با تراکتور! بی‌ تراکتور! گاهی وقت‌ها به آسمان نگاه کن!

عباس: مو اصلا توقعی نداشتم … سر زمین بودُم با تراکتور…. جنگ هم که تموم شد، برگشتُم سر همو زمین، بی تراکتور! مو حتی دفترچه بیمه هم نگرفتم. حالا برا مو زوره که همچی تهمتی به مو بزنن …. خواهر با شمام، شما سهمتون رو دادین. سهمتون همین نیش‌هایی بود که زدین … دست شما […]