعد از نرمی شن‌ها بنویسم. این شما و این رسانه‌ها در ۲۰ روزی که از سال ۹۰ گذشته است.

رسانه‌ها

سواد رسانه‌ای

دو تا خبر می‌دهم و قضاوت با خود خواننده خبر:

آلمان پرس تی‌وی را از ماهواره اس‌ای‌اس آسترا حذف کرد: با حکم دفتر نظارت بر رسانه‌های آلمان پخش برنامه‌های شبکه انگلیسی زبان ایران، پرس تی‌وی، از ماهواره «اس‌ای‌اس آسترا» متوقف شد. چند ماه پیش آفکام، نهاد ناظر بر رسانه‌های بریتانیا، نیز پروانه کار این شبکه را لغو کرد. ‌‌

گزارشگران بدون مرز لغو مجوز فعالیت رویترز در ایران را محکوم کرد: گزارشگران بدون مرز طی بیانیه‌ای سخت‌گیری جمهوری اسلامی علیه رسانه‌های خارجی حاضر در ایران را محکوم کرده است. در این بیانیه آمده است که «رژیم ایران تمامی خروجی‌های اطلاع‌‌رسانی به سوی خارج از کشور را کنترل می‌کند و گزارشگران خارجی نیز همچون همکاران‌شان در داخل ایران تحت کنترل و فشار و ممنوعیت برای اطلاع‌رسانی از موضوع‌های حساس هستند».

کتاب

کتاب تشخیص دروغ در کمتر از پنج دقیقه پیشنهاد مناسبی برای تمامی فعالان رسانه‌ای است. خودم هنوز کتاب را نخواندم اما مروری بر این کتاب را می‌توانید در یک پزشک مطالعه کنید.

روزنامه

چرا روزنامه‌های ما برخلاف کشورهای توسعه‌یافته دنیا در روزهای تعطیل منتشر نمی‌شوند؟

مجله

ویژه‌نامه‌های آخر سال بیشتر روزنامه‌ها و نشریه‌های کشور را دیدم و می‌توانم بگویم که بعد از چند سال دوباره سنت ویژه‌نامه پایان سال پر محتوی و مفید احیا شده است.

موسیقی و ‌صدا

در روزهای پیش رو خبرهای بهتری خواهیم داشت.

فیلم

عاشق این جمله تیم برتون هستم:

من به عقب بر نمی‌گردم، به پیش می‌روم حتی فیلم‌هایم را به خاطر نمی‌سپارم. گاهی با خودم می‌گفتم که طرح‌های من را به حال خود‌‌ رها کنید. ان‌ها همه جا پخش و پلا هستند و برخی از آن‌ها در کشوهای کمد‌هایم مدفون شده‌اند.

متن کامل مصاحبه در سینمای ما

به جانی دپ حسودی‌ام می‌شود؛ به این خاطر که می‌تواند روی صندلی بنشیند و رو به دوربین نگاه کند و بگوید آره درسته. این خود تیمه. تیم همیشه این طور بوده. به این حسودی‌ام می‌شود که من باید او را آقای برتون صدا کند و جانی او را تیم.

راستی چقدر فیلم خوب در دنیا تولید می‌شود این روزها و ما چقدر فاصله داریم که بتوانیم مدام فیلم‌های خوب تولید کنیم. چند تا از همین فیلم‌های خوبی که این چند وقت دیدم:

Super 8

Rise of the Planet of the Apes

My Week with Marilyn

The Girl with the Dragon Tattoo

War Horse

The Descendants

Extremely Loud & Incredibly Close

رادیو

به خدا رادیوی ما قدر خودش را نمی‌داند و هر روز دارد بدتر می‌شود.

تلویزیون

کلاه قرمزی که تنها شاهکار تلویزیون در روزهای عید بود و می‌شود راجع به آن رساله دکتری هم نوشت. خوشحالم که هنوز سلیقه‌ام به سلیقه مردم نزدیک است و چیزهایی را دوست دارم که مردم دوست دارند. چک برگشتی را هم دیر کشف کردم اما ارزش دیدن داشت این کار سیروس مقدم. فارغ از این دو کار که وصله ناجور صدا و سیما بودند، همه کارهای صدا و سیما را یک سره می‌شود ندید گرفت. یعنی بود و نبودشان فرقی ندارد و این البته زحمات همکاران و دوستان رسانه‌ای را ندید گرفتن نیست. مشکل از پیراهنی است که دوستان دارند می‌دوزند، وگرنه هر کس تکه خودش را درست می‌دوزد!

اما هر چقدر که پارسال از حضور فرزاد حسنی و ستاره‌های موسیقی در لحظه‌های تحویل سال در تلویزیون خوشحال شدم باید بگویم که امسال این برنامه‌ها بیشتر شبیه یک کابوس بود. آدم‌هایی که هیچ ربطی به صدا و سیما و مرامش ندارند و فقط و فقط نشانگر اعتمادی است که مدیران رسانه قدرش را ندانستند و از بین رفته و حالا به هر آب و آتشی می‌زنند و آویزان مجری اخراجی می‌شوند و خواننده (یا بهتر است بگوییم خواننده‌های) سابقا آن ور آبی. البته واضح و مبرهن است که من مشکلی با حضور این عزیزان ندارم. مشکل من آن است که نمی‌دانم قسم حضرت عباس ضرغامی را باور کنم یا دم خروس از زیر کت بیرون زده او را.

اینترنت

خبر را باید در کوچه و خیابان جست و جو کرد. این روزها البته با کمی ارفاق می‌توان در شبکه‌های اجتماعی خبرها را پیدا کرد. نمونه‌اش حرف‌های پرستو صالحی در فیس‌بوک در مورد فساد و خانم‌بازی در سینمای ایران و تبدیل شدن همین جمله‌ها به بمب خبری. جناب آقای سلحشور هم پیش از این خب همین‌ها را گفته بودند خب. حالا چون طرف بند می‌ندازه رو صورتش و ریش نداره، حرفش هم ملیح‌تره؟ تا دیروز که سلحشور از فساد می‌نالید ایی بود! امروز کجایند آنها که بگویند این سینما ایراد ندارد؟

پیام‌ها

خبر

خبر انتقال دانشگاه صنعتی شریف به بیابان‌های شمال غرب تهران! نمی‌دانم بخندم یا گریه کنم!

روابط عمومی

بی‌صبرانه منتظر برگزاری هفتمین همایش روابط عمومی الکترونیک هستم.

تبلیغات

تبلیغ جدید بانک ملت و شباهت بسیار زیادش به یکی از کلیپ‌های خانم جی لو هم نقل محافل شده است. این یادداشت بانک نوشت را ببینید و اگر خواستید می‌توانید فیلم را هم دانلود کنید.

تفریحات

تحقیقات رسانه‌ای

از چیزهای دیگر

چرا library.nu تمام شد؟

امروز دنیای اقتصاد پرونده جمع و جوری در مورد تعطیلی سایت library.nu کار کرده است که پیشنهاد می‌کنم آن را مطالعه کنید. در ادامه بخش‌های از این پرونده را انتخاب کردم و اینجا بازنشر کردم.

کتابخانه‌ای‌ مجازی که دود شد

شرکت‌های صنعتی به جای آنکه آثار ما پژوهشگران را به قیمت اندک برای مصرف‌کنندگان بسیار تهیه کنند، آنها را با قیمت بسیار بالا برای چند موسسه‌ ثروتمند تولید می‌کنند. آنها بازاری بزرگ را با بازاری خرد و بسیار ثروتمند جایگزین کرده‌اند. در این میان بازندگان تنها خود کتاب‌ها و نویسندگان‌شان هستند. امروز صنعت چاپ نمی‌تواند آثار ما را به بازار جهانی آدم‌هایی تحویل دهد که مخاطب اصلی پژوهش‌های ما هستند. بل تعداد اندکی از کارهای پژوهشی را چاپ می‌کند و آنها را به قیمت‌هایی بسیار گزاف به نهادها می‌فروختند. این پدیده قضیه را بسیار بدتر کرده است. دیگر حتی کتابخانه‌های دانشگاه‌های ما نمی‌توانند این کتاب‌ها و ژورنال‌ها را بخرند. به همین خاطر بود که library.nu اهمیت داشت و آنها را در دسترس قرار می‌داد.

در هر حال، سایت‌هایی همچون library.nu به وضوح نماینده‌ مسیری ارزشمند هستند به سوی آموزش و یادگیری، آن هم برای بسیاری از مردم در چهارگوشه جهان. پرسش اصلی پیش روی ما از این قرار است: پژوهشگران و دانشمندان اروپایی و آمریکایی می‌خواهند در کدام جبهه این نبرد قرار گیرند؟ سمت مردم یا سمت ناشران؟

آیا حق با ناشر است؟

بسا کسانی که به خاطر سهل بودن همین دانلودها با نویسنده‌ای آشنا شده‌اند و به او علاقه‌مند و بعد حتی کتابش را خریده‌اند؛ بسا محققانی که خواندن همین کتاب‌های دانلودی موجب رشد آنها شده و توانایی خرید کتاب‌های پیشرفته‌تر و بیشتر را پیدا کرده‌اند. به هر حال این مساله‌ای قابل تحقیق و البته چانه‌زنی است که کدام مسیر واقعا به سود مولفان و ناشران است؛ احکامی چنین و وجود کتابخانه‌های مجازی چنان، لااقل خوبی‌شان طرح چنین سوالات بنیادی است.

آیا کتابفروشی‌ها و کتابخانه‌ها محکوم به دیجیتالی‌شدن هستند؟

اقتصاددان بزرگ جوزف شومپتر اصطلاح «تخریب سازنده» را برای توصیف فرآیندی وضع کرد که از طریق آن، نوآوری (از هر دو جنبه فناورانه یا سازمانی که جنبه سازمانی آن را می‌توان اختراع سوپرمارکت دانست) به رشد اقتصادی و رفاه کمک می‌کند، اما هزینه‌ای به صورت نابودی رویه‌‌ها یا نهادهای اقتصادی وجود دارد. به نظر او فرآیند تخریب سازنده عاملی مهم‌تر برای گسترش رفاه اقتصادی در مقایسه با کاهش هزینه‌های تولید یا بهبود محصولات موجود است.

ما شاهد اثرگذاری تخریب سازنده در بخش اطلاعات هستیم چون؛ انقلاب دیجیتالی در بین سایر اثرات خود، اثرات تخریبی بر کتابفروشی‌ها و کتابخانه‌ها، به ویژه کتابخانه‌های دانشکده‌ها و دانشگاه‌ها داشته است به طوری که اینک دانشجویان از این اماکن بسیار کمتر استفاده می‌کنند. آمازون اساسا یک موسسه انبارداری، انجام سفارش و تحویل کتاب و سایر محصولات مصرفی است، اما راز موفقیت غیرعادی آن در این است که مصرف‌کننده را از رنج و زحمت رفتن به کتابفروشی نجات می‌دهد، کتابفروشی‌ای که احتمال زیادی می‌رود آنچه را که وی به دنبالش است نتواند در آنجا پیدا کند.

کتابفروشی‌ها تنها یک مزیت خود را حفظ کرده‌اند: وراندازکردن و ورق‌زدن کتاب در کتابفروشی آسان‌تر از حالت خرید آنلاین است، اگر چه این مزیت هم کمرنگ خواهد شد؛ چون با استفاده از ابزار هوش مصنوعی، آمازون قادر می‌شود کتاب‌هایی را به یک خریدار توصیه کند که خریدار خاصی علاقه‌مند به خرید آنها بوده است.

آیا واقعا با آمدن اینترنت، کتاب‌فروشی‌ها و کتاب‌خانه‌های سنتی و سایر روش‌های توزیع محتوا به مصرف‌کنندگان محکوم به فنا هستند؟ به مدت دست کم یک دهه این واقعیت که کتاب‌فروشی‌ها و کتاب‌خانه‌های سنتی اساسا محکوم به فنا هستند پذیرفته شده است.

سایر فعالیت‌هایی که محکوم به فنا هستند نظام‌های توزیع مرسولات پستی، آلبوم‌های صفحات موسیقی، سالن‌های نمایش فیلم و بسیاری از دیگر روش‌های سنتی ارائه اطلاعات، تفریحات و سرگرمی‌ها و سایر محتویات برای مصرف‌کنندگان است. اگر نظام پستی ایالات متحد را در نظر بگیریم که به مدت چند دهه رشد کرد، تنها در همین چند سال گذشته تعداد مرسولات پستی درجه یک توزیع شده حدود ۲۵ درصد کاهش یافته است.

حتی نسخه‌های چاپی کتاب‌ها، روزنامه‌ها و فیلم‌ها به‌‌ همان راهی خواهند رفت که خود کتاب‌فروشی‌ها و سالن‌های سینما می‌روند. میلیون‌ها کتاب و هزاران فیلم به صورت آنلاین یا به دیگر شکل‌های دیجیتالی در دسترس است که تعداد نامحدودی مصرف‌کننده می‌توانند آنها را خوانده یا تماشا کنند.

شاید سایر نوآوری‌ها به تولیدکنندگان فیلم، کتاب و روزنامه کمک کند اگر چه تاکنون روزنامه‌ها عمدتا تلاش ناموفقی کرده‌اند تا درآمد تبلیغاتی چشمگیر و سایر درآمد‌ها را از محل انتشار نسخه‌ها و مقالات آنلاین خود جمع‌آوری کنند.

من به عنوان یک دانشجوی علاقمند که امکان دسترسی به آخرین منابع مطالعاتی روز دنیا را هم ندارم احتمالا باید تعطیلی این سایت ناراحت کننده باشد. اما شاید بتوان از زاویه‌ای دیگر به ماجرا نگاه کرد و آن این است که دسترسی انبوه به منابع ارزش واقعی منابع را از بین می‌برد. در واقع زمانی که به صورت رایگان و فله‌ای به کتاب‌ها دسترسی می‌یابیم احتمالا کمتر از زمانی که با صرف هزینه به آن کتاب‌ها دسترسی می‌یابیم قدر آن را می‌دانیم.

البته این بحث هنوز ادامه دارد و مطمئنا خود این سایت به تنهایی اهمیت ندارد و مهم شیوه جدید دسترسی است که مسائل مبتلا به فراوانی با خود آورده است.

کتاب جدیدی در حوزه مدیریت رسانه‌های مجازی

مدیریت در فضای نوین ارتباطی
نویسنده: لطف الله سیاهکلی و محسن فردرو
ناشر: انتشارات محسن-عباسی
تعداد صفحات: ۱۸۱
نوبت و سال انتشار: چاپ اول – ۱۳۹۰

مطالعه دیدگاه‌ها و نظریات اندیشمندان پیرامون عصر حاضر نشان می‌دهد: جهان در چند دهه گذشته به سرعت تغییر کرده است و شدت این تغییرات نیز روز به روز افزایش می‌یابد؛ بطوریکه یکی از ویژگیهای عصر حاضر وجود همزمان دو فرهنگ در جوامع است. فرهنگی که قدیمی و سنتی محسوب می‌شود و فرهنگی که جدید و مدرن محسوب می‌شود. این اتفاق در حوزه رسانه‌ها نیز روی داده است. رادیو و تلویزیون، سینما و روزنامه‌ها را که رسانه‌های امروزی می‌دانیم، نسبت به رسانه‌های جدید‌تر که با عنوان رسانه‌های نوین (new media) نامگذاری شده‌اند بایستی رسانه‌های دیروز دانست. کتاب‌ها و دانش ارتباطات نیز به سرعت تغییر کرده‌اند. گرچه همه دانش‌ها و فن آوری‌ها ریشه مشترک دارند، اما شدت تحولات آنچنان است که نظریه‌های اجتماعی یا ارتباطی، فرصت گسترش و تحلیل نمی‌یابند و بصورت مستمر و مداوم نظریات جدیدی به آن‌ها می‌پیوندد. در این شرایط مدیریت بر رسانه‌ها و فن آوری‌های نوین مانند شخصی به نظر می‌رسد که از پنجره قطار سریع السیر مدرن به بیرون می‌نگرد. اندیشمندانی که بر قطار تحولات سوار شده‌اند برای داشتن تحلیل از صحنه‌ای که در پنجره روبرویشان به سرعت می‌گذرد بایستی توانایی خود را افزایش دهند. افزایش توانایی نیازمند داشتن تحلیل و شناخت الگوهای تحول و تغییر و تبیین هوشمندانه از تحولات است. برای داشتن تحلیل از این تحولات که بصورت بحرران‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی نمود می‌یابند مجبوریم، مروری بر گذشته و حال و پیش بینی از آینده داشته باشیم. این بررسی به ما کمک می‌کند تا تصویری که به سرعت از پنجره قطار تحولات به آن می‌نگریم شناخته شده‌تر و واضح‌تر بوده و تصوری از آنچه در بیرون وجود دارد و در ایستگاه قطار به آن می‌رسیم برایمان فراهم شود.

بدین ترتیب برای زندگی و مدیریت در شرایط نوین به دانش و برنامه ریزی جدیدتری نیاز داریم و این نیاز‌ها در تمام حوزه‌های زندگی بشر وجود دارد. ارتباطات عنصر مهم و اساس زندگی امروز بشر است و عدم آشنایی با ابعاد جدید و گسترده آن ضررو زیان‌های فراوان به همراه خواهد داشت. در این کتاب سعی شده با جمع آوری اطلاعات و بررسی و تحلیل نظریه‌ها و دیدگاههای اندیشمندان داخلی و خارجی، با شیوه‌ها و روش‌های جدید مدیریت در فضای نوین ارتباطی آشنا شویم.

مدیر اداره کل منابع نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور خبر داد: مطالعه ۷۹ دقیقه‌ای ایرانی‌ها در سال ۸۹

ایرانی‌ها در سال گذشته ۷۹ دقیقه کتاب، قرآن و ادعیه، روزنامه و مجله مطالعه کردند. این رقم شامل کتاب‌های درسی نمی‌شود.

رضا قربانی، مسؤول گروه “رسانه” ماهنامه مدیریت ارتباطات، وعده داده بود موضوع اقتصاد کتاب را در بیست‌ویکمین شماره این ماهنامه مورد بررسی قرار خواهد داد. حالا او به اتفاق همکارانش مطالب مهمی را در این زمینه به رشته تحریر درآورده‌اند.

در یکی از این مطالب، گفت‌وگویی با سید عارف علوی، مدیر اداره کل منابع نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور انجام شده و وی علاوه بر بیان آخرین آمارهای مربوط به سرانه مطالعه در کشور به پرسش‌های مختلف در مورد مسائل و مشکلات حوزه کتاب، پاسخ داده است.

مدیر اداره کل منابع نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در مورد آخرین تغییرات وضعیت کتاب‌خوانی مردم می‌گوید: یک رقم مشهوری هست که مردم ایران دو دقیقه در روز مطالعه می‌کنند. این آمار متعلق به اوائل دهۀ پنجاه است. در سال ۱۳۸۸ طبق سنجش‌های علمی شاخص‌های فرهنگی کشور، مردم ۷۶ دقیقه در روز مطالعه می‌کردند که البته این رقم شامل کتاب‌های درسی نیست ولی قرآن و ادعیه، اینترنت، روزنامه، مجله و کتاب را شامل می‌شود. این عدد در سال ۱۳۸۹ به ۷۹ دقیقه رسیده است. وی ادامه می‌‌دهد: سهم کتاب در سال ۱۳۸۸، هجده دقیقه در روز بوده است. علوی با اعلام اینکه این رقم، بد نیست، ولی خیلی با انتظارات‌مان فاصله دارد به پرسش‌های مختلف خبرنگار ماهنامه مدیریت ارتباطات پاسخ داده است.

از جمله ارائه آمارهای مختف خرید کتاب توسط این نهاد: اجازه بدهید بخشی از آمار ۹ ماهۀ اول سال جاری را توضیح بدهم. ما در این بازۀ زمانی حدود ۵/۸میلیارد تومان خرید متمرکز کتاب داشته‌ایم. ۴/۱میلیارد تومان هم نشریه و مجله خریده‌ایم، البته بدون روزنامه‌ها، چون فرآیند توزیع ما زمان‌بَر است و به همین دلیل مراکز استان‌ها می‌توانند رأساً اقدام به خرید روزنامه بکنند. سیستم «کتاب من» هم در کتابخانه‌ها راه‌اندازی شده است، به این صورت که عضو کتابخانه به سراغ کتاب‌دار می‌رود و می‌گوید کتابی که در کتابخانه نیست را نیاز دارد. این درخواست ارسال می‌شود و کتاب مورد نیاز به صورت تک‌خرید برای آن کتابخانه خاص ارسال می‌شود.

حدود ۲ میلیارد تومان هم برای این تک‌خریدها هزینه شده است. یکی دیگر از اقدامات نهاد، مسابقه‌های کتاب‌خوانی ماهانه است. ۲ میلیارد تومان هزینۀ تأمین منابع این طرح شده است. یک طرح دیگر هم با عنوان «کتاب برتر» داشته‌ایم که در آن هزار عنوان کتاب برتر در یکصد حوزه شناسایی و ترویج می‌شوند. لیست این کتاب‌ها در سایت booki.ir موجود است. ۳ میلیارد تومان هم برای این طرح بودجه کنار گذاشته شد.

علوی در پاسخ به این سؤوال که در بخش خرید متمرکز کتاب برای کتابخانه‌های کشور، چند عنوان کتاب خریده‌اید و به چه تعداد؟ می‌گوید: حدوداً ۵/۲میلیون جلد کتاب خریده‌ایم، در تقریباً ۱۵۰۰ عنوان. وقتی خرید یک کتاب به صورت متمرکز تصویب می‌شود، ما حداقل ۳۱ نسخه خرید می‌کنیم برای کتابخانه‌های اصلی مراکز استان‌ها. حداکثر هم ۳۰۰۰ نسخه خرید می‌کنیم که ۲۷۶۰ نسخه برای تمام کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور می‌رود و مابقی نیز انبار می‌شود برای کتابخانه‌هایی که در آینده راه‌اندازی می‌شوند.

مشروح گفت‌وگوی ۲ ساعته ماهنامه مدیریت ارتباطات با مدیر اداره کل منابع نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور را در بیست‌ویکمین شماره این ماهنامه پیگیری نمائید.

چرا کتاب زندگینامه استیو جابز باید پرفروش‌ترین کتاب سال ۲۰۱۱ شود؟

در این شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات یادداشتی در مورد کتاب زندگینامه استیو جابز نوشتم: بررسی اهمیت فیلسوفی به نام جابز که حتی با مرگش هم پرفروش‌ترین کتاب سال ۲۰۱۱ را به نام خود کرد.

در بخشی از این یادداشت نوشتم:

احتمالا پرفروش شدن کتاب زندگینامه استیو جابز مهم‌ترین اتفاق صنعت چاپ و نشر کتاب در سال ۲۰۱۱ نیست، اما اگر فهرستی از ۳ اتفاق مهم صنعت چاپ و نشر کتاب را جمع کنیم یکی از آن سه اتفاق بی‌شک مربوط به همین کتاب خواهد بود. این کتاب در مدتی اندک جزو پرفروش‌ترین کتاب‌های سال شده و حالا که چند روزی به پایان سال نمانده این امید وجود دارد که پرفروش‌ترین کتاب ۲۰۱۱ شود. این کتاب را والتر آیزاکسن از طریق بیش از ۴۰ گفت و گو با خود استیو جابز و ۱۰۰ نفر از دوستان و دشمنان این مرد نوشته است. این کتاب یک چهار راه و محل تلاقی بسیاری از مردان و زنان رسانه است. اولین آنها خود استیو جابز که شخصیتی تاثیر‌گذار در و بر عالم رسانه بوده است. دومی والتر آیزاکسن است که علاوه بر این که کتاب‌های زندگینامه‌ای معروفی نوشته سردبیر هفته‌نامه تایم و از مدیران سی‌ان‌ان بوده است. فروش خود کتاب و انتشار آن بلافاصله بعد از مرگ جابز هم حکایت از زمان‌شناسی و بازاریابی مناسب ناشر آن دارد. اما چرا این کتاب ارزش بررسی دارد؟

در این یادداشت سعی کردم برخی از این دلایل را مرور کنم و مطابق با زنجیره ارزش کتاب آنها را بشکافم.

شماره ۲۰ ماهنامه مدیریت ارتباطات از امروز در دکه‌ها قابل تهیه است.

کتاب اول مجموعه تحلیل گفتمان رسانه‌های جهان منتشر شد

کتاب اول مجموعه تحلیل گفتمان رسانه‌های جهان با عنوان رسانه‌های بیگانه: قرائتی با تحلیل گفتمان به قلم دکتر حسن بشیر، توسط انتشارات سیمای شرق و با همکاری ماهنامه مدیریت ارتباطات، منتشر شد.

به گزارش سایت مدیریت ارتباطات، این کتاب که در برگیرنده‌ی تحلیل بازتاب سیزده خبر مهم رسانه‌های جهان، منتشر شده در ماهنامه مدیریت ارتباطات است، یک کتاب دانشگاهی برای شناخت بهتر روش عملیاتی تحلیل گفتمان به شمار می‌رود و دانشجویان و فعالان رسانه، ارتباطات، روابط‌عمومی و تبلیغات، مخاطبان آن محسوب می‌شوند.

این گزارش حاکیست، در این کتاب علاوه بر تحلیل گفتمان «نامه احمدی‌نژاد به مردم آمریکا»، «تصویر پرونده هسته‌ای ایران در رسانه‌های جهان»، «اسلام هراسی: مقدمه‌ای برای ایران هراسی»، «ایرانیان دخالت بیگانگان را نمی‌پذیرند»، «گوته، در بوته آزمایش»، «بمب سیاسی رئیس‌جمهور»، «سکولاریسم: نگرانی جدید جهانی»، «ویکی‌لیکس: ضد جریان دیپلماسی سیاه»، «شبکه جنبش‌های مردمی و ارتباطات اسلامی»، «بیداری اسلامی و دیپلماسی تقابلی»، «تروریسم بحرینی و دیپلماسی سکوت»، «دیپلماسی تلفیقی جنگ نرم و جنگ سخت» و «دیپلماسی بحران‌سازی: سوریه و بازنمایی‌های رسانه‌ای» منتشر شده است.

این کتاب که چاپ اول آن در ۳ هزار نسخه و در ۱۵۶ صفحه منتشر شده است به قیمت ۳۸۰۰ تومان و از طریق فروشگاه آنلاین www.prshop.ir قابل تهیه است. کتاب دوم این مجموعه بهار سال آینده منتشر خواهد شد.

نورالدین پسر ایران

امروز در بین شلوغی همه کارهایی که داشتم فرصتی پیش آمد و در مراسم رونمایی کتاب نورالدین پسر ایران حضور پیدا کردم. این برنامه را دوست داشتم؛ بیشتر به خاطر سادگی و صفا و صمیمیت مردی که برنامه به افتخار او برگزار شده بود. البته دوستان سوره‌ای را هم دیدم و این فرصتی بود برای من. اما بین همه این رویدادها عکسی آنجا بود که هنوز برایم جالب است. آن که در وسط ایستاده و صورتش داغان شده نورالدین است. در این جمع تعدادی شهید هم حضور دارند. کمی وقت بگذارید و به چهره‌ها نگاه کنید. احساسات بی‌پیرایه‌شان را دریابید.

چهارمین کتاب فارسی در زمینه مدیریت رسانه و همین طور اقتصاد رسانه

چهارمین کتاب در زمینه اقتصاد رسانه

امروز از دو کتاب جدید در زمینه مدیریت و اقتصاد رسانه در نمایشگاه مطبوعات رونمایی می‌شود.  یکی کتاب آشنایی یا اقتصاد رسانه که ترجمه است و دیگری کتاب مدیریت رسانه که تالیف است. مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها این خبر را منتشر کرده بود:

کتاب «آشنایی با اقتصاد و رسانه» نوشته «گیلیان دویله» و با ترجمه محمد نعمتی و روح‌الله کهن هوش‌نژاد از سوی دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها منتشر شد.

نام کتاب: آشنایی با اقتصاد رسانه/ نویسنده: گیلیان دویله/ مترجمان محمد نعمتی و روح‌الله کهن هوش‌نژاد/ قطع: رقعی / شمارگان: ۱۵۰۰ نسخه/ تعداد صفحات: ۳۲۸ صفحه/ قیمت ۴۰۰۰ تومان/ چاپ اول: ۱۳۹۰/ ناشر: دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها

به گزارش روابط عمومی دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها، «اقتصاد و رسانه مفهومی است که با ادغام چارچوب نظری رسانه با تفکر اقتصادی، برای مطالعات اقتصادی یک واحد رسانه‌ای به کار برده می‌شود. در این حوزه مطالعاتی، عوامل تأثیرگذار اقتصادی و مالی بر فعالیت‌های ارتباطی بنگاه‌های رسانه‌ای و صنایع ارتباطات بررسی می‌شود و جریان عرضه و تقاضا در بازار تولید و پخش محتوای رسانه‌ای با کمک الگو‌ها و ابزارهای تجزیه و تحلیل اقتصادی مورد توجه قرار می‌گیرد.

کتاب حاضر تلاش دارد برخی از مهم‌ترین مفاهیم اقتصادی تأثیرگذار بر رسانه را تببین و تشریح نماید. سهولت و بیان روان مفاهیم تخصصی در این کتاب به گونه‌ای است که مطالعه آن را برای خوانندگانی که حتی با علم اقتصاد آشنایی تخصصی ندارند ساده می‌سازد و به سؤالات آنان در ارتباط با تعامل اقتصاد و رسانه پاسخ می‌دهد.

دو فصل نخست کتاب به توضیح تعدادی از مفاهیم گسترده و بنیادین مرتبط با مطالعه اقتصاد می‌پردازد که به عنوان علمی تأثیرگذار بر حوزه رسانه به شمار می‌رود.

هر یک از شش فصل بعدی نیز به بررسی بخش خاصی از فعالیت‌های رسانه‌ای مانند تلویزیون، رسانه مکتوب یا رسانه جدید می‌پردازد.

البته این فصل‌ها به بررسی کامل اقتصاد هر یک از این رسانه‌ها نمی‌پردازند، اما چارچوبی ارائه می‌دهند که در آن دو یا سه مفهوم اصلی اقتصادی یا سؤالات مرتبط با آن بخش صنعتی مورد بررسی دقیق قرار می‌گیرند.

فصل آخر نیز به بررسی نقش اقتصاد رسانه در اطلاع‌رسانی در خصوص مسائل سیاست عمومی اختصاص دارد.

فهرست مطالب کتاب عبارتند از:

– یادداشت ناشر

– مقدمه‌ای بر اقتصاد رسانه

– استراتژی‌های شرکتی

– اقتصاد تبلیغات

– بخش تلویزیونی

– تولید تلویزیونی

– صنعت بین‌المللی فیلم‌سازی

– رسانه چاپ

– رسانه جدید

– اقتصاد رسانه و سیاست عمومی

– منابع

من این کتاب را از غرفه دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها در هجدهمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها تهیه کردم. اما امروز کتاب دیگری در زمینه مدیریت رسانه رونمایی می‌شود که در مورد آن فقط این را می‌دانم که وحید خاشعی نویسنده آن است.

کتاب دیگری درباره اقتصاد رسانه منتشر شد

با خبر شدم کتاب دیگری در زمینه اقتصاد رسانه منتشر شده است. تا جایی که من می‌دانم این سومین کتابی است که در زمینه اقتصاد رسانه منتشر می‌شود. پیش از تنها کتاب فارسی کتاب اقتصاد رسانه پیکارد بود. چند هفته پیش هم کتاب اقتصاد و رسانه منتشر شد و اکنون هم اقتصاد رسانه‌ها.

کتاب اقتصاد رسانه‏‌ها نوشته دکتر میثم موسایی از سوی سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت) در ۲۱۵ صفحه منتشر شده است.

دکتر موسایی درس اقتصاد ارتباطات و رسانه‏‌ها را در علامه تدریس می‌کند.  اقتصاد فرهنگ و اقتصاد رسانه‏‌ها هم از زمینه‌های مورد علاقه اوست. مطالب کتاب بر اساس سرفصل‌های تنظیمی شورای انقلاب فرهنگی تهیه و برای تدریس اقتصاد ارتباطات یا اقتصاد رسانه‏‌ها تنظیم شده است.

تا جایی که من می‌دانم رسانه‌ها موضوع مطالعه علومی مانند جامعه‌شناسی، سیاست، روانشناسی، مدیریت، مطالعات فرهنگی و اقتصاد هستند. در اقتصاد رسانه رسانه مانند یک بنگاه اقتصادی تجزیه و تحلیل می‌شود. تفاوتی که رسانه‌ها با دیگر بنگاه‌ها دارند در نوع تولیدات آنهاست: پیام. پیام باعث می‌شود تا بررسی و تجزیه و تحلیل اقتصادی رسانه‌ها متفاوت از دیگر بنگاه‌ها باشد.

کتاب در ۹ فصل ارائه شده که مقدم‌ه‏ای بر اقتصاد رسانه‏‌ها، تقاضای محصولات رسانه‌‏ای، مقدم‌ه‏ای در عرضه محصولات رسانه‌‏ای، عرضه محصولات رسانه‌‏ای، رفتار بنگاه‌ها و منطق اقتصادی قبول کپی رایت، تعادل در بازار رسانه‌‏ای و عوامل مؤثر بر آن، دولت و یارانه مطبوعات، دولت و یارانه کتاب، دولت، یارانه‏‌ها و اقتصاد سینما به ترتیب فصل‌های ۹ گانه این کتاب را تشکیل می‌‏دهند.

عمومی بودن محصولات رسانه‏‌ای، کپی رایت، بنگاه‌های رسانه‏‌ای، محدودیت درآمد و وقت، تقاضا برای محصولات رسانه‏‌ای در ایران، اهداف بنگاه‌های رسانه‏‌ای، اهداف غیراقتصادی، رقابت انحصاری، انحصار چندجانبه، انواع بنگاه‌های رسانه‏‌ای و محصولات آن‌ها، تابع تولید و هزینه‏‌های تولید، نقش هزینه‏‌ها بر تصمیمات بنگاه رسانه‏‌ای، کاربرد تئوری عرضه برای بنگاه‌های رسانه‏‌ای، تغییر قیمت محصول رسانه‏‌ای، تغییر درآمد مخاطبان، نیز از جمله مباحث مطرح شده در فصول این کتاب هستند.

پ.ن. در تهیه این متن از متن خبرگزاری مهر هم استفاده کردم.