چرا هر چیزی به سرعت توان این را دارد که به یک بحران رسانه‌ای تبدیل شود

توضیح ضروری: این مطلب را سال گذشته برای ماهنامه مدیریت ارتباطات نوشتم و الان اینجا بازنشر می‌کنم.

نه رسانه میدان جنگ است و نه فعالان رسانه‌ای چریک‌های این جنگ نرم! رسانه رسانه است؛ ابزاری مانند صدها ابزار دنیای جدید. رسانه بخشی از دنیای جدید است و برخلاف تصور این دنیای جدید سابقه و تاریخ طولانی ندارد. مظاهر رسانه‌ای دنیای جدید چنان تازه هستند که اگر به دهه هفتاد بازگردیم و بگوییم تا ۲۰ سال بعد ابزارهای کوچکی می‌آید که به اندازه یک کف دست است و جایگزین کتاب و روزنامه و هفته‌نامه و ماهنامه و حتی تلویزیون و رادیو می‌شود کسی باور نمی‌کند.

چنین تصاویری در دهه ۷۰ در نشریه‌هایی که از جنس آینده بودند مثل دانستنیها و دانشمند منتشر می‌شد و چندان جدی گرفته نمی‌شد. همان زمان رسانه معادل روزنامه بود و روزنامه معادل کاغذ. متاسفانه هنوز هم همین طرز فکر ابزارگرایانه و تقلیل‌گرا را شاهد هستیم. هنوز هم بسیاری تصور می‌کنند روزنامه یعنی کاغذ.

در کتاب و فیلم هری پاتر روزنامه‌هایی توصیف شده بود که تصاویر آن مانند فیلم متحرک بودند. در زمان ساخته شدن اولین قسمت‌های این فیلم این تصاویر بیش از حد تخیلی بود؛ ولی امروز به لطف توسعه HTML5 و CSS3 شاهد وب‌سایت‌هایی هستیم که فیلم و گرافیک و تصویر و متن را در هم آمیخته‌اند و همه فرم‌های رسانه‌ای به خدمت ارائه محتوا آمده‌اند.

ادامه…

کسب‌وکارهای اینترنتی و کرونا / فرصت یا سراب فرصت؟

توضیح ضروری: این متن را اواخر اسفند سال ۱۳۹۸ نوشتم و هنوز هم فکر می‌کنم تازه است.

این درست است که کسب‌وکارهای اینترنتی و با رشد سریع، سهم روبه‌رشدی در اقتصاد دارند، اما بیایید جهانی را تصور کنیم که در آن به‌طور کامل به این باور برسیم که سایر انواع کسب‌وکارهای کوچک اهمیت چندانی ندارند. اگر سیاست‌گذاران بتوانند شرکت‌های اینترنتی و با رشد سریع را در همان مراحل اولیه تشخیص دهند، ممکن است به‌طور منطقی تصمیم بگیرند که زمانی را برای مجوز دادن یا حمایت از سایر کسب‌وکارها اختصاص ندهند.

استدلال اقتصادی نیز چنین خواهد بود که کسب‌وکارهای کوچک ارزش توجه دولت و بازار را ندارند؛ چراکه آنها با سرعت زیاد شکست می‌خورند و توسط دیگر کسب‌وکارها جایگزین می‌شوند و در مجموع به نظر نمی‌آید که چیزی به اقتصاد اضافه کنند.

در این‌چنین جهان خیالی، وام‌ها و دیگر خدماتی که کسب‌وکارهای کوچک را حمایت می‌کنند، وجود نخواهند داشت. بدون یک بازار وام‌دهی به کسب‌وکارهای کوچک، هیچ سرمایه‌گذار خصوصی برای این کسب‌وکارها وجود نخواهد داشت؛ به‌جز تعداد کمی شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطر‌پذیر که روی نوآوری و صنایعی با فناوری بالا متمرکزند. این نوع اقتصاد توسط کسب‌وکارهای بزرگ هدایت می‌شود، به نحوی که هر مغازه خیابان اصلی به یک رستوران زنجیره‌ای یا یک فروشگاه زنجیره‌ای تبدیل خواهد شد؛ بنابراین به استثنای چند کارآفرین با رشد سریع، هیچ‌کس به‌تنهایی مالک مغازه‌ای نخواهد بود. یک راننده اسنپ یا تپسی به‌عنوان یک کارمند اسنپ یا تپسی فعالیت خواهند کرد و یک وکیل در یک شهر کوچک کارمند یک شرکت وکالت بزرگ خواهد شد.

ادامه…